-
راهنما سالنامه لیست اعضا جستجو
 
پاسخ گوی آنلاین سؤالات شرعی


زمان کنونی: 24-05-2012, 06:31 PM درود مهمان گرامی! (ورودثبت نام)


اطلاعیه های تالار

یا صاحب الزمان کی شود پشت به خانه کعبه دهی وبانگ انا المهدی سر دهی؟؟؟

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
وصیتنامه صحیح ، شرعی و قانونی
نویسنده پیام
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #1
وصیتنامه صحیح ، شرعی و قانونی
سلام هم ولایتی بر دوستان عزیزم
در این تایپیک قصد دارم تا شیوه صحیح وصیت نامه نویسی را (طبق آنچه در کتب معتبر است) شرح نمایم.
انشاالله صد سال عمر کنید ولی ناچار گریزی از مرگ نیست.


وصیتنامه

بسم الله الرحمن الرحیم
کتب علیکم إذا حضر أحدکم الموت إن ترک خیرا الوصیّة للوالدین والأقربین بالمعروف حقا علی المتّقین.
سوره مبارکه بقره آیه 180

به موجب آیه شریفه « کلّ نفس ذائقة الموت » تمامی موجودات از چشیدن شربت مرگ ناگزیر بوده ، حیات ابدی و بقای سرمدی منحصر به ذات اقدس باریتعالی می باشد. پس بر هر شخص عاقل با ایمان که این جهان را گذرگاهی به سوی جهان جاویدان می داند لازم است که پیوسته به فکر عالم پس از مرگ بوده و خود را برای سفر پر خوف آخرت آماده و اعمال ناقصه و تکالیف فائته (از دست رفته) خود را با وصیّت تدارک و جبران نماید.

رسول خدا (ص) می فرماید:
لاینبغی لأمرء مسلم أن یبیت لیلة إلّا و وصیتّه تحت رأسه.
سزاوار نیست برای مرد مسلمان شبی را سحر کند مگر اینکه وصیّت او زیر سرش باشد. (وسایل الشیعه باب 1 – حدیث 6)

و نیز می فرماید:
من مات بغیر وصیّة مات میتة جاهلیّة
کسی که بدون وصیّت بمیرد به نادانی از دنیا رفته است. (باب 1 – حدیث 7)

از رسول خدا (ص) پرسیدند میّت چگونه وصیت کند؟
فرمود چون آثار مرگ در او مشاهده شد بگوید:
« اللّهمّ فاطر السّموات والأرض عالم الغیب والشّهادة الرّحمن الرّحیم اللهمّ إنّی أعهد إلیک فی دار الدّنیا أنّی اشهد ان لا اله الّا أنت وحدک لا شریک لک و أنّ محمّد صلّی الله علیه و اله عبدک و رسولک و أنّ الجنّة حقّ والنّار حقّ و أنّ البعث حقّ و الحساب حقّ والقدر و المیزان حقّ و أنّ القران کما أنزلت و أنّک انت الحقّ المبین جزی الله محمّدا صلّی الله علیه و اله خیرالجزاء و حیّا الله محمّدا و ال محمّد بالسّلام اللهمّ یا عدّتی عند کربتی و یا صاحبی عند شدّتی و یا ولیّی فی نعمتی إلهی و إله ابائی لاتکلنی إلی نفسی کنت أقرب من الشّرّ و ابعد من الخیر و انس فی القبر وحشتی واجعل لی عهدا یوم القاک منشورا»


سپس وصت کند. (باب 3 حدیث 1)

علیهذا توفیقات ربّانی شامل حال اینجانب ................ شهرت ............ دارای شناسنامه شماره ............. صادره از: ................. فرزند ............ ساکن .........شده
که به وحدانیّت الهی و نبوّت جمیع انبیاء و خاتمیّت حضرت محمد بن عبدالله (ص) و ولایت و عصمت ائمه اثنی عشر و حضرت فاطمه زهرا صلوات الله علیهم اجمعین و به کلیّه عقاید اسلامیّه اصولا و فروعا اقرار و در حال صحّت و اختیار من ن الاکراه و الاجبار در حلتی که تمامی اقاریر شرعیّه از من ممضی و نافذ بود وصیّت نموده و وصیّ خود قرار دادم آقای ...................... شهرت ......................... به شماره شناسنامه ..................... صادره از ....................
را که با نظارت آقای ...... شهرت ....................... . به شماره شناسنامه ..................... صادره از ....................
به وصیّت های من که در این اوراق به شرح رفته است عمل نماید:
1. محل دفن ................................................................................​...
2. نماز وحشت ................................................................................​
3. تجهیز و تعزیه داری .........................................................................
4. نماز استیجاری .............................................................................
5. روزه استیجاری .............................................................................
6. خمس ................................................................................​......
7. زکوة ................................................................................​.........
8. مظالم العباد ................................................................................​
9. نیابت حج ................................................................................​...
10. کفّارات ................................................................................​......

و از این موارد قسمتی که از اصل ترکه حساب نمی شود از ثلث مالم برداشته و بقیه ثلث را در موارد زیر به مصرف برساند .......................................
و بدهکاری های من از این قرر است.
1. مهریّه زوجه دائمی خود ............. شهرت .......... شماره شناسنامه ............. صادره از .............. فرزند .................. مبلغ .....................
2. ......
3. ......
4. ......
5. ......

و مطالبات من دین شرح است:
1. ...
2. ...
3. ...
4. ...
5. ...

و قیمومیت اطفال خود را با لحاظ غبطه ضعار به جناب ................. شهرت ........... به شماره شناسنامه ......... صادره از .................. فرزند ............... واگذار نمودم.
فمن بدّله بعد ما سمعه فإنّما إثمه علی الّذین یبدّلونه .


به تاریخ ........................... امضاء وصیّت کننده: ....................................
امضاء وصی امضاء ناظر امضاء قیّم



شهود:
1. .................
2. .................
3. ...............
ملاحظات: ................................................................................​.....

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
(آخرین ویرایش در این ارسال: 21-08-2010 12:34 PM، توسط هم ولایتی.)
21-08-2010 12:32 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #2
RE: وصیتنامه صحیح ، شرعی و قانونی
وصيت‏نامه شرعى چيست؟

وصيتنامه شرعى نوشته‏اى است كه در آن بدهكارى شخص نويسنده، نسبت به حق‏اللَّه و حق‏الناس يا طلب‏هايى كه موجب تضييع حقوق وُراث مى‏گردد، ذكر شود؛ به عنوان مثال نماز و روزه‏هايى كه بايد قضا شود يا پولى كه ديگران از وى مى‏خواهند و بايد از اموال او پرداخت شود اين مقدار از وصيت، واجب است و آنچه به عنوان نصيحت‏هاى اخلاقى و... ذكر مى‏گردد يا نسبت به انجام هزينه‏هاى بعد از مرگ در امور خير سفارش مى‏شود - مشروط بر اين كه بيشتر از «يك سوم» كل اموال وصيت‏كننده نباشد - مستحب مى‏باشد. از نظر شرعى در وصيتنامه، ثبت محضرى يا پُر نمودن وصيت‏نامه‏هاى چاپى لازم نيست ولى براى اين كه بعداً در اجرا دچار اشكال نشود و داراى پشتوانه قانونى باشد، نوعى محكم‏كارى محسوب مى‏گردد.

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
29-12-2010 10:54 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #3
RE: وصیتنامه صحیح ، شرعی و قانونی
اعتبار وصیت و وصیت نامه در فقه اسلامی

خداوند در سوره بقره آيات 180 تا 182 در مورد احکام وصیت می فرماید:«كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ لِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ (بقره/180) فَمَنْ بَدَّلَهُ بَعْدَ ما سَمِعَهُ فَإِنَّما إِثْمُهُ عَلَى الَّذِينَ يُبَدِّلُونَهُ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (بقره/181) فَمَنْ خافَ مِنْ مُوصٍ جَنَفاً أَوْ إِثْماً فَأَصْلَحَ بَيْنَهُمْ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (بقره/182)»: بر شما نوشته شده، هنگامى كه يكى از شما را مرگ فرا رسد اگر چيز خوبى از خود بجاى گذارده، وصيت براى پدر و مادر و نزديكان بطور شايسته كند، اين حقى است بر پرهيزكاران.
پس كسى كه آن را بعد از شنيدن تغيير دهد تنها گناه آن بر كسانى است كه آن (وصيت) را تغيير مى دهند خداوند شنوا و دانا است. كسى كه از انحراف وصيت كننده (و تمايل يك جانبه او به بعض ورثه) يا از گناه او (به اينكه وصيت به كار خلافى كند) بترسد، و ميان آنها را اصلاح دهد گناهى بر او نيست (و مشمول قانون تبديل وصيت نمى باشد) خداوند آمرزنده و مهربان است.

در اين آيات به قسمتى از احكام وصايا كه ارتباط با مسائل مالى دارد مى پردازد و به عنوان يك حكم الزامى مى گويد:بر شما نوشته شده هنگامى كه مرگ يكى از شما فرا رسد اگر چيز خوبى (مالى) از خود به جاى گذارده وصيت به طور شايسته براى پدر و مادر و نزديكان كند.
و در پايان آيه اضافه مى كند" اين حقى است بر ذمه پرهيزكاران" (حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ). جمله" كتب عليكم" ظاهر در وجوب است به همين دليل اين تعبير در مورد وصيت موضوع تفسيرهاى مختلفى قرار گرفته:

1- گاه گفته مى شود وصيت كردن در قوانين اسلامى هر چند عمل مستحبى است اما چون مستحب بسيار مؤكد است از آن با جمله" كُتِبَ عَلَيْكُمْ" تعبير شده، و ذيل آيه آن را تفسير مى كند، زيرا مى گويد: حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ، اگر اين يك حكم وجوبى بود بايد بگويد حقا على المؤمنين.

2- بعضى ديگر معتقدند كه اين آيه قبل از نزول احكام ارث است، در آن وقت وصيت كردن در مورد اموال واجب بوده، تا ورثه گرفتار اختلاف و نزاع نشوند اما بعد از نزول آيات ارث اين وجوب نسخ شد، و به صورت يك حكم استحبابى در آمد، حديثى كه در تفسير" عياشى" ذيل اين آيه آمده است نيز اين معنى را تاييد مى كند.

3- اين احتمال نيز وجود دارد كه آيه ناظر به موارد ضرورت و نياز باشد يعنى در جايى كه انسان مديون است يا حقى به گردن او است كه در آنجا وصيت كردن لازم است (ولى از ميان اين تفاسير تفسير اول نزديكتر به نظر مى رسد). جالب اينكه در اينجا به جاى كلمه" مال" كلمه" خير" گفته شده است فرموده اگر" چيز خوبى" از خود به يادگار گذارده وصيت كند.
اين تعبير نشان مى دهد كه اسلام ثروت و سرمايه اى را كه از طريق مشروع به دست آمده باشد و در مسير سود و منفعت اجتماع به كار گرفته شود خير و بركت مى داند و بر افكار نادرست آنها كه ذات ثروت را چيز بدى مى دانند خط بطلان مى كشد و از زاهد نمايان منحرفى كه روح اسلام را درك نكرده و زهد را با فقر مساوى مى دانند و افكارشان سبب ركود جامعه اسلامى و پيشرفت استثمارگران مى شود بيزار است.
ضمنا اين تعبير اشاره لطيفى به مشروع بودن ثروت است، زيرا اموال نامشروعى كه انسان از خود به يادگار مى گذارد خير نيست بلكه شر و نكبت است.

از بعضى از روايات نيز استفاده مى شود كه از تعبير" خير" چنين به دست مى آيد كه اموال قابل ملاحظه اى باشد، و الا اموال مختصر احتياج به وصيت ندارد، همان بهتر كه ورثه آن را طبق قانون ارث در ميان خود تقسيم كنند، و به تعبير ديگر مال مختصر چيزى نيست كه انسان بخواهد ثلث آن را به عنوان وصيت جدا كنند « تفسير نور الثقلين جلد 1 صفحه 159».
ضمنا جمله إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ (هنگامى كه مرگ يكى از شما فرا رسد) براى بيان آخرين فرصت وصيت است كه اگر تاخير بيفتد از دست مى رود و گرنه هيچ مانعى ندارد كه انسان قبل از آن پيش بينى كار خود را كرده، وصيت نامه خويش را آماده كند، بلكه از روايات استفاده مى شود كه اين عمل بسيار شايسته اى است.
و اين نيز نهايت كوتاه فكرى است كه انسان خيال كند با وصيت كردن فال بد مى زند و مرگ خويش را جلو مى اندازد، بلكه وصيت يك نوع دورانديشى و واقع بينى غير قابل انكار است، و اگر مايه طول عمر نباشد مايه كوتاهى عمر هرگز نخواهد بود.

مقيد ساختن وصيت در آيه فوق با قيد" بالمعروف" اشاره به اين است كه وصيت بايد از هر جهت عقل پسند باشد، زيرا" معروف" به معنى شناخته شده براى عقل و خرد است. هم از نظر مبلغ و مقدار، و هم از نظر شخصى كه وصيت به نام او شده، و هم از جهات ديگر بايد طورى باشد كه عرف عقلاء آن را عملى شايسته بدانند، نه يك نوع تبعيض ناروا و مايه نزاع و دعوا و انحراف از اصول حق و عدالت.
هنگامى كه وصيت جامع تمام ويژگيهاى بالا باشد، از هر نظر محترم و مقدس است، و هر گونه تغيير و تبديل در آن ممنوع و حرام است، به همین جهت آيه بعد مى گويد:" كسى كه وصيت را بعد از شنيدنش تغيير دهد گناهش بر كسانى است كه آن را تغيير مى دهند. و اگر گمان كنند كه خداوند از توطئه هايشان خبر ندارد سخت در اشتباهند" خداوند شنوا و دانا است.

آيه فوق ممكن است اشاره به اين حقيقت نيز باشد كه خلافكاريهاى" وصى" (كسى كه عهده دار انجام وصايا است) هرگز اجر و پاداش وصيت كننده را از بين نمى برد، او به اجر خود رسيده تنها گناه بر گردن وصى است كه تغييرى در كميت يا كيفيت و يا اصل وصيت داده است.
اين احتمال نيز در تفسير آيه وجود دارد كه منظور اين است اگر بر اثرخلافكارى وصى، اموال ميت به افرادى داده شود كه مستحق نيستند (و آنها نيز از اين موضوع بى خبر باشند) گناهى بر آنها نيست، گناه تنها متوجه وصى است كه دانسته چنين عمل خلافى را انجام داده است.

بايد توجه داشت كه اين دو تفسير هيچ تضادى با هم ندارند و هر دو ممكن است در معنى آيه جمع باشند.تا به اينجا اين حكم اسلامى كاملا روشن شد كه هر گونه تغيير و تبديل در وصيتها به هر صورت و به هر مقدار باشد گناه است، اما از آنجا كه هر قانونى استثنايى دارد، در آخرين آيه مورد بحث مى گويد:" هر گاه وصى بيم انحرافى در وصيت كننده داشته باشد- خواه اين انحراف ناآگاهانه باشد يا عمدى و آگاهانه- و آن را اصلاح كند گناهى بر او نيست (و مشمول قانون تبديل وصيت نمى باشد) خداوند آمرزنده و مهربان است.

بنا بر اين استثناء تنها مربوط به مواردى است كه وصيت به طور شايسته صورت نگرفته، فقط در اينجا است كه وصى حق تغيير دارد، البته اگر وصيت كننده زنده است مطالب را به او گوشزد مى كند تا تغيير دهد و اگر از دنيا رفته شخصا اقدام به تغيير مى كند و اين از نظر فقه اسلامى منحصر به موارد زير است:

1- هر گاه وصيت به مقدارى بيش از ثلث مجموع مال باشد، چرا كه در روايات متعددى از پيامبر ص و ائمه اهل بيت ع نقل شده كه وصيت تا ثلث مال مجاز است و زائد بر آن ممنوع مى باشد «وسائل الشيعه جلد 13 صفحه 361 (كتاب احكام الوصايا باب 10)».
بنابراين آنچه در ميان افراد ناآگاه معمول است كه تمام اموال خود را از طريق وصيت تقسيم مى كنند به هيچوجه از نظر قوانين اسلامى صحيح نيست و بر شخص وصى لازم است كه آن را اصلاح كند و تا سر حد ثلث تقليل دهد.

2- در آنجا كه وصيت به ظلم و گناه و كار خلاف كرده باشد، مثل اينكه وصيت كند قسمتى از اموالش را صرف توسعه مراكز فساد كنند، و همچنين اگر وصيت موجب ترك واجبى باشد.

3- آنچه كه وصيت موجب نزاع و فساد و خونريزى گردد كه در اينجا بايد زير نظر حاكم شرع اصلاح شود.ضمنا تعبير به" جنف" (بر وزن كنف) كه به معنى انحراف از حق و تمايل يك جانبه است، اشاره به انحرافاتى است كه ناآگاهانه دامنگير وصيت كننده مى شود و تعبير به" اثم" اشاره به انحرافات عمدى است.
جمله إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ كه در ذيل آيه آمده، ممكن است اشاره به اين حقيقت باشد كه هر گاه وصى با اقدام مؤثر كار خلافى را كه از وصيت كننده سرزده اصلاح كند و او را براه حق باز گرداند خداوند از خطاى او نيز صرفنظر خواهد كرد.

فلسفه وصيت

از قانون ارث تنها يك عده از بستگان آنهم روى حساب معينى بهره مند مى شوند در حالى كه شايد عده ديگرى از فاميل، و احيانا بعضى از دوستان و آشنايان نزديك، نياز مبرمى به كمكهاى مالى داشته باشند.و نيز در مورد بعضى از وارثان گاه مبلغ ارث پاسخگوى نياز آنها نيست، جامعيت قوانين اسلام اجازه نمى دهد كه اين خلاها پر نشود، لذا در كنار قانون ارث قانون وصيت را قرار داده و به مسلمانان اجازه مى دهد نسبت به يك سوم از اموال خود (براى بعد از مرگ) خويش تصميم بگيرند.
از اينها گذشته گاه انسان مايل است كارهاى خيرى انجام دهد اما در زمان حياتش به خاطر نيازهاى مالى خودش موفق به اين امر نيست، منطق عقل ايجاب مى كند كه او از اموالى كه زحمت تحصيل آن را كشيده براى انجام اين كارهاى خير لا اقل براى بعد از مرگش محروم نماند.

مجموع اين امور موجب شده است كه قانون وصيت در اسلام تشريع گردد و آن را با جمله حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ تاكيد فرموده است.البته وصيت منحصر به موارد فوق نيست، بلكه انسان بايد وضع ديون خود و اماناتى كه به او سپرده شده و مانند آن را در وصيت مشخص كند، به گونه اى كه هيچ امر مبهمى در حقوق مردم يا حقوق الهى كه بر عهده او است وجود نداشته باشد.

عدالت در وصيت:

در روايات اسلامى با توجه به بحثى كه در آيات فوق در مورد عدم تعدى در وصيت گذشت تاكيدهاى فراوانى روى" عدم جور" و" عدم ضرار" در وصيت ديده مى شود كه از مجموع آن استفاده مى شود همان اندازه كه وصيت كار شايسته و خوبى است تعدى در آن مذموم و از گناهان كبيره است. در حديثى از امام باقر «ع» مى خوانيم:
«من عدل فى وصيته كان كمن تصدق بها فى حياته، و من جار فى وصيته لقى اللَّه عز و جل يوم القيامة و هو عنه معرض» : كسى كه در وصيتش عدالت را رعايت كند همانند اين است كه همان اموال را در حيات خود در راه خدا داده باشد، و كسى كه در وصيتش تعدى كند نظر لطف پروردگار در قيامت از او بر گرفته خواهد شد" «وسائل الشيعه جلد 13 صفحه 359.»!

تعدى و جور و ضرار در وصيت آن است كه انسان بيش از ثلث وصيت كند، و ورثه را از حق مشروعشان باز دارد، و يا اينكه تبعيضات ناروايى به خاطر حب و بغضهاى بى دليل انجام دهد، حتى در بعضى از موارد كه ورثه سخت نيازمندند دستور داده شده وصيت به ثلث هم نكنند و آن را به يك چهارم و يك پنجم تقليل دهند «وسائل الشيعه جلد 13 صفحه 360».

موضوع عدالت در وصيت تا آن اندازه اى در سخنان پيشوايان اسلام مورد تاكيد واقع شده كه در حديثى مى خوانيم: يكى از مردان طائفه انصار از دنيا رفت و بچه هاى صغيرى از او به يادگار ماند، او اموال خود را در آستانه مرگ در راه خدا صرف كرد به گونه اى كه هيچ مال ديگرى از او بجا نماند، هنگامى كه پيامبر از اين ماجرا آگاه شد فرمود: با آن مرد چه كرديد؟
گفتند او را دفن كرديم، فرمود: اگر من قبلا آگاه شده بودم اجازه نمى دادم او را در قبرستان مسلمانان دفن كنيد، چرا كه بچه هاى صغير خود را رها كرده تا گدايى كنند"! «سفينة البحار جلد 2 صفحه 659 ماده وصيت».

وصاياى واجب و مستحب

وصيت در حال حيات قابل تغيير است
قوانين اسلام شخص وصيت كننده را محدود به آنچه قبلا وصيت كرده نمى كند، بلكه به او اجازه مى دهد ما دام كه زنده است در مقدار و چگونگى وصيت و شخص وصى تجديد نظر كند، چرا كه با گذشت زمان ممكن است مصالح و نظرات او در اين زمينه دگرگون شود.

5- ذكر اين نكته نيز لازم به نظر مى رسد كه انسان بايد وصيت خود را وسيله اى براى جبران و ترميم كوتاهيهاى گذشته قرار دهد، حتى اگر كسانى از بستگان نسبت به او بى مهرى داشتند از طريق وصيت، به آنها محبت كند، در روايات مى خوانيم پيشوايان اسلام مخصوصا نسبت براى خويشاوندانى كه از در بى مهرى با آنها در مى آمدند وصيت مى كردند و مبلغى را براى آنها در نظر مى گرفتند، تا رشته گسسته محبت را دو باره برقرار سازند، بردگان خود را آزاد مى كردند يا وصيت به آزادى آنها مى نمودند.

گرچه وصيت ذاتا از مستحبات مؤكد است، ولى گاه شكل وجوب پيدا مى كند، مثل اينكه انسان در پرداخت حقوق واجب الهى كوتاهى كرده باشد، و يا اماناتى از مردم نزد او است كه در صورت عدم وصيت احتمال مى دهد حق آنان از بين برود، و از آن مهمتر اينكه گاه موقعيت شخص در جامعه چنان است كه اگر او وصيت نكند ممكن است لطمه شديد و ضربه جبران ناپذير بر نظام سالم اجتماعى يا دينى وارد گردد، در تمام اين صورتها وصيت كردن واجب مى شود.

موفق باشید

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
29-12-2010 10:55 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن: