-
راهنما سالنامه لیست اعضا جستجو
 
پاسخ گوی آنلاین سؤالات شرعی


زمان کنونی: 24-05-2012, 06:51 PM درود مهمان گرامی! (ورودثبت نام)


اطلاعیه های تالار

یا صاحب الزمان کی شود پشت به خانه کعبه دهی وبانگ انا المهدی سر دهی؟؟؟

موضوع بسته شده است 
 
امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امیتازات: 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سوالاتی چند از عرفا ...
نویسنده پیام
vahid2451 آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 122
تاریخ عضویت: Aug 2010
اعتبار: 2
ارسال: #1
سوالاتی چند از عرفا ...
تو این تاپیک میخوام چند تا سوال بپرسم و امیدوارم دوستان جوابمو بدن.

[تصویر:  emza.jpg]
www.ebnearabi.com
(آخرین ویرایش در این ارسال: 07-09-2010 04:40 PM، توسط هم ولایتی.)
04-09-2010 09:58 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
vahid2451 آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 122
تاریخ عضویت: Aug 2010
اعتبار: 2
ارسال: #2
سوالاتی چند از عرفا....
سوال اول:چطور با این همه روایاتی که دال بر عزاداری خود اهل بیت علیهم السلام در مصیبت امام حسین علیه السلام موجود است کسی میتواند از یاران درجه یک ایشان باشد اما در روز عاشورا و در اوج غصه اهل بیت علیهم السلام شاد و مسرور باشد؟؟؟!!!!
آقاي طهراني در عزاداري حضرت حداد:حال حزن و اندوه در ايشان ديده نمي شد......
آقاي طهراني در صفحه 78 روح مجرد در مورد عزاداري استاد خود مي گويد:
«در تمام دهه عزاداري، حال حضرت حداد بسيار منقلب بود. چهره سرخ مي شد و چشمان درخشان و نوراني؛ حال حزن و اندوه در ايشان ديده نمي شد؛ سراسر ابتهاج و مسرت بود. مي فرمود: چقد مردم غافلند که براي اين شهيد جان باخته غصه مي خورند و ماتم و اندوه بپا مي دارند...تحقيقاً روز شادي و مسرّت اهل و بيت (علیهم السلام) است...سائر افراد مردم که در عالَم کثرات گرفتارند و از نفس برون نيامده اند، حتما بايد گريه و عزاداري و سينه زني و نوحه خواني کنند تا بدين طريق بتوانند راه را طي کنند و بدان مقصد عالي نائل آيند!!!»
به اين روايات توجه فرماييد:
امام صادق عليه السلام مي فرمايد:
«حضرت على بن الحسين صلوات اللَّه عليهما مدت بيست يا چهل سال بر پدرشان گريستند و طعام و غذائى نبود كه در مقابل حضرت بگذارند مگر آنكه حضرتش بياد امام حسين عليه السّلام گريه مى‏كردند تا جايى كه غلام حضرت محضر مباركش عرض نمود:
فدايت شوم اى پسر رسول خدا مى‏ترسم كه شما هلاك شويد.
حضرت فرمودند: "تنها درد دل و غم خود را با خدا گويم و از لطف و كرم بى‏اندازه او چيزى دانم كه شما نمى‏دانيد." سپس فرمودند:
هيچ گاه محل كشته شدن فرزندان فاطمه عليها السّلام را بياد نمى‏آورم مگر آن كه حزن و غصه حلقوم من را مى‏فشارد.»

غلام امام سجاد عليه السلام در مورد حال حضرت مي فرمايد:
«به صفّه سر پوشيده‏اى كه تعلّق به امام سجّاد عليه السّلام داشت و آن جناب در آن جا پيوسته در حال سجود و گريه بودند نزديك شد و به حضرت عرض نمود:
اى آقاى من، اى على بن الحسين آيا وقت تمام شدن حزن و غصّه شما هنوز نرسيده؟
حضرت سر مبارك از زمين برداشته و متوجّه او شده و فرمودند:
واى بر تو يا فرمودند: مادرت به عزايت بنشيند به خدا قسم حضرت يعقوب در حادثه‏اى بس كمتر و واقعه‏اى ناچيزتر از آن چه من ديدم شكايت به پروردگار نمود و اظهار كرد: يا أَسفى‏ على‏ يوسف: "وا اسفا بر فراق يوسفم".
با اين كه ايشان تنها يك فرزندش را از دست داده بود ولى من ديدم كه پدرم و جماعتى از اهل بيت من را در دور من سر بريدند.»
امام صادق عليه السلام مي فرمايد:
« بسيار گريه‏كنندگان پنج نفرند: آدم و يعقوب و يوسف و فاطمه دختر محمد و على بن الحسين. آدم به خاطر بهشت آنقدر گريه كرد كه بر گونه‏اش مانند بيابآن ها خط افتاد، و يعقوب آن چنان در فراق يوسف گريه كرد كه چشم خود را از دست داد تا جايى كه به او گفته شد: "به خدا سوگند كه آن قدر از يوسف ياد مى‏كنى كه در آستانه مرگ قرار گيرى يا هلاك شوى" و يوسف در فراق يعقوب آنچنان گريه كرد كه اهل زندان اذيت شدند و به او گفتند: يا شب گريه كن و روز ساكت باش و يا در روز گريه كن و شب ساكت باش و او يكى از آن ها را پذيرفت.
و فاطمه در فراق پيامبر خدا آن قدر گريه كرد كه اهل مدينه اذيت شدند و به او گفتند: ما را با گريه بسيار خود اذيت كردى و او به قبرستآن هاى شهدا مى‏رفت و تا مقدارى كه مى‏خواست گريه مى‏كرد و برمى‏گشت، و امام على بن الحسين براى حسين بيست سال - يا چهل سال- گريه كرد، هيچ وقت پيش روى او طعامى گذاشته نمى‏شد مگر اين كه گريه مى‏كرد تا جايى كه يكى از خدمتكارانش به او گفت: يا بن رسول اللَّه فدايت شوم، مى‏ترسم كه هلاك شوى، فرمود: غم و اندوه خود را به خدا شكايت مى‏كنم و من چيزى را مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد ولى هيچ وقت قتلگاه فرزندان فاطمه را به ياد نمى‏آورم مگر اينكه گريه گلوگيرم مى‏كند.»
أبو عماره مُنشد مي گويد: «هرگز هيچ روزى نام امام حسين عليه السّلام نزد امام جعفر صادق عليه السّلام برده نمي شد كه آن حضرت تا شب تبسمى نمايد آن بزرگوار مي فرمود: امام حسين سبب اشك هر مؤمنى ميباشد.»
امام باقر عليه السلام مي فرمايد که دائماً پدرم مي فرمود:
«هر گاه چشم شخص مؤمنى براى شهادت امام حسين به قدرى پر از اشك شود كه به گونه‏هاى صورتش بچكد خدا او را دائماً در غرفه‏هاى بهشتى جاى خواهد داد.»
امام رضا عليه السلام مي فرمايد:
«حقاً كه مصيبت امام حسين پلك چشم ما را زخم و اشك هاى ما را جارى و عزيز ما را در ارض كرب و بلا ذليل و غم اندوه را تا روز قيامت دچار ما كرد.

پس گريه‏كنندگان بايد بر شخصى مثل حسين گريه كنند، زيرا گريه براى آن حضرت باعث آمرزش گناهان بزرگ خواهد شد.
سپس حضرت رضا فرمود: هر گاه ماه محرم فرا ميرسيد پدرم خندان نبود تا ده روز از محرم نگذشته بود غم و اندوه بر پدرم غالب بود. هنگامى كه روز عاشورا فرا مي رسيد روز مصيبت و محزونى و گريه پدرم بود و مي فرمود: اين همان روزى است كه امام حسين صلوات اللَّه عليه در آن شهيد شد!!»
امام رضا عليه السلام مي فرمايد:
«كسى كه روز عاشورا به دنبال كارى نرود خدا حاجت‏هاى دنيا و آخرت او را روا خواهد كرد.
كسى كه روز عاشورا روز مصيبت و حزن و گريه او باشد خدا روز قيامت را روز فرح و خوشحالى وى قرار خواهد داد و چشم او در بهشت بما روشن خواهد شد.
كسى كه روز عاشورا را روز خير و بركت قرار دهد و در آن روز چيزى براى منزل خود ذخيره كند بركتى در آن نخواهد بود و روز قيامت با يزيد و عبيد اللَّه ابن زياد و عمر بن سعد لعنة اللَّه عليهم در قعر دوزخ محشور خواهد بود.»
امام حسين عليه السلام مي فرمايد:
«من شهيد اشك هستم، هيچ مؤمنى مرا به خاطر نمى‏آورد مگر اين كه گريان مى‏شود.»

امام صادق عليه السلام مي فرمايد:
«كسى كه نام ما نزد او برده شود و چشم وى اشكبار گردد و لو به قدر بال مگس، گناهان وى آمرزيده مى‏شوند و لو اين كه باندازه كف درياها باشد.»
امام صادق عليه السلام مي فرمايد:
« كسى كه نام ما نزد او برده شود و چشمانش گريان گردد خدا آتش جهنم را بصورت او حرام خواهد كرد.»
ريان بن شبيب مي گويد:
«من در روز اول محرم به حضور حضرت على بن موسى الرضا عليه السّلام مشرف شدم. آن بزرگوار به من فرمود: آيا روزه هستى؟ گفتم: نه. فرمود: امروز همان روزى است كه حضرت زكريا عليه السّلام دعا كرد و گفت:
"پروردگارا! يك ذريه طيب و پاكيزه‏اى از نزد خود بمن عطا كن، زيرا تو دعا را مستجاب ميكنى". خدا دعاى او را مستجاب نمود و در آن موقعى كه حضرت زكريا در محراب عبادت بود ملائكه به او گفتند: خداى رؤف مژده يحيى را بتو ميدهد. پس كسى كه در اين روز روزه بگيرد و دعا كند خدا دعاى او را مستجاب مى‏كند همان طور كه دعاى حضرت زكريا را مستجاب نمود.
سپس حضرت رضا عليه السّلام فرمود: اى پسر شبيب! اين ماه محرم ماهى است كه در گذشته‏ها مردم زمان جاهليت آن را محترم مى‏شمردند و ظلم و قتال را در آن حرام مى‏دانستند. ولى اين امت احترام اين ماه را و احترام پيامبر خدا را نشناخت.
در اين ماه ذريه پيغمبر خود را كشت زنان او را اسير نمود. اموال او را به يغما برد، خدا هرگز آنان را نيامرزد. اى پسر شبيب! اگر بخواهى براى چيزى گريه كنى براى امام حسين گريه كن! زيرا آن مظلوم به نحوى ذبح شد كه گوسفند ذبح مى‏شود و تعداد هجده نفر از مردان اهل بيتش با او شهيد شدند كه در زمين شبيه و نظيرى نداشتند آسمآن هاى هفت گانه و زمين‏ها در عزايش گريان شدند. تعداد چهار هزار ملك براى يارى كردن امام حسين بزمين نازل شدند، ولى او را كشته ديدند. آنان در حالى كه ژوليده مو و غبار آلودند تا قيام حضرت قائم عليه السّلام نزد قبر امام حسين خواهند بود. آن ملائكه از انصار حضرت قائم مي باشند. شعار آنان اين است:"يا لثارات الحسين"‏!! يعنى اى طلب‏كنندگان خون حسين!! اى پسر شبيب! پدرم از پدرش از جد خود برايم فرمود: هنگامى كه جدم حسين عليه السّلام كشته شد آسمان خون و خاك قرمز فرو ريخت! اى پسر شبيب! اگر به قدرى براى امام حسين گريه كنى كه اشكت بگونه‏هاى صورتت بچكد خداى مهربان گناهان تو را چه صغيره و چه كبيره، چه قليل و چه كثير مى‏آمرزد.
اى پسر شبيب! اگر خوشحالى از اين كه خدا را ملاقات كنى و گناهى نداشته باشى امام حسين عليه السّلام را زيارت كن! اى پسر شبيب! اگر دوست داشته باشى در آن غرفه‏اى كه در بهشت بنا شده با پيغمبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله باشى كشندگان امام حسين را لعنت كن! اى پسر شبيب! اگر دوست دارى ثواب آن افرادى را داشته باشى كه با امام حسين شهيد شدند هر گاه ياد آن حضرت ميكنى بگو:
يا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً! يعنى اى كاش من هم با شهداى كربلا بودم تا رستگارى بزرگى نصيبم ميشد.
اى پسر شبيب! اگر دوست دارى در درجات عالى بهشت با ما باشى براى محزونى ما محزون و براى فرحمندى ما فرحمند باشى بر تو لازم است كه داراى ولايت ما باشى! زيرا اگر مردى سنگى را دوست داشته باشد خدا او را روز قيامت با آن سنگ محشور خواهد نمود.»
امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف مي فرمايد:
«اگر روزگار مرا به تأخير انداخت و دست تقدير مرا از ياري تو باز داشت و نبودم که با کساني که با تو کارزار کردند بستيزم و با آنان که با تو دشمني داشتند به نبرد برخيزم، اينک هر صبح و شام برايت ناله مي کنم و به جاي اشک برايت خون مي گريم، به خاطر حسرت بر تو و اندوه و تأسف بر مصيبت هايي که بر تو وارد شد، تا اين که در اثر سوز جانفرساي مصيبت ها و غصه هاي جان کاه و اندوه فراوان بميرم»
و اين صاحب العصر و الزمان وبقية الله الاعظم و صاحب ولايت عجل الله تعالي فرجه الشريف است که مي فرمايد:
«مجالس ماتم براي تو در ملکوت اعلي بر پا شد. حوريان بهشتي در عزاي تو بر سر و صورت زدند و آسمان و ساکنانش و بهشت و نگهبانانش، کوه ها و دامنه هايش، و دريا ها و ماهيانش، و باغ هاي بهشتي و نوجوانانش، خانه کعبه و مقام ابراهيم، و مشعر الحرام و حرم خانه خدا و اطراف ان همگي در ماتم تو گريستند.»

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
منتظر نظرات دوستان هستم.

[تصویر:  emza.jpg]
www.ebnearabi.com
04-09-2010 10:09 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
vahid2451 آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 122
تاریخ عضویت: Aug 2010
اعتبار: 2
ارسال: #3
سوالاتی چند از عرفا....
سوال دوم:چطور ممکن است کسی هم صوفی(آن هم از نوع گنابادی)باشد و هم از اولیای خداوند عزوجل؟؟؟
عارف مشهور جناب انصاري همدانی: معصومعليشاه از اولیاءالله است!!
در کتاب روح مجرد صفحات 382 تا 384 چنین میخوانیم:
در زمان ايشان (آقا محمّد علي بهبهاني) درويش كشي رائج بود. در ليلةجمعه دوازدهم شهر جُمادَيالثّانيه سنةيكهزار و سيصد و هفتاد و هفت هجريّةقمريّه كه حقير در همدان و در منزل و محضر حضرت آيةالله حاج شيخ محمّد جواد أنصاري همداني مشرّف بودم،ايشان در ضمن نصايح و مواعظ و قضايا فرمودند:آقا سيّد معصومعليشاه* !!را آقا محمّد عليبهبهاني در كرمانشاه كشت. آقا محمّد علي سه نفر از أولياي خدا را كشت. سوّمي آنها بُدَلا بود كه فرمان قتل او را صادر كرده بود.....مرحوم انصاري فرمودند:گرچه مظفّر عليشاه و سيّد معصومعليشاه و بدلا مسلك درويشي داشتند؛ و اينمسلك خوب نيست، امّا فرمان قتل اولياي خدا!!! را صادر كردن كار آساني نيست
به اقرار کتاب فوق این سه نفر مسلک درویشی داشتند و به اقرار تاریخ از بزرگان صوفیه بودند (مخصوصا معصوم علیشاه گنابادی) که مردم را به صوفیگری دعوت می نمودند!
*وی همان قطب صوفیهای نعمت اللهی گنابادیست.

[تصویر:  emza.jpg]
www.ebnearabi.com
(آخرین ویرایش در این ارسال: 04-09-2010 10:19 PM، توسط vahid2451.)
04-09-2010 10:18 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
vahid2451 آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 122
تاریخ عضویت: Aug 2010
اعتبار: 2
ارسال: #4
سوالاتی چند از عرفا....
سوال بعدی به زودی...

[تصویر:  emza.jpg]
www.ebnearabi.com
04-09-2010 10:23 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
شیعه آفلاین
عضو کوشا
***

ارسال‌ها: 226
تاریخ عضویت: Feb 2010
اعتبار: 3
ارسال: #5
RE: سوالاتی چند از عرفا....
نقل قول: آقاي طهراني در صفحه 78 روح مجرد در مورد عزاداري استاد خود مي گويد:
«در تمام دهه عزاداري، حال حضرت حداد بسيار منقلب بود. چهره سرخ مي شد و چشمان درخشان و نوراني؛ حال حزن و اندوه در ايشان ديده نمي شد؛ سراسر ابتهاج و مسرت بود. مي فرمود: چقد مردم غافلند که براي اين شهيد جان باخته غصه مي خورند و ماتم و اندوه بپا مي دارند...تحقيقاً روز شادي و مسرّت اهل و بيت (علیهم السلام) است...سائر افراد مردم که در عالَم کثرات گرفتارند و از نفس برون نيامده اند، حتما بايد گريه و عزاداري و سينه زني و نوحه خواني کنند تا بدين طريق بتوانند راه را طي کنند و بدان مقصد عالي نائل آيند!!!»

با سلام

با تشکر از مطالب ارزشمندتان اما بهتر است که مطالب را ناقص ننویسید تا خدای ناکرده ایجاد شبهه شود اگر در همان کتاب روح مجرد بقیه مطلب را هم نوشته بودید سبب امر و تحول حال عارف بزرگ حداد را نیز می یافتید اما دنباله مطلب را که شما نیاوردید :

در دهة‌ عاشورا حضرت‌ آقاي‌ حدّاد بسيار گريه‌ ميكردند، ولي‌ همه‌اش‌ گرية‌ شوق‌ بود. و بعضي‌ اوقات‌ از شدّت‌ وَجد و سرور، چنان‌ اشكهايشان‌ متوالي‌ و متواتر مي‌آمد كه‌ گوئي‌ ناوداني‌ است‌ كه‌ آب‌ رحمت‌ باران‌ عشق‌ را بر روي‌ محاسن‌ شريفشان‌ ميريزد.[/color]انتهی کلامه.


بعضی مسائل ظاهر وباطن و سطح وعمق دارند مثلا مناجاتهای ائمه علیهم السلام را ببینید که درآن با اینکه امام معصوم است اقرار به گناه وطلب عفو میکند چرا ؟ شکی نیست که طریقه دعا را به دیگران می آموزد نه اینکه خودش گناهکار است .

شکی نیست ظاهر کربلا فجیع ترین صحنه های تاریخ انسانی است ولا یوم کیومک یا اباعبدالله ، اما در عین حال سخن عقیله بنی هاشم حضرت زینب کبری سلام الله علیها نیز شایان دقت است که فرمود :

ما رایت الا جمیلا ،هرچه ـ در کربلا و عاشورا ـ دیدم همه زیبایی بود. آیا زیبایی و جمال گریه دارد ؟؟؟!!!

مگر خدای متعال در توصیف شهیدان نفرمود :


وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ (169) [color=#1E90FF]فَرِحِينَ
بِمَا آَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ (170) يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ وَأَنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ


آیا شادی وفرح گریه دارد ؟؟!!! شاید ابتدای آن اما عمق و حقیقت شهادت ، سعادت وخوشحالی ابدی است.مانند این ایه که مومنین ابتدا خوف خدا وجودشان را در برمیگیرد اما سپس آرام میشوند :اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابًا مُتَشَابِهًا مَثَانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشَاءُ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ


بنابراین بعضی مسائل باطنی غیر از آنچه مشهود است دارند و طبق احادیث ، بالاترین مقام نزد خدای متعال مقام رضا است و این کلام مشهور نیز از حضرت مولی الکونین علیه السلام رسیده که در لحظات آخر چنین مترنم گشت :


«الهی رضا برضاک صبرا علی قضائک لا اله سواک»؛

پروردگارا! راضی به رضای توام و بردبار و شکیبا در برابر قضایت؛ هیچ معبودی غیر از تو نیست.



وبندگان حقیقی خدا :

«رضی اللّه عنهم و رضوا عنه»،(خداوند از آنان راضی و آنان نیز از خدا خشنودند)

«یا ایَّتُهَا النَّفسُ الْمُطْمَئنةّ اِرْجعی الی ربّک راضیة مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنّتی


روزی که رسول خدا(ص) حوادث تلخ آینده را برای فاطمه(ع) توضیح می داد، سخن به ماجرای کربلا و حوادث خونبار عاشورا انجامید. از آنجا که مادران کانون مهر و عاطفه ای سرشار بوده و اندیشه از دست دادن پاره تن، رنجی در کام جانشان می ریزد و از سوی دیگر قضایای جانکاه کربلا حادثه ای عادی در از دست دادن فرزند محسوب نمی شود و دلهای تمامی آزادگان عالم را به

دردی ابدی دچار ساخته است اما زهرای عزیز تنها دو سؤال مطرح کرد و در پایان جمله ای بیان نمود. در پرسش نخست رو به پدر کرده، گفت: «یا ابتاه مَنْ یقتل وَلَدی و قُرَّةُ عَینی و ثَمَرةُ فؤادی؟»

ای پدر! چه کسی فرزندم و نور چشمم و میوه دلم حسین(ع) را می کُشد؟

فرمود: شرّ امّةٍ من امتّی.

بدترین افراد امت من.

فاطمه(ع) پرسید: یا ابتاه! اِقرأ جبرئیل عَنّیِ السّلام و قُل له فی ایِّ موضعٍ یُقْتَل؟

پدرجان! سلام مرا به جبرئیل برسان و از او بپرس که در کجا حسین مرا شهید می کنند؟

پیامبر(ص) فرمود: در سرزمینی که به آن «کربلا» می گویند.

زهرای مرضیه عرض کرد: یا اَبة! سلّمتُ و رضیتُ و تو کلتُ علی اللّه ؛

ای پدر در برابر خواسته های پروردگار تسلیم و راضی ام و به خدا توکل کرده ام.



واما در مورد قتل نفس نیز نظر مرحوم انصاری همدانی رحمه الله ، صواب است زیرا حکم بقتل و کشتن بنا حق انسان مومن امر ساده ای نیست و قرین شرک است واز گناهان نابخشودنی است.و بصرف ظاهر افراد نمیتوان بر باطن انان نیز حکم کرد و این موضوعات شوخی بردار نیست همچنانکه در اخباراز امام سجاد (ع) رسیده که اگر ابوذر (با آن صداقت وایمان) بر مکنونات قلبی سلمان آگاهی میافت اورا میکشت!!! همچنین در حدیث آمده است که پیامبر به سلمان فرمود: لو عرض علمک علی المقداد لکفر، یعنی اگر دانش تو را به مقداد می‌دادند، کافر می‌شد.



سخن آخر اینکه از خدای سبحان افزایش ظرفیت را بخواهیم که خیر کثیر است همچنانکه در دعای آیه زیر نمیگوییم خدایا علم مرا زیاد کن بلکه میگوییم خدایا ظرفیت علمی مرا زیاد کن :

وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْمًا

اللهم اجعل عاقبة امرنا خیرا
(آخرین ویرایش در این ارسال: 05-09-2010 07:58 AM، توسط شیعه.)
05-09-2010 07:55 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
vahid2451 آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 122
تاریخ عضویت: Aug 2010
اعتبار: 2
ارسال: #6
RE: سوالاتی چند از عرفا....
با تشکر از مطالب ارزشمندتان اما بهتر است که مطالب را ناقص ننویسید تا خدای ناکرده ایجاد شبهه شود اگر در همان کتاب روح مجرد بقیه مطلب را هم نوشته بودید سبب امر و تحول حال عارف بزرگ حداد را نیز می یافتید اما دنباله مطلب را که شما نیاوردید :

در دهة‌ عاشورا حضرت‌ آقاي‌ حدّاد بسيار گريه‌ ميكردند، ولي‌ همه‌اش‌ گرية‌ شوق‌ بود. و بعضي‌ اوقات‌ از شدّت‌ وَجد و سرورb][r]، چنان‌ اشكهايشان‌ متوالي‌ و متواتر مي‌آمد كه‌ گوئي‌ ناوداني‌ است‌ كه‌ آب‌ رحمت‌ باران‌ عشق‌ را بر روي‌ محاسن‌ شريفشان‌ ميريزد.[/color]انتهی کلامه.

[]]خیلی ممنون بابت پاسختون....
من فکر میکنم بهتره مسایل رو جداگانه در نظر بگیریم-مساله ی رضایت و خشنودی به مقدرات پروردگار یه بحثه -و مساله ی ناراحتی و غم و اندوه به خاطر ظلم و ستم به حجت الهی که همان ظلم و ستم به حضرت حق عزوجل هست بحث دیگری -در واقع این ناراحتی ناشی از غربت و مظلومیت خداوند و حجج طاهرین خداوند عزوجل است و درطول مساله رضایت است نه در عرض آن.
و همونطور که در روایات ملاحظه شد هیچ وقت نداریم که اهل بیت علیهم السلام با وجد و مسرت و شادی.....در روز عاشورا گریه و عزاداری فرموده باشند.
امام سجاد علیه السلام فرمودند:
هيچ گاه محل كشته شدن فرزندان فاطمه عليها السّلام را بياد نمى‏آورم مگر آن كه حزن و غصه حلقوم من را مى‏فشارد.»
گوشه ای ازین مصیبت کمر سیدالشهدا علیه السلام رو شکست.
مولایمان حضرت مهدی علیه السلام هر صبح و شام برای جدشان گریه میکنند
تمام پیامبران الهی (ع) در مصیبت امام حسین علیه السلام گریه و عزاداری نمودند
اگر این حال سرور و مسرت و... در عزاداری حال مناسبی بود در درجه اول باید از خود اهل بیت علیهم السلام سرمیزد و لااقل یکبار در سیره آن بزرگواران ذکر میشد.اما نمونه اش را هم سراغ نداریم.


بعضی مسائل ظاهر وباطن و سطح وعمق دارند مثلا مناجاتهای ائمه علیهم السلام را ببینید که درآن با اینکه امام معصوم است اقرار به گناه وطلب عفو میکند چرا ؟ شکی نیست که طریقه دعا را به دیگران می آموزد نه اینکه خودش گناهکار است .

در پاسخ روایتیست به این مضمون که از یکی از ائمه علیهم السلام سوال شد که شما از کجا متوجه میشوید که امامتتان آغاز شده؟حضرت فرمودند.....حالی به ما دست میدهد که خودمان را پایینتر از همه میبینیم....
خب وقتی اهل بیت علیهم السلام در درگاه الهی از گناهانشان استغفار میکنند ناشی از اوج ادب و حالات روحی متعالی آنهاست...در واقع ایشان علیهم السلام با آن بندگی و عبودیت در محضر حضرت حق عزوجل زانو زده احساس گناه میکنند....نه اینکه ما اینرا دست آویز قرار داده پس ما هم استغفار نکنیم!!یا اینکه بگوییم اهل بیت خودشان را پاکترین افراد جهان میدانند.
البته این استنباط شخصی خودمه!و در مورد عزاداری هم نمیتوان گفت که ایشان علیهم السلام خودشان در باطن مسرور بودند و برای ترغیب مردم به ظاهر عزاداری میفرمودند!!!



مگر خدای متعال در توصیف شهیدان نفرمود :

وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ (169) فَرِحِينَ بِمَا آَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ (170) يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ وَأَنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ

آیا شادی وفرح گریه دارد ؟؟!!! شاید ابتدای آن اما عمق و حقیقت شهادت ، سعادت وخوشحالی ابدی است.مانند این ایه که مومنین ابتدا خوف خدا وجودشان را در برمیگیرد اما سپس آرام میشوند :اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابًا مُتَشَابِهًا مَثَانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشَاءُ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ

بنده هم عرض نکردم که هر شهید کربلا به خاطر مصیبت آمده بر سر خودش ناراحت و گریان است یا باید باشد...

[تصویر:  emza.jpg]
www.ebnearabi.com
(آخرین ویرایش در این ارسال: 05-09-2010 02:20 PM، توسط vahid2451.)
05-09-2010 02:10 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
همدم آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 55
تاریخ عضویت: Jun 2010
اعتبار: 0
ارسال: #7
RE: سوالاتی چند از عرفا....
این روایتی که فرمودید ما خود را پینترین افراد می بینیم
با مبانی اعتقادی شیعه منافات دارد لطفا سند ان را دقیق ذکر بفرمایید تا بررسی شود
در هیچ کتاب کلامی شیعه چنین بحث نمی شود
راجع به استغفار از گناه دو قول بین علما شایع است
1 جهت اموزش بوده
2 نسبت به مقام خودشان بوده و نباید با مقام ما قیاس شود
که می توان نظر سومی هم ارائه داد و ان هم جمع بین دو قول که معقول تر می باشد
در مورد گریه و ندبه کردن همانطور که خودتان قرمودید
جهات مختلف است وهر کس به درجه خود ندبه می کند
گریه از فراغ ههم بوده ولی بنا نیست تمام گریه کردنهای انها را فقط به همین مطلب خلاصه کنیم اثبات شی نفی ما عدا نمی کند

شهید مطهری می گوید قریب به این مضامین
وقتی انسان روحش به پرواز در می اید و با روح امام اتصال پیدا می کند انوقت اشک جاری می شود
مرحوم شیخ جعفر شوشتری در خصائص الحسینیه به این مطلب پرداخته که می توان به ان رجوع کرد
با تشکر از طرح سوال جالب . جذاب و مفید شما

خود را چو ذره هیچ بدان در هوای دوست
05-09-2010 02:53 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
همدم آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 55
تاریخ عضویت: Jun 2010
اعتبار: 0
ارسال: #8
RE: سوالاتی چند از عرفا....
راجع به فرق بین درویش و صوفی نیاز یه تحقیق است
دعب این مسلک گمراه این است که بزرگان از عرفا را به خود نسبت می دهند و این تحریف تاریخی در اوقات مختلف دیده شده
در کلام ایشان هم چنین امده که شیوه درویشی داشت شاید بتوان حمل به این معنا کرد که زاهد بوده و ااز دنیا کناره می گرفت و در دوره ای که مبارزه با صوفیه شدت گرفته بود کسانی که بوی ااین فرقه را می دادند وشاید همانند انها نبودند و اعتقاد انها را نداشتند هم مورد تهمت واقع می شدند
همانطور که می دانید به امام خمینی هم لقب صوفی می دادند که به برکت انقلاب این مسائل برطرف شده
ما این مطلب را اینگونه حمل به صحت می کنیم والا فلا

خود را چو ذره هیچ بدان در هوای دوست
05-09-2010 03:00 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
vahid2451 آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 122
تاریخ عضویت: Aug 2010
اعتبار: 2
ارسال: #9
RE: سوالاتی چند از عرفا....
(05-09-2010 02:53 PM)همدم نوشته شده توسط:  در مورد گریه و ندبه کردن همانطور که خودتان قرمودید
جهات مختلف است وهر کس به درجه خود ندبه می کند
گریه از فراغ ههم بوده ولی بنا نیست تمام گریه کردنهای انها را فقط به همین مطلب خلاصه کنیم اثبات شی نفی ما عدا نمی کند

نمیشود که بگوییم عزاداریها را خودشان انجام دهند یا اینکه خب سیره ایشان علیهم السلام عزاداری بوده ولی ما مسرور و به وجدآمده هستیم.
به هر حال این یک تناقض است و بنده قلبا راضی نمیشوم که بگویم این سرور و شادی هم یک وجهی از گریه مربوط به عاشورا و مصیبتهای آن است.

[تصویر:  emza.jpg]
www.ebnearabi.com
05-09-2010 03:05 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
کنکاش آفلاین
کارشناس اخبار اسلامی
*****

ارسال‌ها: 377
تاریخ عضویت: Jan 2010
اعتبار: 3
ارسال: #10
RE: سوالاتی چند از عرفا....
ببخشید من 4ساعت روی این جواب کار کردم موقعی که اومدم بفرستم دیدم دوستان بحث رو ادامه دادن لطفا این جواب های بنده رو درمورد اظهارات جناب شیعه بخونید
نقل قول: در دهة‌ عاشورا حضرت‌ آقاي‌ حدّاد بسيار گريه‌ ميكردند، ولي‌ همه‌اش‌ گرية‌ شوق‌ بود. و بعضي‌ اوقات‌ از شدّت‌ وَجد و سرور، چنان‌ اشكهايشان‌ متوالي‌ و متواتر مي‌آمد كه‌ گوئي‌ ناوداني‌ است‌ كه‌ آب‌ رحمت‌ باران‌ عشق‌ را بر روي‌ محاسن‌ شريفشان‌ ميريزد.
خب ابتدا باید ببینیم گریه شوق چیست؟
گریه شوق نوع خاصی از گریه است که. برخلاف موارد ديگر گریه كه بر اثر غم و اندوه بروز مي يابد، ويژگي اين نوع خاص در اين است كه در حالت شادماني شديد پيش مي آيد، و معمولا «گريه شوق» ناميده مي شود. اين گريه در مواردي است كه انسان، پس از گذرانِ دوره اي از فراق، جدايي و نااميد شدن در دست يابي به شيء، نعمت يا يكي از عزيزانِ خود، به آن خواسته نايافته مي رسد، پس در اين هنگام، از شدت شوق و هيجان، بي اختيار مي گريد. چنين گريه اي، از جلوه‌هاي زيبايي احساس و دلدادگي روحي انسان است.چنان كه در تاريخ صدر اسلام (سال 7 هجري پس از فتح خيبر)، هنگامي كه جعفربن ابي طالب پس از سال‌ها حضور در حبشه، به مدينه بازگشت و به حضور رسول اكرم(صلي الله عليه وآله)رسيد، پيامبر(صلي الله عليه وآله)به استقبال او رفت، «و بكي فرحاً برؤيته; و از شوق ديدارش گریست.
سپس گوشه ای از کلام معصومین علیهم السلام در چگونگی عزاداری برای سیدالشهدا علیه السلام چگونه استرا بررسی میکنیم.در نهایت هم به نقد دلایل جناب شیعه میپردازم.
چطور شما از گریه شوق صحبت میکنید وقتی سرور شیعیان امام ضا علیه السلام میفرماید:
قال الرضا علیه السلام:" من كان یوم عاشورا یوم مصیبته و حزنه و بكائه جعل الله عزوجل یوم القیامة یوم فرحه و سروره."
هر كس كه عاشورا، روز مصیبت و اندوه و گریه‏اش باشد، خداوند روز قیامت را براى او روز شادى و سرور قرار مى‏دهد. (بحارالانوار،ج 44، ص284)

(واقعا تعجب میکنم از این حرف آقای حداد که میگه این روز روز شادی هستش.)
صراحتا حضرت میفرمایند روز عاشورا روز غم و غصه است.
بازهم حضرت امام رضا علیه السلام در حدیث دیگری میفرمایند:
قال الرضا علیه السلام:" كان ابى اذا دخل شهر المحرم لا یرى ضاحكا و كانت الكابة تغلب علیه حتى یمضى منه عشرة ایام، فاذا كان الیوم العاشر كان ذلك الیوم یوم مصیبته و حزنه و بكائه... "
امام رضا علیه السلام فرمود: هر گاه ماه محرم فرا مى‏رسید، پدرم (موسى بن‏ جعفر علیهماالسلام) دیگر خندان دیده نمى‏شد و غم و افسردگى بر او غلبه مى‏یافت تا آن كه ده روز از محرم مى‏گذشت، روز دهم محرم كه مى‏شد، آن روز، روز مصیبت و اندوه و گریه پدرم بود. (امالى صدوق، ص 111)
(این تضاد بین کلام اهل بیت و علامه طهرانی مثل روز مشخص است)
باز هم این بار امیرالمومنین علیه السلام میفرمایند:
"ان الله...اختار لنا شیعة ینصروننا و یفرحون بفرحنا و یحزنون لحزننا."
على علیه السلام فرمود: خداوند براى ما، شیعیان و پیروانى برگزیده است كه ما را یارى مى‏كنند، با خوشحالى ما خوشحال مى‏شوند و در اندوه و غم ما، محزون مى‏گردند. (غررالحكم،ج 1، ص235)
(پیش از این روایت امام هشتم علیه السلام نشان داد عاشورا روز حزن است طبق این روایت وظیفه شیعه در روز حزن اهل بیت علیهم السلام اشک شوق است؟؟؟!!!)

روایت دیگری که شبیه به روایت حضرت امیر علیه السلام است.
قال الصادق علیه السلام: "..رحم الله دمعتك، اما انك من الذین یعدون من اهل الجزع لنا و الذین یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا، اما انك سترى عند موتك حضور آبائى لك... "
امام صادق علیه السلام به «مسمع» كه از سوگواران و گریه كنندگان بر عزاى حسینى بود، فرمود: خداى، اشك تو را مورد رحمت قرار دهد. آگاه باش، تو از آنانى كه از دلسوختگان ما به شمار مى‏آیند، و از آنانى كه با شادى ما شاد مى‏شوند و با اندوه ما غمگین مى‏گردند. آگاه باش! تو هنگام مرگ، شاهد حضور پدرانم بر بالین خویش خواهى بود. (وسائل الشیعه،ج 10، ص397)
و اما این روایت به دلهای سوخته شیعیان در مصیبت آل الله اشاره دارد.
قال الصادق علیه السلام: "اللهم...و ارحم تلك الأعین التى جرت دموعها رحمة لنا و ارحم تلك القلوب التى جزعت و احترقت لنا و ارحم الصرخة التى كانت لنا."
امام صادق علیه السلام بر سجاده خود نشسته و بر زائران و سوگواران اهل بیت، چنین دعا مى‏كرد و مى‏فرمود: خدایا...آن دیدگان را كه اشكهایش در راه ترحم وعاطفه بر ما جارى شده و دلهایى را كه به خاطر ما نالان گشته و سوخته و آن فریادها و ناله‏هایى را كه در راه ما بوده است، مورد رحمت قرار بده. (بحارالانوار،ج 98، ص8)
نقل قول: حال حزن و اندوه در ايشان ديده نمي شد؛ سراسر ابتهاج و مسرت بود. مي فرمود: چقدر مردم غافلند که براي اين شهيد جان باخته غصه مي خورند و ماتم و اندوه بپا مي دارند...تحقيقاً روز شادي و مسرّت اهل و بيت (علیهم السلام) است...سائر افراد مردم که در عالَم کثرات گرفتارند و از نفس برون نيامده اند، حتما بايد گريه و عزاداري و سينه زني و نوحه خواني کنند تا بدين طريق بتوانند راه را طي کنند و بدان مقصد عالي نائل آيند!!!» در دهة‌ عاشورا حضرت‌ آقاي‌ حدّاد بسيار گريه‌ ميكردند، ولي‌ همه‌اش‌ گرية‌ شوق‌ بود. و بعضي‌ اوقات‌ از شدّت‌ وَجد و سرور، چنان‌ اشكهايشان‌ متوالي‌ و متواتر مي‌آمد كه‌ گوئي‌ ناوداني‌ است‌ كه‌ آب‌ رحمت‌ باران‌ عشق‌ را بر روي‌ محاسن‌ شريفشان‌ ميريزد.
حآقای حداد که میگوید مردم در این مورد جاهل هستند باید بداند این حرف ایشان خود نهایت جهل است و شاید توهین به ائمه علیهم السلام هم باشد چون در عزای اهل بیت علیهم السلام که حضرات معصومین علیهم السلام هم گریه کردند و غصه خوردند و هم مردم را تشویق به این کار کردند .و حالت فرح دارید.مگر غیر این است که امام‏ صادق‏«ع‏» فرمود:«نفس المهموم لظلمنا تسبيح و همه لنا عبادة و كتمان سرنا جهادفى سبيل الله‏» نفس كسى كه به خاطر مظلوميت ما اندوهگين شود تسبيح است، اندوه برما عبادت است و كتمان و پوشاندن راز ما جهاد در راه خداست.امام صادق‏«ع‏»سپس‏ فرمود:واجب است كه اين حديث با طلا نوشته شود(بحارالانوار ج 44،ص 278.)
این حدیث باعث شد عالم جلیل القدر محدث قمی رحمه الله علیه نام کتاب شریف خود را نفس المهموم بگذارد.
اما نقد صحبتهای جناب شیعه
نقل قول: بعضی مسائل ظاهر وباطن و سطح وعمق دارند مثلا مناجاتهای ائمه علیهم السلام را ببینید که درآن با اینکه امام معصوم است اقرار به گناه وطلب عفو میکند چرا ؟ شکی نیست که طریقه دعا را به دیگران می آموزد نه اینکه خودش گناهکار است
.
اگر ما در مناجات اهل بیت علیهم السلام استغفار میبینیم چون ائمه علیهم السلام معصوم هستند میگوییم شاید اینکار آنها برای یاد دادن مساله به دیگران باشد(آن هم چیزی است که مردم باید انجام دهند نه اینکه آنها استغفار نکنند و بگویند ما که عوام نیستیم از طرفی رسالت آموزش و تبیین هم نداریم!!!)اما این مساله را به چه دلیل میخواهیم توجیه کنیم؟؟؟ با این طرز تفکر شما شاید بسم الله گفتن در آغاز غذاخوردن و بسیاری دیگر از اعمال عبادی را نیز همینطور بدانید؟!!!و شاید ائمه خودشان اینکار را قبول نداشتند و فقط میخواستن مردم عامل باشند حال اینکه نامربوط بودن مثال شما به موضوع مثل روز روشن است.
نقل قول: شکی نیست ظاهر کربلا فجیع ترین صحنه های تاریخ انسانی است ولا یوم کیومک یا اباعبدالله ، اما در عین حال سخن عقیله بنی هاشم حضرت زینب کبری سلام الله علیها نیز شایان دقت است که فرمود :

ما رایت الا جمیلا ،هرچه ـ در کربلا و عاشورا ـ دیدم همه زیبایی بود. آیا زیبایی و جمال گریه دارد ؟؟؟!!!
اینجا هم استدلال عجیبی آوردید!!! شکی نیست که امام حسین علیه السلام بهترین اعمال را انجام داد و زیبایی اعمال ایشان برکسی پوشیده نیست اما این موضوع که آیا زیبایی گریه دارد؟ در پاسخ می گوییم چرا نمیتواند یک چیزی در اوج زیبایی گریه داشته باشد.حضرت زهرا به شهادت رسیدند امام حسین علیه السلام صورت را بر کف پای مادر خود قرار دادند آیا این مساله زیبا نیست؟دردناک چطور؟
از طرفی این سوال را باید از حضرت زینب سلام الله علیها پرسید وقتی خود را بر روی جنازه حضرت علی اکبر علیه السلام انداخت.آیا میخواست به دیگران یاد بدهد؟شاید جاهل بود؟ شاید معتقد بود زیبایی گریه ندارد؟
نقل قول: وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُون فَرِحِينَ بِمَا آَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ (170) يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ وَأَنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ


آیا شادی وفرح گریه دارد ؟؟!!! شاید ابتدای آن اما عمق و حقیقت شهادت ، سعادت وخوشحالی ابدی است.مانند این ایه که مومنین ابتدا خوف خدا وجودشان را در برمیگیرد اما سپس آرام میشوند :اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابًا مُتَشَابِهًا مَثَانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشَاءُ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ
این که میفرمائید که شهادت موجب شادی است بله شهید پس از مرگش شاد میشود چون راضی به رضای حق بوده.ولی آیا این آیه دستور به شادی میدهد؟ مفسر واقعی قرآن حضرت رسول صل الله علیه و آله است.حتی یک بار هم پیامبر و ائمه به این آیه استناد نکردند برای شادی کردن بعد از شهادت افراد بلکه برعکس: وقتی که حضرت حمزه(ع) عموی پیامبر(ص) در جنگ احد به شهادت رسید، پیامبر(ص) در کنار جنازه به خون تپیده اش بسیار گریست، و وقتی که با همراهان به مدینه آمد، از بسیاری از خانه های مدینه که شهید داده بودند صدای گریه شنیده می شد، پیامبر(ص) به یاد حمزه(س) اشک می ریخت، و مردم را به عزاداری برای حمزه(ع) تحریک کرده و فرمود: «ولکن حمزة لابواکی له الیوم!؛ولی امروز حمزه(ع) گریه کننده ندارد.»
سعد بن معاذ و اسید بن حضیر وقتی که این سخن را شنیدند به زن های انصار گفتند: «نخست بروید حضرت فاطمه (س) را در گریه کردن برای حمزه همراهی کنید، سپس برای شهدای خود گریه نمایید.» بانوان صدا و گریه بلند کردند، پیامبر(ص) و فاطمه(س) که در مسجد در عزای حمزه(ع) مجلس داشتند، بیرون آمد و پیامبر(ص) خطاب به آنها فرمود: «رحمت خدا بر شما باد، به راستی مواسات و ایثار کردید.»(اعلام الوری،ص94و95) از آن پس، حتی تا به امروز رسم شده که زن های مدینه وقتی می خواهند برای گذشتگان خود گریه کنند، نخست به یاد حضرت حمزه(ع) گریه می کنند.( اسدالغابه،ج2،ص48)
و در مورد شهادت جعفر طیّار(ع) که در جنگ موته در سال هفتم هجرت رخ داد، پیامبر(ص) در مدینه به خانه جعفر رفت، بچه ها او را نوازش داد همسرش را دلداری داد و بسیار گریه کرد، و در حالی که اشک از چشمانش سرازیر بود، از خانه بیرون آمد و با حال غمبار به خانه فاطمه (س) وارد شد، شنید گریه و نوحه فاطمه(س) برای جعفر(ع) بلند است، پیامبر(ص) فرمود: «علی مثل جعفرٍ فلتبک الباکیة؛ باید بر شخصیّتی همانند جعفر هر بانوی گریه کننده بگرید.» سپس فرمود: «برای خانواده و فرزندان جعفر، غذا درست کنید و ببرید، زیرا آنها امروز به عزاداری مشغول هستند.»شرح نهج البلاغه،ابن ابی الحدید،ج15،ص70،بحار،ج21،ص63
اما چون از قرآن مطلبی آوردید این مطلب بسیار خواندنی و را از کتاب کامل الزیارات نوشته شيخ ابو القاسم، جعفر بن محمد بن جعفر بن موسى بن مسرور بن قولويه قمى، از برجسته‏ ترين چهره‏ هاى راويان شيعه در قرن چهارم هجرى است می آورم.من یک حدیث را می آورم در تفسیر آیه 29 سوره دخان می توانید برای دیدن باقی احادیث به باب 28کتاب مذکور باب گریه آسمان و زمین بر امام حسین و یحیی علیهما السلام صفحه 283تا 299رجوع کنید.این حدیث را مرحوم مجلسی در بحار هم به نقل از کامل الزیارات آورده است.
پدرم رحمة اللَّه عليه و جماعتى از اساتيدم (على بن الحسين و محمّد بن الحسن) از سعد بن عبد اللَّه، از يعقوب بن يزيد، از احمد بن الحسن الميثمى، از على ارزق، از حسن بن حكم نخعى، از شخصى نقل كرده‏اند كه وى گفت:
در سرزمين رحبه از امير المؤمنين عليه السّلام شنيدم كه اين آيه شريفه را تلاوت مى‏فرمودند:

فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ وَ ما كانُوا مُنْظَرِينَ.دخان/آیه 29
در اين هنگام حضرت حسين عليه السّلام از يكى از درب‏هاى مسجد داخل شد، حضرت فرمودند: بدانيد اين (يعنى حضرت حسين عليه السّلام) عنقريب كشته خواهد شد و آسمان و زمين بر او مى‏گريند.
این را هم عرض کنم که در حدیث چهارم همین باب در کامل الزیارات شخصی بعد از شنیدن مطلب فوق از امام صادق علیه السلام از ایشان میپرسند گريه آسمان چيست و چگونه بوده؟
حضرت فرمودند:
چهل روز آسمان درنگ و توقّف نمود، خورشيد با رنگى قرمز طلوع نموده و با رنگى سرخ غروب مى‏كرد.
عرضه داشتيم: اين گريه آسمان بود؟
حضرت فرمودند: بلى.

نقل قول: بنابراین بعضی مسائل باطنی غیر از آنچه مشهود است دارند و طبق احادیث ، بالاترین مقام نزد خدای متعال مقام رضا است و این کلام مشهور نیز از حضرت مولی الکونین علیه السلام رسیده که در لحظات آخر چنین مترنم گشت :

«الهی رضا برضاک صبرا علی قضائک لا اله سواک»؛

پروردگارا! راضی به رضای توام و بردبار و شکیبا در برابر قضایت؛ هیچ معبودی غیر از تو نیست.آقای شیعه مطلب شما مربوط به عزاداری نیست بلکه مربوط به رضا هست که در این باره داستان مرگ ابراهیم فرزندحضرت رسول صل الله علیه و آله روشنگر است.حضرت علاوه بر اینکه رضایت داشت
قال الصادق علیه السلام: "لما مات ابراهیم بن رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم حملت عین رسول الله بالدموع ثم قال النبى صلى الله علیه و آله و سلم: تدمع العین و یحزن القلب و لا نقول ما یسخط الرب و انا بك یا ابراهیم لمحزونون. "
امام صادق علیه السلام فرمود: چون ابراهیم پسر رسول خدا از دنیا رفت، چشم پیامبر پر از اشك شد. سپس پیامبرفرمود: چشم، اشكبار مى‏شود و دل غمگین مى‏گردد، ولى چیزى نمى‏گوییم كه خدا را به خشم آورد، و ما در سوگ تو اى ابراهیم اندوهن (بحارالانوار،ج 22، ص157)
نقل قول: روزی که رسول خدا(ص) حوادث تلخ آینده را برای فاطمه(ع) توضیح می داد، سخن به ماجرای کربلا و حوادث خونبار عاشورا انجامید. از آنجا که مادران کانون مهر و عاطفه ای سرشار بوده و اندیشه از دست دادن پاره تن، رنجی در کام جانشان می ریزد و از سوی دیگر قضایای جانکاه کربلا حادثه ای عادی در از دست دادن فرزند محسوب نمی شود و دلهای تمامی آزادگان عالم را به

دردی ابدی دچار ساخته است اما زهرای عزیز تنها دو سؤال مطرح کرد و در پایان جمله ای بیان نمود. در پرسش نخست رو به پدر کرده، گفت: «یا ابتاه مَنْ یقتل وَلَدی و قُرَّةُ عَینی و ثَمَرةُ فؤادی؟»

ای پدر! چه کسی فرزندم و نور چشمم و میوه دلم حسین(ع) را می کُشد؟

فرمود: شرّ امّةٍ من امتّی.

بدترین افراد امت من.

فاطمه(ع) پرسید: یا ابتاه! اِقرأ جبرئیل عَنّیِ السّلام و قُل له فی ایِّ موضعٍ یُقْتَل؟

پدرجان! سلام مرا به جبرئیل برسان و از او بپرس که در کجا حسین مرا شهید می کنند؟

پیامبر(ص) فرمود: در سرزمینی که به آن «کربلا» می گویند.

زهرای مرضیه عرض کرد: یا اَبة! سلّمتُ و رضیتُ و تو کلتُ علی اللّه ؛

ای پدر در برابر خواسته های پروردگار تسلیم و راضی ام و به خدا توکل کرده ام.
بی بی دو عالم و مادر سادات حضرت زهرا سلام الله علیها با اینکه راضی به رضای حق بود بارها برای سیدالشهدا علیه السلام و این گریه ایشان منافاتی با مطیع امر الهی بودن ندارد.
حضرت صديقه كبري فاطمه زهرا ( سلام الله عليها ) بارها و بارها درمصائب فرزندش حسين ( عليه السلام ) گريست ازآن جمله چون ازشهادت نورديده اش حسين ( عليه السلام ) با خبرشد او را ازروي حزن واندوه و ملال حمل نموده و با حزن و اندوه ايشان را وضع حمل نمودند . و يا روز ولادت امام حسين ( عليه السلام ) بي بي دوعالم حضرت زهرا ( سلام الله عليها ) بسيار گريستند تاحضرت ختمي مرتبت ( صلي الله عليه وآله ) تشريف فرما شدند و فرمودند اي فاطمه بدان كه حسين كشته نمي شود جزهنگاميكه پيشواي راهنمايي ازاو متولد شود كه امامان بعدي ازنسل او هستند آنگاه حضرت يكي يكي نام امامان را تا حضرت ولي عصر ( عج ) ذكر نموده و فرمودند : آن قائم كه عيسي بن مريم پشت سرش نماز ميخواند.( كمال الدين ، ج1، ص284)
نقل قول: واما در مورد قتل نفس نیز نظر مرحوم انصاری همدانی رحمه الله ، صواب است زیرا حکم بقتل و کشتن بنا حق انسان مومن امر ساده ای نیست و قرین شرک است واز گناهان نابخشودنی است.و بصرف ظاهر افراد نمیتوان بر باطن انان نیز حکم کرد و این موضوعات شوخی بردار نیست همچنانکه در اخباراز امام سجاد (ع) رسیده که اگر ابوذر (با آن صداقت وایمان) بر مکنونات قلبی سلمان آگاهی میافت اورا میکشت!!! همچنین در حدیث آمده است که پیامبر به سلمان فرمود: لو عرض علمک علی المقداد لکفر، یعنی اگر دانش تو را به مقداد می‌دادند، کافر می‌شد.
بحث اینجاست که چرا ایشان شخصی را که قطب صوفیان بوده است و مبلغ این مسلک را از اولیاءالله معرفی کرده است.این خود توهینی است به اولیاء خدا.برای بررسی دلایل گمراهی صوفیه به کتاب حدیقه الشیعه نوشته عالم جلیل القدر مقدس اردبیلی و یا کتاب جلوه حق آیت الله مکارم رجوع کنید.
نقل قول: سخن آخر اینکه از خدای سبحان افزایش ظرفیت را بخواهیم که خیر کثیر است همچنانکه در دعای آیه زیر نمیگوییم خدایا علم مرا زیاد کن بلکه میگوییم خدایا ظرفیت علمی مرا زیاد کن :

وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْمًا
بنده ضمن آرزوی قبولی دعای حضرت عالی از خداوند میخواهم مارا در مقابل کلام نورانی اهل بیت علیهم السلام خاشع گرداند و مارا تنها شیعه آن حضرات معصومین سلام الله علیهم اجمعین قرار دهد و لاغیر.
و از خدا میخواهم ما را با ثقلین زنده بدارد و بمیراند و ما را لحظه ای از آن جدا نکند و در این راه به ما خلوص و ثبات قدم بدهد.
به امید ظهور ارباب غریبمان

[تصویر:  6kbqz6m2h3r7vnyi3p.jpg]
(آخرین ویرایش در این ارسال: 05-09-2010 08:35 PM، توسط کنکاش.)
05-09-2010 03:07 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
موضوع بسته شده است 


پرش به انجمن: