نقل قول: سلام
چون از تاب و تب و جدل بیرون امده سه نکته
1 این بحث که رافضیان را به شکل خنزیر شهود کردهاند در کتب محی الدین
توضیح
1 بحث یاد شده نقل قول است که ایشان فرموده
2 منظور از رافضی گروهی به نام جهنیه می باشد که از فرق شیعه می باشد
در فقه ما امامیه شیعه و رافضی فقط به ما نمی گویند به ما شیعه اثنی عشری می گویند
سلام
اين كلام ابن عربي در كتاب خودش فتوحات است.منظورتان چيست كه از ايشان نقل شده است؟
ابن عربی در " الفتوحات المکیه " ج 2 ص 8 می گوید :
" وكان هذا الذي رأيته قد أبقى عليه كشف الروافض من أهل الشيعة سائر السنة فكان يراهم خنازير ".
و مطلب زير از كتاب محاضرة الابرار و مسامرة الاخیار فی الادبیات و النوادر و الاخیار است تاليف خود ابن عربي كه در آن مينويسد.
" محاضره الابرار " ج 1 ص 245 - 246
"وقد اجتمعنا برجل منهم في شهر رجب، وهو محبوس في بيته، قد حبسته هذه الحالة، وهو بائع للجزر والخضر العامة، غير أني سألته عن حالته، فأخبرني بكيفيتها على ما كان علمي منها، وكان يخبر بعجائب..
فسألته: هل يبقى لك علامة في شيء؟
قال: نعم، لي علامة من الله في الرافضة خاصة، أراهم في صورة الكلاب، لا يستترون عني أبداً.
وقد رجع منهم على يده جماعة مستورون، لا يعرفهم أهل السنة، إلا أنهم منهم عدول. فدخلوا عليه، فأعرض عنهم، وأخبرهم بأمرهم، فرجعوا وتابوا، وشهدوا على أنفسهم بما أخبر عنهم، مما ليس عند أحد من غيرهم خبره
منظورتان از نقل قول چيست؟
اما درمورد اين موضوع كه منظورابن عربي از الروافض شيعيان اماميه نبوده اند بايد گفت با اين همه توهين كه در كتب اين شخص به مكتب تشيع و پيروان اهل بيت شده است اين نشان ميدهد منظور او از " الروافض من أهل الشيعة" شيعيان اثني عشري بوده است.به فرض كه منظورش شيعيان اثني عشري بوده آنجايي كه دقيقا منظورش را بيان كرده است را چه مي گوئيد.مثلا
در كتاب فتوحات ج 1 ص282 مينويسد:
فان الشياطين القت اليهم اصلاً صحيحاً لا يشکون فيه ثم طرأت عليهم التلبيسات من عدم الفهم حتي ضلوا فينسب ذلک الي الشيطان بحکم الاصل و لو علموا ان الشيطان في تلک المسئله تلميذ له يتعلم منه و اکثر ما ظهر ذلک في الشيعة و لاسيما في الامامية منهم فدخلت عليهم شياطين الجن اولاً بحب اهل البيت و استفراغ الحب فيهم وراوا ان ذلک من اسني القربات الي الله
ببينيد اين شخص محبت اهل بيت را كه اساس مذهب شيعه اماميه است را القاء شيطان ميداند.البته اباطيل ادامه دارد.در ادامه مي گويد:
انهم(شيعيان) تعدوا من حب اهل البيت الي طريقين منهم من تعدي الي بغض الصحابة و سبهم حيث لم يقدموهم و تخيلوا ان اهل البيت اولي بهذه المناصب الدنيوية فکان منهم ما قد عرف واستفاض و طائفة زادت الي سب الصحابه القدح في رسول الله صلي الله عليه و سلم و في جبرئيل عليه السلام و في الله جل جلاله حيث لم ينصوا علي رتبتهم و تقديمهم في الخلافة للناس
ببينيد چگونه شيعه را متهم ميکند و ناداني و بي اطلاعي خود از مذهب اهل بيت را چگونه فرياد ميکند اين كلام نواصب است كه مي گويند شيعه قائل به اشتباه خدا و جبرئيل و پيامبر است.
نقل قول: 2 بحث تقییه
تقییه و میزان ان که خوش رقصی بوده یا نه به شرایط شخص برمی گردد که چقدر تحت فشار بوده و با تقییه چه چیزی را حفظ کرده جدا از دست دادن کسی چون محی الدین ثلمه ای بر اسلام می باشد که با الفاظی مثل عمر معصوم است این مسائل قابل مقایسه نیست ان هم در شهر شام محل استقرار سنی های متعصب
شاید قدیمی ترین تعریف تقیه در كتب شیعه، تعریف شیخ مفید (ره)باشد كه در ذیل كلام شیخ صدوق (ره) كه تقیه را واجب دانسته آنرا این چنین تعریف كرده اند
(التقیه كتمان الحق و ستد الاعتقاد فیه و مكاتبه المخاطبین و ترك مظاهر تهم بما یعقب ضرراً فی الدین او الدنیا )
تقیه عبارت است از : كتمان حق و پوشاندن اعتقاد خود در مورد آن، و پنهان كاری در مقابله با مخالفین و ظاهر نساختن اموری كه ضرر دینی یا دنیوی به همراه داشته باشد
آیا اگر ابن عربی نمی گفت عمر بن الخطاب عصمت دارد بوسیله اهل تسنن كشته میشود؟!
اگر این گونه است پس باید تمام علمای اهل سنت مقدم بر ابن عربی كشته شوند!!!
آیا اگر ابن عربی نمی گفت حضرت ابوطالب عليه السلام كافر است بوسیله اهل تسنن كشته میشد؟!
قضاوت با خوانندگان
نقل قول: 3 بحث تحریف
اینکه اگر کتاب تحریف شده قابل استفاده نیست مطلب درستی نمی نماید بلکه با ارائه به کتاب و سنت می توان صحیح را از سقیم تشخیص داد
و این کلام مستلزم تخصیص اکثر است که نزد عقلا مستهجن است
تخصيص اکثر بله مستهجن است. اما اگر مطالب ابن عربي را توجيه و تأويل و تخصيص دهيم و بگوييم اين جعلي است و اين تقيه چون مطالب انحرافي در کتب ابن عربي کم نيست و اخراج آنها موجب تخصيص اکثر و استهجان ميگردد.
بنده تا بعد نيمه شعبان به علت حجم بالاي كارها براي جشن نيمه شعبان نميتوانم در بحث شركت كنم.بعد از اين ايام مبارك انشاءالله در خدمتتان هستم.