-
راهنما سالنامه لیست اعضا جستجو
 
پاسخ گوی آنلاین سؤالات شرعی


زمان کنونی: 24-05-2012, 03:38 AM درود مهمان گرامی! (ورودثبت نام)


اطلاعیه های تالار

یا صاحب الزمان کی شود پشت به خانه کعبه دهی وبانگ انا المهدی سر دهی؟؟؟

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امیتازات: 3.5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
فلسفه در عصر جدید
نویسنده پیام
محمد آسیابانی آفلاین
سرپرست کل سایت
*******

ارسال‌ها: 369
تاریخ عضویت: Sep 2009
اعتبار: 9
ارسال: #1
فلسفه در عصر جدید
فلسفه در عصر جديد
چنانكه مى‏دانيم نقطه عطف در عصر جديد نسبت به عصر قديم كه از قرن شانزدهم آغازمى‏شود و به وسيله گروهى كه در راس آنها دكارت فرانسوى و بيكن انگليسى بودند صورت گرفت اين بود كه روش قياسى و عقلى در علوم جاى خود را به روش تجربى و حسى داد. علوم طبيعى يكسره از قلمرو روش قياسى خارج شد و وارد حوزه روش تجربى شد. رياضيات حالت نيمه قياسى و نيمه تجربى به خود گرفت.
پس از اين جريان اين فكر براى بعضى پيدا شد كه روش قياسى به هيچ وجه قابل اعتمادنيست. پس اگر علمى در دسترس تجربه و آزمايش عملى نباشد و بخواهد صرفا از قياس استفاده كند، آن علم اساسى ندارد، و چون علم ما بعد الطبيعه چنين است ‏يعنى تجربه و آزمايش عملى را در آن راه نيست پس اين علم اعتبار ندارد، يعنى مسائل اين علم نفياً و اثباتاً قابل تحقيق و مطالعه نيستند. اين گروه گرد آن علمى كه يك روز يك سر و گردن از همه علوم ديگر بلندتر بود و اشرف علوم و ملكه علوم خوانده مى‏شد يك خط قرمز كشيدند. ازنظر اين گروه، علمى به نام علم ما بعد الطبيعه يا فلسفه اولى يا هر نام ديگر وجود ندارد ونمى‏تواند وجود داشته باشد. اين گروه در حقيقت گرامي ترين مسائل مورد نياز عقل بشر را از بشر گرفتند.
گروهى ديگر مدعى شدند كه روش قياسى در همه جا بى اعتبار نيست در ما بعد الطبيعه واخلاق بايد از آن استفاده كرد. اين گروه اصطلاح جديدى خلق كردند و آنچه را كه با روش تجربى قابل تحقيق بود «علم‏» خواندند و آنچه مى‏بايست با روش قياسى از آن استفاده شود اعم از متافيزيك و اخلاق و منطق و غيره آن را «فلسفه‏» خواندند. پس تعريف فلسفه دراصطلاح اين گروه عبارت است از «علومى كه صرفاً با روش قياسى تحقيق مى‏شوند و تجربه و آزمايش عملى را در آنها راه نيست‏».
بنا بر اين نظر، مانند نظر علماء قديم، كلمه فلسفه يك اسم عام است نه اسم خاص، يعنى نام يك علم نيست، نامى است كه شامل چندين علم مى‏گردد. ولى البته دائره فلسفه به حسب اين اصطلاح نيست باصطلاح قدماء تنگتر است. زيرا فقط شامل علم ما بعد الطبيعه و علم اخلاق و علم منطق و علم حقوق و احياناً بعضى علوم ديگر مى‏شود و اما رياضيات و طبيعيات در خارج اين دائره قرار مى‏گيرند بر خلاف اصطلاح قدما كه شامل رياضيات و طبيعيات هم بود.
گروه اول كه به كلى منكر ما بعد الطبيعه و منكر روش قياسى بودند و تنها علوم حسى وتجربى را معتبر مى‏شناختند كم كم متوجه شدند كه اگر هر چه هست منحصر به علوم تجربى باشد و مسائل اين علوم هم كه جزئى است‏يعنى مخصوص به موضوعات خاص است ما از شناخت كلى جهان - كه فلسفه يا ما بعد الطبيعه مدعى عهده ‏دارى آن بود - بكلى محروم خواهيم ماند. از اين رو فكر جديدى بر ايشان پيدا شد و آن پايه گذارى «فلسفه علمى‏» بود.يعنى فلسفه‏اى كه صد در صد متكى به علوم است و در آن از مقايسه علوم با يكديگر و كشف نوعى رابطه و كليت ميان قوانين و مسائل علوم با يكديگر يك سلسله مسائل كلى‏تر بدست مى‏آيد. اين مسائل كلى‏تر را به نام فلسفه خواندند. اگوست كنت فرانسوى و هربرت اسپنسر انگليسى چنين روشى پيش گرفتند.
فلسفه از نظر اين دسته ديگر آن علمى نبود كه مستقل شناخته مى‏شد چه از نظر موضوع وچه از نظر مبادى، زيرا آن علم موضوعش «موجود بما هو موجود» بود و مبادئش - و لا اقل مبادء عمده‏اش بديهيات اوليه بود. بلكه علمى شد كه كارش تحقيق در فرآورده‏هاى علوم ديگرو پيوند دادن ميان آنها و استخراج مسائل كلى‏تر از مسائل محدودتر علوم بود.
فلسفه تحصلى اگوست كنت فرانسوى و فلسفه تركيبى هربرت اسپنسر انگليسى از اين نوع است.
از نظر اين گروه فلسفه، علمى جدا از ساير علوم نيست، بلكه نسبت علوم با فلسفه از قبيل نسبت ‏يك درجه از معرفت با يك درجه كاملتر از معرفت درباره اين چيز است. يعنى فلسفه ادراك وسيعتر و كلى‏تر همان چيزهائى است كه مورد ادراك و معرفت علوم است.
برخى ديگر مانند كانت، قبل از هر چيز تحقيق درباره خود معرفت و قوه‏اى كه منشاء اين معرفت است، يعنى عقل را، لازم شمردند و به نقد و نقادى عقل انسان پرداختند و تحقيقات خود را فلسفه يا فلسفه نقادى (critical philosophy) نام نهادند.
البته اين فلسفه نيز با آنچه نزد قدما به نام فلسفه خوانده مى‏شد جز اشتراك در لفظ وجه مشترك ديگرى ندارد. همچنانكه با فلسفه تحقيقى اگوست كنت و فلسفه تركيبى اسپنسر نيز وجه اشتراكى جز لفظ ندارد.
فلسفه كنت به منطق، كه نوع خاص از فكر شناسى است، از فلسفه كه جهانشناسى است نزديكتر است.
در جهان اروپا كم كم آنچه «نه علم‏» بود، يعنى در هيچ علم خاصى از علوم طبيعى يا رياضى نمى‏گنجيد و در عين حال يك نظريه در باره جهان يا انسان يا اجتماع بود، بنام فلسفه خوانده شد.
اگر كسى همه «ايسم‏» هائى كه در اروپا و آمريكا بنام فلسفه خوانده مى‏شود جمع كند. وتعريف همه را بدست آورد، مى‏بيند كه هيچ وجه مشتركى جز «نه علم‏» بودن ندارند. اين مقدار كه اشاره شد براى نمونه بود كه بدانيم تفاوت فلسفه قديم با فلسفه‏هاى جديد از قبيل تفاوت علوم قديمه با علوم جديده نيست.
علم قديم با علم جديد، مثلا طب قديم و طب جديد، هندسه قديم و هندسه جديد، علم النفس قديم و علم النفس جديد، گياه شناسى قديم و گياه شناسى جديد و ... تفاوت ما هوى ندارند، يعنى چنين نيست كه مثلا كلمه «طب‏» در قديم نام يك علم بود و در جديد نام يك علم ديگر، طب قديم و طب جديد هر دو داراى تعريف واحد هستند، طب به هر حال عبارت است از معرفت احوال و عوارض بدن انسان.
تفاوت طب قديم و طب جديد يكى در شيوه تحقيق مسائل است كه طب جديد از طب قديم تجربى‏تر است و طب قديم از طب جديد استدلالى‏تر و قياسى‏تر است، و ديگر در نقص و كمال است، يعنى طب قديم ناقص‏تر و طب جديد كاملتر است. و همچنين ساير علوم.
اما فلسفه در قديم و جديد يك نام است براى معانى مختلف و گوناگون و به حسب هر معنى تعريف جداگانه دارد. چنانكه در قديم گاهى كلمه فلسفه نام «مطلق علم عقلى‏» بود وگاهى اين نام اختصاص مى‏يافت به يكى از شعب يعنى علم ما بعد الطبيعه يا فلسفه اولى، و درجديد اين نام به معانى متعدد اطلاق شده و بر حسب هر معنى يك تعريف جداگانه دارد.

[تصویر:  images?q=tbn:ANd9GcTsfC38M6WeQhQf1tulVxm...dXMldv_RpA]
26-01-2010 06:33 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
bolanda آفلاین
کاربر تازه وارد
*

ارسال‌ها: 18
تاریخ عضویت: Jul 2010
اعتبار: 0
ارسال: #2
RE: فلسفه در عصر جدید
درود.
آیا شما در مورد فلسفه ی پست مدرن میتوانید اطلاعاتی ارائه دهید؟ سپاسگزارم .

bolanda, proud to be a member of تالارهای گفتمان کشف الیقین since Jul 2010.
15-07-2010 09:22 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
محمد آسیابانی آفلاین
سرپرست کل سایت
*******

ارسال‌ها: 369
تاریخ عضویت: Sep 2009
اعتبار: 9
ارسال: #3
RE: فلسفه در عصر جدید
(15-07-2010 09:22 PM)bolanda نوشته شده توسط:  درود.
آیا شما در مورد فلسفه ی پست مدرن میتوانید اطلاعاتی ارائه دهید؟ سپاسگزارم .

واژه Post Modernism در ادبیات فارسى معادل به فرانوگرایى، فراسوى نوگرایى، ما بعد نوگرایى، پس نوگرایى و تعبیر شده است. در مورد بستر تاریخى آن گفتنى است كه ظاهرا براى اولین بار، یك نقاش انگلیسى به نام جان پاپمن در اواخرقرن نوزدهم، این واژه را در توصیف نوعى نقاشى به كاربرد كه نوتر و پیشتازتر از نقاشى آن زمان بود. سپس در سال 1917 از سوى رودولف پانوتیز در كتاب «بحران فرهنگ اروپایى» و در توصیف نهیلیسم و سقوط ارزش‏هاى فرهنگى اروپا به كار رفت.
برخى از منتقدان «پست مدرنیسم» بر این باورند كه باید بین ظهور «رمانتیسیسم» و بروز اندیشه «پست مدرن»، رابطه‏اى وجود داشته باشد. آنان نهضت «رمانتیسیسم» در اواخر سده هجدهم را، آغازگر نگرشى و گرایشى بنیادى مى‏دانند كه پس از گذشت دو قرن و نیم و درامتداد تحولات فكرى جارى در غرب، به ظهور و بروز «پست مدرنیسم» انجامید.
به اعتقاد الیوتار (نویسنده كتاب «وضعیت پست مدرن») «گذار از جهان مدرن به جهان پست مدرن، دست كم از پایان دهه پنجاه قرن بیستم در غرب آغاز شده است هر چند شتاب این گذار در كشورهاى مختلف یكى نبوده و نیست». او در جایى دیگر در همان كتاب، قرنبیستم را آغاز دگرگونى هایى مى‏داند كه بیانگر پایان دوران مدرن و آغاز دوران پست مدرن است، زیرا به گمان او قرن بیستم شاهد بحران روایت‏هاى بزرگ مى‏باشد.
در هر صورت «پسامدرنیسم»، به عنوان یك جنبش فكرى گسترده‏اى كه رشته‏هاى مختلف از هنر، معمارى و ادبیات تا فلسفه، نظریه اجتماعى و سیاست را درنوردیده است از دهه 1960 میلادى و به خصوص در جریان رویدادهاى اخیر این دهه در اروپا و امریكا، شكلگرفت و همراه با جنبش‏هاى انتقادى اجتماعى و سیاسى در دهه‏هاى 1970 و 1980 م. گسترش یافت.
تحلیل مفهومى پست مدرنیسم: واژه «پست مدرن» در دهه‏هاى اخیر، به طور فزاینده به مفهوم عام كلمه، به پایان دوران شكوفایى «مدرنیسم» و افول آن پس از اوج ظهورش، در قرن بیستم اشاره دارد. این واژه همچنین نظربه جنبش روشنفكرانه بارز دوران معاصر دارد. البته این جنبش، چندان خوشایند و شادى آفرین به حساب نمى‏آید. با وجود این تا كنون میان مفسران، جدال گسترده‏اى بر سر تبیین و تعریف دقیق «پست مدرنیسم» در جریان بوده است.
فستر، یكى از تحلیل‏گران پست مدرنیسم، در بررسى مفهومى این واژه، به بیان دو گونه طرز تلقى از «پست مدرنیسم» اشاره كرده است: صورت اول مربوط به تعریف و بیانى است كه «پست مدرنیسم» را مقابل «مدرنیسم» و نافى و طردكننده آن مى‏داند. و صورت دوم مربوط بهتعریف و بیانى است كه آن را مبتنى بر «مدرنیسم» و نشأت گرفته از آن مى‏شناسد. در تعریف اول، پست مدرنیسم، ویرانگر مدرنیسم و مقاومتى در برابر آن دانسته شده است در حالى كه صورت دوم، پست مدرنیسم، پرورش یافته و تكامل یافته دامان مدرنیسم قرار داده شده است. لیوتار نماینده بیان نخست و جیمسن نماینده طرز تفكر دوم مى‏باشند. به طور كلى اندیشه «پست مدرن» را مى‏توان در اصول ذیل خلاصه كرد:
1. مسأله نسبى‏گرایى و عدم قطعیت در زمینه شناخت (پست مدرن با نفى فاعل شناسان معتقدات كه دوران فراروایت‏ها و تئورى‏هاى بزرگ و جهان‏شمول گذشته است)
2. شكست ایده پیشرفت و فرجام نهایى غایت گرایى‏هاى تاریخى (پست مدرن معتقد است كه الزاما آینده، بهتر از حال و حال بهتر از گذشته نیست)
3. انحلال سوژه اجتماعى و خصوصى‏شدن بعد سیاسى (انسان به عنوان سوره اصلى، دیگر فاعل شناسایى اصل نیست، بلكه خود در منظر سوژه قرار دارد)
4. نقد مفهوم عالم‏گرایى فرهنگ مدرن و اهمیت یافتن ایده هویت فرهنگى (به عقیده پست مدرنیسم، فرهنگ‏ها داراى هویت‏هاى مستقل و متفاوت‏اند و نمى‏توان هویت آنها را در نظم نوین جهانى از بین برد)
5. بحران محیط زیست و پیشرفت دستگاه‏هاى ارتباط جمعى.
6. حمایت از جنبش‏هاى فمنیستى و در هر صورت اصطلاح «پست مدرن»، در حوزه‏هاى فكرى و فرهنگى گوناگون از معمارى، ادبیات، سینما و نقد هنر گرفته تا جامعه‏شناسى، مردم‏شناسى، سیاست و فلسفه به كار گرفته شده است.
لیوتار، در اثر معروفش (وضعیت پست مدرن) حتى از علم «پست مدرن» سخن مى‏گوید. فهرست طولانى متفكران، فیلسوفان و نویسندگانى كه پست مدرن نامیده مى‏شوند، در برگیرنده نام‏هایى مانند: ژاك دریدا، میشل فوكو، ژان فرانسوالیوتار، ژان بودریا، ژرژباتاى، فلیكسگتارى، ژیل دولوز، پال دمان، جاناتان كالر، ریچارد رورتى و بسیارى دیگر است.
براى مطالعه بیشتر ر. ك:
1 پست مدرنیته و پست مدرنیسم، ترجمه حسینعلى نوذرى، انتشارات
نقش جهان.
2 گذر از مدرنیته، شاهرخ حقیقى، نشر آگه.
3 فرهنگ علوم سیاسى، مركز اطلاعات و مدارك علمى ایران.
4 غرب‏شناسى، سیداحمد راهنمایى، نشر مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى (ره).
5 مجله اندیشه حوزه، شماره 24، مدرنیسم، پست مدرنیسم و جامعه مدنى.

[تصویر:  images?q=tbn:ANd9GcTsfC38M6WeQhQf1tulVxm...dXMldv_RpA]
02-09-2010 07:32 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
سینا2 آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 69
تاریخ عضویت: Dec 2010
اعتبار: 1
ارسال: #4
RE: فلسفه در عصر جدید
اگر «فلسفه حاكم» را به فلسفۀ مطرح و جدي و رايج تعبير كنيم و «درحال حاضر» را مترادف «معاصر» در نظر بگيريم، دو مكتب مهم فلسفۀ معاصر غرب عبارتند از مكتب پوزيتيويسم كه بنيانگذار آن آگوست كنت، فيلسوف فرانسوي است و مكتب اگزيستانسياليسم كه كي ير كگور، فيلسوف و متكلم دانماركي آنرا بنيان گذارده است. هر دو فيلسوف در قرن نوزدهم زندگي مي كردند. «اين دو مكتب از زمان پيدايش تا كنون در حال رشد و سيطره بر محافل فلسفي غرب بوده اند و با يكديگر نيز خصومتي وصف ناشدني دارند»[1]. اين خصومت «بسيار شديد است به اندازه اي كه هيچ دو نظام فلسفي حتي راسيوناليستها و آمپريسيست ها تا اين مقدار با هم خصومت نداشته اند»[2].

اگر«درحال حاضر» را به زمان حال (2010 م) معنا كنيم، فلسفه غرب بعد از پوزيتيويسم و اگزيستانسياليسم نظام فلسفي مهمي به خود نديده است و فلسفه هاي قرن بيستم انشعاب هايي از اين دو مكتب فلسفي بوده اند. با اين حال در نيمه دوم قرن بيستم تحت تأثير دو جنگ جهاني و تبعات ناشي از آن فيلسوفاني در غرب ظهور كردند كه به نقد و حتي هجو مدرنيسم غربي پرداختند و همگام با ظهور سبكي جديد از زندگي تحت عنوان زندگي پست مدرن با محوريت فرهنگ و جامعه آمريكايي، به نگرشي جديد از وضعيت جهان پيرامون خود دست يافتند. اين فيلسوفان را در مجموع فيلسوفان پست مدرن مي نامند. اينها مشتركاتي باهم دارند كه مي توانند زير عنوان واحد پست مدرن گردهم آيند اما هركدام از ايشان تعريف خاص خودشان را از اين پديده نوظهور فرهنگي دارند. يكي از وجوه مشترك اين فيلسوفان توجه آنها به فرهنگ عامه و در كل مسائل عامه پسند است كه پيش ترها حريم ممنوعه فيلسوفان محسوب مي شد. ميشل فوكو، ژان بودريار، ژاك دريدا،ژان فرانسوا ليوتار، جيواني واتيمو از مهمترين فيلسوفان پست مدرن به شمار مي آيند. برخي انديشه هاي نيچه و هايدگر را پيش زمينه و آبشخور اصلي فيلسوفان پست مدرن مي دانند، بخصوص مقاله تأثيرگذار «پايان فلسفه» نوشته هايدگر كه خبر از آغاز فصل تازه اي از انديشيدن مي دهد.

***************************
پانویس:
[1] تاريخ فلسفه غرب،ج4،مصطفي ملكيان،قم:پژوهشگاه حوزه و دانشگاه،آبان1379،ص13

[2] همان،ص14

سایت های پاسخ گوی سوالات دینی شما:

www.jawab.ir

http://porseman.org

www.urd.ac.ir

http://pasokhgoo.ir
(آخرین ویرایش در این ارسال: 23-02-2011 03:12 PM، توسط سینا2.)
23-02-2011 03:11 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن: