-
راهنما سالنامه لیست اعضا جستجو
 
پاسخ گوی آنلاین سؤالات شرعی


زمان کنونی: 24-05-2012, 11:59 AM درود مهمان گرامی! (ورودثبت نام)


اطلاعیه های تالار

یا صاحب الزمان کی شود پشت به خانه کعبه دهی وبانگ انا المهدی سر دهی؟؟؟

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امیتازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
لا جبر و لا تفويض بل امر بين الامرين
نویسنده پیام
naser66 آفلاین
کارشناس اخلاق
*****

ارسال‌ها: 728
تاریخ عضویت: Sep 2009
اعتبار: 3
ارسال: #1
لا جبر و لا تفويض بل امر بين الامرين
بسم الله الرحمن الرحیم

«لا جبر و لا تفويض بل امر بين الامرين ».(1)

«لاجبر» يعنى جبرنيست كه خلق در اعمال نيك و بد مجبور و به منزله آلت براى اراده حق تعالى باشند و هيچ گونه قدرت و اختيارى نداشته باشند و بطلان جبر از بديهيّات است ؛ زيرا هر عاقلى خود را بالوجدان مختار مى بيند و مبادى اختيار را كه عبارت از تصور شى ء و تصديق به فايده آن و عزم به آن و اراده وقوع آن است در خود مى يابد و يقين دارد كه وقوع افعالش مثل حركت رعشه نيست (كه هيچ اراده و اختيار و قدرتى در صاحب رعشه نيست ) لذا محقق قمى عليه الرحمه در كتاب قوانين مى فرمايد: اگر جبرى مذهبها هزار دليل براى اثبات جبر، بياورند، در مقابل امر بديهى ، لغو و بى اثر است .
و نيز لازمه اين قول ، ابطال استحقاق ثواب و عقاب اخروى است ؛ زيرا كسى كه در طاعت و معصيت مجبور باشد، عقلا ثواب و عقاب را مستحق نخواهد شد، بلكه استحقاق مدح و ذم دنيوى هم ندارد و حال آنكه اگر كسى كار قبيحى از او سر زد، نزد جميع عقلا مستحق ذم است و عقوبت او را لازم دانسته و معذورش نمى دانند، بلكه هر عاقلى خود را به واسطه كارهاى زشتى كه بر خلاف عقل و شرع بوده و از او سر زده است ، ملامت مى كند.
«ولا تفويض » و تفويض هم نيست.«تفويض » عبارت است از برگزارى امور عباد به خودشان و استقلال تام و اختيار مطلق داشتن ايشان به نحوى كه در جميع امور فاعل مايشاء باشند و بطلان تفويض هم مثل بطلان جبر بالحس و الوجدان است ؛ زيرا هر عاقلى هزاران مرتبه تجربه كرده كه امورى را عزم نموده و بعد عزم او زايل شده و بين اراده او ومرادش مانع پيدا شده و امورى را خواسته كه انجام بگيرد و با ناكامى و نامرادى مواجه شده و امورى را خواسته كه انجام نگيرد، بالعكس واقع شده است و لذا از حضرت اميرالمؤ منين ( عليه السّلام ) مروى است كه فرمود: ((خدا را شناختم به از بين رفتن تصميمها و شكستن همّتها و اراده ها
(عرفت اللّه سبحانه بفسخ العزائم وحلِّ الْعُقُوْدُ ونقض الهمم ).(2)
كدام عاقل خود را مستقل در تاءثير و فاعل مايشاءمى بيند و حال آنكه به يقين دانسته است كه :
«لا يملك لنفسه نفعا ولا ضرا ولا موتا ولا حيوة ولا نشورا».(3)
و نيز لازمه مذهب تفويض منسوب به معتزله اين است كه براى خدا شركا قايل شوند؛ زيرا وقتى كه گفتندخلق مستقل و فاعل ما يشاء هستند پس در جهت فاعليت رديف حق تعالى هستند خصوصا قول بعضى از معتزله كه قدرت خداوند را نسبت به مقدرات عباد، نفى مى كنند.
((بل امر بين الامرين ))، خلق مسلوب الا ختيار ويا تام الا ختيار نيستند بلكه در جميع افعال اختياريه محتاجند كه مشيت خدا موافق كارايشان قرار گيرد و الاّ صدور فعل ، محال خواهد بود و همچنين در جميع افعال به افاضه حيات و قدرت از طرف حضرت احديت جل شاءنه محتاجند. و نيز در جميع افعال نيك محتاج به توفيقات حقتعالى هستند چنانچه صدور معصيت و شرور در اثر خذلان يعنى واگذارى عبد به سوء اختيار اوست و البته توفيق و خذلان هر يك در اثر استحقاق خود عبد است و لذا حضرت اميرالمؤ منين ( عليه السّلام ) در جواب شخصى كه از معناى ((لاحول ولا قوة الاباللّه )) سؤ ال نمود، فرمود:
«لا حول بنا عن معاصى اللّه الا بعصمة اللّه ولا قوة لنا على طاعة اللّه الا بعون اللّه ».
«هيچ نيرويى براى ما، در معصيتهاى خدا نيست مگر به نگهدارى خداوند و هيچ نيرويى براى ما، در طاعت خدا نيست مگر به كمك خداوند.»
و در حديث ديگر فرمود: «الخير بتوفيق اللّه والشر بخذلان اللّه ».
«نيكى به لطف و يارى خداست و شر و بدى به واگذاركردن خداونداست».
************************************
1-اصول كافى ، ج 1، ص 160، ح 13.
2-نهج البلاغه ، صبحى صالح ، قصار الحكم 250، ص 511.
3-مفاتيح الجنان ، تعقيبات نماز عصر.

\[تصویر:  images?q=tbn:ANd9GcTsfC38M6WeQhQf1tulVxm...dXMldv_RpA]
18-09-2009 02:03 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
قاصد آفلاین
کاربر تازه وارد
*

ارسال‌ها: 5
تاریخ عضویت: Nov 2010
اعتبار: 0
ارسال: #2
RE: لا جبر و لا تفويض بل امر بين الامرين
با سلام...ما قائل به مكتب واسطه هستيم يعني نه جبر كه انسان در افعالش مجبور باشدوخودش هيچ اراده اي نداشته باشد نه تفويض كه كاملا مختار باشد به نحوي كه خدا هيچ اراده اي در افعال او نداشته باشدبنا به فرموده حديث نه افراط(جبر)نه تفريط(تفويض)بلكه بين اين دو يعني ما در عين اينكه اختيار داريم در قبضه قدرت خداوند هستيم واگر ما كاري ميكنيم با قدرتي است كه او به ما داده ولحظه به لحظه ادامه ميدهدحتي آزادي و اختيار ما نيز از ناحيه اوست يعني او خواسته كه ما آزاد باشيم و با استفاده از اين موهبت راه تكامل را بپوئيم پس اراده خدا در طول اراده ماست نه جداي از آناين معناي بين الامرين است كه امام بدان اشاره فرموده اند البته اين مطلب نيازمند توضيحات بيشتر است كه مشتاقان را به كتب عقايد ارجاع ميدهيم
موفق باشيد

قاصد, proud to be a member of تالارهای گفتمان کشف الیقین since Nov 2010.
14-11-2010 12:05 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن: