-
راهنما سالنامه لیست اعضا جستجو
 
پاسخ گوی آنلاین سؤالات شرعی


زمان کنونی: 24-05-2012, 11:53 AM درود مهمان گرامی! (ورودثبت نام)


اطلاعیه های تالار

یا صاحب الزمان کی شود پشت به خانه کعبه دهی وبانگ انا المهدی سر دهی؟؟؟

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امیتازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
علم حدیث شناسی
نویسنده پیام
naser66 آفلاین
کارشناس اخلاق
*****

ارسال‌ها: 728
تاریخ عضویت: Sep 2009
اعتبار: 3
ارسال: #1
علم حدیث شناسی
به نام خداوند متعال
با سلام و عرض ادب خدمت همه شما خوانندگان گرامی.
همان گونه که از نام این تاپیک پیداست در این تاپیک قصد داریم که راجع به علم حدیث شناسی مطالبی را بنویسیم.محدثین( حدیث شناسان) باید دارای تخصص در شاخه های مختلف علم حدیث شناسی باشند تا با اطلاع از چندین هزار حدیث که در طول متجاوز از سیصد سال از زمان رسول اکرم تا آغاز غیبت کبری حضرت ولی عصر( ارواحنا له الفداء) صادر شده است و تشخیص و تمییز اقسام آن بتوانند آن ها را به حدیث،« صحیح»و« حسن»،« ضعیف»و « موثق» ، « مسند» و « مرسل»، « متواتر» و «آحاد» دسته بندی کنند و این گوهرهای گرانبها را که بسیار سخت از زمان صدر اسلام تا به حال به دست آمده است را برای مسلمین تشریح کنند.
در این تاپیک قصد بر این است که با علم حدیث شناسی بیشتر و بهتر آشنا شویم.

\[تصویر:  images?q=tbn:ANd9GcTsfC38M6WeQhQf1tulVxm...dXMldv_RpA]
18-09-2009 01:57 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
naser66 آفلاین
کارشناس اخلاق
*****

ارسال‌ها: 728
تاریخ عضویت: Sep 2009
اعتبار: 3
ارسال: #2
RE: علم حدیث شناسی
تعريف مصطلح الحديث ‏يا درايه


در تعريف اين علم گفته‏اند:درايه علمى است كه از سند حديث و متن آن و چگونگى فراگرفتن و آداب نقل حديث گفتگو مى‏كند. (1)
موضوع درايه عبارتست از سند و متن حديث. (2)
مؤسس و مدون اين علم، قاضى ابو محمد حسن بن عبد الرحمن‏رامهرمزى (3)) متوفاى سال360 هجرى) است (4) كه در اين باره، كتاب‏«المحدث الفاصل بين الراوى و الواعى‏»راتاليف فرموده. (5)
فايده و غرض از اين علم:معرفت و شناسايى احاديث مقبول ومردود است. (6)
سند حديث، همان سلسله و زنجيره راويان است كه متن حديث رابه معصوم مى‏رساند. (7)
زنجيره حديث را از اين جهت‏سند نامند كه در مقام اثبات حديث‏به‏گفته و نقل آنان استناد مى‏شود، چه سند وسيله اعتماد به حديث است، بنابر اين كلمه سند از (فلان سند اي معتمد) اخذ شده (8) يا از اين جهت‏است كه حديث‏ به وسيله سند، اضافه و انتساب به معصوم پيدا مى‏كند.
يقال:اسند اليه اي اضاف اليه.بعضى سند و اسناد را يكى‏دانسته‏اند، (9) ولى ظاهرا اسناد، نقل حديث است ‏با سند.
مير سيد شريف و سيوطى و ميرداماد فرموده‏اند:«الاسناد رفع‏الحديث الى قائلهبالتناول‏» (اسناد رسانيدن حديث است ‏به گوينده اصلى آن به نقل هر طبقه از راويان براى طبقه بعدى)
***********************
1.هو علم يبحث عن سند الحديث و متنه و كيفية تحمله و آداب نقله(وجيزه‏شيخ بهايى-مقباس الدرايه و هدية المحصلين).
هو علم يتعرف منه انواع الرواية و احكامها و شروط الرواة و اصناف المرويات‏ و استخراج معانيها(تحفة الاحوزى، مقدمه)شهيد ثانى درايه را چنين تعريف نموده است:هو علم، يبحث فيه عن متن‏الحديث و طرقه و ما يحتاج اليه من شرائط القبول والرد(درايه شهيد، ص 1).
2.شهيد ثانى موضوع درايه را راوى و مروى دانسته است و قبل از وى‏ابن حجر درتعريف علم الحديث فرموده:معرفة القواعد المعرفة بحال الراوى والمروى(تدريبالراوى، ص 5)البته بايد دانست كه متن حديث كه موضوع درايه‏است، از لحاظ سند موردبحث واقع مى‏شود، بنابر اين، سند و متن با اين لحاظ همان راوى و مروى خواهد بود.
3.ر.ك:دايرة المعارف فريد وجدى، مقدمه معرفة علوم الحديث‏حاكم‏نيشابورى
4.كشف الظنون، مقدمه كتاب(المحدث الفاضل بين الراوى و الواعى).
5.از اين كتاب، نسخه‏اى در كتابخانه آستان قدس رضوى است و نيز نسخه‏عكسى در دو جلدبه اسماع مورخ 568 ه.از روى نسخه كتابخانه امير فاروق، دردار الكتب المصريه قاهره موجود است و اخيرا نيز چاپ شده است.
6.درايه شهيد:«و غايته معرفة الصحيح من غيره‏»(تدريب الرواى، ص 5).
7.و السند طريق المتن و هو جملة من رواه(درايه شهيد).
و سلسلة رواته الى المعصوم سنده(وجيزه).
و السند الاخبار عن طريق المتن كالاسناد لدى فريق(السيوطى).هو الاخبار عن‏طريق المتن(ابن جماعه و طيبى).
8.فسمي الاخبار عن طريق المتن سندا لاعتماد الحفاظ في صحة الحديث وضع فهعليه (تدريب الراوى، ص 4).
9.ابن جماعه گويد:المحدثون يستعملون السند و الاسناد لشي‏ء واحد(تدريب، ص 5).

\[تصویر:  images?q=tbn:ANd9GcTsfC38M6WeQhQf1tulVxm...dXMldv_RpA]
18-09-2009 01:58 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
naser66 آفلاین
کارشناس اخلاق
*****

ارسال‌ها: 728
تاریخ عضویت: Sep 2009
اعتبار: 3
ارسال: #3
RE: علم حدیث شناسی
علم درايه يا مصطلح الحديث


مصطلح الحديث:يكى از رشته‏هاى علم الحديث است.
علم الحديث، علمى است كه به آن، اقوال و افعال (1) و احوال (2) ياتقرير پيغمبر وامامان شناخته مى‏شود. (3) و چون احاديثى كه به مارسيده، شامل گفته معصوم و نيزنام وسايطى است كه كلام مزبور رااز وى روايت و نقل كرده‏اند، مى‏توان گفت:علم الحديث، علم به‏قوانينى است كه به آن احوال سند و متن شناخته مى‏شود. (4) علم الحديث، به علم رواية الحديث و دراية الحديث تقسیم می شود، زيرا آنچه را مربوط به سند (سلسله ناقلان) است، رواية‏الحديث ‏يا اصول الحديث می نامند و آنچه را مربوط به فهم كلام معصوم ‏است دراية الحديث گويند.
روايت الحديث (اصول الحديث) علمى است كه از كيفيت اتصال‏احاديث‏به معصوم، از جهت احوال روات (كه آيا ضابط و عادلند؟) و ازلحاظ كيفيت‏ سند (كه آيا متصل است‏يامنقطع؟) و غير اينها گفتگو مى‏كند.و خود شامل دو بخش است:1.علم رجال 2.مصطلح‏الحديث.
دراية الحديث (در مقابل رواية الحديث) علمى است كه از مفاد الفاظ متن حديث چون شرح لغات حديث و بيان حال حديث از لحاظ ‏اطلاق و تقييد و عموم و خصوص و داشتن معارض و مانند اينها بحث مى‏كند كه مناسب است نام اين قسمت را فقه الحديث گذارند.بخش‏اول را اصول الحديث نيز مى‏نامند. (5) بخش روايت الحديث‏ يا اصول‏الحديث به دو رشته تقسيم شده است:1.علم رجال 2.مصطلح الحديث.
1. اگر از احوال يكان يكان رجال سند از لحاظ عدالت آنان‏و وثوق و اعتمادبه روايت و نقل آنها بحث‏شود، «علم رجال‏»ناميده‏مى‏شود.
2.و اگر از كيفيت نقل حديث‏به توسط راويان از لحاظ اتصال وانقطاع زنجيره حديث و يا داشتن سند و يا ارسال و مانند آن سخن رود، به‏«مصطلح الحديث‏»و گاهی به‏«درايه‏»تعبير می نمايند. (6) (7) ولى نام ‏اول با اين عمل متناسب‏تر است، چه آنكه درايه به معنى علم و فهم‏ معانى است و شناسائى اصطلاحات متناسب با نام (مصطلح الحديث)است. (8)
************************************************

ارجاعات:

1.فعل امام چنانچه به عنوان بيان حكمى صادر شود، حجت‏خواهد بود، ولى اگر امامابتداء عملى را به جا آورد حجت نخواهد بود، منتها نفس فعل امام‏دلالت‏بر جواز آنعمل مى‏كند و اگر در عبادات باشد، رجحان عمل را مى‏رساند.
2.مراد از احوال معصوم، بيشتر همان تقرير و امضاى عملى و به عبارت‏ديگر، سكوتوى در مقابل عملى است كه فردى به عنوان مشروعيت در محضرامام انجام مى‏دهد.تقرير امام از آن رو حجت است كه معصوم، ناشايستى را امضانمى‏فرمايد.
3.شرح صحيح بخارى از كرمانى، كشف الظنون، قائمه 635، كشاف‏اصطلاحات الفنون ج 1 ص 281.وصول الاخيار، ص 77 با تصرف نويسنده.
4.ابن جماعه، به نقل سيوطى در«تدريب الراوى‏»، ص 5.
زرقانى مى‏فرمايد:علم الحديث علم بقوانين يعرف بها احوال السند و المتن‏من صحةو حسن و ضعف و علو و نزول و كيفية التحمل و الاداء و صفات الرجال(شرح بيقونيه ص 9).
علوم حديث عبارت است از:
1مصطلح الحديث، 2.تاريخ الرجال، 3.علم جرح و تعديل، 4.مختلف‏الحديث، 5.علل الحديث، 6.ناسخ و منسوخ، 7.غريب الحديث كه در هر يك‏كتابهايى تصنيف و تاليف شده است.براىشناسايى اجمالى هر يك از اقسام‏مزبور رجوع فرماييد به كتاب(الحديث النبوى).
5.در اينجا مناسب است تعريف علم الحديث را از عبارت بزرگان، بياوريم:
عز الدين بن جماعه مى‏فرمايد:علم الحديث علم بقوانين يعرف بها احوال السندوالمتن.و موضوعه السند و المتن.و غايته معرفة الصحيح من غيره.
اين اكفانى مى‏فرمايد:علم الدراية علم يعرف منه حقيقة الرواية و شروطها وانواعهاو احكامها و حال الرواة و شروطهم و اصناف المرويات و ما يتعلق بها.
سيوطى در شرح عبارت بالا مى‏نويسد:حقيقة الراوى نقل السنة و نحوها وشروطها:تحملراويها لما يرويه بنوع من انواع التحمل من سماع او عرض او اجازه‏و نحوها.وانواعها:الاتصال و الانقطاع و نحوها.و احكامها:القبول و الرد.و حال‏الرواة:العدالة و الجرح.و شروطهم فى التحمل فى الاداء و اصناف المرويات:
المصنفات من المسانيد و المعاجم و الاجزاء و غيرها.و ما يتعلق بها:هومعرفة‏اصطلاح اهلها.(نقل از تدريب الراوى، ص 5 و قواعد التحديث ص 75).
6.ابن اكفانى مصطلح الحديث را دراية الحديث ناميده(مقدمه تحفة‏الاحوزى صفحه 2).ابناكفانى كه گاهى به اكفانى نيز خوانده مى‏شود، از علماى‏بخارا است كه در حكمت ورياضيات و طب و تاريخ و حديث استاد بوده است.
نامش محمد بن ابراهيم و كنيه‏اش شمس الدين و وفاتش در 749 ه.واقع شده‏است.ازتاليفات مهم وى كه چاپ شده، ارشاد القاصد در علوم گوناگون است(ريحانة الادب).
7.فرق بين علم رجال و درايه اين است كه در درايه، از احوال سند حديث‏به‏طور اجمالگفتگو مى‏كنند، به خلاف علم رجال كه در آن به تفصيل از يكان يكان‏افراد سلسله سند، بحثمى‏شود و به عبارت ديگر بحث در علم درايه كبروى و درعلم رجال صغروى است.
در تعريف علم رجال گفته‏اند:«ما وضع لتشخيص روايت الحديث ذاتا ووصفا»(و مراد ازوصف، بيان مدح و ذمى است كه نسبت‏به آنان رسيده).
8.چنان كه در خبر آمده:«حديث تدريه خير من الف ترويه‏».نيز از حضرت‏باقر عليهالسلام نقل شده كه فرمود:«اعرف منازل الشيعة على قدر روايتهم و معرفتهم.فان‏المعرفة هى الدراية للرواية و بالدرايات للروايات يرتقى المؤمن الى اقصىدرجات‏الايمان‏»(نوادر فيض، ص 31).

\[تصویر:  images?q=tbn:ANd9GcTsfC38M6WeQhQf1tulVxm...dXMldv_RpA]
18-09-2009 02:01 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
reyhaneh آفلاین
ريحانه
*

ارسال‌ها: 21
تاریخ عضویت: Oct 2009
اعتبار: 0
ارسال: #4
RE: علم حدیث شناسی
البته من زياد واردنيستم، اما در علم حديث شناسي شنيده‌ام كه مي‌گويند، علم رجال! چرا ؟ يعني زنان هيچ نقشي در انتقال احاديث نداشته اند؟

يا أيُّها النّاسُ اتّقوا ربكم الّذي خَلقَكم مِن نفسٍ واحدة و خَلقَ منها زوجَها و بَثَّ مِنهُما رِجالاً كثيراً و نِساءً.[/font]
(آخرین ویرایش در این ارسال: 21-10-2009 10:56 PM، توسط reyhaneh.)
21-10-2009 10:54 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #5
RE: علم حدیث شناسی
(21-10-2009 10:54 PM)reyhaneh نوشته شده توسط:  البته من زياد واردنيستم، اما در علم حديث شناسي شنيده‌ام كه مي‌گويند، علم رجال! چرا ؟ يعني زنان هيچ نقشي در انتقال احاديث نداشته اند؟

سلام هم ولایتی بر شما خواهر محترم
و با تشکر از حضورتان در این سایت .

در مورد سوالتان نخست اين نكته را بايد خاطر نشان ساخت كه منظور از«فن رجال‏» ، علم رجال به معناى عام است كه آن را مى‏توان چنين تعريف كرد:«دانش شناسايى گروهى از مردم كه در جهت‏خاصى مشتركند و اطلاع از احوال يا انساب يا تاليفات يا برخى ديگر از خصوصيات ايشان.»بنابراين تعريف علم رجال به معناى خاص، فهرست، تراجم، انساب، و مشيخه (1) را شامل‏مى‏شود و در ان مورد تفاوتی بین روات حدیث من باب جنسیت مطرح نیست . در اصطلاح خاص ، «علم رجال‏» آن است كه در شناسايى راويان حديث، از لحاظ نام يا اوصافى كه در قبول يا رد گفته و روايت آنان دخالت دارد، بحث مى‏كند.

من باب اطلاع اسامی برخی از روات حدیثی که زن بودند را ذکر می کنم :

1 ـ اسما دختر عميس :
اسـمـا دخـتـر عميس بن معدبن تيم بن حارث كه مادرش خوله نام داشت , از بانوانى است , كه در همان روزهاى آغازين بعثت پيامبر(ص ) با آن حضرت بيعت كرد, به آستان مقدس اسلام وارد شد, و كـار دانـش آمـوزى و دريـافت مطالب دينى او بجايى رسيد, كه مى نويسند : اسما ازپيغمبر(ص ) شصت حديث روايت كرده است .

2 ـ اسما دختر يزيدبن سكن :
اسما دختر يزيدبن سكن انصارى , نيز از جمله زنان مدينه است , كه با تعدادى ديگر از بانوان مدينه به حضور رسول خدا(ص ) رسيد, و با آن حضرت بيعت نمود.

كنيه وى ام سلمه بود. اسما, احاديث متعددى را از پيامبر شنيده , و آن را براى ديگران بازگو كرده , و اشخاصى هم مانند : مـحـمـودبن محمد, شهربن حوشب , اسحاق بن راشد, محمدبن عمرو انصارى فرزند برادر اسما, و مـهـاجربن ابى مسلم غلام وى , از زبان اسما احاديث نبوى (ص ) را شنيده اند و براى ديگران روايت كرده اند.

3 ـ اسما دختر شكل :
اسـمـا دخـتـر شـكل را هم اهل تاريخ از بانوان راوى حديث دانسته اند و مسلم هم در كتاب خود, حـديـثـى را از زبـان اسـما روايت مى كند, كه او گفته است : به حضور رسول خدا رسيدم و سوال كردم : اى رسول خدا ! هرگاه يكى از ما زنان از رگل پاك شد, چگونـه غسـل خـود را انجام دهد؟ امـاجـواب پـيـامـبـر(ص ) در اين حديث نيامده بلكه توضيح راه و رسم غسل انجام دادن در بيان ديگـرى از آن حضـرت و از سايـر امامـان (ع ) انجـام شـده اسـت .

4 ـ ام اسلم :
دانـشـمندان و محدثين بزرگى مانند : شيخ كلينى , در كتاب كافى و ابن ميثم بحرانى در كتاب مدين، المعاجز اماسلم صاحب حصاء او, را, راوى حديث از پيغمبر(ص ) دانسته اند.

اینها تنها گوشه ای از خیل زنان راوی حدیث هستند .

موفق باشید

منبع :
1. فهرست مجموعه‏اى است كه در آن نام مؤلفان و مصنفان گردآورى شده است، تراجم، به طور عام، شرح حال علماء يا راويان است‏بدون اشاره به جهاتى كه در رد و قبول روايت مؤثرند، و مشيخه نشان دهنده سلسله اساتيد حديث است.

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
(آخرین ویرایش در این ارسال: 22-10-2009 11:49 AM، توسط هم ولایتی.)
22-10-2009 11:35 AM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
رضا1389 آفلاین
عضو ارشد سایت
****

ارسال‌ها: 279
تاریخ عضویت: Feb 2010
اعتبار: 2
ارسال: #6
RE: علم حدیث شناسی
شاید منظور با تاکید بر انچه دوستان فرمودن اینهم باشد که در جوامع مرد سالار قدیم اسامی علوم با این نام خوانده میشده است..و یا اینکه کلیت دارد بر مردمان. کلیت مردم. ورنه در اسلام عزیز زنان جایگاهی والا دارند.

توکلت علی الله
14-06-2011 02:49 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
naser66 آفلاین
کارشناس اخلاق
*****

ارسال‌ها: 728
تاریخ عضویت: Sep 2009
اعتبار: 3
ارسال: #7
RE: علم حدیث شناسی
كتب اربعه حدیث شیعه شامل:
الكافي، اثر محمد بن يعقوب كليني (متوفي 329 ق)؛
من لا يحضره الفقيه، اثر شيخ صدوق (متوفي 381 ق)؛
تهذيب الاحكام و الاستبصار، دو اثر جاودانه شيخ طوسي (متوفي 460 ق)
از قديمي ترين كتاب هاي روايي و اولين كتاب هاي روايي موضوع بندي و باب و فصل بندي شده، هستند و علت اصلي اعتبار آن ها اين است كه از اصول اربعمأة كه به نظر ائمه معصومين ـ عليهم السّلام ـ از جمله امام رضا (ع) رسيده است، اخذ شده اند وعين همان روايات به صورت دسته بندي شده و با ذكر سند در كتب اربعه منعكس شده اند و موجود مي باشند.

\[تصویر:  images?q=tbn:ANd9GcTsfC38M6WeQhQf1tulVxm...dXMldv_RpA]
12-09-2011 10:24 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن: