(10-11-2011 11:38 PM)ihope نوشته شده توسط: سلام
همه ما شنیدیم و خوندیم که روز اخرت و موقع رسیدگی به حساب کتابا اگر نمازخونده باشیم و کار خیر انجام داده باشیم . رابطه نا مشروع انجام نداده باشیم و.... میریم بهشت و اگر نه که ....
حالا سوال اینجاست منی که توی ایران دنیا اومدم و از روز اول توی گوشم ازون گفتن و پدر و مادرم قبلی که دست چپ و راستم و بفهمم بهم گفتن نماز بخون . روزه بگیر . با نامحرم رابطه نداشته باش و تلوزیونم مرتب این مسائل رو به ما یاد اوری می کرده و من رو اگاه کردن ، خیلی احتمالش بیشتر بوده که برم سراغ این چیزا تا یک شخص که توی امریکا به دنیا اومده .
پس من چون ایران دنیا اومدم احتمال اینکه برم بهشت بیشتره تا یک فرد غیر ایرانی .
پس یک جورایی در حق کسی که توی امریکا دنیا اومده ظلم میشه . با خیلیا که صحبت می کنی راجع به این موصوع می گن که خدا نسبت به شرایط و محیطت بازخواست ازت می کنه چون خدا عادله
با سلام خدمت شما و تبریک دهه ولایت
عدالت خدا در بهشتی یا جهنمی کردن انسان ها، با توجه به تفاوت شرایط محیطی آنها چگونه است؟
در پاسخ به این سوال چند نکته را باید مد نظر قرار داد:
1-جامعه و محیط زندگی هیچ کس را مجبور نمی کند.
انسان در اعمال و رفتار خود از عوامل متعددی تاثیر می پذیرد که جامعه پیرامونی و وراثت از نمونه های آن است. کسی که در خانواده مذهبی رشد نموده و در محیط تعلیم و تربیت دینی، شخصیتش شکل گرفته، به رعایت مسائل دینی بسیار نزدیک است. در حالی که اگر شخص در خانواده ای بی دین متولد شود و از همان کودکی با انواع و اقسام گناهان آشنا شود، از دین دور تر بوده و به گناهان نزدیک تر است. اما به این نکته اساسی باید توجه کرد که جامعه و وراثت، بر روی اختیار و اراده ما تاثیر می گذراند. و هرگز ما را مجبور به انتخاب یک مسیر نمی کنند.
این مساله در نزد هر کس واضح و روشن است و به صورت بدیهی می بینیم که اختیار اعمال و رفتارمان به دست خودمان است. و در طی تاریخ نیز موارد متعددی وجود داشته که افراد بر خلاف محیط پیرامونی و تاثیرات آن رفتار نموده اند. که قرآن این مطلب را این گونه تعبیر می کند:
یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَ مُخْرِجُ الْمَیِّتِ مِنَ الْحَیِّ (95 انعام) زنده را از مرده بیرون مىآورد (فرزندان مؤمن را از كفار) و بیرونآورنده مرده از زنده است (اولاد كافر را از نسل مؤمنین)
از سویی می بینیم که فرزند نوح، بر خلاف خانواده خود، مسیر گمراهی را انتخاب می کند و از سوی دیگر همسر فرعون در کاخ او زندگی می کند، و مسیر ترقی و کمال را به زیبایی طی می کند:
وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لی عِنْدَكَ بَیْتاً فِی الْجَنَّةِ وَ نَجِّنی مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمینَ (11 تحریم) خداوند براى مؤمنان، به همسر فرعون مثَل زده است، در آن هنگام كه گفت: «پروردگارا! خانهاى براى من نزد خودت در بهشت بساز، و مرا از فرعون و كار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهایى بخش!»
2- باید محکمات اعتقادی را مد نظر قرار دهیم.
قضاوت درباره بهشتی یا جهنمی بودن اکثر افراد برای ما امکان ندارد. ما می توانیم کسی که عناد و دشمنی شدید با خط الهی داشته را جهنمی بدانیم یا اولیاء الهی را بهشتی بدانیم. اما راجع به عموم مردم نمی توانیم نظری بدهیم. آن جا که ما می توانیم حقیقت بهشتی یا جهنمی بودن فرد را دریابیم؛ آن اشخاص در جامعه اثر می گذارند و جامعه را جهت دهی می کنند، نه اینکه از جامعه اثر بپذیرند. و آنجا که ما حقیقت مساله را نمی دانیم، همان جایی است که با افرادی ضعیف مواجه هستیم که امواج جامعه آنها را به این سو و آن سو می برد. بنابر این ما نمی دانیم که تاثیرات جامعه بر افراد، چه نقشی بر بهشتی یا جهنمی شدن آن ها دارد! و در جایی که انسان علم و اطلاع ندارد باید سکوت کند. یا به محکمات مراجعه کند. و از محکمات اعتقادی ما، عادل بودن خدای تعالی است.
3- روح اعمال در درگاه الهی ارزش بسیاری دارد.
شاید تصوری که غالبا این سوال را به وجود می آورد، این است که ظاهر اعمال کسی را به بهشت می رساند یا سبب جهنمی شدن آن می شود. در حالی که در درگاه الهی، روح عمل اهمیت بسیاری دارد. و به همین دلیل در قرآن گفته شده روزه بگیرید تا شاید به تقوا برسید:
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذینَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ (183 بقره) اى كسانى كه ایمان آوردهاید روزه بر شما واجب شده همانطور كه بر اقوام قبل از شما واجب شده بود شاید با تقوا شوید.
روزه یک ظاهری دارد که گرسنگی و تشنگی است. اما باطن آن تقوا و حالتی روحی است. ظاهر این عبادت برای بسیاری از افراد که از باطن آن بی بهره اند، بهره بسیار اندکی دارد.
حضرت علی (ع) می فرمایند: چه بسیار روزهدارى كه از روزهاش جز گرسنگى و تشنگى بهرهاى نبرد و چه بسا، نمازگزارى كه از نمازش جز بیدارى و رنج نصیبى حاصل نكند. خوشا خوابیدن زیركان و خوشا روزه گشادن ایشان. (کلمات قصار نهج البلاغه شماره 145)(توجه شود این زیرک همان کسی است که اصل ایمان را دارد و به وقت واجبات عمل می کند)
و افراد سست همتی که با نسیمی در محیط زندگی بالا و پایین می روند، غالبا جز در ظاهر اعمال تاثیر نمی پذیرند. و نکته دیگری که به روح عمل مرتبط است اینکه کسی که با وجود دشواری های محیط ناسالم، به نیکی گرایش یافته، روح عمل او قوی تر است. و ارتقا بیشتری در درگاه الهی برای او به وجود می آورد.
(10-11-2011 11:38 PM)ihope نوشته شده توسط: اما طرف که امریکاست می گن عیب نداره چون محیط اینجوری بوده . پس این وسط من چه گناهی کردم که ایران دنیا اومده بودم(انتخاب محل تولد دست من نبوده)؟
پس من چون ایرانم باید خیلی مسائل رو رعایت کنم اما کسی که توی فلان کشور هست عیبی نداره اگر رعایت نکنه؟
واقعا قراره چه اتفاقی بیفته که در حق هیچ کس ظلم نشه؟
در ادامه جواب سوال شما
آیا کسانی که در محیط فاسد و کافرانه هستند، نسبت به ارتکاب اعمال رایج در آن محیط، بی گناه هستند ؟
هر انسانی از فطرت الهی بهره برده که با آن بد و خوب را تشخیص می دهد و می فهمد که باید از بدی ها پرهیز کند:
وَ نَفْسٍ وَ مَا سَوَّئهَا(7)فَأَلهْمَهَا فجُورَهَا وَ تَقْوَئهَا(8)قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّئهَا(9)وَ قَدْ خَابَ مَن دَسَّئهَا(10 سوره شمس)
و قسم به جان آدمى و آن كس كه آن را (آفریده و) منظّم ساخته، (7)سپس فجور و تقوا (شرّ و خیرش) را به او الهام كرده است، (8)كه هر كس نفس خود را پاك و تزكیه كرده، رستگار شده (9)و آن كس كه نفس خویش را با معصیت و گناه آلوده ساخته، نومید و محروم گشته است! (10)
پس در جایی که شخص متوجه بدی عمل هست، هیچ توجیهی برای ارتکاب زشتی وجود ندارد.
البته برای این اشخاص نیز، غالبا عوامل دیگری به فطرت الهی آنها کمک می کند مثلا در زندگی این اشخاص ممکن است مقاطعی به وجود بیاید که در آن مقطع حق برایشان روشن شود و در صورت پشت نکردن به حق در آن مقطع، از ظلمت خارج شده و به نور می رسد و آن هنگام، همه چیز برایش روشن خواهد بود:
یَهْدی بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَ یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ یَهْدیهِمْ إِلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ (16 مائده) خداوند به بركت آن، كسانى را كه از خشنودى او پیروى كنند، به راههاى سلامت، هدایت مىكند و به فرمان خود، از تاریكیها به سوى روشنایى مىبرد و آنها را به سوى راه راست، رهبرى مىنماید.
و اگر هم فرض کنیم که شخصی به هیچ عنوان قادر به تشخیص خوبی و بدی نبوده، تکلیف او به گونه دیگری توسط خدای تعالی روشن می شود.
مثلا دیوانگان و مجانین که بهره عقلی اندکی دارند و شاید نتوانند متوجه حق و باطل شوند، خدای تعالی آزمایش و امتحان دیگری برای، در عالم دیگر تدارک می بیند:
امام باقر علیه السّلام فرمود: چون روز رستاخیز آید خداوند بر هفت گروه حجّت آورد: 1- كودكان كه پیش از بلوغ از دنیا رفتهاند. 2- كسانى كه در زمان فترت یعنى میان دو رسول بوده و از دنیا رفتهاند. 3- پیران سالخورده كه پیغمبر را درك كرده ولى عقل خود را از دست داده بودهاند 4- بیخردان یا عقب افتادگان روانى. 5- دیوانگان كه داراى عقل نبودهاند. 6- كران كه حسّ شنوائى نداشتهاند. 7- گنگها و لالهاى مادر زاد، هر كدام از این طوائف با خداوند عزّ و جلّ احتجاج نماید، فرمود: آنگاه خداوند عزّ و جلّ فرستادهاى بسوى آنان گسیل دارد و آتشى براى امتحان ایشان برافروزد پس بآنان فرمان دهد و گوید: پروردگار شما امر فرموده كه خود را در این آتش افكنید، پس هر كس در آتش جست آن آتش بر وى سرد و سلامت شود، و هر كس نافرمانى نمود بسوى آتش دوزخ رهسپارش كنند. (من لا یحضره الفقیه، ج3، ص: 492)
(10-11-2011 11:38 PM)ihope نوشته شده توسط: واقعا قراره چه اتفاقی بیفته که در حق هیچ کس ظلم نشه؟
وَ ما أُوتیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَلیلاً (85اسراء) جز اندكى از دانش، به شما داده نشده است!