(13-12-2011 10:30 AM)فدایی ایران نوشته شده توسط: - اما اگر منظورتان حالت بالقوه بودن است که همه احساسات بالقوه وجود دارند و با یک عامل خارجی به حالت بالفعل در می آیند. خواه زنانه باشد یا مردانه!
- حتی اگر بپذیریم احساس اولیه و ثانویه ای وجود دارد، آیا تنها احساس اولیه، احساس رافت است؟ شما می گویید خیر. آیا تمام احساسات این دست زنانه هستند؟
- احساس خشم در مردان، احساس رافت در زنان، احساس غیرت در مردان، احساس ترس در زنان بیشتر است.
سلام
منظور هم همین بالقوه بودنش است.
درست است که هم در زن و هم در مرد دو قوه وجود دارد اما تعادل وجود ندارد که اگر وجود داشت باید قائل به تناسب و تعادل نقشها باشیم در جامعه که با توجه به خصوصیات فطری زن و مرد این اصل ممکن نیست .
باز هم عرض میکنم وجود احساس در دو جنس امری مسلم است ولی آنچه حائز اهمیت است و فطرتا در طرفین وجود دارد اینکه قوه تحریک پذیری احساسات در زنان به مراتب بیشتر از مردان است .
زنان در یک صحنه عاطفی به مراتب بیشتر از مردان تحت تاثیر قرار میگیرند و همچنین در مواقع خشم .
اما چیزی که باعث میشه خشم زنان نمود نداشته باشد تقابل این خشم در مقابل جنس مردان است که این دو توانایی اصلا قابل قیاس نیست .
مبحث بعدی که مطرح شده رافت است .
احساس رافت به مراتب در زن بیشتر است زیرا زیربنای نقش اصلی او که تربیت فرزند و مادری است می باشد . پدر و مرد هم از رافت برخوردار است اما شدت و ضعف آن در زن بیشتر است .
مسئله بعد هم دقیقا اشاره به تکامل نوعی احساسات در زن و مرد دارد . احساساتی در زن نیست که در مرد زیاده و به مراتب در مرد نیست که در زن وجود داره . این تکامل احساساته که باعث به وجود امدن فردی کامل و زندگی سالمی می شود .
اگر زن همه احساسات کامل را داشت و مرد هم همینطور دیگر چه نیاز به ازدواج و زناشویی بود ؟ همه کامل بودند . پس همین قوه و ضعفها در دو جنس است که باعث تکامل می شود .
نتیجه اینکه در دید کلی اگر احساس زن زیاد است و عامل نقص محسوب می شود در مقابل مرد هم نقاط خاصی را عیب دارد که نقص او نیز محسوب می گردد .
پس نه زن ناقص العقل بدان معناست که برداشت منحرانه بشود کرد و نه مرد انچنان قوی و بدون ضعف که نتوان بر او و احساساتش نقد روا داشت .