ببخشید من 4ساعت روی این جواب کار کردم موقعی که اومدم بفرستم دیدم دوستان بحث رو ادامه دادن لطفا این جواب های بنده رو درمورد اظهارات جناب شیعه بخونید
نقل قول: در دهة عاشورا حضرت آقاي حدّاد بسيار گريه ميكردند، ولي همهاش گرية شوق بود. و بعضي اوقات از شدّت وَجد و سرور، چنان اشكهايشان متوالي و متواتر ميآمد كه گوئي ناوداني است كه آب رحمت باران عشق را بر روي محاسن شريفشان ميريزد.
خب ابتدا باید ببینیم گریه شوق چیست؟
گریه شوق نوع خاصی از گریه است که. برخلاف موارد ديگر گریه كه بر اثر غم و اندوه بروز مي يابد، ويژگي اين نوع خاص در اين است كه در حالت شادماني شديد پيش مي آيد، و معمولا «گريه شوق» ناميده مي شود. اين گريه در مواردي است كه انسان، پس از گذرانِ دوره اي از فراق، جدايي و نااميد شدن در دست يابي به شيء، نعمت يا يكي از عزيزانِ خود، به آن خواسته نايافته مي رسد، پس در اين هنگام، از شدت شوق و هيجان، بي اختيار مي گريد. چنين گريه اي، از جلوههاي زيبايي احساس و دلدادگي روحي انسان است.چنان كه در تاريخ صدر اسلام (سال 7 هجري پس از فتح خيبر)، هنگامي كه جعفربن ابي طالب پس از سالها حضور در حبشه، به مدينه بازگشت و به حضور رسول اكرم(صلي الله عليه وآله)رسيد، پيامبر(صلي الله عليه وآله)به استقبال او رفت، «و بكي فرحاً برؤيته; و از شوق ديدارش گریست.
سپس گوشه ای از کلام معصومین علیهم السلام در چگونگی عزاداری برای سیدالشهدا علیه السلام چگونه استرا بررسی میکنیم.در نهایت هم به نقد دلایل جناب شیعه میپردازم.
چطور شما از گریه شوق صحبت میکنید وقتی سرور شیعیان امام ضا علیه السلام میفرماید:
قال الرضا علیه السلام:" من كان یوم عاشورا یوم مصیبته و حزنه و بكائه جعل الله عزوجل یوم القیامة یوم فرحه و سروره."
هر كس كه عاشورا، روز مصیبت و اندوه و گریهاش باشد، خداوند روز قیامت را براى او روز شادى و سرور قرار مىدهد. (بحارالانوار،ج 44، ص284)
(واقعا تعجب میکنم از این حرف آقای حداد که میگه این روز روز شادی هستش.)
صراحتا حضرت میفرمایند روز عاشورا روز غم و غصه است.
بازهم حضرت امام رضا علیه السلام در حدیث دیگری میفرمایند:
قال الرضا علیه السلام:" كان ابى اذا دخل شهر المحرم لا یرى ضاحكا و كانت الكابة تغلب علیه حتى یمضى منه عشرة ایام، فاذا كان الیوم العاشر كان ذلك الیوم یوم مصیبته و حزنه و بكائه... "
امام رضا علیه السلام فرمود: هر گاه ماه محرم فرا مىرسید، پدرم (موسى بن جعفر علیهماالسلام) دیگر خندان دیده نمىشد و غم و افسردگى بر او غلبه مىیافت تا آن كه ده روز از محرم مىگذشت، روز دهم محرم كه مىشد، آن روز، روز مصیبت و اندوه و گریه پدرم بود. (امالى صدوق، ص 111)
(این تضاد بین کلام اهل بیت و علامه طهرانی مثل روز مشخص است)
باز هم این بار
امیرالمومنین علیه السلام میفرمایند:
"ان الله...اختار لنا شیعة ینصروننا و یفرحون بفرحنا و یحزنون لحزننا."
على علیه السلام فرمود: خداوند براى ما، شیعیان و پیروانى برگزیده است كه ما را یارى مىكنند، با خوشحالى ما خوشحال مىشوند و در اندوه و غم ما، محزون مىگردند. (غررالحكم،ج 1، ص235)
(پیش از این روایت امام هشتم علیه السلام نشان داد عاشورا روز حزن است طبق این روایت وظیفه شیعه در روز حزن اهل بیت علیهم السلام اشک شوق است؟؟؟!!!)
روایت دیگری که شبیه به روایت حضرت امیر علیه السلام است.
قال الصادق علیه السلام: "..رحم الله دمعتك، اما انك من الذین یعدون من اهل الجزع لنا و الذین یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا، اما انك سترى عند موتك حضور آبائى لك... "
امام صادق علیه السلام به «مسمع» كه از سوگواران و گریه كنندگان بر عزاى حسینى بود، فرمود: خداى، اشك تو را مورد رحمت قرار دهد. آگاه باش، تو از آنانى كه از دلسوختگان ما به شمار مىآیند، و از آنانى كه با شادى ما شاد مىشوند و با اندوه ما غمگین مىگردند. آگاه باش! تو هنگام مرگ، شاهد حضور پدرانم بر بالین خویش خواهى بود. (وسائل الشیعه،ج 10، ص397)
و اما
این روایت به دلهای سوخته شیعیان در مصیبت آل الله اشاره دارد.
قال الصادق علیه السلام: "اللهم...و ارحم تلك الأعین التى جرت دموعها رحمة لنا و ارحم تلك القلوب التى جزعت و احترقت لنا و ارحم الصرخة التى كانت لنا."
امام صادق علیه السلام بر سجاده خود نشسته و بر زائران و سوگواران اهل بیت، چنین دعا مىكرد و مىفرمود: خدایا...آن دیدگان را كه اشكهایش در راه ترحم وعاطفه بر ما جارى شده و دلهایى را كه به خاطر ما نالان گشته و سوخته و آن فریادها و نالههایى را كه در راه ما بوده است، مورد رحمت قرار بده. (بحارالانوار،ج 98، ص8)
نقل قول: حال حزن و اندوه در ايشان ديده نمي شد؛ سراسر ابتهاج و مسرت بود. مي فرمود: چقدر مردم غافلند که براي اين شهيد جان باخته غصه مي خورند و ماتم و اندوه بپا مي دارند...تحقيقاً روز شادي و مسرّت اهل و بيت (علیهم السلام) است...سائر افراد مردم که در عالَم کثرات گرفتارند و از نفس برون نيامده اند، حتما بايد گريه و عزاداري و سينه زني و نوحه خواني کنند تا بدين طريق بتوانند راه را طي کنند و بدان مقصد عالي نائل آيند!!!» در دهة عاشورا حضرت آقاي حدّاد بسيار گريه ميكردند، ولي همهاش گرية شوق بود. و بعضي اوقات از شدّت وَجد و سرور، چنان اشكهايشان متوالي و متواتر ميآمد كه گوئي ناوداني است كه آب رحمت باران عشق را بر روي محاسن شريفشان ميريزد.
ح
آقای حداد که میگوید مردم در این مورد جاهل هستند باید بداند این حرف ایشان خود نهایت جهل است و شاید توهین به ائمه علیهم السلام هم باشد چون در عزای اهل بیت علیهم السلام که حضرات معصومین علیهم السلام هم گریه کردند و غصه خوردند و هم مردم را تشویق به این کار کردند .و حالت فرح دارید.مگر غیر این است که
امام صادق«ع» فرمود:«نفس المهموم لظلمنا تسبيح و همه لنا عبادة و كتمان سرنا جهادفى سبيل الله» نفس كسى كه به خاطر مظلوميت ما اندوهگين شود تسبيح است، اندوه برما عبادت است و كتمان و پوشاندن راز ما جهاد در راه خداست.امام صادق«ع»سپس فرمود:واجب است كه اين حديث با طلا نوشته شود(بحارالانوار ج 44،ص 278.)
این حدیث باعث شد عالم جلیل القدر محدث قمی رحمه الله علیه نام کتاب شریف خود را نفس المهموم بگذارد.
اما نقد صحبتهای جناب شیعه
نقل قول: بعضی مسائل ظاهر وباطن و سطح وعمق دارند مثلا مناجاتهای ائمه علیهم السلام را ببینید که درآن با اینکه امام معصوم است اقرار به گناه وطلب عفو میکند چرا ؟ شکی نیست که طریقه دعا را به دیگران می آموزد نه اینکه خودش گناهکار است
.
اگر ما در مناجات اهل بیت علیهم السلام استغفار میبینیم چون ائمه علیهم السلام معصوم هستند میگوییم شاید اینکار آنها برای یاد دادن مساله به دیگران باشد(آن هم چیزی است که مردم باید انجام دهند نه اینکه آنها استغفار نکنند و بگویند ما که عوام نیستیم از طرفی رسالت آموزش و تبیین هم نداریم!!!)اما این مساله را به چه دلیل میخواهیم توجیه کنیم؟؟؟ با این طرز تفکر
شما شاید بسم الله گفتن در آغاز غذاخوردن و بسیاری دیگر از اعمال عبادی را نیز همینطور بدانید؟!!!و شاید ائمه خودشان اینکار را قبول نداشتند و فقط میخواستن مردم عامل باشند حال اینکه نامربوط بودن مثال شما به موضوع مثل روز روشن است.
نقل قول: شکی نیست ظاهر کربلا فجیع ترین صحنه های تاریخ انسانی است ولا یوم کیومک یا اباعبدالله ، اما در عین حال سخن عقیله بنی هاشم حضرت زینب کبری سلام الله علیها نیز شایان دقت است که فرمود :
ما رایت الا جمیلا ،هرچه ـ در کربلا و عاشورا ـ دیدم همه زیبایی بود. آیا زیبایی و جمال گریه دارد ؟؟؟!!!
اینجا هم استدلال عجیبی آوردید!!! شکی نیست که امام حسین علیه السلام بهترین اعمال را انجام داد و زیبایی اعمال ایشان برکسی پوشیده نیست اما این موضوع که آیا زیبایی گریه دارد؟ در پاسخ می گوییم چرا نمیتواند یک چیزی در اوج زیبایی گریه داشته باشد.حضرت زهرا به شهادت رسیدند امام حسین علیه السلام صورت را بر کف پای مادر خود قرار دادند آیا این مساله زیبا نیست؟دردناک چطور؟
از طرفی این سوال را باید از حضرت زینب سلام الله علیها پرسید وقتی خود را بر روی جنازه حضرت علی اکبر علیه السلام انداخت.آیا میخواست به دیگران یاد بدهد؟شاید جاهل بود؟ شاید معتقد بود زیبایی گریه ندارد؟
نقل قول: وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُون فَرِحِينَ بِمَا آَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ (170) يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ وَأَنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ
آیا شادی وفرح گریه دارد ؟؟!!! شاید ابتدای آن اما عمق و حقیقت شهادت ، سعادت وخوشحالی ابدی است.مانند این ایه که مومنین ابتدا خوف خدا وجودشان را در برمیگیرد اما سپس آرام میشوند :اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابًا مُتَشَابِهًا مَثَانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشَاءُ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ
این که میفرمائید که شهادت موجب شادی است بله شهید پس از مرگش شاد میشود چون راضی به رضای حق بوده.ولی آیا این آیه دستور به شادی میدهد؟ مفسر واقعی قرآن حضرت رسول صل الله علیه و آله است.حتی یک بار هم پیامبر و ائمه به این آیه استناد نکردند برای شادی کردن بعد از شهادت افراد بلکه برعکس: وقتی که حضرت حمزه(ع) عموی پیامبر(ص) در جنگ احد به شهادت رسید، پیامبر(ص) در کنار جنازه به خون تپیده اش بسیار گریست، و وقتی که با همراهان به مدینه آمد، از بسیاری از خانه های مدینه که شهید داده بودند صدای گریه شنیده می شد، پیامبر(ص) به یاد حمزه(س) اشک می ریخت، و مردم را به عزاداری برای حمزه(ع) تحریک کرده و فرمود: «ولکن حمزة لابواکی له الیوم!؛ولی امروز حمزه(ع) گریه کننده ندارد.»
سعد بن معاذ و اسید بن حضیر وقتی که این سخن را شنیدند به زن های انصار گفتند: «نخست بروید حضرت فاطمه (س) را در گریه کردن برای حمزه همراهی کنید، سپس برای شهدای خود گریه نمایید.» بانوان صدا و گریه بلند کردند، پیامبر(ص) و فاطمه(س) که در مسجد در عزای حمزه(ع) مجلس داشتند، بیرون آمد و پیامبر(ص) خطاب به آنها فرمود: «رحمت خدا بر شما باد، به راستی مواسات و ایثار کردید.»(اعلام الوری،ص94و95) از آن پس، حتی تا به امروز رسم شده که زن های مدینه وقتی می خواهند برای گذشتگان خود گریه کنند، نخست به یاد حضرت حمزه(ع) گریه می کنند.( اسدالغابه،ج2،ص48)
و در مورد شهادت جعفر طیّار(ع) که در جنگ موته در سال هفتم هجرت رخ داد، پیامبر(ص) در مدینه به خانه جعفر رفت، بچه ها او را نوازش داد همسرش را دلداری داد و بسیار گریه کرد، و در حالی که اشک از چشمانش سرازیر بود، از خانه بیرون آمد و با حال غمبار به خانه فاطمه (س) وارد شد، شنید گریه و نوحه فاطمه(س) برای جعفر(ع) بلند است، پیامبر(ص) فرمود: «علی مثل جعفرٍ فلتبک الباکیة؛ باید بر شخصیّتی همانند جعفر هر بانوی گریه کننده بگرید.» سپس فرمود: «برای خانواده و فرزندان جعفر، غذا درست کنید و ببرید، زیرا آنها امروز به عزاداری مشغول هستند.»شرح نهج البلاغه،ابن ابی الحدید،ج15،ص70،بحار،ج21،ص63
اما چون از قرآن مطلبی آوردید این مطلب بسیار خواندنی و را از کتاب کامل الزیارات نوشته شيخ ابو القاسم، جعفر بن محمد بن جعفر بن موسى بن مسرور بن قولويه قمى، از برجسته ترين چهره هاى راويان شيعه در قرن چهارم هجرى است می آورم.من یک حدیث را می آورم در تفسیر آیه 29 سوره دخان می توانید برای دیدن باقی احادیث به باب 28کتاب مذکور باب گریه آسمان و زمین بر امام حسین و یحیی علیهما السلام صفحه 283تا 299رجوع کنید.این حدیث را مرحوم مجلسی در بحار هم به نقل از کامل الزیارات آورده است.
پدرم رحمة اللَّه عليه و جماعتى از اساتيدم (على بن الحسين و محمّد بن الحسن) از سعد بن عبد اللَّه، از يعقوب بن يزيد، از احمد بن الحسن الميثمى، از على ارزق، از حسن بن حكم نخعى، از شخصى نقل كردهاند كه وى گفت:
در سرزمين رحبه از امير المؤمنين عليه السّلام شنيدم كه اين آيه شريفه را تلاوت مىفرمودند:
فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ وَ ما كانُوا مُنْظَرِينَ.دخان/آیه 29
در اين هنگام حضرت حسين عليه السّلام از يكى از دربهاى مسجد داخل شد، حضرت فرمودند: بدانيد اين (يعنى حضرت حسين عليه السّلام) عنقريب كشته خواهد شد و آسمان و زمين بر او مىگريند.
این را هم عرض کنم که در حدیث چهارم همین باب در کامل الزیارات شخصی بعد از شنیدن مطلب فوق از امام صادق علیه السلام از ایشان میپرسند گريه آسمان چيست و چگونه بوده؟
حضرت فرمودند:
چهل روز آسمان درنگ و توقّف نمود، خورشيد با رنگى قرمز طلوع نموده و با رنگى سرخ غروب مىكرد.
عرضه داشتيم: اين گريه آسمان بود؟
حضرت فرمودند: بلى.
نقل قول: بنابراین بعضی مسائل باطنی غیر از آنچه مشهود است دارند و طبق احادیث ، بالاترین مقام نزد خدای متعال مقام رضا است و این کلام مشهور نیز از حضرت مولی الکونین علیه السلام رسیده که در لحظات آخر چنین مترنم گشت :
«الهی رضا برضاک صبرا علی قضائک لا اله سواک»؛
پروردگارا! راضی به رضای توام و بردبار و شکیبا در برابر قضایت؛ هیچ معبودی غیر از تو نیست.آقای شیعه مطلب شما مربوط به عزاداری نیست بلکه مربوط به رضا هست که در این باره داستان مرگ ابراهیم فرزندحضرت رسول صل الله علیه و آله روشنگر است.حضرت علاوه بر اینکه رضایت داشت
قال الصادق علیه السلام: "لما مات ابراهیم بن رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم حملت عین رسول الله بالدموع ثم قال النبى صلى الله علیه و آله و سلم: تدمع العین و یحزن القلب و لا نقول ما یسخط الرب و انا بك یا ابراهیم لمحزونون. "
امام صادق علیه السلام فرمود: چون ابراهیم پسر رسول خدا از دنیا رفت، چشم پیامبر پر از اشك شد. سپس پیامبرفرمود: چشم، اشكبار مىشود و دل غمگین مىگردد، ولى چیزى نمىگوییم كه خدا را به خشم آورد، و ما در سوگ تو اى ابراهیم اندوهن (بحارالانوار،ج 22، ص157)
نقل قول: روزی که رسول خدا(ص) حوادث تلخ آینده را برای فاطمه(ع) توضیح می داد، سخن به ماجرای کربلا و حوادث خونبار عاشورا انجامید. از آنجا که مادران کانون مهر و عاطفه ای سرشار بوده و اندیشه از دست دادن پاره تن، رنجی در کام جانشان می ریزد و از سوی دیگر قضایای جانکاه کربلا حادثه ای عادی در از دست دادن فرزند محسوب نمی شود و دلهای تمامی آزادگان عالم را به
دردی ابدی دچار ساخته است اما زهرای عزیز تنها دو سؤال مطرح کرد و در پایان جمله ای بیان نمود. در پرسش نخست رو به پدر کرده، گفت: «یا ابتاه مَنْ یقتل وَلَدی و قُرَّةُ عَینی و ثَمَرةُ فؤادی؟»
ای پدر! چه کسی فرزندم و نور چشمم و میوه دلم حسین(ع) را می کُشد؟
فرمود: شرّ امّةٍ من امتّی.
بدترین افراد امت من.
فاطمه(ع) پرسید: یا ابتاه! اِقرأ جبرئیل عَنّیِ السّلام و قُل له فی ایِّ موضعٍ یُقْتَل؟
پدرجان! سلام مرا به جبرئیل برسان و از او بپرس که در کجا حسین مرا شهید می کنند؟
پیامبر(ص) فرمود: در سرزمینی که به آن «کربلا» می گویند.
زهرای مرضیه عرض کرد: یا اَبة! سلّمتُ و رضیتُ و تو کلتُ علی اللّه ؛
ای پدر در برابر خواسته های پروردگار تسلیم و راضی ام و به خدا توکل کرده ام.
بی بی دو عالم و مادر سادات حضرت زهرا سلام الله علیها با اینکه راضی به رضای حق بود بارها برای سیدالشهدا علیه السلام و این گریه ایشان منافاتی با مطیع امر الهی بودن ندارد.
حضرت صديقه كبري فاطمه زهرا ( سلام الله عليها ) بارها و بارها درمصائب فرزندش حسين ( عليه السلام ) گريست ازآن جمله چون ازشهادت نورديده اش حسين ( عليه السلام ) با خبرشد او را ازروي حزن واندوه و ملال حمل نموده و با حزن و اندوه ايشان را وضع حمل نمودند . و يا روز ولادت امام حسين ( عليه السلام ) بي بي دوعالم حضرت زهرا ( سلام الله عليها ) بسيار گريستند تاحضرت ختمي مرتبت ( صلي الله عليه وآله ) تشريف فرما شدند و فرمودند اي فاطمه بدان كه حسين كشته نمي شود جزهنگاميكه پيشواي راهنمايي ازاو متولد شود كه امامان بعدي ازنسل او هستند آنگاه حضرت يكي يكي نام امامان را تا حضرت ولي عصر ( عج ) ذكر نموده و فرمودند : آن قائم كه عيسي بن مريم پشت سرش نماز ميخواند.( كمال الدين ، ج1، ص284)
نقل قول: واما در مورد قتل نفس نیز نظر مرحوم انصاری همدانی رحمه الله ، صواب است زیرا حکم بقتل و کشتن بنا حق انسان مومن امر ساده ای نیست و قرین شرک است واز گناهان نابخشودنی است.و بصرف ظاهر افراد نمیتوان بر باطن انان نیز حکم کرد و این موضوعات شوخی بردار نیست همچنانکه در اخباراز امام سجاد (ع) رسیده که اگر ابوذر (با آن صداقت وایمان) بر مکنونات قلبی سلمان آگاهی میافت اورا میکشت!!! همچنین در حدیث آمده است که پیامبر به سلمان فرمود: لو عرض علمک علی المقداد لکفر، یعنی اگر دانش تو را به مقداد میدادند، کافر میشد.
بحث اینجاست که چرا ایشان شخصی را که قطب صوفیان بوده است و مبلغ این مسلک را از اولیاءالله معرفی کرده است.این خود توهینی است به اولیاء خدا.برای بررسی دلایل گمراهی صوفیه به کتاب حدیقه الشیعه نوشته عالم جلیل القدر مقدس اردبیلی و یا کتاب جلوه حق آیت الله مکارم رجوع کنید.
نقل قول: سخن آخر اینکه از خدای سبحان افزایش ظرفیت را بخواهیم که خیر کثیر است همچنانکه در دعای آیه زیر نمیگوییم خدایا علم مرا زیاد کن بلکه میگوییم خدایا ظرفیت علمی مرا زیاد کن :
وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْمًا
بنده ضمن آرزوی قبولی دعای حضرت عالی از خداوند میخواهم مارا در مقابل کلام نورانی اهل بیت علیهم السلام خاشع گرداند و مارا تنها شیعه آن حضرات معصومین سلام الله علیهم اجمعین قرار دهد و لاغیر.
و از خدا میخواهم ما را با ثقلین زنده بدارد و بمیراند و ما را لحظه ای از آن جدا نکند و در این راه به ما خلوص و ثبات قدم بدهد.
به امید ظهور ارباب غریبمان