-
راهنما سالنامه لیست اعضا جستجو
 
پاسخ گوی آنلاین سؤالات شرعی


زمان کنونی: 24-05-2012, 11:59 AM درود مهمان گرامی! (ورودثبت نام)


اطلاعیه های تالار

یا صاحب الزمان کی شود پشت به خانه کعبه دهی وبانگ انا المهدی سر دهی؟؟؟

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مباحثات امام صادق علیه سلام در باب توحید
نویسنده پیام
naser66 آفلاین
کارشناس اخلاق
*****

ارسال‌ها: 728
تاریخ عضویت: Sep 2009
اعتبار: 3
ارسال: #1
مباحثات امام صادق علیه سلام در باب توحید
به نام خدا
در این تاپیک قصد داریم که مباحثات امام صادق علیه سلام را که در باب توحید انجام داده است را بیاوریم.

***********************************
مباحثة‌ امام‌ صادق‌ علیه السلام با ديصاني‌ در توحيد
علاّمة‌ مجلسي‌ از «احتجاج‌» روايت‌ كرده‌ است‌ كه‌ ابوشاكر ديصاني‌ كه‌ زنديق‌[1] بوده‌ است‌ وارد شد بر حضرت‌ أبوعبدالله‌ علیه السلام و گفت‌: اي‌ جعفر! مرا بر معبودم‌ دلالت‌ كن‌!
حضرت‌ به‌ او گفتند: بنشين‌! در آنجا پسر بچّه‌اي‌ صغير بود كه‌ در دستش‌ تخم‌مرغي‌ بود، و با آن‌ بازي‌ مي‌نمود. حضرت‌ به‌ طفل‌ فرمودند: اي‌ بچّه‌ اين‌ تخم‌ را به‌ من‌ بده‌! طفل‌ تخم‌ را به‌ حضرت‌ داد.
حضرت‌ فرمود: يَا دَيْصَانِيُّ هَذَا حِصْنٌ مَكْنُونٌ لَهُ جِلْدٌ غَلِيظٌ، وَ تَحْتَ الْجِلْدِ الْغَلِيظِ جِلْدٌ رَقِيقٌ، وَ تَحْتَ الْجِلْدِ الرَّقيقِ ذَهَبَةٌ مَائعَةٌ وَ فِضَّةٌ ذَائبَةٌ، فَلاَ الذَّهَبَةُ الْمَائِعَةُ تَخْتَلِطُ بِالْفِضَّةِ الذَّائبَةِ، وَ لاَ الْفِضَّةُ الذّائبَةُ تَخْتَلِطُ بِالذَّهَبَةِ المائعَةِ.
فَهِيَ عَلَي‌ حَالِهَا لَمْ يَخْرُجْ[2] مِنْهَا خَارِجٌ مُصْلِحٌ فَيُخْبِرُ عَنْ إصْلاَحِهَا، وَ لَمْ يَدْخُلْ[3] فِيهَا دَاخِلٌ مُفْسِدٌ فَيُخْبِرُ عَنْ إفْسَادِهَا. لاَ يَدْرَي‌ لِلذَّكَرِ خُلِقَتْ أمْ لِلاُنْثَي‌؟! تَنْفَلِقُ عَنْ مِثْلِ ألْوَانِ الطَّوَاويسِ. أتَرَي‌ لَهَا مُدَبِّراً؟!
قَالَ: فَأطْرَقَ مَلِيّاً ثُمَّ قَالَ: أشهَدُ أنْ لاَ إلَهَ إلاَّ اَللهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، وَ أشْهَدُ أنَّ مُحمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ. وَ أنَّكَ إمَامٌ وَ حُجَّةٌ مِنَ اللهِ عَلَي‌ خَلْقِهِ، وَ أنَا تَائبٌ مِمّا كُنْتُ فِيهِ.
«اي‌ ديصاني‌! اين‌ دژي‌ است‌ سرپوشيده‌ و پنهان‌ و داراي‌ پوستي‌ غليظ‌، و در زير آن‌ پوست‌ غليظ‌ پوستي‌ است‌ نازك‌ و رقيق‌، و در زير آن‌ پوست‌ رقيق‌ طلائي‌ است‌ روان‌ و نقره‌اي‌ است‌ روان‌. نه‌ طلاي‌ روان‌ با نقرة‌ روان‌ مخلوط‌ مي‌گردد، و نه‌ نقرة‌ روان‌ با طلاي‌ روان‌.
اين‌ تخم‌ مرغ‌ بر حال‌ خود باقي‌ است‌. از درونش‌ اصلاح‌ كننده‌اي‌ بيرون‌ نمي‌آيد تا از اصلاحش‌ خبر دهد، و از رونش‌ افساد كننده‌اي‌ داخل‌ نمي‌گردد تا از افسادش‌ خبر دهد، و معلوم‌ نيست‌ كه‌ آيا براي‌ نرينه‌ آفريده‌ شده‌ است‌ يا مادينه‌؟!
شكافته‌ مي‌شود و امثال‌ رنگهاي‌ طاووس‌ از درونش‌ آشكار مي‌گردد. آيا تو براي‌ اين‌ امر تدبير كننده‌اي‌ مي‌بيني‌ يا نه‌؟!
راوي‌ گفت‌: ابوشاكر ديصاني‌ مدّتي‌ سر خود را به‌ حال‌ تفكّر به‌ زيرانداخت‌ و گفت‌: شهادت‌ مي‌دهم‌: معبودي‌ جز اَلله‌ نيست‌، وحدت‌ دارد، شريكي‌ براي‌ او نيست‌. و شهادت‌ مي‌دهم‌: محمّد بندة‌ وي‌ و رسول‌ اوست‌. و اينكه‌ حقّاً تو امام‌ و حجّتي‌ از جانب‌ خدا بر مخلوقاتش‌، و من‌ تائب‌ مي‌باشم‌ از آنچه‌ كه‌ در آن‌ بوده‌ام‌!»
در «توحيد» صدوق‌ با سند متّصل‌ خود از عبدالله‌ ديصاني‌ روايت‌ كرده‌ است‌ كه‌ او درِ خانة‌ حضرت‌ امام‌ ابوعبدالله‌ علیه السلام آمد و استيذان‌ طلبيد، و حضرت‌ به‌ وي‌ اجازه‌ فرمود. چون‌ نشست‌ گفت‌: يا جَعْفَر مرا به‌ معبودم‌ دلالت‌ كن‌!
حضرت‌ فرمود: اسمت‌ چيست‌؟! ديصاني‌ برخاست‌ و برون‌ شد، و از اسمش‌ خبر نداد.
اصحاب‌ ديصاني‌ به‌ وي‌ گفتند: چرا اسمت‌ را نگفتي‌؟!
ديصاني‌ گفت‌: اگر مي‌گفتم‌: عَبْدُالله‌ (بندة‌ خدا) به‌ من‌ مي‌گفت‌: آن‌ كس‌ كه‌ تو بندة‌ او مي‌باشي‌ كيست‌؟! اصحاب‌ گفتند: به‌ سوي‌ جعفر برگرد و بگو: مرا بر معبودم‌ دلالت‌ كن‌ و از اسمم‌ مپرس‌!
وي‌ به‌ نزد امام‌ بازگشت‌ و گفت‌: مرا بر معبودم‌ دلالت‌ كن‌ و از اسمم‌ مپرس‌! حضرت‌ فرمود: بنشين‌! و در آنجا طفل‌ صغيري‌ بود كه‌ با تخم‌مرغي‌بازي‌ مي‌نمود... در اينجا آن‌ خبر را تا پايانش‌ ذكر كرده‌ است‌.
مجلسي‌ در بيان‌ خود آورده‌ است‌: اين‌ خبر را ما تماماً در باب‌ قدرت‌ ذكر كرده‌ايم‌، و تقرير استدلال‌ حضرت‌ آن‌ است‌ كه‌: تخم‌مرغ‌ با وجود استحكام‌ و إتقان‌ و اشتمالي‌ كه‌ دارد بر آنچه‌ در خور مصالح‌ آن‌ است‌، و عدم‌ اختلاط‌ دو جسم‌ سيّال‌ در داخل‌ آن‌، دلالت‌ دارد بر آنكه‌: داراي‌ مَبدئي‌ غير جسم‌ و جسماني‌ مي‌باشد. با وجود آنكه‌ خود به‌ خودش‌ متّكي‌ است‌، نه‌ از داخلش‌ جسمي‌ بيرون‌ آمده‌ است‌ كه‌ خبردهد آن‌ جسم‌ اصلاح‌ امور آن‌ را نموده‌ است‌، و نه‌ از خارجش‌ جسمي‌ به‌ درون‌ رفته‌ است‌ تا خبر دهد از افسادي‌ كه‌ در آن‌ به‌ وجود آورده‌ است‌، در حالي‌ كه‌ آن‌ تخم‌مرغ‌ شكافته‌ شده‌ و از آن‌ خارج‌ مي‌شود همانند رنگهاي‌ طاووس‌.
و پنهان‌ نيست‌ لُطف‌ نسبت‌ اصلاح‌ به‌ آن‌ چيز خارج‌ شونده‌، و لطف‌ نسبت‌ إفساد به‌ آن‌ چيز داخل‌ شونده‌. چون‌ اين‌ حال‌ خروج‌، شأن‌ و حال‌ اهل‌ دژ و قلعه‌اي‌ مي‌باشد كه‌ حافظان‌ آن‌ به‌ شمار مي‌روند، و حال‌ دخول‌ مال‌ كساني‌ است‌ كه‌ از خارج‌ با قهر و غلبه‌ داخل‌ مي‌شوند و فساد به‌ بار مي‌آورند.[4]

***************
[1] - در تعليقه‌ آورده‌ است‌: زِنْديق‌ با كسره‌ از ثنويّه‌ مي‌باشد يا قائل‌ به‌ دو مبدأ نور و ظلمت‌، و يا آن‌ كس‌ كه‌ ايمان‌ به‌ آخرت‌ و ربوبيّت‌ خدا نمي‌آورد، و يا كسي‌ كه‌ در باطن‌ كافر است‌ و در ظاهر مومن‌، يا معرّب‌ زَنْ دين‌ است‌ يعني‌ دين‌ زن‌. اينها را در «قاموس‌» آورده‌ است‌. و در «مصباح‌» وارد است‌ كه‌ در السنة‌ مردم‌ مشهور آن‌ است‌ كه‌ زنديق‌ آن‌ كس‌ است‌ كه‌ متمسّك‌ به‌ شريعتي‌ نيست‌ و قائل‌ به‌ دوام‌ دهر و طبيعت‌ است‌ و عرب‌ از اين‌ گونه‌ افراد تعبير به‌ ملحد مي‌نمايد يعني‌ كسي‌ كه‌ در اديان‌ طعنه‌ دارد. انتهي‌. و از كتاب‌ «مفاتيح‌ العلوم‌» نقل‌ شده‌ است‌ كه‌: زنادقه‌، مانويّه‌ مي‌باشند و مزدكيّه‌ را بدين‌ نام‌ مي‌ناميده‌اند. اقول‌: و ظاهر آن‌ است‌ كه‌: زنديق‌ معرّب‌ زند دين‌ باشد و زند اسم‌ كتاب‌ مجوس‌ است‌ كه‌ آن‌ را زردشت‌ كه‌ مجوس‌ معتقدند وي‌ پيغمبر بوده‌ است‌ آورده‌ است‌، يا معرّب‌ زندي‌ است‌ يعني‌ منسوب‌ به‌ زند. بنابراين‌ كلمة‌ واحدي‌ را گرفته‌اند و بدان‌ قاف‌ افزوده‌اند. انتهي‌
[2] - در «احتجاج‌» مطبوع‌: لايخرج‌.
[3] - در «احتجاج‌» مطبوع‌: ولاتدخل‌.
[4]- «بحارالانوار» طبع‌ حروفي‌ ج‌ 3 ص‌ 31 و ص‌ 32.

\[تصویر:  images?q=tbn:ANd9GcTsfC38M6WeQhQf1tulVxm...dXMldv_RpA]
20-02-2010 12:07 AM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
naser66 آفلاین
کارشناس اخلاق
*****

ارسال‌ها: 728
تاریخ عضویت: Sep 2009
اعتبار: 3
ارسال: #2
RE: مباحثات امام صادق علیه سلام در باب توحید
مباحثه‌اي‌ ديگر آنحضرت‌ با ديصاني‌
مجلسي‌ از «أمالي‌» صدوق‌ از احمد بن‌ عليّ بن‌ ابراهيم‌ بن‌ هاشم‌، از پدرش‌، از ابن‌ أبي‌ عُمَير، از هِشام‌ بن‌ حكم‌ روايت‌ نموده‌ است‌ كه‌ او گفت‌: أبو شاكِر ديصاني‌ بر امام‌ ابوعبدالله‌ الصّادق‌ علیه السلام وارد شد و گفت‌: إنَّكَ أحَدُ النُّجُومِ الزَّوَاهِرِ، وَ كانَ آبَاوُكَ بُدُوراً بَوَاهِرَ، وَ اُمَّهَاتُكَ عَقِيلاَتٍ عَبَاهِرَ، وَ عُنْصُرُكَ مِنْ أكْرَمِ العَنَاصِرِ، وَ إذَا ذُكِرَ الْعُلَماءُ فَبِكَ تُثَنَّي‌ الْخَنَاصِرُ. فَخَبِّرنِي‌ أيُّهَا الْبَحْرُ الْخِضَّمُ الزَّاخِرُ: مَا الدَّلِيلُ عَلَي حَدَثَ [ حُدُوثِ ] الْعَالَمِ؟!(1)
«حقّاً و حقيقةً تو يكي‌ از ستارگان‌ درخشان‌ مي‌باشي‌، و پدرانت‌ ماههاي‌ شب‌ چهاردهم‌ بوده‌اند كه‌ با نور افشاني‌ خود بر طبقات‌ ظلمت‌ شب‌ غالب‌ مي‌شدند، و مادرانت‌ زناني‌ ارجمند و گرامي‌ قبيله‌ بوده‌اند كه‌ داراي‌ حسن‌ و أخلاق‌ و سرشار از كمال‌ و جمال‌ بوده‌اند، و بنياد و ريشه‌ات‌ از مُكَرَّم‌ترين‌ بنيادها و خاندانهاست‌، و چون‌ ذكري‌ از علماء به‌ ميان‌ آيد تو به‌ جهت‌ أفضليّت‌ و أشهريّتت‌ اوّلين‌ از آنها مي‌باشي‌! پس‌ خبر بده‌ به‌ من‌ اي‌ درياي‌ پرعطا و بخشش‌ كه‌ همه‌جا گسترده‌ است‌ و بالا آمده‌ است‌: دليل‌ بر حدوث‌ عالم‌ چيست‌؟!
حضرت‌ فرمودند: يُسْتَدَلُّ عَلَيْهِ بِأقْرَبِ الاشيَاءِ!
«بر وجود خداوند كه‌ عالم‌ را احداث‌ نموده‌ است‌ استدلال‌ مي‌توان‌ كرد به‌ نزديكترين‌ چيزها!» ديصانّ گفت‌: مَا هُوَ؟! «چيست‌ آن‌ نزديكترين‌؟!»
هِشام‌ بن‌ حكم‌ گفت‌: حضرت‌ امام‌ صادق‌ علیه السلام تخم‌مرغي‌ را طلبيدند و آن‌ را بر كف‌ دست‌ خود نهادند و فرمودند:
هَذَا حِصْنٌ مَلْمُومٌ، دَاخِلُهُ غِرْقِي‌ءٌ رَقيِقٌ، تُطيفُ بِهِ فِضَّةٌ سَائلَةٌ وَ ذَهَبَةٌ مَائِعَةٌ، ثُمَّ تَنْفَلِقُ عَنْ مِثْلِ الطَّاوُوسِ، أدَخَلَهَا شَيْءٌ؟!
«اين‌ قلعه‌اي‌ است‌ استوار كه‌ اجزايش‌ به‌ هم‌ مربوط‌ و منضمّ مي‌باشد، و داخل‌ آن‌ پوست‌ نازكي‌ است‌ كه‌ در زير جلد و پوست‌ خارجي‌ آن‌ است‌ كه‌ از آنجا تخم‌ شكافته‌ مي‌شود و جوجه‌ بيرون‌ مي‌آيد. داخل‌ اين‌ پوست‌ نازك‌ و رقيق‌، نقره‌اي‌ است‌ سَيَّال‌ و طلائي‌ روان‌. سپس‌ شكافته‌ مي‌گردد و از درون‌ آن‌ مثل‌ طاووسي‌ خلقت‌ مي‌شود. آيا چيزي‌ از خارج‌ داخل‌ آن‌ شده‌ است‌ كه‌ آن‌ را بدين‌ صورت‌ و هيئت‌ بيافريند و بيارايد؟!
ديصاني‌ گفت‌: نه‌!
حضرت‌ فرمودند: فَهذَا الدَّلِيلُ عَلَي‌ حَدَثِ [ حُدوثِ ] الْعَالَمِ!
«پس‌ همين‌ دليل‌ بر حدوث‌ عالم‌ است‌!»
ديصاني‌ گفت‌: أخْبَرْتَ فَأوْجَزْتَ، وَ قُلْتَ فَأحْسَنْتَ، وَ قَدْ عَلِمْتَ: أنَّا لاَنَقْبَلُ اِلاَّ مَا أدْرَكْنَاهُ بِأبْصَارِنَا، أوْ سَمِعْنَاهُ بِآذَانِنَا، أوْ لَمَسْنَاهُ بِأكُفِّنِّا، أوْ شَمَمْنَاهُ بِمَنَاخِرِنَا، أوْ ذُقْنَاهُ بِأفْوَاهِنَا، أوْ تُصُوِّرَ فِي‌ الْقُلُوبِ بَيَاناً، وَ اسْتَنْبَطَهُالرِّوايَاتُ إيقَاناً!
«اِخبار نمودي‌ و موجز و مختصر آوردي‌، و گفتي‌ و نيكو سُفتي‌، وليكن‌ تو دانسته‌اي‌ كه‌ ما نمي‌پذيريم‌ مگر آنچه‌ را كه‌ با چشمانمان‌ إدراك‌ كنيم‌، يا با گوشهايمان‌ بشنويم‌، يا با كفهايمان‌ لَمس‌ نمائيم‌، يا با خَيشوممان‌ ببوئيم‌، يا با دهانهايمان‌ بچشيم‌، يا در دلها صورت‌ آن‌ روشن‌ گردد، و اخبار و آثار به‌ يقين‌ آن‌ را استنباط‌ نمايد!»
حضرت‌ فرمودند: ذَكَرْتَ الْحَوَاسَّ الْخَمْسَ، وَ هِيَ لاَتَنْفَعُ شَيْئاً بِغَيْرِ دَليلٍ كَمَا لاَتُقْطَعُ الظُّلْمَةُ بِغَيْرِ مِصْبَاحٍ. «تو حواسّ پنجگانه‌ را ذكر كردي‌ در حالي‌ كه‌ آنها بدون‌ دليل‌ ابداً فائده‌اي‌ نمي‌بخشند همچنان‌ كه‌ نمي‌توان‌ راه‌ تاريك‌ را بدون‌ چراغ‌پيمود!»
علاّمة‌ مجلسي‌ در بيان‌ خود آورده‌ است‌: معني‌ كلام‌ حضرت‌ كه‌ فرموده‌ است‌: حواسّ بدون‌ دليل‌ ابداً فائده‌اي‌ نمي‌بخشند آن‌ است‌ كه‌ حواسّ به‌ خودي‌ خود عاجز هستند و ادراك‌ حواس‌ متوقّف‌ مي‌باشد بر شرائطي‌، پس‌ تو چگونه‌ نفي‌ مي‌نمائي‌ آنچه‌ را كه‌ به‌ حسِّ خودت‌ ادراك‌ نكرده‌اي‌؟! همان‌ طوري‌ كه‌ چشم‌ اشياء خارجي‌ را بدون‌ چراغ‌ نمي‌بيند. و احتمال‌ دارد كه‌ مراد از دليل‌، عقل‌ بوده‌ باشد يعني‌: حواسّ بدون‌ دلالت‌ عقل‌ ثمري‌ ندارند پس‌ عقل‌ مثل‌ چراغ‌ مي‌باشد براي‌ احساس‌ حواسّ. و تو حكم‌ عقل‌ را معزول‌ كرده‌اي‌ و دست‌ از عقل‌ فرو شسته‌اي‌ و فقط‌ بر حكم‌ حواسّ اقتصار نموده‌اي‌! و علاّمة‌ طباطبائي‌ در تعليقه‌ فرموده‌اند: بلكه‌ مراد آن‌ است‌ كه‌ حواس‌ فقط‌ داراي‌ ادراك‌ تصوّري‌ هستند، و اما تصديق‌ و حكم‌ از براي‌ عقل‌ مي‌باشد. (ط‌)(2)
***********
1 - مجلسي‌ در ضمن‌ بيان‌ خود آورده‌ است‌: معني‌ كلام‌ وي‌: فَبِك‌ تُثَنَّي‌ الخناصر آن‌ است‌ كه‌: چون‌ علما را به‌ شمارش‌ درآورند تو نخستين‌ كس‌ هستي‌ كه‌ قبل‌ از آنها شمرده‌ مي‌شوي‌ به‌ جهت‌ آنكه‌ افضل‌ و أشهر مي‌باشي‌، چون‌ وقتي‌ بخواهند چيزي‌ را بشمارند اوّلاً از انگشت‌ خِنْصِر ابتدا مي‌نمايند. و ملموم‌ به‌ معني‌ آن‌ است‌ كه‌: بعضي‌ از اجزاء آن‌ به‌ بعض‌ دگر چسبيده‌ است‌. و خِضَّم‌ با كسرة‌ خاء و فتحة‌ ضاد و ميم‌ مشدّده‌ به‌ معني‌ كثيرالعطاء مي‌باشد.
2 - «بحارالانوار» طبع‌ حروفي‌ ج‌ 3 ص‌ 39 و ص‌ 40.

\[تصویر:  images?q=tbn:ANd9GcTsfC38M6WeQhQf1tulVxm...dXMldv_RpA]
20-02-2010 12:13 AM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
naser66 آفلاین
کارشناس اخلاق
*****

ارسال‌ها: 728
تاریخ عضویت: Sep 2009
اعتبار: 3
ارسال: #3
RE: مباحثات امام صادق علیه سلام در باب توحید
مباحثة‌ امام‌ صادق‌ علیه السلام با ابن‌ ابي‌ العوجاء در توحيد
مجلسي‌ - رضوان‌ الله‌ عليه‌ - در «بحارالانوار» از «احتجاج‌» از هِشام‌ بن‌ حَكَم‌ روايت‌ كرده‌ است‌ كه‌ او گفت‌: ابن‌ أبي‌ العَوْجاء بر امام‌ صادق‌ علیه السلام وارد شد و حضرت‌ به‌ او گفتند: يَابْنَ أبِي‌الْعَوْجَاءِ! أمَصْنُوعٌ أنْتَ أمْ غَيْرُ مَصْنُوعٍ؟!
«اي‌ پسر ابوالعوجاء! آيا تو مصنوع‌ هستي‌ يا غيرمصنوع‌؟!»
گفت‌: من‌ مصنوع‌ نمي‌باشم‌!
حضرت‌ به‌ او گفتند: فَلَوْ كُنْتَ مَصْنُوعاً كَيْفَ كُنْتَ تَكُونُ؟!
«اگر مصنوع‌ بودي‌، چگونه‌ بودي‌؟!»
ابن‌ ابي‌العوجاء جوابي‌ نيافت‌. برخاست‌ و بيرون‌ رفت‌. در «توحيد» صدوق‌ نيز با سند دگري‌ مثل‌ اين‌ حديث‌ از هِشام‌ وارد گرديده‌ است‌.
مجلسي‌ در توضيح‌ و شرح‌ اين‌ حديث‌ در بيان‌ خود گويد: چون‌ تصديق‌ به‌ وجود صانع‌ تعالي‌ ضروري‌ مي‌باشد، حضرت‌ وي‌ را متنبّه‌ نمودند به‌ آنكه‌ عقل‌ انسان‌ بالبَداهة‌ حكم‌ مي‌كند كه‌ بايد ميان‌ مصنوع‌ و غيرمصنوع‌ فرق‌ باشد. و چون‌ در تو جميع‌ صفات‌ مصنوعين‌ گرد آمده‌است‌، چگونه‌ مصنوع‌ نيستي‌؟!
استادنا العلاّمة‌ الطّباطبائي‌ - قدّس‌ الله‌ سرّه‌ - در تعليقة‌ خود بر اين‌ شرح‌ مجلسي‌ اشكال‌ دارند و فرموده‌اند: لاَيَخْفَي‌ آنكه‌ سياق‌ روايت‌ براي‌ توجه‌ دادن‌ او به‌ آنچه‌ مجلسي‌ ذكر كرده‌ است‌ نمي‌باشد؛ بلكه‌ مُلْزَم‌ نمودن‌ اوست‌ به‌ ترجيح‌ بدون‌ مُرَجِّح‌. زيرا اختيار ابن‌ ابي‌العوجاء عدم‌ مصنوعيّت‌ را با جواز مصنوعيّت‌ او، گفتاري‌ است‌ بدون‌ دليل‌.
و آنچه‌ را كه‌ اُستادنا العلاّمة‌ - قدّس‌ الله‌ سرّه‌ - افاده‌ فرموده‌اند بهتر است‌ از آنچه‌ كه‌ جدّنا الاقدم‌ از ناحية‌ مادر: علاّمة‌ مجلسي‌ - رضوان‌ الله‌ عليه‌ - افاده‌ نموده‌ است‌ بلكه‌ هُوَالاوْلَي‌ وَ الْمُتَعَيّنُ.

\[تصویر:  images?q=tbn:ANd9GcTsfC38M6WeQhQf1tulVxm...dXMldv_RpA]
20-02-2010 12:16 AM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن: