-
راهنما سالنامه لیست اعضا جستجو
 
پاسخ گوی آنلاین سؤالات شرعی


زمان کنونی: 24-05-2012, 05:26 PM درود مهمان گرامی! (ورودثبت نام)


اطلاعیه های تالار

یا صاحب الزمان کی شود پشت به خانه کعبه دهی وبانگ انا المهدی سر دهی؟؟؟

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 3 رأی - میانگین امیتازات: 3.67
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نقد آرا و اندیشه های ابن عربی
نویسنده پیام
کنکاش آفلاین
کارشناس اخبار اسلامی
*****

ارسال‌ها: 377
تاریخ عضویت: Jan 2010
اعتبار: 3
ارسال: #21
RE: نقد آرا و اندیشه های ابن عربی
نقل قول: سلام
چون از تاب و تب و جدل بیرون امده سه نکته
1 این بحث که رافضیان را به شکل خنزیر شهود کردهاند در کتب محی الدین
توضیح
1 بحث یاد شده نقل قول است که ایشان فرموده
2 منظور از رافضی گروهی به نام جهنیه می باشد که از فرق شیعه می باشد
در فقه ما امامیه شیعه و رافضی فقط به ما نمی گویند به ما شیعه اثنی عشری می گویند


سلام

اين كلام ابن عربي در كتاب خودش فتوحات است.منظورتان چيست كه از ايشان نقل شده است؟
ابن عربی در " الفتوحات المکیه " ج 2 ص 8 می گوید :

" وكان هذا الذي رأيته قد أبقى عليه كشف الروافض من أهل الشيعة سائر السنة فكان يراهم خنازير ".
و مطلب زير از كتاب محاضرة الابرار و مسامرة الاخیار فی الادبیات و النوادر و الاخیار است تاليف خود ابن عربي كه در آن مينويسد.
" محاضره الابرار " ج 1 ص 245 - 246
"وقد اجتمعنا برجل منهم في شهر رجب، وهو محبوس في بيته، قد حبسته هذه الحالة، وهو بائع للجزر والخضر العامة، غير أني سألته عن حالته، فأخبرني بكيفيتها على ما كان علمي منها، وكان يخبر بعجائب..
فسألته: هل يبقى لك علامة في شيء؟
قال: نعم، لي علامة من الله في الرافضة خاصة، أراهم في صورة الكلاب، لا يستترون عني أبداً.
وقد رجع منهم على يده جماعة مستورون، لا يعرفهم أهل السنة، إلا أنهم منهم عدول. فدخلوا عليه، فأعرض عنهم، وأخبرهم بأمرهم، فرجعوا وتابوا، وشهدوا على أنفسهم بما أخبر عنهم، مما ليس عند أحد من غيرهم خبره
منظورتان از نقل قول چيست؟
اما درمورد اين موضوع كه منظورابن عربي از الروافض شيعيان اماميه نبوده اند بايد گفت با اين همه توهين كه در كتب اين شخص به مكتب تشيع و پيروان اهل بيت شده است اين نشان ميدهد منظور او از " الروافض من أهل الشيعة" شيعيان اثني عشري بوده است.به فرض كه منظورش شيعيان اثني عشري بوده آنجايي كه دقيقا منظورش را بيان كرده است را چه مي گوئيد.مثلا
در كتاب فتوحات ج 1 ص282 مينويسد:
فان الشياطين القت اليهم اصلاً صحيحاً لا يشکون فيه ثم طرأت عليهم التلبيسات من عدم الفهم حتي ضلوا فينسب ذلک الي الشيطان بحکم الاصل و لو علموا ان الشيطان في تلک المسئله تلميذ له يتعلم منه و اکثر ما ظهر ذلک في الشيعة و لاسيما في الامامية منهم فدخلت عليهم شياطين الجن اولاً بحب اهل البيت و استفراغ الحب فيهم وراوا ان ذلک من اسني القربات الي الله

ببينيد اين شخص محبت اهل بيت را كه اساس مذهب شيعه اماميه است را القاء شيطان ميداند.البته اباطيل ادامه دارد.در ادامه مي گويد:
انهم(شيعيان) تعدوا من حب اهل البيت الي طريقين منهم من تعدي الي بغض الصحابة و سبهم حيث لم يقدموهم و تخيلوا ان اهل البيت اولي بهذه المناصب الدنيوية فکان منهم ما قد عرف واستفاض و طائفة زادت الي سب الصحابه القدح في رسول الله صلي الله عليه و سلم و في جبرئيل عليه السلام و في الله جل جلاله حيث لم ينصوا علي رتبتهم و تقديمهم في الخلافة للناس
ببينيد چگونه شيعه را متهم مي‌کند و ناداني و بي اطلاعي خود از مذهب اهل بيت را چگونه فرياد ميکند اين كلام نواصب است كه مي گويند شيعه قائل به اشتباه خدا و جبرئيل و پيامبر است.
نقل قول: 2 بحث تقییه
تقییه و میزان ان که خوش رقصی بوده یا نه به شرایط شخص برمی گردد که چقدر تحت فشار بوده و با تقییه چه چیزی را حفظ کرده جدا از دست دادن کسی چون محی الدین ثلمه ای بر اسلام می باشد که با الفاظی مثل عمر معصوم است این مسائل قابل مقایسه نیست ان هم در شهر شام محل استقرار سنی های متعصب
شاید قدیمی ترین تعریف تقیه در كتب شیعه، تعریف شیخ مفید ‌‌‌‍(ره)باشد كه در ذیل كلام شیخ صدوق (ره) كه تقیه را واجب دانسته آنرا این چنین تعریف كرده اند
(التقیه كتمان الحق و ستد الاعتقاد فیه و مكاتبه المخاطبین و ترك مظاهر تهم بما یعقب ضرراً فی الدین او الدنیا )
تقیه عبارت است از : كتمان حق و پوشاندن اعتقاد خود در مورد آن، و پنهان كاری در مقابله با مخالفین و ظاهر نساختن اموری كه ضرر دینی یا دنیوی به همراه داشته باشد
آیا اگر ابن عربی نمی گفت عمر بن الخطاب عصمت دارد بوسیله اهل تسنن كشته میشود؟!
اگر این گونه است پس باید تمام علمای اهل سنت مقدم بر ابن عربی كشته شوند!!!
آیا اگر ابن عربی نمی گفت حضرت ابوطالب عليه السلام كافر است بوسیله اهل تسنن كشته میشد؟!
قضاوت با خوانندگان
نقل قول: 3 بحث تحریف
اینکه اگر کتاب تحریف شده قابل استفاده نیست مطلب درستی نمی نماید بلکه با ارائه به کتاب و سنت می توان صحیح را از سقیم تشخیص داد
و این کلام مستلزم تخصیص اکثر است که نزد عقلا مستهجن است

تخصيص اکثر بله مستهجن است. اما اگر مطالب ابن عربي را توجيه و تأويل و تخصيص دهيم و بگوييم اين جعلي است و اين تقيه چون مطالب انحرافي در کتب ابن عربي کم نيست و اخراج آنها موجب تخصيص اکثر و استهجان ميگردد.
بنده تا بعد نيمه شعبان به علت حجم بالاي كارها براي جشن نيمه شعبان نميتوانم در بحث شركت كنم.بعد از اين ايام مبارك انشاءالله در خدمتتان هستم.

[تصویر:  6kbqz6m2h3r7vnyi3p.jpg]
(آخرین ویرایش در این ارسال: 24-07-2010 05:35 PM، توسط کنکاش.)
24-07-2010 05:31 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
vahid2451 آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 122
تاریخ عضویت: Aug 2010
اعتبار: 2
ارسال: #22
جبر و کسب
در کتاب بن عربی لیس بشیعی نوشته سید جعفر مرتضی عاملی[تصویر:  ameli.jpg] میخوانیم:
ابن عربی می‌گوید: در عالم وجود، بندگی و عصیان، سود و زیان و از این قبیل نیست مگر آنکه خداوند تبارک و تعالی آن را اراده کرده باشد و چگونه می‌شود آنها را اراده نکرده باشد در حالی که خودش آنها را به وجود آورده است…
ابن عربی سخن را تا جایی پیش می‌برد که می‌گوید:
کفر و ایمان، طاعت و عصیان همگی به مشیت و حکمت و اراده خداوند است. مجموعه رسائل ابن عربی (مجموعه اول)، ص ۳۰۲-۳۰۱

همچنین می‌گوید: بنده هیچ نقشی در تصرف ندارد و فقط در تصرف خداوند است به حسب آنچه او اراده می‌کند. از انسان در ترک یا عدم ترک چیزی، کاری بر نمی‌آید. بلکه مجبور است که مختار باشد، اگر مؤمن باشد. فتوحات مکیّه ج ۵ ص۲۷۲
او می‌گوید: خداوند بعضی بندگان را از گناهانی که ارتکابش برای ایشان مقدر و محتوم گردیده است آگاه می‌کند، پس آنها به خاطر شرمی‌که از خدا دارند زودتر مرتکب آن معصیت‌ها می‌شوند تا بتوانند زودتر توبه کنند(!) تا اینکه باری بر دوششان سنگینی نکند و از ظلمت معاصی نجات یابند و با توبه، گناهان را تبدیل به ثواب کنند، به همان اندازه ای که توبه کرده اند.

[تصویر:  emza.jpg]
www.ebnearabi.com
(آخرین ویرایش در این ارسال: 07-09-2010 04:47 PM، توسط vahid2451.)
07-09-2010 04:46 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
vahid2451 آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 122
تاریخ عضویت: Aug 2010
اعتبار: 2
ارسال: #23
تکلیف مالایطاق و انکار حسن و قبح عقلی
همچنین میخوانیم:
تکلیف مالایطاق
او گفته است: تکلیف مالایطاق عقلاً جایز است و علاوه بر دلیل عقلی، مشاهده و نقل نیز به آن کمک می‌کند.فتوحات مکیه ج۱ ص ۱۸۳
انکار حسن و قبح عقلی
ابن عربی می‌گوید: تحسین و تقبیح فقط در شرع ثابت است…فتوحات مکیه ج۱ ص ۱۸۳ تحقیق ابراهیم مدکور وعثمان یحیی- الردود و النقود، صفحه ۱۰۴

[تصویر:  emza.jpg]
www.ebnearabi.com
(آخرین ویرایش در این ارسال: 07-09-2010 04:50 PM، توسط vahid2451.)
07-09-2010 04:50 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
vahid2451 آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 122
تاریخ عضویت: Aug 2010
اعتبار: 2
ارسال: #24
RE: نقد آرا و اندیشه های ابن عربی
تجسیم اسرائیلی
ابن عربی از عرش و کرسی و قدمهای خداوند، در بیشتر از یک مورد روایت می‌کند...(فتوحات مکیه ج ۲ ص۳۶۲ (و غیر آن)، تحقیق ابراهیم مدکور و عثمان یحیی)۰
همچنین روایت او مبنی بر اینکه هردو دست خداوند دست راست می‌باشد،۱ تبارک و تعالی.
حدیث آفرینش آدم با صورت خدا۲،تبارک و تعالی و حدیث خلق حوّا از استخوان دنده آدم۳، که این برگرفته از تورات است.
همچنین روایت می‌کند: خداوند پایش را در آتش قرار می‌دهد… و تلاش می‌کند این حدیث را تأویل کند و آن را از حالت فشار و تنگنا خارج نماید.
ابن عربی این روایت را معتبر می‌داند که: پروردگارم را در بهترین صورت دیدم. او این روایت را صحیح می‌داند.
و نیز این روایت را یادآور می‌شود که: دندان کافر در جهنم مثل اُحد است و کثافات پوستش چهل ذراع، آن هم به ذراعِ دستِ پروردگار و از این قبیل حرف‌ها…۴
*******************************************************
۱٫ فصوص الحکم ص ۱۴۴ و فتوحات مکیه ج ۱۱ ص ۱۸۴ ، تحقیق ابراهیم مدکور و عثمان یحیی
۲٫ فصوص الحکم ص ۱۹۹ و فتوحات مکیه ج ۱۱ ص ۲۵۸ ، تحقیق ابراهیم مدکور و عثمان یحیی- مجموعه رسائل ابن عربی (مجموعه دوم)، ص ۴۰۰-۳۹۹
۳٫ الردود و النقود، ص ۳۶۲
۴٫ فتوحات مکیه، ج ۲، ص ۱۱۷-۱۱۴

[تصویر:  emza.jpg]
www.ebnearabi.com
(آخرین ویرایش در این ارسال: 07-09-2010 10:19 PM، توسط vahid2451.)
07-09-2010 04:54 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
vahid2451 آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 122
تاریخ عضویت: Aug 2010
اعتبار: 2
ارسال: #25
RE: نقد آرا و اندیشه های ابن عربی
هروله الهی!!
Huh
او حدیثی را که هروله را به خداوند عزّوجل نسبت می‌دهد، تصدیق می‌کند. سپس او این گونه تقریر می‌کند: مراد اثبات این صفت برای خداوند به نحوی است که در خور جلال او باشد زیرا کسی او را به درستی نمی‌شناسد.
او می‌گوید: و اما معقول بودن هروله، به این دلیل است که خداوند اهل زبان را به واسطه آنچه نمی‌فهمند مخاطب قرار نمی‌دهد. هروله معقول است، اما صورت و شکل آن نسبت به خداوند مجهول است و همچنین تمام چیزهایی که خداوند خودش را به آنها توصیف می‌کند.فتوحات مکیه ج۵ ص ۲۳۷ تحقیق ابراهیم مدکور و عثمان یحیی
و این گفتار از همان لاطائلاتی است که علمای عقاید و متکلمین سنی و وهابی به آن معتقد هستند.
نزول خداوند عزوجل به آسمان دنیا
ابن عربی این روایت را تصدیق می‌کند که: خداوند تعالی هر شب به آسمان دنیا نزول می‌کند، در یک سوم انتهایی آن__فتوحات مکیه ج ۴ ص ۱۹۵ و ج۶ص ۱۱۷ تحقیق ابراهیم مدکور و عثمان یحیی- فصوص الحکم ص ۱۱۱- مجموعه رسائل ابن عربی(مجموعه ثالثه)ص ۳۳۴

اهل بیت علیهم السلام جاعلان این حدیث را انکار کرده و بیان داشته اند که آنها کلام را از موضعش تحریف کرده اند. روایت شده که از امام رضا (ع) سؤال شد که مردم می‌گویند پیامبر(ص) فرموده اند: خداوند متعال هر شب به آسمان دنیا نزول می‌کند، این چگونه است؟ امام رضا (ع) فرمودند: خداوند منحرف کنندگان کلام از موضعش را لعنت کند. به خدا سوگند پیامبر(ص) آنچه را مردم می‌گویند نگفته، بلکه فرموده است: خداوند تعالی در ثلث پایانی هر شب، فرشته ای را به آسمان دنیا می‌فرستد و همچنین شبهای جمعه در ابتدای آن. خداوند به آن فرشته امر می‌کند که ندا دهد: آیا سائلی هست که به او عطا نمایم؟ آیا توبه کننده ای هست که توبه اش را بپذیرم؟… امام در ادامه فرمودند: منادی تا طلوع فجر به کارش ادامه می‌دهد. وقتی فجر طلوع کرد به جایگاهش در ملکوت آسمانها باز می‌گردد.٫توحید صدوق ص ۱۷۶-بحار ج ۳ ص ۳۱۴ از امالی و عیون اخبارالرضا(ع)
در کتاب احتجاج از امام کاظم (ع) در مورد این حدیث چنین آمده است: خداوند نزول نمی‌کند و احتیاجی به نزول به آسمان دنیا ندارداحتجاج ج ۲ ص ۳۲۷- بحار ج ۳ ص ۳۱۱- توحید ص ۱۸۳ ج ۱۸- کافی ج ۱ ص ۱۲۵
… حدیث امام کاظم (ع) طولانی است و امام در آنجا با دلائل عقلی، تحریف آنها را باطل می‌کند.
اکاذیب ثلاثه نسبت به حضرت ابراهیم(ع)
همچنین در کتاب فتوحات مکیه به سخن او پیرامون اکاذیب و دروغهای سه گانه ای که به حضرت ابراهیم(ع) طبق روایات اهل سنت، نسبت داده شده بر می‌خوریم. فتوحات مکیه ج۴ ص ۴۵۹ تحقیق ابراهیم مدکور و عثمان یحیی
و نیز به گفتارهایی در مورد معاصی انبیای الهی که اهل سنت به ایشان نسبت می‌دهند و از شأن پیامبران الهی به دور است، اشاره شده است.
منتظر پاسخ دوستان هستم!!!!

[تصویر:  emza.jpg]
www.ebnearabi.com
(آخرین ویرایش در این ارسال: 07-09-2010 10:19 PM، توسط vahid2451.)
07-09-2010 10:18 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
vahid2451 آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 122
تاریخ عضویت: Aug 2010
اعتبار: 2
ارسال: #26
RE: نقد آرا و اندیشه های ابن عربی
ایمان فرعون و اینکه او طاهر و مطهّر است
٫ ابن عربی می‌گوید: زن فرعون به او در مورد موسی (ع) گفت: انّه قرة عین لی و لک. پس به برکت وجود موسی چشم زن فرعون – به کمالاتی که برایش حاصل شد- روشن گشت، همانطور که گفتیم.
همچنین موسی چشم روشنی فرعون نیز بود، به خاطر ایمانی که هنگام غرق شدن خداوند به او عطا کرد و جان او را پاک و مطهر گرفت، در حالی که هیچ ناپاکی در وجود او نبود، زیرا خداوند روح او را در حال ایمانش گرفت قبل از اینکه چیزی از گناهان کسب کند و اسلام موجب صرف نظر از ماقبل است… و خداوند این داستان را نشانه ای بر عنایتش بر هر کسی که بخواهد قرار داد تا کسی از رحمت او ناامید نشود، زیرا از رحمت خدا مأیوس نمی‌شود، مگر کافران…فصوص الحکم ص ۲۰۱
این سخن با ادله ای که حاکی است اسلام آوردن در حال شدت و سختی، نفع و سودی ندارد مخالف است، همچنین اینکه ایمان فرعون در حال غرق شدن رد شده است. خداوند می‌فرماید: الآن و قد عصیت قبل و کنت من المفسدین.(یونس/۹۱) همچنین می‌فرماید: فلمّا رأو بأسنا …(غافر/۸۵-۸۴)
و نیز روایات اهل بیت علیهم السلام هم بر آن دلالت دارند…
و در آیات تصریح شده است که فرعون و همراهانش، ائمه و رهبران به سوی جهنم بوده اند و خداوند تعالی در این دنیا برایشان لعنت و در قیامت ایشان را از تقبیح شدگان قرار داده است.
پس حکم به ایمان او و اینکه او پاک و مطهر است چه معنی دارد؟!
ابن عربی حکم به قیاس را جایز می‌داند
٫ ابن عربی می‌گوید: در اتخاذ قیاس به عنوان دلیل و اصل اختلاف است، برای قیاس در معقولات وجهی است، در بعضی مواضع، قوت اخذ آن بر ترک آن ظاهر می‌شود و در مواضعی ظاهر نمی‌شود. با این حال دلیل مقطوعی بر آن نیست، به اخبار آحاد شبیه است. با اینکه مفید علم واقع نمی‌شود ولی بر بهره گیری از آن اتفاق شده است.
علم، اصلی از اصول اثبات احکام است و قیاس مثل علم است چون روشن است و شکی در آن نیست.
نزد ما اگر درباره خودم قائل به قیاس نشوم، من حکم به قیاس را برای کسی که اجتهاد می‌کند، چه به اشتباه چه به صواب، جایز می‌دانم، چون شارع حکم مجتهد را اگر چه به خطا رود، اثبات می‌کند و او مأجوراست…
اگر نبود اینکه مجتهد به دلیلی برای اثبات قیاس از کتاب یا سنت یا اجماع یا هر اصلی از آنها، استفاده کند، جایز نبود که به آن حکم شود…
چه بسا در حکم نظری نزد مصنف، قیاس جلی قوی تر از خبر واحد صحیح در دلالت بر حکم باشد… .فتوحات مکیه ج ۱۳ ص ۴۴۶- ۴۴۵ تحقیق ابراهیم مدکور و عثمان یحیی
تا جایی که می‌گوید:
ما در(مساله فرعی) ناچاریم که به حکم الهی شرعی دست پیدا کنیم حتی اگر همه راه‌ها بسته باشد. ملجأ ما اصل است و اصل نظر و نگاه عقلی است. وقتی قواعد اثبات این اصل را که کتاب و سنت است بررسی می‌کنیم به واسطه این نگاه عقلی، قیاس که اصلی از اصول ادله احکام است ثابت می‌شود. برای رسیدن به حکم آنچه مسکوت مانده بر آنچه منطوق است به یک علت معقول قیاس می‌کنیم، بعید نیست که مقصود شارع نیز همین باشد. در مواقع ضرورت، وقتی نصّ معینی نداریم بین آنها جمع می‌کنیم. این کار (قیاس) مذهب ما در این مسأله است.فتوحات مکیه ج ۱۳ ص ۴۴۹- ۴۴۸ تحقیق ابراهیم مدکور و عثمان یحیی
ولی ما در روایات خودمان داریم اول من قاس شیطان یعنی اولین کسی که قیاس کرد شیطان بود و اهلبیت علیهم اسلام از آن نهی فرمودند.
ابوحنیفه امام حنفیهای اهل سنت به جواز قیاس در استنباط احکام قائل بود و امام صادق علیه السلام این اشتباهش را به او اثبات نمودند.
به این روایت شیرین دقت بفرمائید:
امام صادق علیه السلام خطاب به ابو حنيفه كرد و فرمود: حكم قتل ، شديدتر و مهمّتر است ، يا حكم زنا؟
ابو حنيفه گفت : قتل شديدتر است .
امام عليه السلام فرمود: اگر چنين است ، پس چرا خداوند شهادت بر اثبات قتل را دو نفر لازم دانسته ؛ ولى شهادت بر اثبات زنا را چهار نفر قرار داده است ؟!
سپس حضرت به دنباله اين پرسش فرمود: بنابر اين بايد توجّه داشت كه نمى توان احكام دين را با قياس استنباط كرد.
و سپس افزود: اى ابوحنيفه ! ترك نماز مهمّتر است ، يا ترك روزه ؟
ابو حنيفه گفت : ترك نماز مهمّتر است .
حضرت فرمود: اگر چنين است ، پس چرا زنان نمازهاى دوران حيض و نفاس را نبايد قضا كنند؛ ولى روزه ها را بايد قضا نمايند، پس احكام دين قابل قياس نيست .
بعد از آن ، فرمود: آيا نسبت به حقوق و معاملات ، زن ضعيف تر است ، يا مرد؟
ابوحنيفه در پاسخ گفت : زنان ضعيف و ناتوان هستند.
حضرت فرمود: اگر چنين است ، پس چرا خداوند متعال سهم مردان را دو برابر سهم زنان قرار داده است ، با اين كه قياس برخلاف آن مى باشد؟!
سپس حضرت افزود: اگر به احكام دين آشنا هستى ، آيا غائط و مدفوع انسان كثيف تر است ، يا منى ؟
ابو حنيفه گفت : غائط كثيف تر از منى مى باشد.
حضرت فرمود: اگر چنين است ، پس چرا غائط با قدرى آب يا سنگ و كلوخ پاك مى گردد؛ ولى منى بدون آب و غسل ، تطهير نمى شود، آيا اين حكم با قياس سازش دارد؟!
پس از آن ابوحنيفه تقاضا كرد: ياابن رسول اللّه ! فدايت گردم ، حديثى براى ما بيان فرما، كه مورد استفاده قرار دهيم ؟
امام صادق عليه السلام فرمود: پدرم از پدرانش ، و ايشان از حضرت اميرالمؤ منين علىّ عليه السلام روايت كرده اند، كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: خداوند متعال ميثاق و طينت اهل بيت رسول اللّه صلوات اللّه عليهم را از اعلى علّيين آفريده است .
و طينت و سرشت شيعيان و دوستان ما را از خمير مايه و طينت ما خلق نمود و چنانچه تمام خلايق جمع شوند، كه تغييرى در آن به وجود آورند هرگز نخواهند توانست .
بعد از آن كه امام صادق عليه السلام چنين سخنى را بيان فرمود ابو حنيفه گريان شد؛ و با دوستانش كه همراه وى بودند برخاستند و از مجلس خارج گشتند.
اختصاص شيخ مفيد: ص 189
و این روایت و مطالب فوق الذکر باز هم حاکی از انحراف ابن عربی از عقاید حقه شیعه است.

[تصویر:  emza.jpg]
www.ebnearabi.com
(آخرین ویرایش در این ارسال: 11-09-2010 07:04 AM، توسط vahid2451.)
11-09-2010 07:00 AM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
الهی آفلاین
کاربر تازه وارد
*

ارسال‌ها: 7
تاریخ عضویت: Sep 2010
اعتبار: 0
ارسال: #27
RE: جبر و کسب
[quote='vahid2451' pid='3061' dateline='1283865400']
در کتاب بن عربی لیس بشیعی نوشته سید جعفر مرتضی عاملی[تصویر:  ameli.jpg] میخوانیم:
ابن عربی می‌گوید: در عالم وجود، بندگی و عصیان، سود و زیان و از این قبیل نیست مگر آنکه خداوند تبارک و تعالی آن را اراده کرده باشد و چگونه می‌شود آنها را اراده نکرده باشد در حالی که خودش آنها را به وجود آورده است…
ابن عربی سخن را تا جایی پیش می‌برد که می‌گوید:
کفر و ایمان، طاعت و عصیان همگی به مشیت و حکمت و اراده خداوند است. مجموعه رسائل ابن عربی (مجموعه اول)، ص ۳۰۲-۳۰۱

همچنین می‌گوید: بنده هیچ نقشی در تصرف ندارد و فقط در تصرف خداوند است به حسب آنچه او اراده می‌کند. از انسان در ترک یا عدم ترک چیزی، کاری بر نمی‌آید. بلکه مجبور است که مختار باشد، اگر مؤمن باشد. فتوحات مکیّه ج ۵ ص۲۷۲
او می‌گوید: خداوند بعضی بندگان را از گناهانی که ارتکابش برای ایشان مقدر و محتوم گردیده است آگاه می‌کند، پس آنها به خاطر شرمی‌که از خدا دارند زودتر مرتکب آن معصیت‌ها می‌شوند تا بتوانند زودتر توبه کنند(!) تا اینکه باری بر دوششان سنگینی نکند و از ظلمت معاصی نجات یابند و با توبه، گناهان را تبدیل به ثواب کنند، به همان اندازه ای که توبه کرده اند.
[/
quote
با سلام
یک سوال باریم به وجود امد
بعنی ما می توانیم بر خلاف خواسته خدا گناه کنیم یعنی اگر خدا بخواهد که ما گناه نکنیم و ما بخواهیم ایا این اداره خدا می تواند حاکم شود یا اراده ما؟ با تشکر

الهی, proud to be a member of تالارهای گفتمان کشف الیقین since Sep 2010.
11-09-2010 08:35 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
vahid2451 آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 122
تاریخ عضویت: Aug 2010
اعتبار: 2
ارسال: #28
RE: جبر و کسب
(11-09-2010 08:35 PM)الهی نوشته شده توسط:  [quote='vahid2451' pid='3061' dateline='1283865400']
در کتاب بن عربی لیس بشیعی نوشته سید جعفر مرتضی عاملی[تصویر:  ameli.jpg] میخوانیم:
ابن عربی می‌گوید: در عالم وجود، بندگی و عصیان، سود و زیان و از این قبیل نیست مگر آنکه خداوند تبارک و تعالی آن را اراده کرده باشد و چگونه می‌شود آنها را اراده نکرده باشد در حالی که خودش آنها را به وجود آورده است…
ابن عربی سخن را تا جایی پیش می‌برد که می‌گوید:
کفر و ایمان، طاعت و عصیان همگی به مشیت و حکمت و اراده خداوند است. مجموعه رسائل ابن عربی (مجموعه اول)، ص ۳۰۲-۳۰۱

همچنین می‌گوید: بنده هیچ نقشی در تصرف ندارد و فقط در تصرف خداوند است به حسب آنچه او اراده می‌کند. از انسان در ترک یا عدم ترک چیزی، کاری بر نمی‌آید. بلکه مجبور است که مختار باشد، اگر مؤمن باشد. فتوحات مکیّه ج ۵ ص۲۷۲
او می‌گوید: خداوند بعضی بندگان را از گناهانی که ارتکابش برای ایشان مقدر و محتوم گردیده است آگاه می‌کند، پس آنها به خاطر شرمی‌که از خدا دارند زودتر مرتکب آن معصیت‌ها می‌شوند تا بتوانند زودتر توبه کنند(!) تا اینکه باری بر دوششان سنگینی نکند و از ظلمت معاصی نجات یابند و با توبه، گناهان را تبدیل به ثواب کنند، به همان اندازه ای که توبه کرده اند.
[/
quote
با سلام
یک سوال باریم به وجود امد
بعنی ما می توانیم بر خلاف خواسته خدا گناه کنیم یعنی اگر خدا بخواهد که ما گناه نکنیم و ما بخواهیم ایا این اداره خدا می تواند حاکم شود یا اراده ما؟ با تشکر

خیر-نمیتوانیم گناه کنیم- ولی اراده خداوند در آفرینش بشر بر این بوده که وی را مختار خلق کند--اگر خداوند متعال اراده امری بفرماید آن امر انجام میشود-اذا اراده شیئا فیقول له کن فیکون--اگر خداوند متعال ارده بفرمایند فرد یا افرادی گناه نکنند دیگر آنها نمیتوانند گناه کنند...مانند فرشتگان

[تصویر:  emza.jpg]
www.ebnearabi.com
(آخرین ویرایش در این ارسال: 11-09-2010 09:18 PM، توسط vahid2451.)
11-09-2010 09:11 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
vahid2451 آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 122
تاریخ عضویت: Aug 2010
اعتبار: 2
ارسال: #29
RE:الهی
اینکه همه افعال ما در نهایت به حضرت حق عزوجل برمیگردد درست است...یعنی اینکه خداوند متعال به ما اختیار داده و قدرت تشخیص حق از باطل را هم داده(بوسیله اعطای عقل و فرستادن رسولان علیهم السلام)
و این به آن معنی نیست که افعالی که ما انجام میدهیم اراده مستقیم حضرت احدیت بر آنها بوده است.چه بسا گناهانی انجام داده ایم که خداوند متعال از آنها راضی نیست.
اما گاها سخنانی دیده میشود که ظاهر آن مطالب خلاف این عقیده را نشان میدهد-یعنی ظاهر آن این معنی را میرساند که افعالی که از ما سر میزند ناشی از اراده مستقیم خداوند عزوجل است و این اعتقاد به جبر است.
مثلا به اشعار زیر توجه کنید:
كدامـين اختيار اي مرد جاهل**كسي را كاو بود بالذات باطل**چو بود توست يكسر همچو نابود**نگويي اختيارت از کجا بود؟
هر آن كس را كه مذهب غير جبر است**نبي فرمود كاو مانند گبر است**چنان كان گبر يزدان و اهرمن گفت**خود آن نادان احمق ما و من گفت**مقدر گشته پيش از جان و از تن**براي هر يكي كاري معين**چه بود اندر ازل اي مرد نااهل
که اين يک شد محمد وان ابوجهل**کرامت آدمي را زاضطرار است**نه آن كاو را نصيبي ز اختيار است (شیخ محمود شبستري)

[تصویر:  emza.jpg]
www.ebnearabi.com
(آخرین ویرایش در این ارسال: 13-09-2010 01:01 AM، توسط vahid2451.)
11-09-2010 09:15 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
الهی آفلاین
کاربر تازه وارد
*

ارسال‌ها: 7
تاریخ عضویت: Sep 2010
اعتبار: 0
ارسال: #30
RE: نقد آرا و اندیشه های ابن عربی
اگر شما با دید مثبت به توضیحات خودتان و نقد جناب عاملی نگاه کنید هیچ اشکالی به متن وارد نیست
همه تدابیر در اخر به خدا بر می گردد
حال اگر کسی بندگی و عصیان و کفر و طاعت را به این شکل نگاه کند چه اشکالی دارد
اگر کسی اراده خود را در اراده خدا مستهلک کند به تعبیر امام خمینی انچه برای او پر رنگ شود عز ربوبی و ذل عبودی و به تعبیر خلیفه شود و نخواهد مگر انچه خدا بخواهد
طبق حدیث کنت سمعه الذی یسمع به و ....... تصرف را از خدا ببیند و برای خودش جز انچه خدا می خواهد نبیند چه اشکالی دارد؟
اگر منظور ابن عربی این است که ما به ان قائل هستیم و الا راه ما از راه او جداست
و انچه که ما از عرفا شنیدیم این است و اگر شما کلام را به چیز ریگری حمل می کنید ما تا به حال ندیده ایم
و این هم به معنای جبر نیست قرینه کلام ما هم در جمله ایشان( انسان مجبور است که مختار باشد ) می باشد
و در جمله بعد

این که به توسط اعمال خوب خدا بنده را موفق به ترک ذنب می کند هم که مورد اختلاف نیست این که از امر محتوم خبر پیدا می کند چون
ذنب دنباله دارد شاید خدا انرا مطلع می کند
هر چه که باشد
می دانیم نباید گناه کنیم چه ابن عربی گفته یا نگفته باشد

در مورد مطلب منتسب به ایشان اگر خوش بین باشیم می گوییم به ایشان نسبت داده شده؟
اگر بد بین باشیم اسشان راتکفیر می کنیم ؟
مسلمان اهل خوش بینی است



یک انتقاد به شما دارم
چرا شما گوشه ای از کتاب را می اورید و نقد می کنید
یاد 2 خرداد می افتم که مباحثی که مطرح می شد بعضی قسمتها را می اوردند و می گفتندشما هم اینطور فکر می کنید
بهتر نیست تمام مطالب اورده شود و بعد قضاوت شود

الهی, proud to be a member of تالارهای گفتمان کشف الیقین since Sep 2010.
12-09-2010 03:24 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن: