-
راهنما سالنامه لیست اعضا جستجو
 
پاسخ گوی آنلاین سؤالات شرعی


زمان کنونی: 24-05-2012, 10:25 PM درود مهمان گرامی! (ورودثبت نام)


اطلاعیه های تالار

یا صاحب الزمان کی شود پشت به خانه کعبه دهی وبانگ انا المهدی سر دهی؟؟؟

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نقد استدلال براهمه بر محال بودن بعثت پیامبران
نویسنده پیام
naser66 آفلاین
کارشناس اخلاق
*****

ارسال‌ها: 728
تاریخ عضویت: Sep 2009
اعتبار: 3
ارسال: #1
نقد استدلال براهمه بر محال بودن بعثت پیامبران
بر خلاف اتفاق نظر پیروان تمام شرایع آسمانی، گروهی به نام براهمه بعثت پیامبران را از جانب خدا امری غیر ممكن و محال دانسته و دلائل موهون آنان در كتابهای ملل و نحل و علم كلام مذكور است و در این گفتار به طور اجمال به نقل و نقد آنها می‏پردازیم:
دلیل اول:
برنامه پیامبران در مقایسه با داوریهای عقل از دو حالت بیرون نیست:
الف: موافق با داوریهای خرد است.
ب: مخالف با داوریهای عقل است.
در صورت نخست، نیازی به بعثت آنان نیست و در حقیقت بعثت پیامبران، كاری لغو و بیهوده به شمار می‏رود.
و در صورت دوم، برنامه‏های آنان قابل پذیرش نمی‏باشد.
پاسخ این استدلال بسیار روشن است. زیرا برنامه پیامبران قطعاً باداوری‏های عقل (آنجا كه عقل داوری دارد) موافق می‏باشد، ولی آنچه را عقل در مورد آن، داوری دارد یك رشته قضایای كلی است بدون اینكه جزئیات و مصادیق آن را بیان كند، مثلاً خرد می گوید: باید بدنبال كارهای مفید و سودمند رفت، و از كارهای زیانبار دوری جست، اما اینكه كدام كار مفید، و كدام كار مضر است، عقل در این باره نظر روشنی ندارد و غالبا دچار شك و تردید می‏گردد.
آگاهی خرد تا آن حد گسترده نیست كه علاوه بر تبیین ضابطه كلی، صغریات و موضوعات را نیز بدون كم و زیاد بیان كند، و از طرفی علم بشر نیز نمی تواند پاسخگوی این مشكل باشد. زیرا، اولاً مطالعات علمی بشر غالبا محدود به سود و زیانهای جسمی است و ثانیاً بُرد معرفت علمی در این قلمرو نیز محدود است.
خلاصه: اعزام پیامبران برای تبیین موضوعات آن ضابطه كلی است كه عقل پیوسته به آن دعوت می كند، توگوئی پیامبران بسان پزشكانی هستند كه به بیماران می‏گویند: از آن غذا بخور كه مفید است و از غذای دیگر بپرهیز كه مضر است.
به عبارت دیگر: سعادتمندی انسان در بعد نظری، در گروه دو مطلب است:
1 ـ بیان ضوابط كلی و معیارهای ثابت خوب و بد (حسن و قبح).
2 ـ بیان مصادیق و موارد آن ضوابط كلی.
مخالفان لزوم بعثت پیامبران در بخش نخست همان «براهمه» هستند كه به قضاوتهای عقلی استناد می كنند و می‏گویند: فرد انسانی در تبیین این ضوابط كار آمد است و پاسخ آن این است كه داده‎های شرع و ارمغانهای رسالت اگر چه با قضاوتهای عقل هماهنگ است ولی در این مورد، خرد، با دو نوع نارسایی مواجه است: یكی در مورد بیان مصادیق و دیگری محدودیت داوریهای عقل در زمینه ضوابط و معیار‏های كلی.
و مخالفان لزوم اعزام رجال الهی، در بخش دوم به كاوشهای علمی استناد می‏جویند. ولی مطالعات و كاوشهای علمی نیز با مشكل مهمی روبرو هستند وآن محدودیت قلمرو مباحث علمی و ره نیافتن آن به حقائق روحی و سود و زیانهای فكری و معنوی است با آنكه بخش اصیل شخصیت انسان را روح و خواص روحی تشكیل می‏دهند.
به دیگر سخن: ریشه اشتباه در این استدلال آن است كه برنامه های پیامبران در دو نوع (موافق خرد و مخالف آن) خلاصه شده است در صورتی كه «ره آورد» وحی می‏تواند چیزی غیر از این دو باشد یعنی امكان دارد پیامبران در پرتو وحی برنامه‏ای را عرضه كنند كه مرغ اندیشه هیچ دانشمندی هرچه هم بلند پرواز باشد، به آشیان آن نرسد، و با مراجعه به برنامه‏های شرایع پیامبران روشن می‏شود كه آنان روی موضوعاتی فشار می‏آورده‏اند كه مردم آن روز دچار اشتباه و گمراهی بودند آنان به یكتا‏پرستی و خداپرستی دعوت می‏كردند در حالی كه بشر در منجلاب بت‏پرستی و شرك فرو رفته بود، بشر آن روز بازگشت انسان را به حیات جدید امری محال یا مستبعد تلقی می‏كرد، در حالی كه تمام پیامبران پس از توحید، معاد را ركن شریعت خود معرفی نموده، ودین را بدون اعتقاد به معاد، كاملا عقیم و بی ثمر می‏اندیشیدند.
علاوه بر این، آن دسته از تعالیم پیامبران كه ارشاد به حكم عقل می‏باشد نیز عبث و بی فایده نخواهد بود، زیرا موجب تقویت و تأیید احكام و آراء عقلی می‏باشد هم چنان كه بر یك مطلب نخست دلیل عقلی اقامه می‏گردد، آنگاه برای تأیید و تحكیم آن دلایل عقلی دیگری نیز آورده می‏شود، بدون شك هیچ متفكری تعدد دلایل عقلی بر یك مطلب (و به ویژه مطلب مهم و حیاتی) را عبث و بیهوده ندانسته، بلكه آن را مفید و سودمند می‏شمارد.
دلیل دوم:
در شرایع آسمانی دستورهائی وارد شده است كه فاقد نفع و فائده می‏باشد، و یا از برخی كارهای مفید برای بشر نهی گردیده است، مثل اینكه رو به كعبه بایستیم و نماز بخوانیم و دور آن طواف كنیم، و سنگی را استلام كنیم، و احیانا از خوردن و نوشیدن برخی آشامیدنی‏ها و نوشیدنی‏ها نهی كرده است.
این سخن در صورتی می‏تواند در صحت این تعالیم شك و تردید ایجاد كند كه ما بدانیم در این موارد مصلحت و سودی نیست، در حالی كه نه تنها چنین نیست، بلكه نفع و سود آنها كاملا روشن است مثلا اگر برخی از غذاها حرام گردیده است به خاطر زیانبار بودن آنها است، و خوشبختانه خود بشر به مرور زمان در پرتو علم و تجربه، به زیانبار بودن آنها پی برده است، دانش بشر امروز از مفاسد و مضار مرده خواری و استفاده از گوشت خوك و نوشیدن شراب پرده برداشته است، و بسیاری از مرگ و میرهای زودرس و یا رشد جنایت در جامعه را معلول استفاده از این غذاها می‏داند، اگر دستور داده است كه به نقطه واحد متوجه شویم به خاطر این است كه وحدت پیروان آئین را از این جهت حفظ كند تا همگی به نقطه واحدی متوجه گردند. استلام حجر به خاطر تجدید میثاق با ابراهیم خلیل و بت شكن است كه از جاده توحید منحرف نشویم، درست مانند تعظیم در برابر پرچم كشور است كه به ظاهر یك پارچه چند سانتی متری است ولی در واقع مظهر استقلال كشور بشمار می‏رود و خضوع در برابر آن احترام به كشور و استقلال آن است. و خوشبختانه پیشوایان بزرگ اسلام از روز نخست به پیروی از قرآن بخشی به نام علل الشرایع گشوده اند كه پاسخگوی این نوع پرسشها است.
تا اینجا با دلائل عمده برهمنها آشنا شدیم البته شبهات آنان منحصر به آنچه كه در اینجا یادآور شدیم نیست و قاضی عبدالجبار شبهات متعددی از آنان نقل كرده كه نقل و نقد آنها مایه گستردگی سخن است و علاقمندان می‏توانند به كتابهای مفصل كلامی مراجعه كنند. (المغنی 15/146 ـ 109)

\[تصویر:  images?q=tbn:ANd9GcTsfC38M6WeQhQf1tulVxm...dXMldv_RpA]
19-10-2010 09:53 AM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن: