-
راهنما سالنامه لیست اعضا جستجو
 
پاسخ گوی آنلاین سؤالات شرعی


زمان کنونی: 24-05-2012, 05:24 PM درود مهمان گرامی! (ورودثبت نام)


اطلاعیه های تالار

یا صاحب الزمان کی شود پشت به خانه کعبه دهی وبانگ انا المهدی سر دهی؟؟؟

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 3 رأی - میانگین امیتازات: 3.67
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نقد آرا و اندیشه های ابن عربی
نویسنده پیام
vahid2451 آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 122
تاریخ عضویت: Aug 2010
اعتبار: 2
ارسال: #41
ابن عربی خود را از پیامبر و امام زمان (علیهما السلام) افضل و داناتر میداند!!
شیخ اکبر عارفان محیی الدین ابن عربي آندلسی صريحا خاتم الاولياء "يعني خودش را"¹ از جهتي افضل و اعلي و بلند مرتبه تر از خاتم انبيا صلي الله عليه و آله و سلم مي‏داند و مي‏گويد:

«وإن كان خاتم الأولياء تابعا في الحكم لما جاء به خاتم الرسل من التشريع، فذلك لا يقدح في مقامه ولا يناقض ما ذهبنا إليه، فإنّه من وجه يكون أنزل، كما أنّه من وجه يكون أعلي». (فصوص الحکم، 62).

ترجمه : اگر چه خاتم اولياء تابع احكام و شريعت خاتم الانبياء است امااين تبعيت ضرري به مقام و جايگاه او نميرساند و منافاتي با عقيده ما ندارد(عقيده خاتم الاولياء بودن خودش) زيرا كه خاتم الاولياء از جهتي پايين‌تر از خاتم الانبياء است و از جهتي بالاتر از اوست.

جالب اين است که ابن عربي براي توجيه افضليت خود از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم،به مجعولات اهل سنت اين گونه استدلال مي‏کند که عمر و برخي اصحاب هم از رسول خدا در بعضي جهات افضل! بوده اند:

« قد ظهر في ظاهر شرعنا ما يؤيّد ما ذهبنا إليه في فضل عمر في أساري بدر بالحكم فيهم، وفي تأبير النخل، فما يلزم الكامل أن يكون له التقدّم في كلّ شي‏ء وفي كلّ مرتبة». (فصوص الحکم، 62 ـ 63).

ترجمه : همانطور كه در ظاهر شريعت مؤيدي براي اين گفته ما(افضل بودن خاتم الاولياء بر رسول خدا) وارد شده و آن فضيلت عمر بر رسول خدا در مسئله اسراي جنگ بدر و حكم او در موردشان و نيز پايين بودن قدر و منزلت پيامبر از ساير مردم در قضيه تلقيح نخل‌هاي مدينه است. پس لازم نيست شخص كامل در همه چيز و در همه رتبه‌ها مقدم باشد.

ابن عربي خود را از حضرت مهدي عليه السلام داناتر و حکيم تر، دانسته بلکه خود را برادر قرآن و حضرت مهدي عليه السلام را برادر شمشير دانسته است:

وأما ختم الولاية المحمدية فهو أعلم الخلق بالله لا يكون في زمانه ولا بعد زمانه أعلم بالله وبمواقع الحكم منه فهو والقرآن إخوان كما أن المهدي والسيف إخوان. (فتوحات 4 جلدي، 3 / 329).

ترجمه : و اما ختم كننده ولايت محمدي (خاتم الاولياء) پس او داناترين مردم به خداست و احدي نه در زمان او و نه بعد از او داناتر از او به خداوند و جايگاه احكام الهی نخواهد بود. و خاتم الاولياء برادر قرآن است همانطوري كه مهدي و شمير با هم برادرند.

و مي‏گويد که پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم به مدت امامت حضرت مهدي و تعداد وزيران آن حضرت عالم نبوده و در اين مورد شک داشته است:

«وإنما شك رسول الله ص في مدة إقامته خليفة من خمس إلي تسع للشك الذي وقع في وزرائه لأنه لكل وزير معه سنة فإن كانوا خمسة عاش خمسة و إن كانوا سبعة عاش سبعة و إن كانوا تسعة عاش تسعة». (فتوحات 4 جلدي، 3 / 329).

ترجمه : بدرستي كه شك رسول خدا در مدت امامت جانشينش(حضرت مهدي) كه آن را پنج الي نه سال گفته در اثر ندانستن تعداد وزاري مهدي و شك در عددشان بوده، زيرا كه سنوات امامت به تعداد وزراي آن حضرت مي‌باشد. پس اگر پنج وزير داشته باشد پنج سال و اگر هفت نفر باشند هفت سال و اگر نه نفر باشند نه سال امامت خواهد داشت.

و اما در مورد خودش مدعي است که علم به تعداد سنوات امامت حضرت توسط یکی از به اصطلاح اولیاء الهی به او داده شده است:

«فاعلم أني علي الشك من مدة إقامة هذا المهدي إماما في هذه الدنيا فأني ما طلبت من الله تحقيق ذلك ولا تعيينه... ولما كنت علي هذه القدم التي جالست الحق عليها إن لا أضيع زماني في غير علمي به تعالي قيض الله واحدا من أهل الله تعالي و خاصته يقال له أحمد بن عقاب اختصه الله بالأهلية صغيرا فوقع منه ابتداء ذكر هؤلاء الوزراء فقال لي هم تسعة فقلت له إن كانوا تسعة فإن مدة بقاء المهدي لا بد أن تكون تسع سنين ...».(فتوحات4 جلدي، جلد3 / 332).

بدانكه من نيز در شك و ترديد بودم از مدت امامت مهدي در دنيا پس من از خداوند طلب نكردم مشخص شدن آن را ... و چون بر اين روش خود بودم كه هيچ زماني را صرف غير معرفت خدواند نكنم، خدواند مقدر فرمود كه يكي از اهل معرفت خدا و خاصّان او به نام احمد بن عقاب كه خداوند از خردسالي او را اهل معرفت قرار داده ابتدا ذكري از وزراي مهدي كرد سپس عدد آنها را نه نفر اعلام كرد پس من به او گفتم اگر وزراء نه نفر باشند مدت امامت مهدي نيز نه سال خواهد بود!!!

*********************************************************
[1] ابن عربی درباره خودش مي‏گويد: أنا ختم الولاية دون شك؛ لورث الهاشمي مع المسيح‏؛ كما أني أبو بكر عتيق؛ أجاهد كل ذي جسم وروح. (فتوحات مکيه 4 جلدي، 1 /244).

[تصویر:  emza.jpg]
www.ebnearabi.com
(آخرین ویرایش در این ارسال: 29-08-2011 01:39 PM، توسط vahid2451.)
29-08-2011 11:46 AM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
طور سینا آفلاین
کاربر تازه وارد
*

ارسال‌ها: 62
تاریخ عضویت: Aug 2011
اعتبار: 0
ارسال: #42
RE: نقد آرا و اندیشه های ابن عربی
با سلام.
ولی امام خمینی به عنوان یکی از اصلی ترین زعمای شیعه بعد از معصوم نظری متفاوت نسبت به این مسئله دارند:

امام خمینی در آثار عرفانی خود مانند شرح دعای سحر، مصباح الهدایة الی الخلافة والولایة، تعلیقة علی الفوائد الرضویه، سر الصلوة، آداب الصلاة و چهل حدیث، در موارد متعدد از محیی الدین به عظمت یاد کرده است . و تحت عناوین با شکوهی مانند: شیخ کبیر، شیخ عارف، شیخ محقق، بزرگمرد، از او نام برده و به عنوان یکی از "بزرگان مشایخ ارباب عرفان" او را ستوده است و به نقل برخی از آرا و نظرات وی در آثار عرفانی خود پرداخته و در عین حال در مواردی هم که با نظر او موافق نبوده به نقد عالمانه نشسته است . (1) به ویژه در کتاب تعلیقات علی شرح فصوص الحکم .

اکنون مناسب است برای آگاهی از دیدگاه حضرت امام درباره ابن عربی به عنوان نمونه به چند مورد اشاره شود:

یکی از مواردی که امام خمینی از کتاب فصوص الحکم محیی الدین یاد نموده در نامه ای است که خطاب به خانم طباطبایی مرقوم شده و در ابتدای آن آمده است: "یاد روزی که در ایام جوانی کتاب فصوص الحکم و دیگر کتب عرفانی را که بزرگان مشایخ ارباب عرفان به یادگار گذاشته اند در خدمت بعضی از مشایخ اهل عرفان (2) رضوان الله تعالی علیه استفاده نمودم ... باید بگویم که کتب مذکور با همه قدر و منزلتی که دارند و کمکهای بسیار ارزنده ای به معرفت قرآن - سرچشمه فیاض معرفة الله و کتب ادعیه ائمه معصومین، صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین، که آنها را حقا قرآن صاعد باید خواند و احادیث آن بزرگواران - می کنند، حلاوت و لطافت و جامعیت اسرار کتاب الهی را ندارند . فی المثل سوره مبارکه حمد مشتمل بر جمیع اسرار معارف الهیه است که تحمل آن از عهده این نویسنده دست و پا بسته خارج است، همین قدر بدان ای دختر عزیزم که در بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدالله رب العالمین معارف و اسرار غیر قابل تحمل برای ماست . و اگر عارف صاحب سری در الحمدالله باقدم صاحب ولایت غور کند، می یابد که در عالم هستی غیر از الله چیزی و کسی نیست که اگر بود، حمد مختص به ذات الوهی نبود (تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل) پس باید قلمها بشکنند اگر گمان شود ورای او هستند . تو نیز ای عزیز کتب عرفا و اولیا را بخوان به قصد فهمیدن یا ذوق کردن همین کلمه شریفه جامعه" . (3)

از محتوای این نامه نظر حضرت امام درباره ابن عربی آشکار می شود، با این حال



1 . امام خمینی تحصیل و فراگیری فصوص الحکم محیی الدین را به عنوان خاطره خوشی از ایام جوانی خود بیان نموده است .

2 . از محیی الدین ، با عنوان یکی از "بزرگان مشایخ ارباب عرفان" یاد شده است .

3 . حضرت امام از مباحث مطرح شده در فصوص الحکم استفاده علمی نموده است .

4 . کتاب فصوص الحکم یک اثر ارزشمند از ابن عربی معرفی شده که از او به یادگار مانده است .

5 . از نظر ایشان کتب عرفانی و از جمله فصوص الحکم دارای قدر و منزلت بسیار است و کمکهای ارزنده ای به معرفت قرآن و کتب ادعیه و احادیث ائمه علیهم السلام می کنند .

6 . امام خمینی خواندن کتب عرفا و اولیا را به مخاطب خود سفارش کرده است که در آغاز نامه فصوص الحکم یکی از آنها به شمار آمده است .

7 . ایشان خواندن و فراگیری کتب عرفانی را به قصد فهمیدن یا ذوق کردن اسرار معارف الهی سفارش و توصیه نموده است . .




1. ر . ک: همین کتاب، ص 143 . برای آگاهی برخی از این نقدها رجوع کنید به: گزیده آرای نقادانه امام خمینی در عرفان، محمد هادی موذن جامی، کیهان اندیشه، شماره 35، ص 102 - 76 . و سفر عشق، ص 152 - 45 .

2.منظور عارف کامل حضرت آیت الله میرزا محمد علی شاه آبادی، استاد عرفان امام خمینی است .

3. صحیفه امام، ج 21، ص 237 و 238 (

[تصویر:  12115069773029495494.gif]
(آخرین ویرایش در این ارسال: 29-08-2011 07:05 PM، توسط طور سینا.)
29-08-2011 06:48 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #43
RE: نقد آرا و اندیشه های ابن عربی
باسلام

لطفا منابع شماره 23 الی 25 رو قید کنید.

موفق باشید

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
29-08-2011 06:52 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
naser66 آفلاین
کارشناس اخلاق
*****

ارسال‌ها: 728
تاریخ عضویت: Sep 2009
اعتبار: 3
ارسال: #44
RE: نقد آرا و اندیشه های ابن عربی
(29-08-2011 06:48 PM)طور سینا نوشته شده توسط:  با سلام.
ولی امام خمینی به عنوان یکی از اصلی ترین زعمای شیعه بعد از معصوم نظری متفاوت نسبت به این مسئله دارند:

امام خمینی در آثار عرفانی خود مانند شرح دعای سحر، مصباح الهدایة الی الخلافة والولایة، تعلیقة علی الفوائد الرضویه، سر الصلوة، آداب الصلاة و چهل حدیث، در موارد متعدد از محیی الدین به عظمت یاد کرده است . و تحت عناوین با شکوهی مانند: شیخ کبیر، شیخ عارف، شیخ محقق، بزرگمرد، از او نام برده و به عنوان یکی از "بزرگان مشایخ ارباب عرفان" او را ستوده است و به نقل برخی از آرا و نظرات وی در آثار عرفانی خود پرداخته و در عین حال در مواردی هم که با نظر او موافق نبوده به نقد عالمانه نشسته است . (1) به ویژه در کتاب تعلیقات علی شرح فصوص الحکم .

....


حضرت امام می فرمایند:
اسفار اربعه با طول و عرضش از سفر به سوي دوست بازم داشت، نه از فتوحات فتحي حاصل و نه از فصوص الحكم حكمتي دست داد، چه رسد به غير آنها كه خود داستان غم انگيز دارد.
صحيفه نور، ج 22، ص 380.

\[تصویر:  images?q=tbn:ANd9GcTsfC38M6WeQhQf1tulVxm...dXMldv_RpA]
(آخرین ویرایش در این ارسال: 29-08-2011 09:08 PM، توسط هم ولایتی.)
29-08-2011 08:13 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
vahid2451 آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 122
تاریخ عضویت: Aug 2010
اعتبار: 2
ارسال: #45
RE: نقد آرا و اندیشه های ابن عربی
(29-08-2011 06:48 PM)طور سینا نوشته شده توسط:  با سلام.
ولی امام خمینی به عنوان یکی از اصلی ترین زعمای شیعه بعد از معصوم نظری متفاوت نسبت به این مسئله دارند:

امام خمینی در آثار عرفانی خود مانند شرح دعای سحر، مصباح الهدایة الی الخلافة والولایة، تعلیقة علی الفوائد الرضویه، سر الصلوة، آداب الصلاة و چهل حدیث، در موارد متعدد از محیی الدین به عظمت یاد کرده است
..............
..............
..............
1. ر . ک: همین کتاب، ص 143 . برای آگاهی برخی از این نقدها رجوع کنید به: گزیده آرای نقادانه امام خمینی در عرفان، محمد هادی موذن جامی، کیهان اندیشه، شماره 35، ص 102 - 76 . و سفر عشق، ص 152 - 45 .

2.منظور عارف کامل حضرت آیت الله میرزا محمد علی شاه آبادی، استاد عرفان امام خمینی است .

3. صحیفه امام، ج 21، ص 237 و 238 (

با سلام خدمت شما دوست محترم

در پاسخ به شما باید عرض کرد که در کل شایسته است نتیجه ی کنکاش در حقایق و دقایق معارف الهی برای دریافت حقیقت را با اشخاص نسنجیم…همان طور که مولانا امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه الصلوة و السلام فرموده اند:
(إنك لملبوس عليك. إن الحق و الباطل، لا يعرفان بأفدار الرجال
إعرف الحق تعرف أهله و إعرف الباطل تعرف أهله
همانا حقيقت بر تو اشتباه شده است. به درستي كه حق و باطل را با ميزان قدر و شخصيت افراد نمي توان شناخت.
اول حق را بشناس تا اهل آن را بشناسي و باطل را نيز او بشناس،‌ اهل آن برايت آشكار مي گردد.)

اما بر فرض اگر هم بنا به سنجش با اشخاص باشد اکثر علمای شیعه مخالف ابن عربی هستند.
برای اطلاع بیشتر و مشاهده ی مباحث مرتبط با این موضوع به آدرس
http://forum.msadra.ir/thread-538.html
مراجعه فرمایید.

[تصویر:  emza.jpg]
www.ebnearabi.com
(آخرین ویرایش در این ارسال: 29-08-2011 08:32 PM، توسط vahid2451.)
29-08-2011 08:31 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
vahid2451 آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 122
تاریخ عضویت: Aug 2010
اعتبار: 2
ارسال: #46
ابن عربی : از معرفت امام زمانم رویگردان هستم و از خدا آن را نخواسته ام!
ابن عربی ادعا می‏کند که از خدا نخواسته است که امام زمانش را بشناسد و میگوید که از معرفت امام زمانش روی گردان بوده است! که مبادا برای لحظاتی از معرفت خدا و مقامات شهود خود بی بهره! بماند، و وقتش را در طلب امام زمانش ضایع! کند:
«فاعلم أنی علی الشک من مدة إقامة هذا المهدی إماما فی هذه الدنیا فأنی ما طلبت من الله تحقیق ذلک ولا تعیینه ولا تعیین حادث من حوادث الأکوان إلا أن یعلمنی الله به ابتداء لا عن طلب فإنی أخاف أن یفوتنی من معرفتی به تعالی حظ فی الزمان الذی أطلب فیه منه تعالی معرفة کون وحادث بل سلمت أمری إلی الله فی ملکه یفعل فیه ما یشاء فإنی رأیت جماعة من أهل الله تعالی یطلبون الوقوف علی علم الحوادث الکونیة منه تعالی ولا سیما معرفة إمام الوقت فأنفت من ذلک… ولما کنت علی هذه القدم التی جالست الحق علیها إن لا أضیع زمانی فی غیر علمی به تعالی قیض الله واحدا من أهل الله تعالی و خاصته یقال له أحمد بن عقاب اختصه الله بالأهلیة صغیرا فوقع منه ابتداء ذکر هؤلاء الوزراء فقال لی هم تسعة فقلت له إن کانوا تسعة فإن مدة بقاء المهدی لا بد أن تکون تسع سنین فإنی علیم بما یحتاج إلیه وزیره فإن کان واحدا اجتمع فی ذلک الواحد جمیع ما یحتاج إلیه و إن کانوا أکثر من واحد فما یکونون أکثر من تسعة فإنه إلیها انتهی الشک من رسول الله ص فی قوله‏خمسا أو سبعا أو تسعا فی إقامة المهدی».*
ترجمه : بدانکه من نیز در شک و تردید بودم از مدت امامت مهدی در دنیا پس من از خداوند طلب نکردم مشخص شدن آن را و همچنین از خداوند مشخص شدن حوادث و مسائل دیگر را نخواستم مگر اینکه خودش بدون خواستم علم آنها را عطا فرماید زیرا که می‌ترسم در مدت طلب معرفت اینگونه مسائل، بهره معرفت خداوند فوت شود. بلکه خودم را تسلیم امر خداوند نمودم تا هرچه خواهد در ملک خویش عمل نماید. جماعتی از اهل معرفت الهی را دیدم که علم به حوادث عالم را از خداوند مسئلت می‌نمودند و بویژه معرفت امام زمان خود را طلب میکردند. پس من از این رویه روی گردان شدم…..
و چون بر این روش خود بودم که هیچ زمانی را صرف غیر معرفت خدواند نکنم، خدواند مقدر فرمود که یکی از اهل معرفت خدا و خاصّان او به نام احمد بن عقاب که خداوند از خردسالی او را اهل معرفت قرار داده ابتدا ذکری از وزرای مهدی کرد سپس عدد آنها را نه نفر اعلام کرد پس من به او گفتم اگر وزراء نه نفر باشند مدت امامت مهدی نیز نه سال خواهد بود.
* (فتوحات۴ جلدی، جلد۳ / ۳۳۲)

[تصویر:  emza.jpg]
www.ebnearabi.com
(آخرین ویرایش در این ارسال: 31-08-2011 11:18 AM، توسط vahid2451.)
31-08-2011 11:16 AM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
vahid2451 آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 122
تاریخ عضویت: Aug 2010
اعتبار: 2
ارسال: #47
RE: نقد آرا و اندیشه های ابن عربی
ادّعای ابن عربی در مورد مقرّب ترین وکامل­ترین اولیاء الهی (خلفای ظاهر وباطن) بعد از رسول­ خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم
ابن­ عربی در کتاب فتوحات خود ، مدعی است برخی از اولیاء و مقرّبین الهی که از جهت کمالات و درجه قرب الهی ، در زمان خود منحصر به فرد می باشند و او آنها را غوث می نامد، خلافت ظاهری را حیازت نمودند همان گونه که خلافت باطنی را حیازت کردند، مانند ابوبکر، عمر، عثمان، حضرت علی علیه السّلام و الحسن علیه السّلام، معاویه بن یزید، عمر بن عبدالعزیز و متوکل عباسی … [۱]

فمنهم رضی الله عنهم الاقطاب و هم الجامعون للاحوال و المقامات بالأَصاله او بالنّیابة کما ذکرنا و قد یتوسّعون فی هذا الاطلاق فیُسَمُّونَ قُطباً ، کلّ من دار علیه مقام ما من المقامات و انفرد به فی زمانه علی ابناء جنسه و قد یُسَمّی رَجُلُ البَلَد قطب ذلک البَلَد

و شیخُ ا لجماعةِ قُطبَ تلک الجماعةِ و لکن الاقطاب المصطلح علی ان یکون لهم هذا الاسم مطلقاً من غیر اضافةٍ لا یکون منهم فی الزّمان الّا واحد و هو الغوث ایضاً و هو من المقرّبین و هو سیّد الجماعة فی زمانه و منهم من یکون ظاهرالحکم و یحوز الخلافةَ الظاهرةَ کما حاز الخلافة الباطنة من جهت المقام کأبی بکر و عمر و عثمان و علی و الحسن و معاویة بن یزید و عمر بن عبدالعزیز و المتوکّلِ و منهم من له الخلافه الباطنة خاصّة و لا حکم له فی الظّاهر کاحمد بن هرون الرّشید السَّبتی و کأبی یزید البسطامی و اکثر الاقطاب لا حکم لهم فی الظّاهر [۲]

بنابراین به اعتقاد ابن عربی که خود را صاحب مقام خاتم الولایه المحمدیة [۳] می دانسته ومعتقدان وی، ولایت او را مظهرتامّ ولایت اولیاء الهی دانسته اند و شیخ اکبرش گویند، ابوبکر،عمر،عثمان، هم واجد خلافت ظاهری بوده اند و هم واجد خلافت باطنی، یعنی دارای والاترین مقام ولایت و درجات معنویّت و معرفت و قرب حق تعالی و این مقامات را بعد از عثمان، برای حضرت علی علیه السلام قائل شده است.

به نظر می آید برخی از دعاوی ابن عربی ، نظیر همین ادّعای وی در مورد متوکّل عبّاسی [۴] موجب گردید که مرحوم علّامه طباطبائی (ره) به مرحوم آیة الله سیّد محمد حسین حیسنی تهرانی (ره ) بفرمایند : « چه طور می شود محیی الدّین را اهل طریق دانست. با وجودی که متوکّل را از اولیاء خدا می داند ؟ ! » [۵]

[۱] - فتوحات ،‌ج ۱۱، ص ۲۷۴ – ۲۷۵ ،‌المکتبه العربیّه تحقیق و تقدیم و عثمان یحیی تصدیر و مراجعه ابراهیم مدکور ۱۴۰۷ ه – ۱۹۸۷ م.
[۲] – سَبت یعنی شنبه از آنجا که گویند وی از ایام هفته ، تنها روز شنبه را جهت کسب معیشت به کار اشتغال می ورزیده است

[۳] - ( درفتوحات ، ج ۱۱ ، ص ۲۸۹ – ۲۹۰ ) ادعا نموده که خود مقام عظیم « ختم الولایة المحمدیة » یا خاتم الولایة المحمدیة یعنی ولی منحصر به فرد در جمیع عالم ، اکبر اولیاء محمدّیین را حیازت نموده است .

« و منهم رضی الله عنهم الختم و هو واحد لا فی کل زمان بل هو واحد فی العالم ، یختم الله به الولایه المحمدیه فلا یکون فی الاولی المحمدیین اکبر منه » لازم به یادآوری است که ابن عربی ، این ولی منحصر به فرد ، در عالم را خودش می داند . در فتوحات ، ج ۱ ، ص ۳۱۹ ، چاپ ۴جلدی ، گوید : انا ختم الولایه دون شک لورث الهاشمی مع المسیح بدون شک من خاتم ولایت هستم ، زیرا که من وارث هاشمی ( محمد صلی الله علیه و آله و سلّم ) و مسیح می باشم . منظور ابن عربی از مع المسیح ، تنها در ختم الولایة است . وی حضرت مسیح علیه السلام را ختم الولایه المطلقه می داند و منحصراً خود را ختم الولایة المحمدیة عنوان کرده است .

[۴] - متوکل عباسی از جنایتکاران بزرگ عالم و دشمنان سرسخت خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم ) بوده است . وی آشکارا به حضرت امیر علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها جسارت و اهانت می کرد ( ابوالفداء ، ج ۲ ، ص ۱۸۸ ، حوادث سال ۲۳۶ ه ) وی در سال ۲۳۶ فرمان داد قبر مطهّر حضرت سیّد الشهدا علیه السلام را تخریب کردند . روزی متوکل از یعقوب بن سکّیت ادیب زمان و معلّم دو فرزندش معتزّ و مؤیّد سوال کرد این دو فرزند من را بیشتر دوست داری یا حسن و حسین ( علیهما السلام ) را ؟ ابن سکّیت پاسخ داد قنبر غلام حضرت علی علیه السلام نزد من عزیز تر از تو و فرزندان تو هستندتا چه رسد به حسن و حسین علیهما السلام. از این رو متوکل ، وی را به وضع دلخراشی به شهادت رسانید . شهادت امام هادی علیه السّلام نیز به فرمان متوکل ، صورت گرفت سرانجام این بزرگتری دشمن خدا و رسول و ائمّه علیهم السّلام در عصر خودش ، و به اعتقاد ابن عربی بزرگترین و مقرّب ترین ولیّ خدا در عصر خودش ، در سال ۲۴۷ در مجلس بزم و لهو شبانه توسط فرزندش به قتل رسید .

[۵] – آیه الله سید محمد حسین حسین تهرانی ، روح مجرد ص ۴۳۶ طبع پنجم رمضان المبارک ۱۴۲۰ ه ناشر انتشارات علامه طباطبائی – مشهد مقدس – خیابان شهید هاشمی نژاد – جنب مسجد الهادی (ع)

[تصویر:  emza.jpg]
www.ebnearabi.com
(آخرین ویرایش در این ارسال: 06-09-2011 10:17 PM، توسط vahid2451.)
06-09-2011 10:15 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن: