-
راهنما سالنامه لیست اعضا جستجو
 
پاسخ گوی آنلاین سؤالات شرعی


زمان کنونی: 24-05-2012, 03:59 AM درود مهمان گرامی! (ورودثبت نام)


اطلاعیه های تالار

یا صاحب الزمان کی شود پشت به خانه کعبه دهی وبانگ انا المهدی سر دهی؟؟؟

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
روز غدیر خم روز عید است
نویسنده پیام
naser66 آفلاین
کارشناس اخلاق
*****

ارسال‌ها: 728
تاریخ عضویت: Sep 2009
اعتبار: 3
ارسال: #1
روز غدیر خم روز عید است
روز غدير خمّ ، روز عيد است‌
يوم الغدير سوى العيدين لى عيد يوم يسر به السادات و الصيد1 [1]
نال الامامة فيه المرتضى و له فيه من الله تشريف و تمجيد2 [2]
1- روز غدير غير از دو عيد فطر و قربان، براى من عيد است، روزى است كه سادات و پادشاهان (و يا شيران) در آن روز مسرور و خوشحال مى‏گردند.
2- آن روز، روزى است كه على مرتضى در آن به شرف امامت و ولايت كليه الهيه نائل شد، و لذا براى مرتضى از جانب خداوند تشريف و تمجيد يعنى شرف و مجد و كرامت و علو برقرار است.
و ناصبى شديد النصب قابلنى يوم الغدير بوجه غير ذى جذل 1
فقال: قل لى ماذا اليوم قلت له اليوم عيد امير المؤمنين على‏2 [3]

1- «يك مرد ناصبى (دشمن اهل بيت و ناسزاگوى در حق آنها) كه در عداوت شديد بود، در روز عيد غدير، با چهره گرفته با من روبرو شد.»
2- و به من گفت: بگو به من كه امروز كدام روز است؟ من به او گفتم: «امروز عيد امير مؤمنان على بن ابيطالب است.»
از «امالى‏» ابو عبد الله نيشابورى، و «امالى‏» شيخ ابو جعفر طوسى، در خبرى از احمد بن محمد بن ابى نصر، از حضرت رضا سلام الله عليه وارد است كه انه قال عليه السلام: حدثنى ابى عن ابيه ان يوم الغدير فى السمآء اشهر منه فى الارض.ان لله تعالى فى الفردوس قصرا لبنة من فضة، و لبنة من ذهب، فيه ماة الف قبة حمرآء، و ماة الف خيمة من ياقوتة خضرآء، ترابه المسك و العنبر، فيه اربعة انهار: نهر من خمر، و نهر من مآء، و نهر من لبن، و نهر من عسل، حواليه [4]اشجار جميع الفواكه، عليه الطيور، و ابدانها من لؤلوء، و اجنحتها من ياقوت، تصوت بالوان الاصوات.اذا كان يوم الغدير ورد الى ذلك القصر اهل السموات يسبحون الله و يقدسونه و يهللونه.فتطاير تلك الطيور، فتقع فى ذلك المآء، و تمرغ على ذلك المسك و العنبر فاذا اجتمع الملائكة طارت فينفض ذلك عليهم. و انهم فى ذلك اليوم ليتهادون نثار فاطمة عليها السلام.
فاذا كان آخر اليوم، نودوا: انصرفوا الى مراتبكم! فقد امنتم من الخطر و الزلل الى قابل فى هذا اليوم تكرمة لمحمد و على - الخبر[5]و [6]
«حضرت امام رضا عليه السلام گفتند: پدر من از پدرش روايت كرده است كه: روزغدير در آسمان‏ها مشهورتر است از روى زمين، خداوند تعالى در بهشت فردوس قصرى دارد كه يك خشت آن نقره، و يك خشت آن از طلاست، و در آن صدر هزار قبه (اطاقى كه سقف آن به شكل گنبد مستدير است) و صد هزار خيمه از ياقوت سبز است، خاك آن مشك و عبير است، و در آن چهار نهر است: نهرى است از خمر (شراب مست كننده) و نهرى است از آب، و نهرى از شير، و نهرى است از عسل.
در اطراف و جوانب آن قصر درختانى است كه همه گونه ميوه‏ها را دارند، و بر آنها پرندگانى است كه بدن‏هايشان از لؤلؤ و بالهايشان از ياقوت است، و به انواع نعمه‏ها و آوازها نغمه‏سرائى دارند.چون روز غدير شود اهل آسمان‏ها داخل اين قصر مى‏شوند، و خداوند را تسبيح و تقديس مى‏نمايند، و تهليل مى‏گويند.آنگاه اين مرغان به پرواز درمى‏آيند، و خودشان را در آب مى‏افكنند و سپس از آب بيرون آمده، و بدن‏هاى تر و تازه خود را در آن مشك و عبير مى‏مالند.
و چون فرشتگان جمع شوند، همه اين مرغان به پرواز مى‏آيند، و آن مشك و عبير بدن خود را، بر آنان مى‏پاشند، و آن ملائكه در آن روز آنچه بر سر فاطمه عليها السلام نثار شده است، براى همديگر به رسم هديه مى‏برند.
چون روز غدير، به پايان مى‏رسد، ندآئى به آنان مى‏رسد: برگرديد! و در منازل و مراتب خود مستقر گرديد! خداوند به جهت گرامى داشتى كه براى محمد و على نموده است، شما را از هر خطرى و از هر لغزشى، تا سال ديگر چنين روزى در مصونيت و امن قرار داده است‏» .
******
[1] صِيد جمع‌ أصيَد است‌ به‌ معناي‌ مَلِك‌ و يا شير .
[2] «مناقب‌» ابن‌ شهرآشوب‌ . طبع‌ سنگي‌ ، ج‌ 1 ، ص‌ 540 و در اين‌ كتاب‌ ، اين‌ اشعار را به‌ شاعري‌ نسبت‌ داده‌ است‌ و قائل‌ آن‌ را مشخص‌ نكرده‌ است‌ ولي‌ در «الغدير» ج‌ 4 ، ص‌ 319 آن‌ را از أبوالحسن‌ فنجكردي‌ ذكر كرده‌ است‌ و دو بيت‌ نيز به‌ آنها افزده‌ است‌ :
يَقول‌ احمد خيرُ المرسلين‌ ضُحي‌ في‌ مجمع‌ حضرته‌ البيض‌ و السُّودُ
والحمدلله‌ حمداً لاانقضاء له‌ له‌ الصنّايع‌ و الالطاف‌ و الجودٌ
[3] «مناقب‌» ابن‌ شهرآشوب‌ ، ج‌ 1 ، ص‌ 540 .
[4] حَوْلَ وَ حَوْلَي‌ وَ حَوال‌ ، وَ حَوَالِي‌ ، به‌ معناي‌ أطراف‌ محيط‌ به‌ چيزي‌ است‌ ، گفته‌ مي‌شود : قَعَدَ حَولَهُ وَ حَولَيه‌ وَ حَوَالَيْهُ يعني‌ در جهات‌ محيط‌ به‌ آن‌ چيزي‌ و يا آن‌ كس‌ . و بايد دانست‌ استعمال‌ لفظ‌ حَوَالي‌ به‌ كسر لام‌ كه‌ امروزه‌ در السنه‌ شايع‌ شده‌ است‌ غلط‌ است‌ . مي‌گويند : شهر ري‌ در حوالي‌ طهران‌ است‌ ، اين‌ غلط‌ است‌ بايد بگويند : در حَوَالاي‌ طهران‌ است‌ . و حَوَالِيّ به‌ كسر لام‌ و تشديد ياء جمع‌ حَوَليّ است‌ ، به‌ معناي‌ كرّه‌ خر و گوساله‌ . و ماشابههما كه‌ يك‌ سال‌ از عمرش‌ گذشته‌ باشد .
[5] «مناقب‌» ابن‌ شهرآشوب‌ ج‌ 1 ، ص‌ 540 .
[6] ـ اين‌ خبر را بتمامه‌ در «اقبال‌» ص‌ 468 آورده‌ است‌ ، و در صدر خبر گويد : با إسنادي‌ كه‌ قبل‌ از اين‌ ذكر كرديم‌ براي‌ ما از شيخ‌ مورد وثوق‌ در روايت‌ : محمّد بن‌ أحمد بن‌ داود در كتاب‌ «كمال‌ الزّيارات‌» كه‌ او گفت‌ : خبر داد به‌ ما أبوعلي‌ أحمد بن‌ محمّد بن‌ عمّار كوفي‌ كه‌ گفت‌ : خبر داد به‌ ما پدرم‌ ، و او گفت‌ : خبر داد به‌ ما علي‌ بن‌ حسن‌ بن‌ علي‌ بن‌ فضّال‌ از محمّد بن‌ عبدالله‌ بن‌ زرارة‌ از أحمد بن‌ محمّد بن‌ أبي‌ نصر كه‌ او گفت‌ : ما در حضور حضرت‌ امام‌ رضا عليه‌ السّلام‌ بوديم‌ و آن‌ مجلس‌ مملوّ بود از جمعيّت‌ و سخن‌ از روز عيد غدير به‌ ميان‌ آمد و بعضي‌ از مردم‌ منكر آن‌ شدند . آنگاه‌ حضرت‌ رضا عليه‌ السّلام‌ گفتند : براي‌ من‌ حديث‌ كرد پدرم‌ از پدرش‌ عليهما السّلام‌ ـ و آنوقت‌ اين‌ روايت‌ را به‌ عين‌ همين‌ عبارات‌ ذكر مي‌كند ، و در تتمّة‌ آن‌ دارد : ثم‌ التفت‌ فقال‌ لي‌ : يا ابن‌ أبي‌ نصر أينما كنت‌ فاحضر يوم‌ الغدير عند أميرالمؤمنين‌ عليه‌ السّلام‌ فإنّ الله‌ تبارك‌ و تعالي‌ يغفر لكلّ مؤمنٍ و مؤمنة‌ و مُسْلمٍ و مسلمةٍ ذنوب‌ ستيّين‌ سنة‌ و يعتق‌ من‌ النار ضعف‌ ما اعتق‌ من‌ شهر رمضان‌ و ليلة‌ القدر و ليلة‌ الفطر ولَدرهم‌ فيه‌ بألف‌ درهم‌ لاخوانك‌ العارفين‌ و أفضل‌ علي‌ إخوانك‌ في‌ هذا اليوم‌ و سرّ فيه‌ كلّ مؤمن‌ و مؤمنة‌ ثمّ قال‌ : يا اهل‌ الكوفة‌ لقد أعطيتم‌ خيراً كثيراً و انّكم‌ لمّمن‌ امتحن‌ الله‌ قلبه‌ للاء‌يمان‌ ، مستذلّون‌ مقهورون‌ ممتحون‌ يصبّ البلاء عليهم‌ صبّاً ثمّ يكشفه‌ كاشف‌ الكرب‌ العظيم‌ و الله‌ لو عرف‌ النّاس‌ فضل‌ هذا اليوم‌ بحيقته‌ لصافحتهم‌ الملائكة‌ في‌ كلّ يوم‌ عشر مرّات‌ . «و سپس‌ حضرت‌ رضا رو كردند به‌ من‌ و گفتند : اي‌ پسر أبو نصر ! هر كجا باشي‌ در روز عيد غدير خود را در نزد أميرالمؤمنين‌ عليه‌ السّلام‌ حاضر كن‌ ! زيرا خداوند در آن‌ روز گناه‌ شصت‌ سالة‌ هر مرد مؤمن‌ و هر زن‌ مؤمنه‌ و هر مرد مسلم‌ و هر زن‌ مسلمه‌ را مي‌آمرزد و از آتش‌ آزاد مي‌كند در برابر آنچه‌ را كه‌ در ماه‌ رمضان‌ و شب‌ قدر و شب‌ فطر آزاد كرده‌ است‌ . و يك‌ درهم‌ انفاق‌ در آن‌ روز براي‌ برادران‌ عارف‌ خود در مقابل‌ هزار درهم‌ است‌ و در اين‌ روز احسان‌ خود ت‌ را بر برادرانت‌ زياد كن‌ و هر مرد مؤمن‌ و زن‌ مؤمنه‌اي‌ را شاد كن‌ . و سپس‌ فرمود : اي‌ اهل‌ كوفه‌ : به‌ شما خير كثيري‌ داده‌ شده‌ است‌ و شما از كساني‌ هستيد كه‌ خداوند دلهاي‌ آنها را به‌ ايمان‌ آزمايش‌ كرده‌ است‌ و پيوسته‌ در تحت‌ سيطره‌ و قدرت‌ ذليل‌ و مقهور و مورد امتحان‌ و بلا بوده‌ايد و بلا بر شما از جوانب‌ مي‌ريزد و سپس‌ كاشف‌ الكرب‌ العظيم‌ آن‌ بلا را بر مي‌دارد . سوگند به‌ خدا كه‌ اگر مردم‌ فضليت‌ روز غدير را به‌ حقيقت‌ آن‌ بدانند ملائكه‌ هر روز با آنها ده‌ بار مصافحه‌ مي‌كنند .

\[تصویر:  images?q=tbn:ANd9GcTsfC38M6WeQhQf1tulVxm...dXMldv_RpA]
03-12-2009 01:07 AM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #2
RE: روز غدیر خم روز عید است
سلام

چون روز 18 ذی حجه سال 10 هجرت علی (ع) به دستور الهی خلیفه و جانشین پیامبر خدا شد و در پی آن اکمال دین ، اتمام نعمت ، رضایت حق و یاس کافران تحقق یافت ، این روز از اعیاد بزرگ اسلامی ، مورد توجه پیامبر (ص) و اهل بیت قرار گرفت که در اینجا به برخی از سخنان انها اشاره می کنم :

مرحوم صدوق در امالی خود نقل می کند که پیامبر (ص) فرمود : روز غدیر خم با فضیلت ترین عیدها برای امت و پیروانم می باشد . آن ، روزی است که خداوند مرا مامور نمود تا برادرم علی را بعد از خودم به عنوان پرچم دار هدایت امتم نصب نمایم . روزی است که خداوند دین خود را کامل ساخت و نعمت را بر پیروانم و امتم تمام نمود و راضی و خشنود شد که اسلام را برای آنان دین قرار دهد . (1)

امام صادق (ع) می فرماید : رسول خدا (ص) به امیر مومنان علی (ع) سفارش نمود این روز را عید بگیرد چنان که پیامبران گذشته به جانشینان خود سفارش می کردند که آن روز را عید بگیرند . (2)

آن حضرت در جای دیگری روز عید غدیر را « عید الله اکبر » (3) ، بزرگترین اعیاد (4) و مانند ماهی در بین ستارگان است (5) و هیچ پیامبری مبعوث نشد مگر آن که آن روز را عید گرفت و آن را گرامی داشت . (6)

روزی جمعی از شیعیان خدمت امام صادق (ع) رسیدند و آن حضرت از آنان پرسید : آیا روزی را که خدا با آن بنای اسلام را محکم و رفیع و مناره دین را آشکار کرد و آن را برای ما و دوستداران و شیعیان عید قرار داد می شناسید ؟
گفتند : خدا و پیامبر و فرزند پیامبرش داناترند . ای سرور ما ! آیا آن روز ، روز فطر است ؟
فرمود : نه .
گفتند : آیا روز قربان است ؟
فرمود : این دو روز از جلالت و شرافتی برخوردار هستند ، ولی روز آشکار شدن مناره دین شریف تر از آنها است که آن روز 18 ذی حجه است . (7)

موفق باشید


منابع:
1. اقبال الاعمال الحسنه ج 2 ص 264
2. همان ج 2 ص 263
3. وسائل الشیعه ج 5 ص 224 ح 1
4. همان ج 7 ص 325 ح 5
5. اقبال الاعمال الحسنه ج 2 فصل 7 ص 264
6. وسائل الشیعه ج 5 ص 224 ح 1
7. اقبال الاعمال الحسنه ج 2 فصل 15 ص 279

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
19-11-2010 12:48 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
الهه السادات آفلاین
کاربر تازه وارد
*

ارسال‌ها: 7
تاریخ عضویت: Nov 2011
اعتبار: 0
ارسال: #3
غدير همين جاست...درست همين جا
فاطمه حيدري

بركه در بركه، آواز بلند علوي‌ات طنين‌انداز شد، آسمان‌ها، كوه‌ها، دره‌ها، بيشه‌ها و درختان، تمام‌قد به احترام قامت هاشمي‌ات ايستادند، تاريخ، ثانيه‌هاي بي‌رمقش را به ياد مي‌آورد.
آفتاب لحظه‌اي ايستاد، همه ديدند كه به احترام تو، لحظه‌اي خورشيد روي نتابيد تا همه ببينند، نور تو از آفتاب بيشتر است؛ صداي تپش قلب‌ها حتي ريگ‌هاي بي‌خيال آن بيابان تفتيده را مجبور كرد، سركي بكشند تا ببينند چه خبر است، پنجره‌هاي نداشتة بيابان، باز شده بودند، كوير گوش شده بود تا بشنود هر آن‌چه بايد مي‌شنيد، رفتگان برگشتند، كاش رفتگان تاريخ هم برمي‌گشتند تا دوباره ببينند ….
فرشتگان، دوشادوش هم، آمادة هلهله بودند، شايد جبرييل را هنگام ابلاغ پيام خداوند ديده بودند و پيام نوراني پيامبر را؛ محمد با هر نَفَسش، پيام خدا را مرور مي‌كرد.
بركه، خوشحال از حضور ناب يك عشق، موج، ‌موج، بوسه براي ابر‌ها مي‌فرستاد تا ابرها ببارند و عشق خداوند را بوسه‌باران كنند.
غدير، اين بركة تنهايي، اين جغرافياي تنهايي علي و فاطمه، امروز مملو از جمعيت بود.
آفتاب مي‌تابيد، محمد صلي الله عليه و آله ايستاد، آرام گام برمي‌داشت، آرامش گام‌هايش طوفاني در دل‌هاي بي‌قرار به پا كرد و بركه‌اي كه هميشه تنها بود، ذوق‌زده از حضور نابه‌هنگام اين جمعيت به دنبال كسي مي‌گشت كه دليل حضور فرشتگان بود، رسول حق، لب به سخن گشود، محمد صلي الله عليه و آله گفت و همه اقرار مي‌كردند.
محمد صلي الله عليه و آله گفت و فرشتگان تكبير مي‌گفتند، همة آن‌هايي كه حق را انكار كردند هم، اقرار مي‌كردند، همة آن‌هايي كه حق را پامال كردند هم، آن روز اقرار مي‌كردند، همة آن‌هايي كه حق را نشناختند هم، آن روز اقرار مي‌كردند.
محمد صلي الله عليه و آله گفت و گفت و گفت… از چيزهايي گفت كه مردم، يادشان بود؛ ولي يا خودشان را به فراموشي زده بودند يا حضور ذهن نداشتند.
محمد صلي الله عليه و آله از همه اقرار گرفت، حالا هنگام نتيجه‌گيري بود، محمد گفت: «اي مردم … هر كه را من مولاي اويم از اين پس، علي مولاي او است.»
شيطان به زمين كوفته شد، مردم دسته، دسته به سراغ علي رفتند تا با او بيعت كنند، علي عليه السلام امام، و دين كامل شد.
بركه گريه مي‌كرد، همه فكر كردند، بركه اشك شوق مي‌ريزد يا فكر مي‌كردند، باراني كه روي بركه مي‌بارد، باران است، هيچ كس نفهيمد، چرا اشك فرشته‌ها و اشك بركه، اين‌قدر بي‌صدا روي زمين مي‌لغزيد.
پيامبر صلي الله عليه و آله، وداعي جانسوز كرد و رفت، دخترش فاطمه عليها السلام هم، پس از او تاب نياورد و رفت.
آن‌هايي كه در حضور بركة غدير اقرار كردند، بيعت با علي را به راحتي كنار زدند و حقش را پامال نمودند، مرد نخلستان‌هاي كوفه، 25 سال سكوت كرد.
همه فكر مي‌كردند، غدير فراموش شد، غدير فراموش نشد، آدم‌هاي گواه غدير هم فراموش نشدند، تنها عده‌اي خود را به خواب زدند براي برخي، خواب عنكبوتي مردم به نفع بود، آخر اگر علي مي‌آمد، عدالت مي‌آورد؛ نان مي‌آورد، نان تساوي بيت‌المال؛ اگر علي مي‌آمد، ديگر برخي‌ها ـ كه به قول خودشان، يار ديرين پيامبر بودند ـ نمي‌توانستند از اين نام بهره بگيرند، مقام كسب كنند، صاحب منصب شوند و دين را براي دل خودشان تغيير دهند؛ نمي‌توانستند حديثي بگويند كه از پيامبر صلي الله عليه و آله نبود.
برخي‌ها بايد فكر زندگي راحت را از سر بيرون مي‌كردند، اي بابا چه خبر است؟ هر چه‌قدر با پيامبر صلي الله عليه و آله همراهي كرديم و زندگي ساده داشتيم، بس است، همراهي با علي ديگر چيست؟
اگر علي مي‌آمد، اگر امامت علي قبول مي‌شد، ممكن بود، ديگر اين مردم را هيچ‌جوري نشود، مهار كرد؛ پس با اين اوصاف به صلاح نبود، علي بيايد، بهتر است علي در خانه بماند، منافع ما بهتر تأمين مي‌شود، كاري ندارد، دوست خليفه‌اي كه جاي پيامبر نشست، شمشير به دست ايستاده، اجازه نمي‌دهد فوت پيامبر اعلام شود، او مي‌خواهد، دوستش از راه برسد تا قرارهاي خصوصي خودشان با شيطان را ـ كه از شما چه پنهان روز غدير بسته شد ـ عملي كنند.
علي عليه السلام هم آدمي نيست كه ادعاي خلافت كند وگرنه ميان مردم به منصب‌پرستي مشهور مي شود، چقدر دشمنان علي، زيركانه كار مي‌كنند در شگفتم! و چرا دوستان علي، فكرشان را به كار نمي‌اندازند؟
برخي‌ها هم كه ادعاي دوستي دارند، نمي‌گويند، علي نيايد، مي‌گويند، علي بيايد! چند وقتي صبر كند، آخر ما مُرديم از بس آرزوهاي دور و درازمان را از ميان برديم، اگر علي چند سال صبر كند و بعد بيايد، بهتر است.
قصة غدير، ديگر در گوش بچه‌هاي آن سرزمين تكرار نشد.
براي پول بود يا مقام و منصب؛ براي استفادة شخصي از دين بود يا تحريف و ايجاد ديني جديد؛ براي دشمني با علي بود يا دوستي با دشمنان علي؛ براي كسب افتخار جانشيني پيامبر بود يا استفاده از اين منصب؛ براي هر چه بود، قصة غدير فراموش شد، نه، فراموش نشد، قصة غدير تنها در چشمان خجالت زدة مردم تكرار شد؛ ولي به زبان نيامد، مردمي كه جرأت سربلند‌كردن نداشتند، آخر مي‌گويند، چشم‌ها، هيچ‌گاه دروغ نمي‌گويند؛ ولي چشم‌هاي دشمنان علي، هميشه دروغ مي‌گويند؛ چون مي‌دانند، علي عليه السلام كيست و با او دشمنند.
قصة غدير و تنهايي علي، غربت بني‌هاشم است و بچه‌هاي علي.
امروز غدير، ظهور منجي عشق است كه دارد به فراموشي سپرده مي‌شود، علي‌منكران ديروز، امروز مهدي را انكار مي‌كنند و تازه فهميده‌اند كه اگر مهدي بيايد، اصلاً نمي‌توانند هركاري دلشان مي‌خواهد، انجام دهند، شمشير از روبسته‌اند و چنان امام زمان را انكار مي‌كنند كه انگار هيچ امامي نبوده است!
دوران غيبت، فرصتي براي خودسازي است، نه خودبازي كه اگر همة هستي‌مان را ببازيم، ديگر هيچ نداريم؛ دوران غيبت فرصتي براي بازيابي هويت گمشده است.
شعار دادن و عمل نكردن در دوران غيبت، يعني فراموشي غدير ظهور و تنهايي آقا، گناه و ستم به نفس، ديگران، مردم و طبيعت، يعني فراموشي غدير ظهور و تنهايي آقا. ايستادن، نگاه كردن، هيچ‌كاري انجام ندادن، دست روي دست گذاشتن و تنها گفتن اين جمله كه «آقا بيا» يعني فراموشي غدير ظهور و تنهايي آقا.
منتظر بودن و غديرشناس بودن، يعني اين‌كه تو، حق مهديِ علي را ادا كني.
يعني اصلاح جامعه، اصلاح خودم و اصلاح نفْسم.
غدير هر روز تكرار مي‌شود و نداي هر كه را من مولاي اويم، بارها در گوش جانمان طنين مي‌اندازد.
غدير، همين جا است، همين نقطة نوراني فكر تو، غدير، همين امروز است.
همين وجدان تو … و اين پرسش، آيا من نيز غدير را فراموش كردم؟!


مجله امان شماره 14 : - مقالات

[/font][/size][/size][/size][/font]

بخوان دعاي فرج را دعا اثر دارد
دعا كبوتر عشق است بال و پر دارد
بخوان دعاي فرج را و عافيت بطلب
كه روزگار بسي فتنه زير سر دارد
بخوان دعاي فرج را كه يوسف زهرا
ز پشت پرده غيبت به ما نظر دارد
13-11-2011 07:05 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن: