راهنما سالنامه لیست اعضا جستجو
 
پاسخ گوی آنلاین سؤالات شرعی


زمان کنونی: ۱۷-۱۱-۱۳۹۰, ۰۹:۰۰ صبح درود مهمان گرامی! (ورودثبت نام)


اطلاعیه های تالار

بسته ویژه ماه محرم کشف الیقین

این صدای تپش قلبم نیست/ در حسینیه دل سینه زنی است فرا رسیدن روزهای عزاداری سید الشهدا علیه سلام تسلیت باد

[-]
آخرین ارسالی ها
آموزش مخارج حروف و تجوید
شروع کننده:هم ولایتی آخرین ارسال توسط:رضا1389 پاسخ ها:12 آموزش هاي ديني مشاهده:768 زمان:امروز
گزارش تصویری از بازسازی ورود تاریخی امام راحل به کشور
شروع کننده:یوسف المدنی آخرین ارسال توسط:یوسف المدنی پاسخ ها:0 اخبار جهان اسلام مشاهده:21 زمان:۱۴-۱۱-۱۳۹۰
وبلاگهای مذهبی
شروع کننده:هم ولایتی آخرین ارسال توسط:naser66 پاسخ ها:52 لینکستان سایت های اسلامی مشاهده:2970 زمان:۱۲-۱۱-۱۳۹۰
احکام نماز
شروع کننده:هم ولایتی آخرین ارسال توسط:طاهره وحیدیان پاسخ ها:39 احکام و مسائل شرعی مشاهده:5537 زمان:۱۲-۱۱-۱۳۹۰
سلسله بحثهای فضیلت وخواص سور/سوره نبأ
شروع کننده:طاهره وحیدیان آخرین ارسال توسط:طاهره وحیدیان پاسخ ها:1 قرآن و قرآن پژوهی مشاهده:28 زمان:۱۱-۱۱-۱۳۹۰
سلسله بحثهای فضیلت وخواص سور/سوره مرسلات
شروع کننده:طاهره وحیدیان آخرین ارسال توسط:طاهره وحیدیان پاسخ ها:1 قرآن و قرآن پژوهی مشاهده:34 زمان:۱۱-۱۱-۱۳۹۰
داستان های عارفانه
شروع کننده:محمد آسیابانی آخرین ارسال توسط:naser66 پاسخ ها:17 فلسفه و عرفان اسلامی مشاهده:3898 زمان:۹-۱۱-۱۳۹۰
فروش بیسکویت حرام در بازارهای تهران
شروع کننده:هم ولایتی آخرین ارسال توسط:هم ولایتی پاسخ ها:2 اخبار جهان اسلام مشاهده:241 زمان:۸-۱۱-۱۳۹۰
فرهنگنامه اصطلاحات عرفانی
شروع کننده:هم ولایتی آخرین ارسال توسط:رضا1389 پاسخ ها:3 فلسفه و عرفان اسلامی مشاهده:1822 زمان:۶-۱۱-۱۳۹۰
مشاوره و راهنمایی
شروع کننده:mandana آخرین ارسال توسط:رضا1389 پاسخ ها:33 احکام و مسائل شرعی مشاهده:346 زمان:۶-۱۱-۱۳۹۰
Plugin By Saeed

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 3 رأی - میانگین امیتازات: 3.67
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تشیع ابن عربی از منظر علمای شیعه
نویسنده پیام
کنکاش آفلاین
کارشناس اخبار اسلامی
*****

ارسال‌ها: 377
تاریخ عضویت: دي ۱۳۸۸
اعتبار: 3
ارسال: #21
RE: تشیع ابن عربی از منظر علمای شیعه
نقل قول: ابا برای نقد علمی ار کلمات محی الدین به مزخرفات تعبیر می کنید این ار تقوا سر چشمه می گیرد
آيا اينكه عمر معصوم بوده يا حضرت ابوطالب عليه السلام كافر بوده و شيعيان را سگ و خوك ديده است چيزي جز مزخرفات است.شايد هم جزو سخنان گهر بار باشد!
نقل قول: تمام نظر من این است حال که شخصیتی مورد اختلاف تظر است این هم در این سطح به جای این که از علما عبور کنید تا اثبات مطلب کنید و حتی قائل به اشتباه حضرت امام بشوید اجازه بدهید تا نظرا ت مطرح شود بدون توهین بدون جدال بدون تکفیر
بنده درمورد ابن عربي گفتم كه مزخرف زياد گفته و مزخرفاتش را مينويسم. اين كه از امام عبور كردم مساله اي است كه بار ها گفتم خب شما هم از آيت الله صافي،بر.جردي،مرعشي،روحاني و... عبور كرديد اين حرفها چيست.امام هم مانند باقي مراجع نظرش را در اين باره گفته.حال من كجا به ايشان توهين كردم؟.خب اگر فكر ابن عربي اين است كه مطرح شد شما بگوئيد هم فكرانشان چه مذهبي خواهند شد.ضمنا من قبلا هم گفتم دفاع از كسي به معناي اين نيست كه دفاع كننده اعتقادات آن شخص را دارد.محل دقيق توهين را نقل قول بفرمائيد بنده عذر خواهي خواهم كرد.
بنده اگر اسمي از ايشان آوردم گفتم شبهاتي درمورد ايشان مطرح است و ميخواهم بپرسم دقيق اين را گفتم
(۱۰-۴-۱۳۸۹ ۰۲:۰۷ صبح)كنكاش نوشته شده توسط:  البته اگر مايل باشيد بنده شبهاتي درمورد اقاي صمدي آملي هم دارم.مشتاق هستم از شخصي بپرسم.بعد از پاسخ به سوالات درمورد ابن عربي شايد آن ها را مطرح كردم.
بله درست است چون اگر حق با ايشون باشد و قضيه درمورد ايشون حل نشود هم تفرقه و نفاق زياد مي شود هم اگر واقعا ايشون اشتباه كنند گمراهي بسيار خواهد شد.
نقل قول: ایا در صورتی که عقاید شما حق باشد باید اینگونه ان را تبلیغ کنید
چگونه تبليغ كنم دوست عزيز شما بگوئيد.
نقل قول: شما چراتعجب می کنید از کسی که به دنبال حقیقت است
بيشتر توضيح دهيد يعني چه كه تعجب ميكنم؟
نقل قول: من عقیده ام این است اگر گوشه ای از کتاب او تحریف شده چرا مبانی درست او را رد می کنید
شما می گویید از خدا میترسید چرا در شبهات احتیاط نمی کنید
خب دوست عزيز بنده قبلا هم كه گفتم شما چه دليل براي اثبات تحريف داريد ضمنا چگونه تشخيص ميدهيد كجا تحريف شده كجا نه.از كجا معلوم مطالب خوب او براي او نباشد.ضمنا مگه يكي دو مطلب است كه تحريف شده.
ضمنا بنده اعتقاداتم را بيان ميكنم تا اگر اشتباه است اصلاح شود.البته با برورد شما تا اينجا به صحت آن بيشتر رسيده ام.
نقل قول: شما در بعضی از توشتارتان خلط مبحث می کنید در بعضی فرار رو به جلو می کنید و بدون دلیل مارا محکوم می کنید
شما آن بعضي از موارد را بياوريد اتفاقا اين اشكال بر شما وارد است.من بارها بحث تقيه و تحريف را توضيح دادم ولي شما فقط نوشتيد دقت كنيد.چرا نمي گوئيد آيا نظري كه نوشتم درست است يا غلط.ضمنا شما اين مطلب را در سه تاپيك كپي كرديد ولي يك بار هم به سوالت پاسخ نداديد.
نقل قول: در بحث علمی نظر علما را در مقام عمل جویا میشوید
اولين بار شما در تاپيك تشيع ابن عربي حرف علما را آورديد.ضمنا اين همان فرار به جلو است.من كه بارها اين مطلب را گفتم كه نظر علما محترم است ولي واجب نيست كه بپذيريم .مگر شما در جواب naser66 نظر امام خميني (ره) را نياورديد؟ بعد به من مي گوئيد نظر علما را مي اورم.
نقل قول: میگویید به دنبال حقیقت هستید کدام حقیقت ایا حقیقتی که مورد محبت و علاقه شماست
در مورد شما هم صدق ميكند چه ربطي به بحث داشت بنده دلايل را مينويسم و شما به جاي بيان دلايل متاسفانه فقط حرف احساسي ميزنيد.
نقل قول: ما گفتیم در این عربی احتباط کنید شما تکفیر می کنید کدام به تقوا نزدیکتر است
لطفا مطالب را با نقل قول بيان كنيد بنده توضيح دادم درمورد ابن عربي و طبق صحبت هاي ايشان در جايي نوشتم
(۱۰-۴-۱۳۸۹ ۰۲:۰۷ صبح)كنكاش نوشته شده توسط:  حالا بايد ديد كسي با خصوصياتي كه مراجع مخصوصا آيت الله روحاني مي گويند كافر است يا نه!!!
ولي بنده دليلي براي تحقيق درمورد اين موضوع نمي بينم.در همين حد كه بزرگاني مي گويند ايشون شيعه نبودند كافي است و نشان ميدهد كه شخصيتي نيست كه بخواهيم پشت سر هم از ايشان تعريف كنيم.
قطعا اين موضوع سبب تكفير قائلين به تشيع ابن عربي نيست.سبب تكفير همفكران ايشان چطور؟؟؟

خب بعد بيان مطالب گفتم ايا با اين عقائد چنين شخصي كافر نيست؟ اين را گفتم تا تفكر بشود.

[تصویر:  6kbqz6m2h3r7vnyi3p.jpg]
۱۱-۴-۱۳۸۹ ۰۵:۴۳ عصر
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مدیر پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله احدی نژاد آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 79
تاریخ عضویت: اسف ۱۳۸۸
اعتبار: 0
ارسال: #22
RE: تشیع ابن عربی از منظر علمای شیعه
سلام علیکم
ما که قصد دعوا نداریم... شما می گویید آیت الله صافی می گوید فلان ما هم می گوییم بنا بر ادله فلان آیات عظام جوادی آملی و قاضی و علامه طهرانی و سید هاشم حداد و ... از عرفا چیز دیگری می گویند... دعوایی در کار نیست... لطفا تقوا را در گفتارتان رعایت کنید

العید الحقیر
http://mahdi-ahadi.ir
۱۱-۴-۱۳۸۹ ۰۸:۱۶ عصر
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مدیر پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله احدی نژاد آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 79
تاریخ عضویت: اسف ۱۳۸۸
اعتبار: 0
ارسال: #23
RE: تشیع ابن عربی از منظر علمای شیعه
تایید ابن عربی نزد علمای شیعی
حکیم الهی ملاصدرا (ره)
ملاصدرا در اسفار ج 3 ص 63 می گوید : « قال العارف المحقق محیی الدین العربی ...»
در جای دیگری می گوید: « قد حقق الشیخ الجلیل محیی الدین العربی ...»
در اسفار ج2 ص176 گوید: « قال المحقق المکاشف محیی الدین العربی...» و ...
علامه طباطبایی (ره)
علامه حسن زاده از قول علامه طباطبایی صاحب المیزان می گوید: « می فرمود: شیخ- یعنی محیی الدین ابن عربی- در فصوص مشت مشت می آورد و در فتوحات دامن دامن. » (عرفان و حکمت متعالیه ص 38)
آیت الله سید صدر الدین صدر (ره)
ایشان در خاتمه کتاب شریف المهدی (ص245) می گوید: « فتوحات مکیه عالم عارف محقق شیخ ابی عبد الله محیی الدین محمد بن علی معروف به ابن عربی حاتمی طائی الحق که کتاب مفیدی در بابش می باشد و گمان نمی کنم که برای آن کتاب در عالم مولفات دومی باشد. »
شیخ بهایی (ره)
شیخ بهایی در حدیث 36 کتاب اربعین می گوید: « همانا مایه تعجب من است کلام شیخ عارف کامل شیخ محیی الدین ابن عربی در این مقام که در کتاب فتوحات مکیه در باب 366 رحمه الله آورده که: خارج می شود از عترت رسول الله صلی الله علیه و آله خلیفه ای از فرزندان فاطمه علیه السلام.» (لازم به ذکر است که شیخ اکبر بابی در فتوحات مکیه در وزرای حضرت مهدی (ع) دارد. )
شیخ بهایی در کتاب کشکول خود ص95 ،353 و 363 بارها از ابن عربی با نام عارف واصل و محیی الدین و جمال العارفین نام برده است .
علامه حسن زاده آملی(ره)
ایشان در کتاب عرفان و حکمت متعالیه ص45 می گوید: رساله شق الجیب را به خصوص در باره حضرت مهدی (ع) نوشته است. در فتوحات و دیگر آثار وی چون رساله الدر المکنون فی علم الحروف و رساله مفتاح الاسرار در علم جفر و حروف و انشاء الدوایر و غیرها شواهد بسیار بر تشیع و امامیه اثنی عشریه بودن او است که نقل آنها خود مستلزم تدوین رساله ای خواهد بود .
مرحوم فاضل سید صالح خلخالی از اعاظم تلامیذه مرحوم جلوه
شرحی بر کتاب مناقب یا صلوات ابن عربی نوشته است که به تازگی توسط انتشارات اشراق قم چاپ شده است.
شیخ قاسم طهرانی
از شاگردان علامه طهرانی که کتاب وزینی را در دو جلد بنام القول المتین فی تشیع محیی الدین ابن عربی نوشته که در بیروت چاپ شده است.
آخر سخن را به گفته سید علماء ربانیین استاد مسلم علامه طباطبایی و آیت الله بهجت، آیت حق سید علی قاضی طباطبایی(ره) تمام می نماییم که: « بعد از مقام عصمت و امامت در میان رعیت احدی در معارف عرفانی و حقایق نفسانی در حد محیی الدین عربی نیست و کسی به او نمی رسد و نیز می فرمود که ملاصدرا هر چه دارد از محیی الدین است و در کنار سفره او نشسته است . »
و دیگران از جمله امام خمینی(ره) در نامه به گرباچف و دیگر کتب عرفانی ایشان ، علامه طهرانی(ره)، آیت الله جوادی آملی(ره) در شرح نامه امام(ره) و آیت الله خامنه ای در بیان شخصیت حافظ و .... که اهل تحقیق را همین کافی است.

العید الحقیر
http://mahdi-ahadi.ir
۱۱-۴-۱۳۸۹ ۰۸:۲۸ عصر
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مدیر پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله احدی نژاد آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 79
تاریخ عضویت: اسف ۱۳۸۸
اعتبار: 0
ارسال: #24
ابن عربی از منظر بزرگترین عرفای اسلام
ابن عربی از منظر امام خمینی

امام خمینی بنیانگذار "عرفان متعالی" است، همان گونه که مرحوم ملاصدرا نام فلسفه خویش را حکمت متعالیه نهاد . امام خمینی در آثار عرفانی خود چون شرح دعای سحر، مصباح الهدایة الی الخلافة والولایه و سر الصلاة و ... بسیار عمیق و لطیف به شرح یا نقد نگرشهای اهل عرفان می پردازد . او در آثار عرفانی خود از محیی الدین به عظمت یاد می کند . (1)

امام تدریس کتب فلسفی و عرفانی را در سال 1347 هجری قمری که بیش از 27 سال نداشت آغاز نمود، ضمنا همزمان با تدریس فلسفه برای افراد شایسته و مورد اعتماد، به طور خصوصی و سری بحثی از علوم عرفان را نیز شروع کرد . (2)

امام خمینی برخی متون عرفانی مانند شرح فصوص الحکم ابن عربی را به طور خصوصی در طول مدت هفت سال از محضر سالک واصل و عارف کامل آیت الله میرزا محمد علی شاه آبادی که خود از شاگردان دو حکیم و عارف بزرگ میرزا جهانگیرخان قشقایی و میرزا هاشم اشکوری بود، فرا گرفت . (3) چنانکه امام خود می گوید: "آقای شاه آبادی شرح فصوص که می گفتند فرق می کرد با شرح فصوص قیصری، ایشان از خودش خیلی مطلب داشت" . در حقیقت امام خمینی را می توان یکی از حلقات سلسله شارحان ابن عربی به شمار آورد . (4)

گویا معظم له شاگرد منحصر به فرد آیت الله شاه آبادی بوده اند . (5) به روایت خود حضرت امام خمینی آمده است: "عمده استفاده در علوم معنوی و عرفان نزد مرحوم آقای آقا میرزا محمدعلی شاه آبادی بوده است ... و از مدتها قبل از آمدن آقای بروجردی به قم، عمده اشتغال به تدریس معقول و عرفان و سطوح عالیه اصول و فقه بود . " (6)

ایشان درباره آیت الله شاه آبادی می گوید: شیخ بزرگوار ما حقا حق حیات روحانی به اینجانب داشت که با دست و زبان از عهده شکرش برنمی آیم . (7)

علامه شهید مطهری درباره آیت الله شاه

(8)

ایشان ریاضیات را به خوبی می دانست . در علوم غریبه همچون جفر، رمل، اسطرلاب مهارت کامل داشت . همچنین به زبان فرانسه تسلط داشت . (9) آن مرحوم علاوه بر مقام علمی و عرفانی، یک مجاهد خستگی ناپذیر و جدی بود و در مسیر مبارزه با رضاخان پهلوی حدود یازده ماه در حرم حضرت عبدالعظیم متحصن شد . (10) در حقیقت وی از عرفان منزوی، عرفان حماسی ساخت .

امام خمینی درباره اولین ملاقات خود با آیت الله شاه آبادی این چنین بیان کرده است:

"مقداری با هم صحبت کردیم و یکی دو تا سوال از مرحوم آقای شاه آبادی بزرگ پرسیدم، وقتی جواب مشروح و کاملی شنیدم، مطلع شدم که ایشان اهل فلسفه و عرفان است . " (11)

سرانجام پس از گفت و گوی بسیار، حضرت امام، آقای شاه آبادی بزرگ را برای تدریس عرفان راضی می کنند و شرح فصوص الحکم ابن عربی را به مدت شش سال نزد ایشان می خوانند . (12)

حضرت آیت الله سبحانی می گوید: از نظر مسائل عرفانی تحت تاثیر استاد بزرگوارشان مرحوم شاه آبادی بوده اند و نسبت به ایشان خیلی عشق می ورزیدند . حدود شش سال خدمت ایشان شرح فصوص الحکم را می خواندند و در حاشیه فصوص حواشی و تعالیقی دارند . ایشان سالیان متمادی استاد بلامنازع حوزه علمیه قم بودند . (13) استاد سبحانی در جای دیگر می نویسد: امام در قلمرو عرفان آثار ارزنده ای از خود به یادگار گذارده که متاسفانه بر اثر کمبود استاد این فن، افکار بلند ایشان به مجامع علمی عرضه نشده است . ایشان در این علم ذوق سرشار و اندیشه بلندی داشت که تنها آگاهان این فن از لطافت فکر وی باخبرند . (14)

استاد سید جلال الدین آشتیانی می نویسد: حق متعال به لطف خاص خود، مرحوم مغفور امام را موفق به تحصیل در علوم منقول و معقول نزد اساتید بزرگ و نخبه نمود و بعد از شهریور بیست آن مرد بزرگ استاد

(15)

بی مناسبت نیست اشاره ای به جو حاکم ضد فلسفه و عرفان آن زمان از زبان فرزند امام حاج احمد آقا بشود . وی در این باره می گوید: مقدس م آبهای متحجر حتی در زمینه دروس عرفان و فلسفه، تحمل بینش امام را نداشتند، آنها شرایط را جوری مهیا ساختند که وقتی می خواستند کتاب منظومه را از جایی بلند کنند، از انبر استفاده می کردند و لمس کردن آن را نجس می دانستند یا به فرض اگر کسی فلسفه می خواند او را بی دین می دانستند . (16)

خود حضرت امام خمینی درباره جو مسموم آن روز، با اشاره به خون دلهایی که در آن سالها از متحجرین خورده، با سوز و گداز چنین نقل کرده است: "یادگرفتن زبان خارجی، کفر و فلسفه و عرفان گناه و شرک به شمار می رفت . در مدرسه فیضیه فرزند خردسالم مرحوم مصطفی از کوزه ای آب نوشید، کوزه را آب کشیدند، چرا که من فلسفه می گفتم . تردیدی ندارم اگر این روند ادامه می یافت، وضع روحانیت و حوزه ها وضع کلیساهای قرون وسطی می شد . " (17)

در پایان این نکته قابل ذکر است که عرفان تا جایی که توجه به نکات مثبت و سازنده داشته و همردیف سایر امور ارزشی مانند علم و تفکر و جهاد و ... قرار دارد، مورد تایید و تاکید امام خمینی می باشد . اما اگر عده ای خود را از شریعت جدا نموده و مشغول آداب اختراعی مخالف اسلام ساخته از تزکیه و تهذیب غافل گشته اند آنها را حجاب و مانع از تعالی انسان دانسته . (18)
نظر امام خمینی درباره ابن عربی

در حوزه عرفان نظری، دو اثر بنیادین

(19)

در نگاهی کوتاه به سیر تکوین و بسط مکتب عرفان شیخ اکبر محیی الدین نام امام خمینی به عنوان یکی از شارحان و مروجان این مکتب به نظر می آید . و آنگاه با تاملی افزون، در اوج دوباره ای که مدرس عرفانی ابن عربی در یک قرن اخیر داشته، جایگاه امام خمینی به عنوان یکی از بزرگترین مدرسان عرفان و شارحان اندیشه ابن عربی در این سلسله مورد توجه قرار می گیرد . (20)

لازم به ذکر است که به طور کلی اصل مباحث ابن عربی برای امام قابل قبول بوده، ولی در بعضی جاها با او اختلاف نظر دارند . تعلیقه ای هم بر فصوص نگاشته اند . (21)

استاد آشتیانی می نویسد: تعلیقات آن بزرگوار پر بها و دلرباست و حاکی از ذوق سرشار ایشان است . آن جناب دارای قلمی روان و جذاب است و در ذوقیات قریحه ای کم نظیر دارند . ایشان برخی مطالب شارح قیصری را نقد کرده اند و در برخی مباحث پاره ای از مطالب شیخ اکبر، ابن عربی را نیز

(22)

امام خمینی در آثار عرفانی خود مانند شرح دعای سحر، مصباح الهدایة الی الخلافة والولایة، تعلیقة علی الفوائد الرضویه، سر الصلوة، آداب الصلاة و چهل حدیث، در موارد متعدد از محیی الدین به عظمت یاد کرده است . و تحت عناوین با شکوهی مانند: شیخ کبیر، شیخ عارف، شیخ محقق، بزرگمرد، از او نام برده و به عنوان یکی از "بزرگان مشایخ ارباب عرفان" او را ستوده است و به نقل برخی از آرا و نظرات وی در آثار عرفانی خود پرداخته و در عین حال در مواردی هم که با نظر او موافق نبوده به نقد عالمانه نشسته است . (23) به ویژه در کتاب تعلیقات علی شرح فصوص الحکم .

اکنون مناسب است برای آگاهی از دیدگاه حضرت امام درباره ابن عربی به عنوان نمونه به چند مورد اشاره شود:

یکی از مواردی که امام خمینی از کتاب فصوص الحکم محیی الدین یاد نموده در نامه ای است که خطاب به خانم طباطبایی مرقوم شده و در ابتدای آن آمده است: "یاد روزی که در ایام جوانی کتاب فصوص الحکم و دیگر کتب عرفانی را که بزرگان مشایخ ارباب عرفان به یادگار گذاشته اند در خدمت بعضی از مشایخ اهل عرفان (24) رضوان الله تعالی علیه استفاده نمودم ... باید بگویم که کتب مذکور با همه قدر و منزلتی که دارند و کمکهای بسیار ارزنده ای به معرفت قرآن - سرچشمه فیاض معرفة الله و کتب ادعیه ائمه معصومین، صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین، که آنها را حقا قرآن صاعد باید خواند و احادیث آن بزرگواران - می کنند، حلاوت و لطافت و جامعیت اسرار کتاب الهی را ندارند . فی المثل سوره مبارکه حمد مشتمل بر جمیع اسرار معارف الهیه است که تحمل آن از عهده این نویسنده دست و پا بسته خارج است، همین قدر بدان ای دختر عزیزم که در بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدالله رب العالمین معارف و اسرار غیر قابل تحمل برای ماست . و اگر عارف صاحب سری در الحمدالله باقدم صاحب ولایت غور کند، می یابد که در عالم هستی غیر از الله چیزی و کسی نیست که اگر بود، حمد مختص به ذات الوهی نبود (تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل) پس باید قلمها بشکنند اگر گمان شود ورای او هستند . تو نیز ای عزیز کتب عرفا و اولیا را بخوان به قصد فهمیدن یا ذوق کردن همین کلمه شریفه جامعه" . (25)

از محتوای این نامه نظر حضرت امام درباره ابن عربی آشکار می شود، با این حال

1 . امام خمینی تحصیل و فراگیری فصوص الحکم محیی الدین را به عنوان خاطره خوشی از ایام جوانی خود بیان نموده است .

2 . از محیی الدین ، با عنوان یکی از "بزرگان مشایخ ارباب عرفان" یاد شده است .

3 . حضرت امام از مباحث مطرح شده در فصوص الحکم استفاده علمی نموده است .

4 . کتاب فصوص الحکم یک اثر ارزشمند از ابن عربی معرفی شده که از او به یادگار مانده است .

5 . از نظر ایشان کتب عرفانی و از جمله فصوص الحکم دارای قدر و منزلت بسیار است و کمکهای ارزنده ای به معرفت قرآن و کتب ادعیه و احادیث ائمه علیهم السلام می کنند .

6 . امام خمینی خواندن کتب عرفا و اولیا را به مخاطب خود سفارش کرده است که در آغاز نامه فصوص الحکم یکی از آنها به شمار آمده است .

7 . ایشان خواندن و فراگیری کتب عرفانی را به قصد فهمیدن یا ذوق کردن اسرار معارف الهی سفارش و توصیه نموده است . .

نمونه دیگر: از مواردی که اشاره به نظر

(26)(27)

نظر امام خمینی درباره ابن عربی در فراز مذکور نیز به خوبی روشن است، در عین حال به چند نکته اشاره می شود:

1 . آنچه بیش از همه جلب توجه می کند این است که حضرت امام کتب عرفانی محیی الدین را به عنوان یکی از منابع شناخت اسلام معرفی نموده است که می تواند خلا عقیدتی و فرهنگی حاصل از سقوط مارکسیسم را پر نماید .

2 . از شخص محیی الدین ابن عربی با عنوان "بزرگمرد" یاد شده است .

3 . به نظر امام خمینی مباحث کتب محیی الدین برخوردار "از عمق لطیف باریکتر از موی منازل معرفت" است .

4 . سطح علمی مباحث کتب عرفانی ابن عربی به گونه ای است که فقط خبرگان تیزهوش که در مسائل عرفانی قویا دست دارند می توانند از آنها آگاه گردند تا یک جامعه جدید مبتنی بر حقیقت و عدالت بنا کنند .

5 . فهم و درک مباحث مطرح شده توسط محیی الدین با مطالعه تنها امکان پذیر نبوده و حتما نیازمند استاد می باشد .

جالب توجه است که تاریخ هر دو نامه که قسمتی از آنها نقل شد درآخرین سال عمر حضرت امام خمینی به فاصله چند ماه قبل از فوت ایشان بوده است .

مطلب دیگر پیرامون نظر حضرت امام خمینی درباره محیی الدین ابن عربی، سخن استاد سید جلال الدین آشتیانی است که در انتهای مقدمه مبسوط خود بر کتاب مصباح الهدایة الی الخلافة والولایه چنین مرقوم نموده است: "مرحوم امام رضوان الله علیه از کثیری از اکابر ارباب عرفان به "خلص شیعیان امیر مومنان علیه السلام " تعبیر کرده اند . نمونه آن بیانات ابن عربی است در جواب 153 سوال حکیم ترمذی در مسائل مختلف که برخی از آن مسائل از عویصات است . شیخ اکبر سالیان متمادی بعد از رحلت ترمذی در فتوحات مکیه (28) به این

(29)

نکته مهم در آثار عرفانی امام این است که بیشتر از همه به بزرگانی چون ابن عربی، ملاصدرا و دیگران که از نظر اهل ظاهر کافر محسوب می شدند و کسی جرات ذکر نام آنها را نداشت، امام با شهامت، عقاید و اندیشه های آنها را نقل کرده و پذیرفته است . (30)

در اینجا ذکر این نکته نیز لازم است که یکی از ویژگیهای شخصیت عرفانی حضرت امام، استقلال فکری است که حاکی از تسلط و پختگی ایشان است . ایشان در مواجهه با نظرات دیگران همواره مانند صاحب نظری آگاه از مسائل و مباحث مربوطه ضمن حفظ استقلال فکری و مبانی مذهبی و آزاداندیشی به نقد و بررسی پرداخته و هیچ گاه مقلد و پیرو صرف نبوده است .

امام در آثار عرفانی خود اغلب اقوال متکلمین، فلاسفه و عرفای پیشین را نقد و بررسی نموده و مشکلات آنها را با ابتکار و نوآوری برطرف می سازد . (31)

آنچه در زیر می آید نظر یک دانشمند غربی است درباره این ویژگی امام خمینی .

در میان آثار عرفانی حضرت امام کتاب "تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح الانس" جایگاهی ویژه دارد . این

تالیف این اثر علمی که اندکی بعد از دیگر آثار عرفانی نوشته شد، نشان دهنده پختگی بیشتر و استقلال فزاینده تفکر نویسنده آن است . وی آگاهانه تعلیقه های خود را محدود به موضوعاتی کرده است که در متن شرح فصوص طرح شده است . این تعلیقات مختصر و اکثرا مربوط به موضوع بوده و راهنمای مفیدی برای خواننده است . به نظر می رسد که وی با اصطلاحات بغرنج و مرموزی که توسط پیروان مکتب ابن عربی ساخته و پرداخته شده کاملا آشنا بوده است . او در بسیاری از موارد تفسیرهای قیصری را تصحیح کرده است . منابع و مستنداتی که در تعلیقات امام خمینی بر شرح فصوص نقل شده کمابیش شبیه همانهایی است که در متن اثر دیگر ایشان مصباح الهدایه آورده شده است . بیشتر منابع کتاب، یا از آثار ابن عربی و یا آثار مکتوب پیروان مکتب ابن عربی می باشد . (32)

یکی از پژوهشگران، اندیشه اصلاح اجتماعی امام خمینی را منبعث از بعد عرفانی ایشان دانسته می گوید: او مسائل عرفانی را از انزوا و قلب سالک به همه عالم هستی تسری داد و عرضه مباحث عرفانی را به جامعه نه تنها موجب تحقیر ندانست، بلکه نیاز جامعه را به عرفان از هر علومی بیشتر می دانست . بدین ترتیب عارف کامل یک مصلح اجتماعی نیز هست . (33) وی سپس می گوید: جوهر اندیشه حضرت ا مام دو عنصر محضر شناسی و مظهر شناسی است یعنی عارف وقتی در اثر ریاضت و سیر و

(34)

در اینجا مناسب است اشاره ای به بعد عرفانی شخصیت علمی حضرت امام بشود .

استاد سید احمد فهری در این باره می نویسد: در میان ابعاد روحی امام، بعد عرفانش از دیرزمان برای این ناچیز خیره کننده بود . و موقعی که آوازه شجاعت، درایت، قاطعیت و دیگر فضایلشان زبانزد همه بود، مرا حالت تاثر و تاسفی بود که چرا بعد عرفانی امام همچنان از مردم پوشیده است؟ و بارها این تاسفم را به دوستان اظهار کرده بودم . (35)

با اینکه حضرت امام مدرس بزرگ فلسفه در عصر اخیر بود، مذاق عرفانی او غالب بر مذاق فلسفی اوست . چنانکه از رساله های عرفانی او این امر هویداست . (36)

یادداشتها:

1 . نگرشی بر روش تحقیق در مسلکهای عرفانی، عباس ایزدپناه، فصلنامه حضور، شماره 17، ص 186 .

2 . نهضت امام خمینی، ج 1، ص 38 .

3 . ر . ک: شرح رسالة المشاعر، مقدمه، ص 77 پاورقی و نخبگان علم و عمل ایران، ص 346 .

4 . سفر عشق، ص 28 . با تلخیص .

5 . مجموعه آثار حکیم صهبا، ص 68 و شرح مقدمه قیصری ، ص 33 .

6 . مصاحبه با سید احمد خمینی، فصلنامه حضور، شماره اول، ص 9 .

7 . صحیفه امام، ج 18، ص 407 .

8 . خدمات متقابل اسلام و ایران، ص 615 و تفسیر سوره قارعه، ص 299 . برای آگاهی بیشتر ر . ک: نقبا البشر، ج 4 و گنجینه دانشمندان، ج 4 و ریحانة الادب، ج 3 و تاریخ حکما و عرفا و متاخر ... و سیمای فرزانگان ص ... و آسمان عرفان .

9 . عارف کامل، ص 25 .

10 . سیمای فرزانگان، ص 87 .

11 . همان ماخذ، ص 13 .

12 . همان ماخذ، 14 .

13 . بررسی ابعاد علمی شخصیت حضرت امام خمینی، مجموعه مقالات، گفتگو با آیت الله جعفر سبحانی، ص 51 .

14 . جامعیت علمی و عملی امام خمینی، کیهان اندیشه، شماره 29، ص 9 .

15 . در رثای امام عارفان، کیهان اندیشه، شماره 24، ص 4 .

16 . فصلنامه حضور، شماره اول، ص 17 .

17 . صحیفه امام، ج 21، ص 279 . و نیز ر . ک: چهل حدیث، ص 455 .

18 . ر . ک: شرح و تفسیر دیوان امام خمینی، ص 511 - 504 .

19 . سخن عشق، فاطمه طباطبایی، مقدمه، ص 7 .

20 . سفر عشق، ص 9 و 10، با تلخیص .

21 . مصاحبه با خانم فاطمه طباطبایی، کیهان هوایی، مورخ 13/3/71 .

22 . شرح فصوص الحکم، با مقدمه و تصحیح و تعلیق سید جلال الدین آشتیانی، ص ده مقدمه .

23 . ر . ک: همین کتاب، ص 143 . برای آگاهی برخی از این نقدها رجوع کنید به: گزیده آرای نقادانه امام خمینی در عرفان، محمد هادی موذن جامی، کیهان اندیشه، شماره 35، ص 102 - 76 . و سفر عشق، ص 152 - 45 .

24 . منظور عارف کامل حضرت آیت الله میرزا محمد علی شاه آبادی، استاد عرفان امام خمینی است .

25 . صحیفه امام، ج 21، ص 237 و 238 (تاریخ نامه 25 دی 1367)

26 . امام خمینی در جای دیگر نیز به فراگیری و تحصیل دو کتاب فصوص الحکم و فتوحات مکیه اشاره نموده است . ر . ک: صحیفه امام، ج 20، ص 165 .

27 . صحیفه امام ، ج 21، ص 225 (تاریخ پیام 11 دی 1367)

28 . ر . ک: فتوحات مکیه، چاپ عثمان یحیی، ج 13، ص 146 و ج 3، ص 229 .

29 . مصباح الهدایة الی الخلافة والولایة، امام خمینی، مقدمه، ص 164 .

30 . زیباپرستی در عرفان اسلامی، دکتر علی اکبر افراسیاب پور، ص 487 با تلخیص .

31 . زیبایی پرستی در عرفان اسلامی، ص 487 .

32 . بازنگری عرفان امام خمینی و میراث حکمت عرفانی اسلام، الکساندر کینشن، ترجمه محمد امجد، فصلنامه نقد و نظر، زمستان و بهار 78 و 79، ص 24 با تلخیص .

33 . سیری در اندیشه عرفانی حضرت امام، دکتر اسماعیل منصوری لاریجانی، ص 144 .

34 . همان ماخذ، ص 145 با تلخیص .

35 . شرح دعای سحر، ترجمه سید احمد فهری، مقدمه، ص 26 .

36 . فلسفه (ادوار فلسفه و سلسله فلاسفه)، محمد نیکنام عربشاهی، ص 90، با تلخیص .

پدیدآورنده: محمد بدیعی

العید الحقیر
http://mahdi-ahadi.ir
۱۱-۴-۱۳۸۹ ۰۹:۲۴ عصر
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مدیر پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله احدی نژاد آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 79
تاریخ عضویت: اسف ۱۳۸۸
اعتبار: 0
ارسال: #25
RE: ابن عربی از منظر بزرگترین عرفای اسلام
ابن عربی از منظر شهید مطهری
پرسش:
نظر شما درباره نوشته های ابن عربی چیست؟ آیا آنها را می توان مطالعه کرد؟

پاسخ:

درباره نوشته های شخصیت گرانسنگ عالم اسلامی یعنی ابن عربی پرسیده بودید، در این باره کافی است به شخصیت این عالم فرزانه نظری ولو بطور اجمال بیندازیم:

محی الدین عربی حاتمی طایی اندلسی معروف به ابن العربی، مسلماً از بزرگترین عرفای اسلام است؛ نه پیش از او و نه بعد از او کسی به پایه او نرسیده است. به همین جهت او را “شیخ اکبر“ لقب داده اند. عرفان در قرن هفتم به دست محی الدین عربی، جهش پیدا کرد و به نهایت کمال خود رسید. محی الدین عرفان را وارد مرحله جدیدی کرد که سابقه نداشت. بخش دوم عرفان، یعنی بخش علمی و نظری و فلسفی آن به وسیله محی الدین پایه گذاری شد…[i]

بنابراین مطالعه نوشته های ابن عربی نیز مانعی ندارد، منتهی بخاطر زبان خاص عرفا و ادبیات ویژه کتب عرفانی توصیه می شود این کتب را در محضر عرفای حقیقی بخوانید. و به عبارت دیگر می بایست قبل از خواندن اینگونه کتابها، زمینه های علمی در شما کامل شده باشد.

و در صورت عدم دسترسی به چنین اساتیدی شروح معتبر کتب ابن عربی را بیابید و بخوانید.

[i]م.آثار ج 14 ص 572 شهید مطهری

العید الحقیر
http://mahdi-ahadi.ir
۱۱-۴-۱۳۸۹ ۰۹:۲۵ عصر
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مدیر پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله احدی نژاد آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 79
تاریخ عضویت: اسف ۱۳۸۸
اعتبار: 0
ارسال: #26
RE: ابن عربی از منظر بزرگترین عرفای اسلام
ابن عربی از منظر علامه طهرانی
علامه حسيني تهراني مي‏نويسد: محيي‏الدين عربي، بدون شک در ابتداي امر خود سني مذهب بوده، زيرا در حکومت سني و شهر سني و خاندان سني آيين، نشو و نما يافته. مدرسه و مکتبش، سني بوده و کتابخانه و کتاب‏هايش، مملو از کتب عامه بوده، حتي يک جلد کتاب شيعه در تمام شهر، يافت نمي‏شده است. ولي چون روز به روز در راه سير و تعالي قدم زد و با ديده انصاف و قلب پاک، به جهان شريعت نگريست، کم‏کم بالشهود و الوجدان حقايق را دريافت و پرده تعصب و حميت جاهلي را دريد و از مخلصين موحدين و از فدويين شيعيان در محبت به اميرالموءمنين(ع) شد. غاية‏الامر، اسم شيعه و ابراز بغض و عداوت با خلفاي غاصب براي او در آن زمان، محال بود.

علامه حسيني تهراني پيش از نقل دليل محدث نيشابوري، مي‏نويسد: «در ميان عامه، کسي که ابداً به قياس عمل نکند، يافت نمي‏شود... حضرت آقا حاج سيدهاشم حداد نيز اين جمله محيي‏الدين را تمجيد مي‏نمودند که مي‏گويد: و اما القياس فلا اقول به و لا اقلد فيه جملة واحدة، يعني: و اما قياس، پس من بر طبق آن رأي نمي‏دهم و يکسره و به طور کلي

در اين مسأله، تقليد نمي‏کنم.»

وي سپس مي‏نويسد: «ما خوانندگان عزيز بخصوص طلاب را به مطالعه يک باب (باب 318فتوحات مکيه) دعوت مي‏کنيم. زيرا مطالب بسيار مفيدي طبق آراء شيعه و مکتب جعفري در عدم صحت عمل به رأي دارد».

و نيز همو در جاي ديگر، دليل ديگر محدث نيشابوري بر تشيع محيي‏الدين، اين چنين بيان مي‏کند: «اشاره کرده است محيي‏الدين در فص هاروني به حديث منزلت و در فتوحات گفته است: مابين فلک هشتم و نهم قصري است، که دوازده برج دارد، بر مثال وجود پيغمبراکرم (ص) و ائمه اثناعشر صلوات‏الله عليهم.»

العید الحقیر
http://mahdi-ahadi.ir
۱۱-۴-۱۳۸۹ ۰۹:۲۷ عصر
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مدیر پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله احدی نژاد آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 79
تاریخ عضویت: اسف ۱۳۸۸
اعتبار: 0
ارسال: #27
RE: ابن عربی از منظر بزرگترین عرفای اسلام
ابن عربی از منظر آیات عظام طباطبایی و حسن زاده آملی

علامه طباطبايي مي‏فرمايد: محيي‏الدين بسيار به تشيع نزديک بود. اصولا در صدر اول و زمان‏هاي پيشين، مسألؤ تشيع صورت ديگري داشت، و غالباً بزرگان از علما و عرفا در حقيقت شيعه بوده‏اند ولي ناچار از نقطه نظر ضرورت تقيه مي‏کردند، و سعي مي‏کردند، که آن حقيقت را به‏طوري‏که مصادم با مزاحمت‏هاي خارجي نگردد در خود حفظ کنند. و لذا با کتمان، به شکلي خود را نگه مي‏داشتند و از اشاعه‏اش مگر به رمز و اشاره و کنايه، خودداري مي‏کردند.
علامه حسن زاده از قول علامه طباطبایی صاحب المیزان می گوید: « می فرمود: شیخ- یعنی محیی الدین ابن عربی- در فصوص مشت مشت می آورد و در فتوحات دامن دامن. » (عرفان و حکمت متعالیه ص 38)
علامه حسن زاده آملی(ره)
ایشان در کتاب عرفان و حکمت متعالیه ص45 می گوید: رساله شق الجیب را به خصوص در باره حضرت مهدی (ع) نوشته است. در فتوحات و دیگر آثار وی چون رساله الدر المکنون فی علم الحروف و رساله مفتاح الاسرار در علم جفر و حروف و انشاء الدوایر و غیرها شواهد بسیار بر تشیع و امامیه اثنی عشریه بودن او است که نقل آنها خود مستلزم تدوین رساله ای خواهد بود .

العید الحقیر
http://mahdi-ahadi.ir
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۱-۴-۱۳۸۹ ۰۹:۳۵ عصر، توسط مدیر پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله احدی نژاد.)
۱۱-۴-۱۳۸۹ ۰۹:۳۱ عصر
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مدیر پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله احدی نژاد آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 79
تاریخ عضویت: اسف ۱۳۸۸
اعتبار: 0
ارسال: #28
RE: ابن عربی از منظر بزرگترین عرفای اسلام
ابن عربی از منظر جبل العرفان ، بزگترین عارف زمان حضرت آیت الله العظمی قاضی
بعد از مقام عصمت و امامت در میان رعیت احدی در معارف عرفانی و حقایق نفسانی در حد محیی الدین عربی نیست و کسی به او نمی رسد و نیز می فرمود که ملاصدرا هر چه دارد از محیی الدین است و در کنار سفره او نشسته است .

العید الحقیر
http://mahdi-ahadi.ir
۱۱-۴-۱۳۸۹ ۰۹:۳۲ عصر
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مدیر پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله احدی نژاد آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 79
تاریخ عضویت: اسف ۱۳۸۸
اعتبار: 0
ارسال: #29
RE: ابن عربی از منظر بزرگترین عرفای اسلام
ابن عربی از منظر ملاصدرا
ملاصدرا در اسفار ج 3 ص 63 می گوید : « قال العارف المحقق محیی الدین العربی ...»
در جای دیگری می گوید: « قد حقق الشیخ الجلیل محیی الدین العربی ...»
در اسفار ج2 ص176 گوید: « قال المحقق المکاشف محیی الدین العربی...» و ...
دوستان برای اطلاعات بیشتر می توانند به سایت حوزه علمیه قم مراجعه کنند.

العید الحقیر
http://mahdi-ahadi.ir
۱۱-۴-۱۳۸۹ ۰۹:۳۳ عصر
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
مدیر پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله احدی نژاد آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 79
تاریخ عضویت: اسف ۱۳۸۸
اعتبار: 0
ارسال: #30
RE: ابن عربی از منظر بزرگترین عرفای اسلام
ابن عربی از منظر شیخ بهایی
شيخ بهايي: اين عالم بزرگ که ابن عربي را مدح و حمايت کرده، به تشيع وي نيز قايل بوده‏است، چنان که شرح حديث 36 کتاب اربعين خود، عبارات «فتوحات مکيه» را به صورت زير خلاصه کرده و نوشته‏است:«سخن شيخ عارف کامل، شيخ محيي‏الدين ابن عربي، که در کتاب «فتوحات مکيه» دراين مقام آورده‏است، بسيار نيکو مي‏نمايد. او درباب 366 کتاب مذکور نوشته‏است: خداوند را خليفه‏اي است از عترت پيامبر و از فرزندان فاطمه سلام‏الله عليها که ظاهر مي‏شود. همنام پيامبر و جدش حسين بن علي(ع)است. مردم در مکه، بين رکن و مقام، بيعتش مي‏کنند. درخلق (به فتح خاء) شبيه پيامبر(ص) ولي در خُلق (به ضم خاء) پايين‏تر از اوست. خوشبخت‏ترين مردمان در زمان ظهور وي، کوفيانند. پس ازظهور و حکومتش، پنج يا هفت يا نه سال زندگي مي‏کند.جزيه و خراج از کفار ذمي برمي‏دارد. مردمان را با شمشير به سوي خدا مي‏خواند و مذاهب گوناگون را، از روي زمين برمي‏اندازد و نمي‏ماند مگر دين خالص. دشمنانش، مقلدان اهل اجتهادند. هنگامي که مي‏بينند او بر خلاف آنچه که پيشوايانشان گفته‏اند، حکم مي‏کند، پس به اکراه به واسطه ترس از شمشيرش، اطاعتش مي‏نمايند. عامه مسلمانان بيش از خواصشان به وجود وي، شاد مي‏گردند. عارفان اهل حقايق، وي را از راه کشف و شهود و به تعريف الهي مي‏شناسند و بيعتش مي‏نمايند. مردمان خداشناس، دعوتش را مي‏پذيرند و به ياري‏اش مي‏شتابند و اگر شمشير به دستش نباشد، فقها به قتلش فتوا مي‏دهند ولکن خداوند وي را با شمشير و کرم آشکار مي‏سازد، لذا، ايشان به چشمداشت کرم و خوف از شمشيرش، حکمش را قبول مي‏نمايند، درحالي که به آن ايمان ندارند و خلافش را دردل پنهان مي‏دارند و چون مي‏بينند که برخلاف حکم پيشوايانشان حکم مي‏کند، وي را گمراه مي‏پندارند، زيرا آنان معتقدند که اهل اجتهاد منقطع شده، زمان آن سپري گشته و درعالم، ديگر مجتهدي باقي نمانده و خداوند پس از پيشوايان ايشان، احدي را به وجود نمي‏آورد که وي را درجه اجتهاد باشد و اگر کسي ادعا کند که خداوند وي را به حکم شرعي آشنا ساخته، نزد آنان ديوانه و فاسدالخيال مي‏نمايد.»

شارح «مناقب» محيي‏الدين، وجه دلالت عبارات مذکور بر تشيع اين عربي را برابر با استنباط شيخ بهايي از جهات زير مي‏داند:

اول اين که، در آغاز عبارت گفت:«خداوند را خليفه‏اي است که ظاهر مي‏شود» يعني اين خليفه، اکنون زنده و موجود است و بعداز اين، ظهور مي‏کند و اين مخالف با عقيده اهل سنت و جماعت و موافق با عقيده شيعه اثني‏عشريه است، زيرا اگرچه اهل تسنن هم به ظهور مهدي(عج) قائلند، ولي زنده دانستن آن حضرت، از خصايص شيعه اماميه است.

دوم اين که، گفت: «نيک‏بخت‏ترين مردمان در زمان ظهور وي، کوفيانند» و اين هم با عقيده شيعيان سازگار است، که معتقدند آفتاب امامت قائم‏آل محمد(ص) مهدي موعود(ع)، از مکه معظمه طلوع مي‏نمايد. از آن مکان شريف، مستقيماً به کوفه وارد ميشود و پس از تصرف کوفه و بيعت کوفيان، به ديگر بلاد لشکر مي‏فرستد.

سوم اين که، فقها را سرزنش کرد به اين که، چون احکام حضرت مهدي(ع) را برخلاف مذاهب ائمه خود مي‏يابند، گمراهش مي‏پندارند و با وي به مخالفت مي‏پردازند؛ زيرا که آنان عقيده دارند که اهل اجتهاد پايان‏يافته و زمان اجتهاد سپري شده است. مسلماً اين سرزنش و نکوهش، متوجه فقهاي اهل تسنن و محصور و مخصوص به ايشان است؛ زيرا اينها هستند که مي‏گويند پس از درگذشت ائمه اربعه (ابوحنيفه، مالک‏بن انس، محمدبن ادريس شافعي، احمدبن حنبل) طرق اجتهاد به کلي بسته شده است و هر حکمي و فتوايي که برخلاف رأي آنان، صادر گرددد و مردود است و لذا، چون احکام مهدي(ع) را بر خلاف آراي آن ائمه مي‏بينند به مخالفت و خصومتش مي‏پردازند.
دليل ديگر شيخ بهايي بر تشيع ابن عربي، استنباط او درباره مسح پا در وضو است، که در شرح حديث چهارم کتاب «اربعين» خود آورده و گفته است: «شيخ العارفين، شيخ محيي‏الدين عربي، در جزو ثالث کتاب «فتوحات مکي» «واو» مذکور قدس سره‏ارجلکم ]در آيه وضو قدس سره‏فاغسلوا وجوهکم و ايديکم الي المرافق وامسحوا بروءسکم و ارجلکم الي الکعبين[ را بر «مع» حمل کرده و عبارت او چنين است: قرائت به فتح لام و کسر لام در ارجلکم از جهت احتمال عطف آن است بر ممسوح و مغسول، چه، عطف بر ممسوح، مقتضي کسر است و عطف بر مغسول، مقتضي فتح، و مذهب من اين است که قرائت فتح لام، آن را از ممسوح بودن بيرون نمي‏برد، چرا که مثل اين دادگاه به معني مع است و واو به معني مع اسم را منصوب مي‏کند، چنانچه مي‏گويي: «قام زيد و عمراً» و اراده مي‏کني از آن «مع عمرو» يعني برخاست زيد با عمر. پس حجت و دليل کسي که قايل به مسح است، در اين آيه در پيش است. چرا که در قرائت به فتح لام، شريک است با قايل به شستن در حمل بر وجه صحيح، و قابل به شستن در قرائت به کسر لام با او در حمل در وجه صحيح شريک نيست.»

العید الحقیر
http://mahdi-ahadi.ir
۱۱-۴-۱۳۸۹ ۰۹:۳۵ عصر
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن: