-
راهنما سالنامه لیست اعضا جستجو
 
پاسخ گوی آنلاین سؤالات شرعی


زمان کنونی: 24-05-2012, 07:10 PM درود مهمان گرامی! (ورودثبت نام)


اطلاعیه های تالار

یا صاحب الزمان کی شود پشت به خانه کعبه دهی وبانگ انا المهدی سر دهی؟؟؟

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امیتازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
پاسخ به شبهات وهابیت
نویسنده پیام
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #1
پاسخ به شبهات وهابیت
سلام هم ولایتی بر دوستان عزیزم

در این تاپیک به صورت خلاصه شبهاتی که وهابیون در زمینه های مختلف مطرح می نمایند مطرح شده و به آن پاسخ داده خواهد شد .

موفق باشید

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
07-10-2009 12:00 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #2
RE: پاسخ به شبهات وهابیت
آيا توسّل به پيامبر و اهل بيت او عليهم السلام شرك است ؟

با اندكى دقّت در اطراف خود، متوجّه مى شويم كه گردش امور هستى ، بر اساس ‍ اسباب و وسايل و به تعبيرى ديگر توسّل است . آب و مواد غذايى از طريق ريشه ، تنه و شاخه درخت ، به برگ آن مى رسد و ريشه درخت از طريق برگ ، نور و هوا را دريافت مى كند.
باران كه مى بارد، به واسطه ابر است و ابر به وسيله گرم شدن آب دريا در اثر نور خورشيد ايجاد مى شود.
در حديثى از امام صادق عليه السلام مى خوانيم : « اَبى اللّه ان يجرى الاشياء الاّ بالاسباب » (1) خداوند از اين كه كارها بدون سبب و علّت جريان پيدا كند، اِبا دارد. خداوند براى هر كارى واسطه و علّتى قرار داده است .
هر چند شفا و درمان از خداست ، (و اذا مرضت فهو يشفين ) (2) امّا همين شفا را خداوند در عسل قرار داده است ؛ ( فيه شفاء للنّاس ) (3)
هر چند خداوند كارها را تدبير مى كند، ( يُدبّر الامر) (4) امّا فرشتگان واسطه تدبير او هستند. (فالمدبّرات امراً ) (5)
در مورد توسّل قرآن مى فرمايد: (و ابتغوا اليه الوسيلة ) (6) وسيله اى براى نزديكى به خدا جستجو نماييد. حال ، آن وسيله كدام است ؟
خداوند در اين آيه ، نوع وسيله را براى ما مشخّص نكرده و به صورت مطلق فرموده است . لذا وسيله ، شامل هر چيزى كه ما را به خدا نزديك كند، مى شود.

توسّل حضرت آدم
حضرت آدم پس از آنكه از بهشت اخراج گرديد، ساليانى را به گريه ، زارى ، توبه و انابه گذراند، سپس كلماتى را از طرف پروردگارش دريافت كرد و به آن كلمات متوسّل شد. قرآن مى فرمايد: (فتلقّى آدم من ربّه كلمات فتاب عليه ) (7)
فخر رازى و بسيارى از مفسران اهل سنت گفته اند كه مراد از « كلمات » كه حضرت آدم به آنها متوسّل گرديد، نام پيامبر و اهل بيتش بوده است . و آن كلمات اين چنين بود:
« الهى يا حميد بحقّ محمّد، يا عالى بحقّ علىّ، يا فاطر بحقّ فاطمة ، يا محسن بحقّ الحسن ، يا قديم الاحسان بحقّ الحسين و منك الاحسان »

واسطه قراردادن پيامبر و اوليا
وهّابيون مى گويند: اگر نام كسى را در كنار نام خدا ببريد شرك است !

در حالى كه اگر اين سخن آنها درست باشد، خداوند نعوذ باللّه خود مشرك است . زيرا در آيه 74 سوره توبه مى فرمايد: (وما نقموا الاّ اغناهم اللّه ورسوله من فضله ) خداوند و پيامبرش آنها را بى نياز نمودند. و در جاى ديگر مى فرمايد: (اللّه يتوفّى الانفس ) ( خداوند جان ها را مى گيرد. و در جاى ديگرى مى فرمايد: (يتوفّاكم ملك الموت )(9) ملك الموت جان شما را مى گيرد. بنابراين واسطه داشتن ، نه تنها شرك نيست ، بلكه اساس هستى بر مبناى واسطه است .

توسّل به پيامبر و اهل بيت او
وهّابى ها مى گويند: پيامبر كه مُرد، مُرد، خاك شد و جماد گرديد!

در پاسخ مى گويم :
اوّلاً ما اين مطلب را قبول نداريم . ثانياً، بر فرض محال ، قبول كرديم ، ما به مقام پيامبر متوسّل مى شويم و مقام زنده و مرده ندارد. مقام ابوعلى سينا محفوظ است چه زنده باشد و چه نباشد.
علاوه بر آن كه ما معتقديم كه پيامبر و اهل بيت او ائمّه ما زنده اند، قرآن مى فرمايد: (و لا تحسبن الذين قتلوا فى سبيل الله امواتاً بل احياء عند ربهم يرزقون )(10) و گمان مبريد كسانى را كه در راه خدا كشته شدند، مرده اند، بلكه آنها زنده و در پيشگاه خداوند روزى مى خورند.
شهدا نه تنها زنده اند، بلكه قرآن مى فرمايد: (فرحين بما اتاهم اللّه من فضله ) آنها به خاطر نعمت هايى كه خداوند به آنها داده است ، خوشحالند. (11)
سالى در مدينه باران نباريد، خليفه دوّم به عبّاس عموى پيامبر براى نزول باران متوسّل شد و گفت : خداوندا ! ما در زمان پيامبر به او مراجعه مى كرديم و حالا به عموى او متوسّل مى شويم .

دليلى ديگر بر جواز توسّل
علاوه بر آيات قرآن و استدلال هاى فوق كه توسّل را جايز مى داند، يك دليل تجربى هم بر جواز توسّل داريم و آن بر آورده شدن حوائج است . ميليون ها انسان مؤمن و معتقد، با توسّل به اهل بيت عليهم السلام حاجات خود را از خداوند مى خواهند و خداوند حاجت هاى آنها را برآورده كرده و مشكلاتشان را برطرف مى سازد. اگر انجام اين گونه كارها شرك است ، پس چرا حاجت ها برآورده شده و اينگونه دعاها مستجاب مى شود؟ چرا آنها ما را كمك مى كنند؟ آيا خداوند متعال و آن بزرگواران ، ما را به شرك سوق مى دهند؟!

منابع:

1. بحار، ج 2، ص 90
2. شعراء، 80
3. نحل ، 69
4. يونس ، 3
5. نازعات ، 5
6. مائده ، 35
7. بقره ، 37
8. زمر، 42
9. سجده ، 11
10. آل عمران ، 169
11. آل عمران ، 170

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
(آخرین ویرایش در این ارسال: 07-10-2009 12:08 PM، توسط هم ولایتی.)
07-10-2009 12:04 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #3
RE: پاسخ به شبهات وهابیت
اعتقاد به امامت بعد از پيامبر اسلام (ص) و اعتقاد به الهي بودن اين منصب، با اعتقاد به ختم نبوت در تضاد مي‌باشد؟

از مطالعه تاريخ و سيره پيامبر گرامي اسلام (ص) اين مطلب روشن مي‌شود كه زماني كه مسلمانان صدر اسلام جمعيتي گشتند و به عنوان يك گروه در مقابل مشركان قرار گرفتند، پيامبر (ص) را صاحب اختيار و رئيس و حاكم خويش مي‌دانستند، اوامر و دستوراتش را با جان و دل پيروي مي‌نمودند و پيامبر به عنوان حاكم، فرماندهان و واليان را انتخاب نموده و اموال و غنايم به دست آن حضرت تقسيم مي‌گرديد. به عبارت ديگر، حكومت و اداره اجتماع مسلمانان عملاً به عهده شخص رسول مكرّم اسلام بود و مسلمانان نيز اطاعت و انقياد از آن حضرت را وظيفه شرعي و ديني خويش مي‌دانستند؛‌ زيرا اطاعت از پيامبر (ص) تكليف الهي است كه خداوند آن را در قرآن كريم واجب نموده است: « يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم».(1)

وجوب اطاعت از رسول، ضمن اينكه مسئله‌اي شرعي است و قرآن به آن اشاره نموده است،‌ يك مسئله عقلي هم است؛‌ زيرا عقل انسان گواهي مي‌دهد كه براي بقا و سعادت اجتماع قوانيني همراه با مجري قانون لازم است تا رهبري اجتماع در سايه اجراي آن قوانين، مردم را به سعادت و كمال كه هدف خلقت و آفرينش مي‌باشد،‌ برساند و در سايه اطاعت از رهبري است كه حقوق مردم محفوظ مانده،‌ اختلاف ميان مردم رفع گشته و از تعدي و ستمگري زورمداران و تضييع حقوق مستضعفان جلوگيري مي‌شود.
از آنجا كه لازمه اداره اجتماع وجود قانون است تا بر اساس آن اختلافات حل و فصل گردد،‌ بنا بر اين پيامبر اسلام (ص) علاوه بر رهبري اجتماع مسلمانان براي اداره اجتماع قانون نيز داشتند كه به وسيله وحي از جانب خداوند سبحان بر آن حضرت نازل مي‌گشت . لذا پيامبر اسلام (ص) اول قانونگذار بودند؛‌ يعني وحي را از جانب خدا (جل و علا) به عنوان قانون زندگي بشر كه در برگيرنده سعادت اوست دريافت مي‌كردند كه قرآن هم به آن اشاره مي‌كند :‌ «و ما اتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكم عنه فانتهوا». (2)

با توجه به آنچه گفته شد،‌ نبي كسي است كه اخبار و قوانين ـ وحي ـ را از خداوند دريافت مي‌كند و آنگاه به عنوان رسول وظيفه دارد آن را به مردم ابلاغ نمايد؛ سپس به عنوان حاكم در جامعه پياده نمايد كه سيره پيامبر (ص) بر اين مطلب گواهي مي‌دهد.

از آنجا كه دين اسلام ، دين نهايي بشر و قوانين آن ابدي است و قوانين بدون مجري،‌ سعادت بشر را تأمين نمي‌كند، بنا بر اين براي اجراي قوانين اسلام و قرار گرفتن جامعه در مسير رشد و تعالي در نهايت پيمودن مسير سعادت و تكامل پس از پيامبر (ص) بايد مجري عالم،‌ مدير،‌ و شجاع باشد تا همان مسيري را كه پيامبر (ص) پيموده،‌ ادامه دهد؛‌ از اين رو ، ‌قرآن كريم براي اداره جامعه و اجراي دستورات سعادت بخش اسلام و جلوگيري از اختلاف مردم در انتخاب حاكم و رهبري جامعه، اولي الامر را پس از پيامبر (ص) به عنوان رهبر واجب الاطاعه مي‌داند.
پيامبر گرامي اسلام نيز به حكم آيه:« يا ايها الرسول بلّغ ما انزل اليك من ربّك و ان لم تفعل فما بلّغت رسالته» (3) و حديث ثقلين (4) اولي الامر پس از خويش را معرفي كرده است كه اهل بيت آن حضرت (ص) مي‌باشند.

بنابراين؛ اعتقاد به امامت و رهبري به عنوان محوري‌ترين مسئله در جامعه پس از نبوت مي‌باشد؛ زيرا بدون آن جامعه اسلامي از راه تكامل و سعادت منحرف گشته و دستورات دين در نهايت به فراموشي سپرده خواهد شد. از اين رو، پيامبر (ص) به عنوان شخصيتي كه با منبع وحي و غيب در ارتباط است و به توان علمي،‌ فكري و تقوايي اهل بيت واقف است آنان را به عنوان امام و جانشين پس از خويش به مردم معرفي نموده است.

در حديثي از جانب سلمان ‌، آمده است كه به پيامبر اسلام (ص) عرض كردم :« يا رسول الله هر پيامبري را وصيّي بوده است،‌ وصّي شما چه كسي است ؟ » پيامبر (صلي الله عليه وآله) در آن لحظه سكوت فرمودند، مدتي بعد دوباره پيامبر (صلي الله عليه وآله) را ديدم، مرا صدا زد؛ خود را به حضرت رسانده لبيك گفتم، پيامبر (صلي الله عليه وآله) فرمود: «آيا وصيّ حضرت موسي را مي‌داني؟ » عرض كردم : «بلي يا رسول الله، يوشع بن نون وصي آن حضرت بود». پيامبر فرمودند: «آيا مي‌داني چرا يوشع بن نون وصي موسي شد؟» عرض كردم:‌«چون اعلم حواريون موسي بود ». پيامبر فرمودند:‌پس وصيّ من،‌ نگه دارندة راز پنهان من، كسي كه پس از من بهترين است و امور مرا پس از من بر عهده خواهد داشت،‌ ديون مرا ادا خواهد نمود، يعني علي بن ابيطالب، وصي من خواهد بود». [5] نتيجه آنكه،‌بهترين شخص براي اجراي هر قانوني عالم‌ترين اشخاص به آن قانون است و علي بن ابيطالب (عليه السّلام) و اهل بيت پيامبر (صلي الله عليه وآله) چون وارث علم آن حضرت مي‌باشند، عالم‌ترين انسانها به احكام كتاب خدا مي‌باشند و پيامبر گرامي اسلام آنان را به عنوان جانشينان خويش به امامت و رهبري مردم انتخاب و معرفي كرده است تا پس از آن حضرت به عنوان محور حل اختلاف و تنازع افراد، مرجع رفع اشكالات و شبهات فكري و عقيدتي و برداشتهاي قرآني و مجري احكام قرآن و امام و رهبر جامعه باشند،‌ با اين تفاوت كه پيامبر و رسول نيستند تا بر آنها وحي نازل شود، بلكه فقط قسمتي از شؤون پيامبر را براي جلوگيري از اختلافات و احياي احكام اسلام بر عهده دارند؛ بنا بر اين هيچ گونه تضادي بين اعتقاد به ختم نبوت و لزوم امام در جامعه نيست، بلكه امام است كه نام و ياد پيامبر را زنده نگه داشته و قوانين و دستورات وحياني او را در جامعه پياده مي‌نمايد.

موفق باشید


منابع:
1. نساء / 59.
2. حشر/7.
3. مائده /67.
4. مسلم ، صحيح مسلم ، 4/1783/2408، دارالحديث ، القاهره ،‌الطبعه الاولي ، 1412 ه ق .
5. سليمان بن احمد الطراني، المعجم الكبير،‌ 6/221/6063ـ دارالفكر بيروت ، چاپ دوم ، 1401.

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
17-03-2010 06:29 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #4
آیا کفالت پيامبر (ص) بر عهدة زبير بن عبدالمطلب بوده است نه ابوطالب.
کفالت پيامبر (ص) بر عهدة زبير بن عبدالمطلب بوده است نه ابوطالب.

جواب اجمالي:

اين ادعا يقيناً مردود است و منابع معتبر تاريخي نظير تاريخ الائمه و الملوك و سيرة ابن هشام و... بر كفالت ابوطالب اتفاق نظر دارند.

جواب تفصيلي:
چنين شبهه‌اي از لحاظ تاريخي قابل قبول نيست و تا به حال هيچ منبع معتبري مدعي چنين مطلبي نشده است، چنان كه منابع دست اوّل تاريخ اسلام نيز اين شبهه را مردود مي‌دانند و ابوطالب را به عنوان كفيل پيامبر (ص) معرفي كرده و مي‌گويند: رسول خدا (ص) هشت ساله بود كه جدّ بزرگوارش وفات يافت، عبدالمطلب در هنگام وفات كفالت و نگهداري پيامبر (ص) را به ابوطالب سفارش و توصيه كرد.(1) چنانكه اين وصيت به زبان شعر نيز بيان شده است:
اوصيك يا عبد مناف بعدي بموعد بعد ابيه فردٍ (2)
اي عبد مناف (ابوطالب) نگاهداري و حفاظت شخصي را كه مانند پدرش يكتاپرست است بر دوش تو مي‌گذارم و ابوطالب در پاسخ گفت: پدرجان محمد (ص) هيچ احتياجي به سفارش ندارد، زيرا او فرزند من است و فرزند برادرم. ابوطالب با عبدالله پدر پيامبر (ص) از يك مادر بودند.(3)

چون عبدالمطلب درگذشت ابوطالب پيامبر (ص) را پيش خود برد و پيامبر (ص) با او بوده، و با اينكه ابوطالب ثروتي نداشت و نادار بود امّا بهترين سرپرست براي پيامبر(ص) بود، علي (ع) مي‌فرمايد: «پدرم در عين ناداري، سروري كرد و پيش از او هيچ فقيري سروري نيافت.(4)
ابوطالب نسبت به پيامبر (ص) چنان دوستي و محبت شديدي ابراز مي‌داشت كه هيچ يك از فرزندان خود را تا آن اندازه دوست نمي‌داشت، ابوطالب كنار پيامبر (ص) مي‌خوابيد و هر گاه بيرون مي‌رفت رسول خدا را همراه خود مي‌برد و چنان دلبستگي شديدي به پيامبر (ص) داشت كه نسبت به هيچ چيز چنان نبود و خوراك‌هاي خوب را مخصوص آن حضرت قرار مي‌داد. (5)

يعقوبي مي‌نويسد: از رسول خدا (ص) روايت شده است كه پس از وفات فاطمه بنت اسد همسر ابوطالب كه زني مسلمان و بزرگوار بود فرمود: «اليوم ماتت اُمّي» امروز مادرم وفات كرد، و او را در پيراهن خويش كفن كرد و در قبرش فرود آمد و در لحد او خوابيد و چون از ايشان پرسيدند چرا براي فاطمه چنين بي‌تاب شده‌اي؟ فرمود: «او به راستي مادرم بود، چون كودكان خود را گرسنه مي‌گذاشت و مرا سير مي‌كرد. آنان را گردآلود مي‌گذاشت و مرا تميز و آراسته مي‌نمود، و راستي كه مادرم بود.(6)

منابع:
[1] - محمد بن جرير طبري، تاريخ الامم و الملوك، قاهره، مطبعة الاستقامه، بي‌تا، ج 2، ص 32، احمد بن اسحاق يعقوبي و تاريخ يعقوبي، مترجم، محمد ابراهيم آيتي، (تهران؛ شركت انتشارات علمي و فرهنگي، چ ششم، 1371، ش)، ج 1، ص 368 و ابن هشام السيرة النبويه، (بيروت، دار احياء التراث العربي، بي‌تا)، ج 1، ص 189 و علي بن حسين مسعودي، مروج الذهب، (مصر مطبعة السعاده چ چهارم، 1384 ق)، ج 2، ص 281.
[2] - احمد بن اسحاق يعقوبي، همان.
[3] - محمد بن جرير طبري ، همان، احمد بن اسحاق يعقوبي، همان، ابن هشام، همان.
[4] - احمد بن اسحاق يعقوبي، همان.
[5] - محمد بن سعد، الطبقات الكبري، قاهره، مطبعة نشر الثقافة الاسلاميه، 1358 ق، ج 1، ص 101.
[6] - احمد بن اسحاق يعقوبي، همان.

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
14-08-2010 04:09 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
محمد آسیابانی آفلاین
سرپرست کل سایت
*******

ارسال‌ها: 369
تاریخ عضویت: Sep 2009
اعتبار: 9
ارسال: #5
RE: پاسخ به شبهات وهابیت
شبهه:

بناى بر قبور از مظاهر شرك يا راهى به سوى شرك است‏


پاسخ:

اولاً: شرك دو ركن و عنصر دارد: يكى اين‏كه انسان عملى انجام دهد كه نشانه خضوع براى كسى باشد.
و ديگر اين‏كه اعتقاد به الوهيت يا ربوبيت آن كس داشته باشد كه براى او خضوع مى‏كند.
اين دو ركن از آيات و تعاريف به دست آمده است و در مورد بناى بر قبور صادق نيست، زيرا كسانى كه بيوت و مشاهد اولياى الهى را تعظيم مى‏كند بناى آنها به قصد تعظيم، با اعتقاد به الوهيت يا ربوبيت نيست.

در ثانی:

مطلق مقدمه حرام، حرام نيست، بلكه مقدمه موصله حرام است. يعنى اگر كسى به طور حتم اين قبور را براى شرك بنا كند حرام است. ولى اگر كسى براى تعظيم شعائر الهى بنا كند نه تنها اشكالى ندارد بلكه مستحب است.

[تصویر:  images?q=tbn:ANd9GcTsfC38M6WeQhQf1tulVxm...dXMldv_RpA]
19-08-2010 05:15 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
saghii آفلاین
عضو کوشا
***

ارسال‌ها: 203
تاریخ عضویت: May 2010
اعتبار: 1
ارسال: #6
RE: پاسخ به شبهات وهابیت
تهمت «خان الامین» به شیعه
از زمان ‏هاى گذشته شيعه را متهم نموده ‏اند كه معتقد است جبرئيل عليه السلام در حقّ خداوند خيانت كرده و به جاى آن كه رسالت را به على بن ابى طالب ابلاغ كند آن را بر رسول خدا صلى الله عليه و آله نازل كرده است. از اين رو بعد از سلام نمازشان سه بار، عبارت «خان الامين» را تكرار مى‏ كنند.
ريشه اتهام‏
از آيات شريف قرآن و احاديثى كه پيرامون آنها رسيده است روشن مى ‏شود كه يهوديان معتقدند جبرئيل در ابلاغ رسالت خيانت نموده است، زيرا خداوند به وى دستور داده بود نبوت را در دودمان اسرائيل قرار دهد، لكن او بر خلاف فرمان خدا، آن را در سلسله اسماعيل قرار داد. بنابراين گروه يهود جبرئيل را دشمن دانسته و جمله «خان الأمين» (جبرئيل خيانت نمود) را شعار خود قرار دادند و به همين خاطر قرآن در مقام انتقاد از آنان و اثبات بى پايگى سخنانشان، جبرئيل را در آيه ذيل به عنوان فرشته «امين» و درست كار معرفى كرد: نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ، عَلى‏ قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ؛ «شعرا/194» روح امين، «جبرئيل»، قرآن را بر قلب تو نازل كرد تا از بيم دهندگان باشى. و در آيه ديگر مى ‏فرمايد: قُلْ مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى‏ قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ؛ «بقره/97» بگو: هر كس با جبرئيل دشمنى ورزد، آن فرشته گرامى به اذن خدا، قرآن را بر قلب تو نازل نمود.
از آيات ياد شده و تفسير آنها به روشنى استفاده مى ‏شود كه گروه يهود جبرئيل را به علت هايى دشمن داشته، او را فرشته عذاب مى ‏ناميدند و به خيانت در ابلاغ رسالت متّهم مى‏ نمودند.
بنابراين ريشه شعارِ «خان الأمين» از خرافات قوم يهود سرچشمه گرفته است و برخى از نويسندگان جاهل كه با شيعه خصومت ديرينه دارند، به طرح اين سخن برضدّ شيعه پرداخته و ناجوانمردانه اين اتهام را به شيعه نسبت مى‏ دهند.


جوابی مختصر و مفید:


این تصور اتهامی دروغین و مضحک علیه مذهب راستین شیعه است و و كسى كه به كتاب‏هاى آن مذهب مراجعه كند، به دروغ و اتهام بودن آن، پى‏خواهد برد.

[تصویر:  8f6868c6e06546889274.gif]
26-01-2011 01:48 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
saghii آفلاین
عضو کوشا
***

ارسال‌ها: 203
تاریخ عضویت: May 2010
اعتبار: 1
ارسال: #7
RE: پاسخ به شبهات وهابیت
شبهه:
السلام عليكم و رحمة الله و بركاته
في أحد المنتديات عندي مناظرة مع احد الوهابيين
في معنى قوله تعالى: (( إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت .... )).
وكل ما أتيت له بآيات من القرآن الكريم و تفسير ها من كتب اهل السنة لا يقبل ...
واخيرا أتى بآية:
(( وَامرَأَته قَآئمَةٌ فَضَحكَت فبَشَّرنَاهَا بإسحَقَ وَمن وَرَاء إسحَقَ يَعقوبَ قَالَت يَا وَيلَتَى أَأَلدٌ وَأَنَا عَجوزٌ وَهَـذَا بَعلي شَيخًا إنَّ هَـذَا لَشَيءٌ عَجيبٌ قَالوا أَتَعجَبينَ من أَمر اللّه رَحمَت اللّه وَبَرَكَاته عَلَيكم أَهلَ البَيت إنَّه حَميدٌ مَّجيدٌ ))
مستشهدا على أن زوجة نبي الله إبراهيم (عليه السلام)من أهل البيت ..
وأيضا أتى بآية: (( قال لأهله امكثوا إني آنست نارا لعلي آتيكم منها بقبس .... )) مستشهدا على أن زوجة نبي الله موسى (عليه السلام) من أهل البيت بقرينة عبارة: (( قال لأهله )).
فماذا أجيبه ؟
أفيدونا يرحمكم الله

[تصویر:  8f6868c6e06546889274.gif]
26-01-2011 01:50 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #8
RE: پاسخ به شبهات وهابیت
باسلام

گرچه زبان تالار فارسی است و کاربران موظفند به فارسی مطالب را بگذارند ... اما جهت احترام به فرد سوال کننده متن سوال را ترجه می کنم تا در زمانی مناسب پاسخ مورد نظر ایراد شود :

در محفلی در نزد من میان یکی از وهابیون مناظره ای درگرفت .
در معنی آیه قرآن که خداوند فرمود : « إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت .... » .
و هر چه برای او از آیات قرآن و تفسیر آن از منابع اهل سنت برایش آوردیم قبول نمی کرد ...
و بعد آیه ای را آورد :
« وَامرَأَته قَآئمَةٌ فَضَحكَت فبَشَّرنَاهَا بإسحَقَ وَمن وَرَاء إسحَقَ يَعقوبَ قَالَت يَا وَيلَتَى أَأَلدٌ وَأَنَا عَجوزٌ وَهَـذَا بَعلي شَيخًا إنَّ هَـذَا لَشَيءٌ عَجيبٌ قَالوا أَتَعجَبينَ من أَمر اللّه رَحمَت اللّه وَبَرَكَاته عَلَيكم أَهلَ البَيت إنَّه حَميدٌ مَّجيدٌ » .
با آوردن این آیه استشهاد بر این کرد که همسر حضرت ابراهیم (ع) نیز از اهل بیت است ...
و همچنین آیه ای آورد : « قال لأهله امكثوا إني آنست نارا لعلي آتيكم منها بقبس .... » و استشهاد بر این کرد که همسر موسی (ع) نیز از اهل بیت است ... به قرینه عبارت : « قال لأهله » .
حال شما چه جوابی به او می دهید ؟

خدا شما را رحمت کند

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
(آخرین ویرایش در این ارسال: 26-01-2011 02:23 PM، توسط هم ولایتی.)
26-01-2011 09:02 AM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #9
RE: پاسخ به شبهات وهابیت
سلام هم ولایتی بر شما کاربر محترم

با اندکی تامل دچار برخی اهمالها در معنی خواهیم شد ...
اولا: اهل بیت در ایه تطهیر تنها به 5نفر استناد شده است و بس. این مطلب به طور متواتر در روایات اهل سنت هست و بنده در پایان منابعی را از اهل سنت در این رابطه ذکر خواهم نمود .
الان سوال مطرح شده این است که کدام 5 نفر ؟ ( در ادامه ذکر خواهم نمود) .

ثانیا در لغت عرب اهل الرجل را در مورد خاصه ونزديکان شخص به کار مي برند . پس در ابتدا اهل بيت الرجل شامل زن فرزند وحتي بستگان وي هم مي شود . حال سوال بنده از این فرد وهابی این است که ایا فرزند جزو اهل بیت محسوب می شوند یا خیر؟
جواب صد درصد مثبت است . ولی می بینیم در ایه خطاب خدا به حضرت موسی فرزند موسی جزو اهل بیتش محسوب نمی شود !!!

آیا این اهل بیت همان اهل بیت است ؟ پس روشن می شود مراد از ایه ابراهیم معنای لغوی ان هست و اهل بیت موسی و حتی حضرت ابراهیم مد نظر آیه تطهیر نمی باشند .

نکته اخر هم اینکه در همین روایاتی که حضرت می گویند اهل بیت من اینان هستند ام سلمه از پیامبر پرسیدند ایا منم از ایشان هستم ؟
حضرت فرمودند خیر .

اینها تنها برخی از دلایل از روایات اهل سنت هست در اینکه منظور از اهل بیت در ایه تطهیر حضرت علی- حضرت زهرا و حسنین می باشند .

و اما منابع :
مسند احمد - الإمام احمد بن حنبل - ج 4 - ص 107
سنن الترمذي - الترمذي - ج 5 - ص 30 - 31
سنن الترمذي - الترمذي - ج 5 - ص 360 - 361
الجوهر النقي - المارديني - ج 1 - ص 66
الشرح الكبير - عبد الرحمن بن قدامه - ج 6 - ص 230
السنن الكبرى - البيهقي - ج 2 - ص 150
مجمع الزوائد - الهيثمي - ج 9 - ص 167


موفق باشید

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
26-01-2011 02:16 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
saghii آفلاین
عضو کوشا
***

ارسال‌ها: 203
تاریخ عضویت: May 2010
اعتبار: 1
ارسال: #10
RE: پاسخ به شبهات وهابیت
شبهه:
از جمله سؤال ‏ها در مورد برخى از امامان به‏ويژه امام زمان عليه السلام اين است كه: آيا كسى مى‏تواند در كودكى به مقام امامت و خلافت برسد؟ به بيان ديگر: كودكى كه تكليف ندارد چگونه مى‏تواند به مقام ولايتِ الهى برسد؟
ابن حجر هيتمى، از علماى اهل ‏سنت، در اين‏باره مى‏نويسد:
«آنچه در شريعت مطهّر ثابت شده، اين است كه ولايتِ كودك صحيح نيست، پس چرا شيعيان مى ‏پندارند كودكى كه هنوز عمرش بيش از پنج سال نيست به امامت رسيده است.» «1»
احمد كاتب نيز مى ‏نويسد:
«معقول نيست كه خداوند كودكى را به رهبرى مسلمانان منصوب كند.» «2»
*********
1)صواعق المحرقه، ص 166.
2) تطور الفكر السياسى، ص 102

[تصویر:  8f6868c6e06546889274.gif]
28-01-2011 08:47 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن: