-
راهنما سالنامه لیست اعضا جستجو
 
پاسخ گوی آنلاین سؤالات شرعی


زمان کنونی: 24-05-2012, 12:58 PM درود مهمان گرامی! (ورودثبت نام)


اطلاعیه های تالار

یا صاحب الزمان کی شود پشت به خانه کعبه دهی وبانگ انا المهدی سر دهی؟؟؟

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
معاد جسمانی
نویسنده پیام
naser66 آفلاین
کارشناس اخلاق
*****

ارسال‌ها: 728
تاریخ عضویت: Sep 2009
اعتبار: 3
ارسال: #1
معاد جسمانی
با سلام
من سوالی داشتم
آیا در قیامت انسان فقط با روح خود محشور می شود یا با جسم و روح؟ و اگر با جسم و روح است پس آن دنیا چه فرقی با این دنیا دارد؟
ممنون

\[تصویر:  images?q=tbn:ANd9GcTsfC38M6WeQhQf1tulVxm...dXMldv_RpA]
21-04-2010 11:57 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
naser66 آفلاین
کارشناس اخلاق
*****

ارسال‌ها: 728
تاریخ عضویت: Sep 2009
اعتبار: 3
ارسال: #2
RE: معاد جسمانی
(21-04-2010 11:57 PM)naser66 نوشته شده توسط:  با سلام
من سوالی داشتم
آیا در قیامت انسان فقط با روح خود محشور می شود یا با جسم و روح؟ و اگر با جسم و روح است پس آن دنیا چه فرقی با این دنیا دارد؟
ممنون

اگر اشتباه نکنم ابن سینا و ملاصدرا نتوانستند معاد جسمانی را از لحاض استدلال و ... اثبات کنند و آن را تعبدی پذیرفته اند. می خواستم از مدیران محترم این بخش بپرسم که این موضوع به چه صورت است؟

\[تصویر:  images?q=tbn:ANd9GcTsfC38M6WeQhQf1tulVxm...dXMldv_RpA]
22-04-2010 12:00 AM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
سینا2 آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 69
تاریخ عضویت: Dec 2010
اعتبار: 1
ارسال: #3
RE: معاد جسمانی(معاد روحاني و جسماني در كلمات بزرگان)
معاد روحاني و جسماني در كلمات بزرگان

معاد روحاني آن است كه روح پس از جدايي از بدن باقي مانده و متنعّم به نعمتها يا معذّب به عذابهاي آخرت باشد در حالي كه بدن پوسيده و فاني مي شود و بازگشتي ندارد.

و معاد جسماني آن است كه خداي متعال بدن را پس از مرگ و جدا شدن اجزاي آن بازگردانيده و بين اجزاي آن ، به صورت اوّليّه (با تغيير بعضي عوارض) پيوند برقرار مي كند؛ آنگاه روح به بدن تعلّق مي گيرد؛ چنانكه در دنيا بودند. پس هر انسان با همين جسمي كه روح دارد، مورد لطف و نعمت يا قهر و عذاب قرار مي گيرد. به عبارت ديگر، معاد هم جسماني و هم روحاني است.

در اينجا نمونه هايي از نظرات علماي اسلام را نقل مي كنیم: {این اقوال در بحار الانوار، جلد7، صفحات 48 تا 50 ذکر شده است}

1- علاّمهﯼ حلّّي در شرح ياقوت مي گويد: مسلمانان اتّفاق نظر دارند بر اينكه بدنها دوباره باز مي گردند؛ ولي فلاسفه با اين نظر مخالفند. {انوار المکوت ص191}

2- از فخر رازي نقل شده كه در نهاية‌العقول گفته است: پيامبران بر اثبات معاد بدني اجماع دارند.

3- از محقّق دواني نقل شده كه در شرح عقايد عضديّه گفته اند:‌ معاد جسماني است؛ زيرا آنچه از اطلاق ادّلهﯼ شرعي استفاده مي شود، همان معاد جسماني است، كه به اجماع ملل سه گانهﯼ يهود، نصارا و مسلمان، حقّ است و آيات صريح قرآن در موارد متعدّد بر آن گواهي مي دهد؛ به طوري كه قابل تفسير بر خلاف آن نيست و... و نيز از ايشان نقل شده: انصاف آن است كه بين ايمان به آنچه پيامبر ص آورده و بين انكار معاد جسماني، جمع نمي شود.

4- از شيخ الرّئيس ابو علي سينا نقل شده: هرچند دليل عقلي بر معاد جسماني نداريم؛ ولي ادلّهﯼ شرعيّه آن را اثبات مي كند. چنانكه در كتاب النّجاة و الشّفاء مي گويد: شريعت حقّه اي كه آقا و مولاي ما محمّد ص آورده است، به طور گسترده حالت سعادت و شقاوت را به اعتبار بدن بيان كرده است.

نكتهﯼ مهمّ آن است كه منظور از معاد جسماني، بازگشت بدن است با مادّهﯼ مشخّصي كه قوام جسمانيّت، قبل از مرگ او بوده است؛ هرچند صورت عرضي آن جديد است؛ چنانكه در روايت خواهد آمد كه امامu تشبيه مي كند آن را به خشتي كه شكسته و خُرد مي شود و دوباره به صورت اوّليّهﯼ خشت در مي آيد. اين خشت در حالت دوّم، از جهت مادّه و جسمانيّت، همان خشت اوّل است؛ هرچند از جهت صورت عرضيّه، مغاير با آن است.

سایت های پاسخ گوی سوالات دینی شما:

www.jawab.ir

http://porseman.org

www.urd.ac.ir

http://pasokhgoo.ir
10-01-2011 05:26 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
سینا2 آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 69
تاریخ عضویت: Dec 2010
اعتبار: 1
ارسال: #4
RE: معاد جسمانی
(21-04-2010 11:57 PM)naser66 نوشته شده توسط:  با سلام
من سوالی داشتم
آیا در قیامت انسان فقط با روح خود محشور می شود یا با جسم و روح؟ و اگر با جسم و روح است پس آن دنیا چه فرقی با این دنیا دارد؟
ممنون

از ادلة ماديين بر اصالت ماده بتنهائي و تبعيت روح و فكر براي مغز ، كه در واقع می توان گفت از شبهات ماديين است نه دليل ، اينست كه می گويند :

در تجارب خود اجسام بدون فكر و روح مانند سنگ و فلز و خاك مشاهده می کنيم ولي كسي مشاهده نكرده است كه روح و فكري بدون جسم وجود داشته باشد.

يكي از ماديين در بيان همين شبهه مي نويسد: «يكي از دلائل محكم ماديين را براي اين كه خوانندگان كم و بيش از آن اطلاع حاصل كنند ذكر می کنيم.

ماديون می گويند: ما در عالم محسوس مي بينيم اجسامي هستند كه بدون داشتن فكر موجود مي باشند در حاليكه هيچ موجودي را نمي بينيم كه فكر محض باشد و ماده همراه نداشته باشد .»

در پاسخ ما می گوئيم : اولا صرف اينكه ما چيزي را حس و مشاهده نكنيم دليل بر نبودن آن نگردد [1]

ثانيا می گوئيم ما در خود دو دسته افكار تشخيص می دهيم . افكاري كه ما (گرچه بمشاهده ماده و خارج باشد) در خود ساخته و ايجاد می کنيم و گاه هم بوسيله الفاظ و اصوات بديگري القاء نموده و بدو می فرستيم . دسته ديگر افكاريكه ديگري ساخته و بسوي ما می فرستد و ما آنرا می گيريم . پس ما هم سازنده و فرستنده فكر هستيم و هم گيرنده آن ، در جهت افكار هم صادرات داريم و هم واردات ، ما بوجدان دقيق محصولات و صادرات فكري خودمان را از محصولات خارج و وارداتمان بدون هيچ گونه شبهه تشخيص و تميز می دهيم . اين واردات از محليكه سرچشمه می گيرد و صادر می شود غالبا قرين جسم بدني و ماده محسوسه است پس احتمال می رود كه همان ماده يعني تنها مغز شحص كقتبل ، موجد و مشاء آن افكار بوده و بوسيله الفاظ و صورت صوتي بما القاء نموده است ولي گاهي هم شخص بسيار هوشيار و دقيق بدون هيچگونه مقدمه و فعاليت دماغي در خود ورود فكري را از خارج وجدان می نمايد در حالي كه در مقابلش آن فكر ابدا مقرون جسمي نمی باشد . ناچار بايد تصديق كرد كه اينگونه فكر در فضا مستقلا بدون همراهي با مغزي و نه بصورت صوت و الفاظي موجود می باشد گرچه احتمال داده شود كه منشاء و موجد آنها بدوا باز مغزي بوده و توقف آن در فضا نيز چندان طولي نكشيده كه مغز ما آنرا اخذ نموده است « علوم اگر تا امروز در اينباره كشفي ننموده بر عهده آنها است كه در اين زمينه مطالعاتي بنمايند .»

ثالثا مجرد مقارنت افكار با مغز دليل بر منشايت مغز براي پيدايش و تحقق افكار و عدم استقلال افكار نگردد (چنانكه مجرد مقارنت امواج اصوات با دستگاه گيرنده راديو دليل بر منشايت دستگاه گيرنده براي پيدايش و تحقق امواج و عدم استقلال آنها نيست )زيرا ممكن است مقارنت افكار با مغز از جهت دخالت مغز در وجود و ادراك افكار ، بر سبيل آلتيت و افزار بوده باشد .

رابعا كليت اين سخن كه كسي روح را بدون جسم مشاهده ننموده نزد مشاهده كنندگان روح كذب محض است.
**********
1)قبل از كشف كريستف كلمب آمريكا را در سنة 1492 ميلادي امريكا مشهود مردم دنياي ما نبود و اين معني دليل بر عدم آن نگرديد . و قبل از پاستور فرانسوي وجود ميكروب مشهود كسي نبود اين نيز دليل بر نبودن ميكروب در عالم نگرديد . و چه صدها مثال ديگر كه براي اين مطلب ميتوان آورد.

سایت های پاسخ گوی سوالات دینی شما:

www.jawab.ir

http://porseman.org

www.urd.ac.ir

http://pasokhgoo.ir
10-01-2011 05:33 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
خادم الطلاب غایب
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 146
تاریخ عضویت: Aug 2010
اعتبار: 1
ارسال: #5
RE: معاد جسمانی
با سلام...حشر حیوانات چطوریه؟ اصلا محشور میشن؟..بر فرض اثبات کجا میرن؟... بهشت یا جهنم....؟اینا که مجبور بودن و اختیار نداشتن...

سلام علی آل یاسین
(آخرین ویرایش در این ارسال: 31-03-2011 11:16 PM، توسط خادم الطلاب.)
31-03-2011 11:13 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #6
RE: معاد جسمانی
سلام

ما در قرآن آیاتی داریم که به حشر حیوانات و موجودات دیگر غیر از انسان هم اشاره کرده است . مثلا خداوند در قرآن در سوره انعام آیه 36 حشر موجودات را اینگونه بیان می دارد : « و ما من دابة فی الارض ولا طائر یطیر بجناحیه الا امم أمثالکم ما فرّطنا فی الکتاب من شی ء ثمّ الی ربّهم یحشرون »
هیچ جنبنده ای در زمین و هیچ پرنده ای در آسمان نیست؛ مگر این که امت هایی همانند شمایند. ما هیچ چیز را در این کتاب فروگذار نکردیم؛ سپس همگی به سوی پروردگارشان محشور می شوند.

و یا در جای دیگری داریم که می فرماید : « و اذا الوحوش حشرت » هنگامی که حیوانات وحشی محشور می شوند . (1)

با توجه به این آیات موجودات در دو دسته دارای شعور و جاندار و بی شعور و غیر جاندار تقسیم می شوند . خداوند برای گروه اول در آیات قرآن « حشر » را قرار داده و آن را برای این گروه می داند .

حال شاید سوال مطرح شود مگر حیوانات هم شعور دارند ؟ جواب بر طبق آیات قرآن مثبت است .
خداوند در قرآن کریم شعور حیوانات را اینگونه بیان می دارد : « و قال یا ایها الناس علمنا منطق الطیر » (2)
و (سلیمان نبی) گفت: ای مردم! به ما زبان پرندگان را آموزش داده اند.
این آیه اشاره دارد که پرندگان سخن و نطق دارند و نطق و سخن و زبان، بدون اندیشه و ادراک امکان پذیر نیست.

و یا در جای دیگری آمده است : « قالت نملة یا ایها النمل ادخلوا مساکنکم لا یحطمنّکم سلیمان و جنوده و هم لایشعرون » (3)
مورچه ای گفت: ای مورچگان! به خانه های خود وارد شوید تا سلیمان و سپاهیانش نادانسته شما را پایمال نکنند.
این آیه به وضوح نشان می دهد که مورچه، سلیمان و سپاهیانش را می شناسد و هر شناختی مسبوق به اندیشه و ادراک است.

و یا در آیات مشابه دیگری موجودات ذی شعور را دائم در تسبیح خدا می خواند .

حال که طبق آیات بالا اثبات شد موجودات از نوعی درک و شعور برخوردارند می توان گفت هر موجودی که ادراک خوب و بد دارد، به یقین عدالت و ظلم را نیز تشخیص می دهد؛ زیرا از مصادیق بارز خیر و شر، عدل و ظلم است و شناخت خیر و شر و عدل و ظلم، مقدمه رفتار است.
حیوانات، شعور و اختیار دارند؛ البته سطح شعور و اختیار آنها به سطح انسان نمی رسد؛ اما همان مقدار شعور، ادراک، اختیار و اراده، سبب می شود که دارای تکلیف (4) باشند و بر اساس همان تکلیف، تسبیح حق بگویند و نماز بگزارند.

با این تفاصیل ، اگر چنین موجودی با این گرایشها و درک و شعور حشر نداشته باشد موجودی عبث خواهد بود و در حقیقت با مرگش همه این کمالات نابود خواهد شد . این کمالات، اموری وجودی و مجردند و تنها روح مجرد می تواند دارای چنین کمالاتی باشد. پس حیوانات روح مجرد دارند و با مرگ نابود نمی شوند و تا قیامت باقی اند و به سوی پروردگار جهانیان محشور می شوند و این حشر، هدف، مقصود، و مقصد آنهاست. آیه «ثم الی ربهّم یحشرون» دلالت دارد که حیوانات مانند انسان دارای روحی فناناپذیرند و به سوی خداوند محشور می شوند و در قیامت جمع می شوند و بنابراین بر اساس رفتارشان حکم می شود. (5)


موفق باشید


منابع :
1. سوره تکویر آیه 51
2. سوره نمل آیه 16
3. سوره نمل آیه 18
4. نشانه تکلیف داری حیوانات این است که سلیمان نبی، هنگام غیبت هدهد، گفت: اگر او عذر موجه نداشته باشد، عذابی دردناک یا مرگ در انتظار اوست. اگر هدهد بر اساس ادراک و درک خوبی و بدی عمل نمی کرد و صرفاً رفتار غریزی داشت، مجازات سنگین او قبیح بود. انبیا معصومند و همه کارهایشان بر اساس عصمت و دستورهای خدای سبحان است. همین اشاره است به علم و آگاهی و ادراک و گرایش و تکلیف داری هدهد که یک نوع پرنده است.
5. تفسیر المیزان، ج 7، ص 71

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
(آخرین ویرایش در این ارسال: 01-04-2011 08:29 AM، توسط هم ولایتی.)
01-04-2011 08:28 AM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن: