-
راهنما سالنامه لیست اعضا جستجو
 
پاسخ گوی آنلاین سؤالات شرعی


زمان کنونی: 24-05-2012, 06:22 PM درود مهمان گرامی! (ورودثبت نام)


اطلاعیه های تالار

یا صاحب الزمان کی شود پشت به خانه کعبه دهی وبانگ انا المهدی سر دهی؟؟؟

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امیتازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
جهاد اکبر یا مبارزه با هوای نفس
نویسنده پیام
bolanda آفلاین
کاربر تازه وارد
*

ارسال‌ها: 18
تاریخ عضویت: Jul 2010
اعتبار: 0
ارسال: #31
RE: جهاد اکبر یا مبارزه با هوای نفس
این متن را در جائی دیدیم، و شاید برای این تاپیک محور تازه ای باز کند، چرا که از یک معضل اساسی در نگاه مؤمان به نفس و گناه سخن میگوید، البته پاسخ شما رضای گرامی ، محفوظ است و تقدیم میشود! ایکاش سایر مدیران و ارشدهای تئوریسین سایت، بجای سکوت مرگبارشان یک چیزی میگفتند، چرا که واقعا ارزش یک انسان به سخنش است نه به سکوتش ! اما آن متن:
.......
در پاسخی که برای تناقض و دوگانگی سخنان اسلام، در باب زندگانی آن دنیا ارائه گشت، یک نکته کاملا مشهود است، و آن اینکه کاملا مشخص است که چرا مؤمنان تا این حد دلبسته به دنیا هستند!
اسلام با ظاهرسازی از تقوی و منویت سخن میگوید، و در تمامی تریبونهای خویش، ماتریالیسم را مورد حمله قرار میدهد، اما در کنه مطلب و در عمل، کاملا ماتریالیستی عمل کرده و از مارکس و از مادیگرای دیگری مادیگرا تر است!
البته مادیگرائی و ماتریالیسم مارکس، یک نوع واقع بینی است که در خمیره ی خویش تمامی امکانات تعالی انسان را پیش بینی نموده است، و اگر نبود قرائتهای قدرتی انسانی که هنوز دینی می اندیشد و قدرتی رفتار میکند، دنیا هرگز نمیتوانست شاهد افول و سقوط مارکسیسم باشد! اما مادیگرائی سخیف اسلام، حتی تا همین حد نیز به واقعیت نزدیک نیست، و بسی خطرناکتر از اندیشه ی الهی رفتار میکند! برای دریافت چنین واقعیاتی، تقریبا هر سخنی که از زبان محمد و تازینامه و سایر امامان بیرون آمده است، میتواند ملاک و گواه خوبی باشد، و اصلا فرقی نمیکند که شما بر کدام آیه یا حدیثی انگشت بگذارید، چون تمام آیات بیکسان بر این مادیگرائی سخیف گواهی خواهند داد؛ اما آنچه بعنوان یک نمونه ی بارز میتواند اذهان ساده ی مؤمنان کند ذهن را به چنین باوری برساند، همانا جهان بینی اسلام است که دنیا را در دو بخش زمینی و آسمانی، مادی و معنوی، از یکدیگر جدا نموده و اینگونه تعریف کرده است. این افتراق و دوگانگی اشتباه، اساس جهان بینی اسلام است، و طبیعی است که پس از آن چه اشتباهات دیگری رخ خواهد داد!
خشت اول چون نهد معمار کج ................ تا ثریا میرود دیوار کج!
البته همچنانکه دم خروس همواره بیرون مانده است، در اینجا نیز اسلام هرگز نتوانسته است اشتباه خویش را مخفی کند، چرا که در بخش اول اعلام میدارد که زندگی آن جهانی است که زندگی اصلی انسان است، و انسان در این دنیا رهگذری بیش نیست؛ و اینرا بعنوان مظهر معناگرائی خویش عنوان میکند، اما در بخش دوم تعاریف خویش آن دنیا را دارمکافات و نتیجه ی زندگی این دنیا معرفی میکند!
چنین تفکیکی شاید میتوانست برای انسانهای جاهل آن روزگاران قابل باور باشد، اما از حوالی سال 1800 میلادی، انسانها دچار انواع انقلابات فکری گشتند و در همین مدت کوتاه توانستند به رشد فکری خیره کننده ای دست یابند. در سایه ی همین رشد فکریست که اکنون چنین تناقضاتی اظهر من الشمس است، و تقریبا همه ی انسانها در همین حدود را میتوانند درک کنند که: اگر این دنیا نباشد، آن دنیا وجود نخواهد داشت، پس چگونه است که آنجا زندگی اصلی شمرده میشود؟
این نظریه یک نظریه ی تربیتی عنوان گشته است، و بحق آثار تربیتی آن بر تمام مسلمانان ظاهر گشته است! اما نه آنچنانکه ادعا میشود که به معناگرائی ایشان انجامیده است، بلکه درست برعکس، به مادیگرائی ایشان منجر گشته است، و اکنون آیا هیچکس میتواند ادعا کند که زندگی ایرانیان بر حول محور معنویت میچرخد؟
آیا افت مسائل اخلاقی و معنوی اجتماع را میتوان کتمان نمود؟ آیا پولدوستی و جرم و جنایت برای کسب ثروت، همگان را در بر نگرفته است؟ اینها نتیجه ی همان جهان بینی اشتباه است که معنویت را به جهان دیگری انتقال داده است، و آنرا آنقدر انتزاعی و مادی و با مظاهر شهوت آمیز آگنده است، که مؤمنان تمامی آرمانهای خود را در شهوات می بینند، و خیام در این باره میفرماید:
گویند بهشت و حور عین خواهد بود............. وانجا می ناب و انگبین خواهد بود
گر ما می و معشوقه گزیدیم چه باک؟...........آخر نه بعاقبت همین خواهد بود؟
آری این سؤالیست که در ته ذهن هر مؤمنی که تازینامه را باوریده است بوجود می آید، و پیرنگ اعمال و افکار زندگی او را تشکیل داده است! وقتی که نهایت معنویت و آخرین کمال انسان، در آن جهان بعد از مرگ تصویر میشود، و آنهم بصورتیکه طفیلی و وابسته و دنباله ی همین جهانست، و آنهم به آن صورت زشت و مستهجن که واقعا در هیچ مجله ی سکسی نیز نظیر آن دیده نمیشود، آنگاه این سؤال بوجود خواهد آمد که: چرا باید بر اعمال غیر انسانی مردمان ایران امروز، خرده گرفت؟ مگر همه مسلمان نیستند؟
آری ، کافیست کمی دقت کنید تا ببینید دلیل چسبیدن به منبرها چیست!! آیا هیچ معدن دیگری برای دنیاطلبان، بهتر از پای منبر هست؟

bolanda, proud to be a member of تالارهای گفتمان کشف الیقین since Jul 2010.
18-07-2010 08:11 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
bolanda آفلاین
کاربر تازه وارد
*

ارسال‌ها: 18
تاریخ عضویت: Jul 2010
اعتبار: 0
ارسال: #32
RE: جهاد اکبر یا مبارزه با هوای نفس
در همان مطلبی که نقل کردیم، اشاره ای بود به آنچه در اینجا باید گفت: اینجا بحث از یک جهان بینی است که بتدریج در حرکتی آخوندی، آپدیت میشود!
بزعم من دین را نبایستی در لابلای نسخ، و تعاریف آکادمیک بازیگران تلویزیونی(آخوندها و فلاسفه و کارشناسانی که جلوی دوربین از دین میگویند) دید!
دین هرگز جز در صحنه های واقعی زندگی وجود نداشته است، و نبایستی وجود داشته باشد! نهایت همه ی اندیشه ها آنست که به زندگی معمولی وارد شود، و نقطه ی اتصال هر چیزی با زندگی ، همین عرصه ی اجتماع است! تا آنجا که سنم قد میدهد، تا همین چندی پیش (شاید تا همین شش هفت سال پیش) تمام آخوندها مثل نسخه های کپی شده ی یک سخن واحد، از گنه کار بودن و از سرشته گی گناه با خمیره ی آدمی حرف میزدند، و میگفتند که خدایا یک لحظه مرا بحال خویش وامگذار، و اگر واگذاری در همان لحظه به شیطان تسلیم میشوم و الخ...
اما اکنون در حرکت جدیدی که شاید نقطه ی بارز آغاز آن ، حرفهای لاریجانی بود که از سوی مجلس به تمام حوزه ها امر نمودند که سریعا در پی تشکیل تشکلاتی برای آپدیت اینگونه سخنان تاریخ مصرف گذشته برآیند! .. آخوندها اقدام به آپدیت خرافه های دینی کرده اند! اما مگر خرافه را میتوان از دین زدود؟ آنان مجبورند کار کنند، زیرا اکنون حتی اطفال نیز میتوانند از خود بپرسند که: خوب مگر مرا خدا نیافریده است؟ پس چرا اینگونه جانی و گنه کار بالفطره آفریده است؟ مگر نمیتوانست از آن قسمت پاک روح خودش در من فوت کند؟ بالاخره برخی نقاط روح خدا ممکن است پاک باشد.. مگر نه؟
بعد از آغاز این حرکت بود که اکنون ملایان در تمامی تریبونها وقیحانه هر آنچه را قرنها گفتند، انکار میکنند! و بخیالشان که این ساختار معیوب را میتوان با اینگونه بزکها مقبول ساخت! بحث این روند خائنانه مربوط به تاپیک دیگریست!
در اینجا سخن از آنست که برای از بین بردن چنین تلقیاتی که لزوم دعا و نمازهای تمام وقت را تشدید مینمود، لازم است که کل ساختار جهان بینی این دین را عوض کرد، و بخوبی پیداست که اگر تمام محتویات آن عوض بشود، و فقط نامش دین باشد نیز، باز هم هیچی عوض نمیشود! چرا که هیچ امری در قالب دین نمیتواند کمکی به تعالی انسان بکند، و فساد تباهی که مخصوصا مسلمانان را در بر گرفته است، نمونه ی خوبی برای اثبات سخن ما است!

bolanda, proud to be a member of تالارهای گفتمان کشف الیقین since Jul 2010.
18-07-2010 08:37 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
رضا1389 آفلاین
عضو ارشد سایت
****

ارسال‌ها: 279
تاریخ عضویت: Feb 2010
اعتبار: 2
ارسال: #33
RE: جهاد اکبر یا مبارزه با هوای نفس
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین
ظاهرا بحث جهاد اکبر به سوی سیاست رفته است.بنده بدان سو هیچ تمایلی ندارم بروم و صحبتی ندارم..باید قبول کرد که اشتباه من نوعی بمن مربوط است و نه به دین و نه به دیگران.نیازی هم نمیبینم دیگران را و خصوصا اعتقادات دیگران را مورد بحث قرار دهم.
اصولا بر این قاعده باید باشیم که (( من )) چگونه هستم و چگونه باید باشم. محاکمه کردن دیگران بهر دلیل صحیح نیست و از این نگارنده محترم یا محترمه !!! درخواست میکنم به اعتقادات دینی بنده و دیگران بی احترامی نکند.
نفس ...
آنچه که مورد بحث بود و مورد بی مهری مدیران سایت قرار گرفت.شاید یکی از دلایل اینگونه سخنان " عدم اطلاع از حقیقت ... و نبود تعاریفی درست توسط علما باشد که منتج به تفسیرات غیر قابل اعتماد میشود.
وقتی که یک فیزیکدان تعریف صحیح از انرژی را ارایه نکند ( بعنوان مثال ) .یا حقوقدان تفسیر صحیحی از وقایع حقوقی را ارایه ننماید ... نتیجه این میشود که افراد بنابر تصورات خویش به تعریف و توضیح آن بپردازند.... و کم کم همان میشود که علم فیزیک به سخره گرفته شود و محققین این علم به سحر و جادو متهم شوند و الخ...
بنده تصور میکنم لازم است سایت کشف الیقین از هر مورد یک تعریف کاملا درست و صحیح ارائه کند و سپس دیگران نظرشان را در آن مورد بنویسند.

توکلت علی الله
19-07-2010 12:35 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن: