-
راهنما سالنامه لیست اعضا جستجو
 
پاسخ گوی آنلاین سؤالات شرعی


زمان کنونی: 24-05-2012, 03:23 AM درود مهمان گرامی! (ورودثبت نام)


اطلاعیه های تالار

یا صاحب الزمان کی شود پشت به خانه کعبه دهی وبانگ انا المهدی سر دهی؟؟؟

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امیتازات: 4.5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
علت و معلول
نویسنده پیام
bolanda آفلاین
کاربر تازه وارد
*

ارسال‌ها: 18
تاریخ عضویت: Jul 2010
اعتبار: 0
ارسال: #11
RE: علت و معلول
درود.
آیا اثبات وجود خدا، هیچگونه ارتباطی با اثبات نبوت دارد؟ یعنی پس از اثبات وجود خدا، چه عاملی سبب میشود که نبوت و ارسال پیامبری از سوی خدا برای بشر باور گردد؟
سپاس.

bolanda, proud to be a member of تالارهای گفتمان کشف الیقین since Jul 2010.
15-07-2010 09:19 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
محمد آسیابانی آفلاین
سرپرست کل سایت
*******

ارسال‌ها: 369
تاریخ عضویت: Sep 2009
اعتبار: 9
ارسال: #12
RE: علت و معلول
(15-07-2010 09:19 PM)bolanda نوشته شده توسط:  درود.
آیا اثبات وجود خدا، هیچگونه ارتباطی با اثبات نبوت دارد؟ یعنی پس از اثبات وجود خدا، چه عاملی سبب میشود که نبوت و ارسال پیامبری از سوی خدا برای بشر باور گردد؟
سپاس.


انسان مانند سایر موجودات كمال طلب است؛ امّا كمال حقیقی او از سنخ كمالات مادی و طبیعی نیست؛ بلكه تكامل انسانی او در حقیقت تكامل روح است كه با فعالیّت اختیاری خویش حاصل می‌شود. راه وصول به این كمال ارتباط با كمال مطلق؛ یعنی خداوند متعال می‌باشد كه در سایه این ارتباط به «مقام قرب الهی» نایل می‌شود كه آثار آن بهره‌وری از نعمت‌های الهی و رضوان الهی است كه حد كامل آن در آخرت ظاهر می‌گردد، راه كلی رسیدن به این مقام خداپرستی و تقوا است كه همة شئون زندگی انسان را در برمی‌گیرد.
حال این پرسش مطرح است كه انسان چگونه به این هدف متعالی دست یابد آیا خود به تنهایی حركت كند یا از انسان‌های همسان خود كمك گیرد یا حكمت الهی ایجاب می‌كند، خداوند با فرستادن پیامبران سیر حركت او را در این مسیر معنوی برایش تعیین كند؟ عقل حكم می‌كند خداوندی كه آفریدگار انسان است و از نیازهای گوناگون او اطلاع دارد برنامه این حركت را برایش تعیین كند.
برای تبیین این ضرورت دانشمندان ادله عقلی فراوانی اقامه كرده‌اند كه جهت رعایت اختصار به ذكر سه دلیل بسنده می‌كنیم:
الف) بعثت انبیاء برای تكامل بشر ضروری است
1. هدف از آفرینش انسان این است كه با انجام افعال اختیاری سیر تكاملی خود را به سوی كمال نهایی بپیماید؛ به دیگر سخن، انسان برای این آفریده شده است كه با عبادت و اطاعت از خدای متعال شایستگی دریافت مقام‌هایی را پیدا كند كه ویژه انسان كامل است.

2. وقتی انسان می‌تواند راه تكامل خویش را آزادانه و آگاهانه طی كند كه هم هدف و هم راه رسیدن به آن را بشناسد، پس مقتضای حكمت الهی این است كه ابزار و وسایل لازم را برای تحصیل چنین شناخت‌هایی در اختیار بشر قرار دهد. وگرنه مانند كسی خواهد بود كه مهمانی را به خانه‌اش دعوت كند؛ ولی: محل خانه و راه رسیدن به آن را به او نشان ندهد. بدیهی است چنین رفتاری خلاف حكمت است و می‌دانیم خداوند حكیم است و كار خلاف حكمت انجام نمی‌دهد.
3. شناخت‌های عادی و متعارف كه از راه حس و عقل به دست می‌آیند هر چند نقش مهمی را در تأمین نیازمندی‌های زندگی ایفا می‌كند؛ امّا برای شناختن راه كمال و سعادت حقیقی در ابعاد مختلف دنیوی و اخروی كافی نیست (نارسایی دانش بشر در ناكامی مكتب‌های انسانی كاملاً آشكار است).
و اگر راه دیگری برای رفع این كمبودها وجود نداشته باشد هدف خداوند از آفرینش انسان تحقق نخواهد یافت.
نتیجه:
با توجّه به مقدمات فوق به این نتیجه می‌رسیم كه مقتضای حكمت الهی این است كه راه دیگری بجز عقل و حس برای شناختن مسیر تكامل همه جانبه در اختیار بشر قرار دهد و آن همان راه وحی است كه در اختیار پیامبران قرار گرفته است تا انسان‌ها را در مسیر كمال و سعادت رهنمون باشند.[1]

نارسایی دانش بشر
در میان مقدمات این برهان ممكن است مقدمه اخیر، (مقدمه سوم)، مورد تشكیك واقع شود لذا به توضیح بیش‌تری پیرامون آن می‌پردازیم تا نارسایی دانش بشر برای تشخیص مسیر تكامل همه جانبه انسان و نیاز وی به راه وحی كاملاً روشن گردد و لذا می‌گوییم: قانون‌گذار برای شناخت راه صحیح زندگی در همه ابعاد، باید بر آغاز و انجام وجود انسان و پیوندهایی كه با موجودات دیگر دارد، اطلاع یابد و تأثیر این پیوندها را در سعادت و شقاوت او شناسایی كند تا بتواند برای میلیاردها انسان با ویژگی متفاوت بدنی و روانی برنامه‌ریزی كند؛ ولی احاطه بر این امور نه تنها برای فرد یا گروهی میسر نیست؛ بلكه هزاران گروه متخصص نمی‌توانند قوانین دقیقی تنظیم كنند، به گونه‌ای كه مصالح فردی و اجتماعی، مادی و معنوی و دنیوی و اخروی همه انسان‌ها تضمین گردد.
روند تغییرات حقوقی و قانونی در طول تاریخ بشر و شكست مكاتب فكری مدعی هدایت بشر از قبیل فرویدیسم و ماركسیسم و ... نشانگر نارسایی دانش بشر در ارائه راه سعادت به جامعه انسانی و نمایانگر تكامل‌پذیری معارف بشری است. بهترین دلیل بر این نارسایی اعتراف صاحبان این مكاتب و ایرادات فراوان صاحب نظران بر این مكاتب و عدم موفقیت آن‌ها در عمل است كه نمونه آن فروپاشی بلوك كمونیستی شوروی سابق است.
این در حالی است كه این مكاتب فقط ادعای برنامه‌ریزی برای دنیای انسان را داشته و سعادت اخروی و كمال معنوی او را به فراموشی سپرده‌اند. و او را در حد یك حیوان تنزل داده و در حصار دنیا و خواهش‌های نفسانی محبوس كرده‌اند.

ب: انسان قادر بر قانون‌گذاری دقیق نیست

قانون‌گذار كامل باید شرایط زیر را داشته باشد تا بتواند شایسته‌ترین قانون را وضع كند.
1. باید انسان‌شناسی كامل باشد و به تمام اسرار جسم و جان، عواطف، غرایز و ادراكات عقلی او آگاه باشد و به اصول حاكم بر روابط انسان‌ها احاطه داشته باشد تا بتوانند قوانینی هماهنگ با همه این‌ها وضع كند.

2. باید از گذشته و آینده اطلاع كامل داشته باشد تا آثار قوانین امروز را در آینده زندگی بشر ارزیابی كند تنها مفید بودن قانون برای زمان حال كافی نیست .

3. قانون‌گذار باید دارای «علم كامل» باشد تا بتواند با وضع قوانین خود تمام استعدادها و شایستگی‌هایی را كه در فرد و اجتماع نهفته است به فعلیت رساند.

4. قوانین باید جنبة عملی داشته باشد نه خیالی، و از ضمانت اجرای كافی برخوردار باشند نه بدون پشتوانه و درك آن هم برای همگان ممكن بوده نه پیچیده و دور از فهم و درك افراد.

5. قانون‌گذار حقیقی باید از خطا و لغزش مصون بوده و نسبت به افرادی كه می‌خواهد برای آن‌ها قانون وضع كند مهربان و در عین حال دارای اراده‌ای قوی باشد و از هیچ قدرتی نهراسد.

6. قانون‌گذار شایسته كسی است كه خودش منافعی در آن جامعه نداشته باشد، چرا كه منافع شخصی فكر قانون‌گذار را به سوی خود می‌كشاند و تأثیرات آگاهانه و ناآگاهانه این منافع در قانون‌گذاری غیرقابل انكار است. آیا این جهات شش‌گانه در كسی جز ذات پاك خداوند پیدا می‌شود، كسی كه خالق بشر است و از تمام اسرار وجود او آگاه است، كسی كه عالم به حال و آینده و نتایج هر حكمی است، بدون خطا و لغزش و بی‌نیاز از هر كس و هر چیز؟

با توجّه به مقدمات فوق نتیجه می‌گیریم كه هر قانونی غیر از قانون خدا ناقص و بی‌فرجام است و اتفاقاً تمام بدبختی‌ها و مشكلات بشر از آنجا سرچشمه می‌گیرد كه خودش می‌خواهد با آن علم محدود و با آن همه انگیزه‌های دنیایی برای خویش قانون وضع كند و این یكی از دلایل عقلی لزوم بعثت انبیاء است.[2]

ج: هماهنگی تكوین و تشریع بعثت انبیاء را ضروری می‌كند

با نگاهی ژرف به جهان آفرینش در می‌یابیم كه آفریدگار جهان برای رساندن هر موجودی به كمال ممكن خود، هرگونه وسایل لازم و مفید را در اختیار او گذاشته است. حال این سؤال پیش می‌آید كه آیا آفریدگاری كه در عالم تكوین (آفرینش) این اندازه وسایل پیش‌رفت و تكامل را در اختیار هر موجودی نهاده است چگونه ممكن است، موضوع فرستادن انبیا كه مهم‌ترین نقش را در تكامل انسان در جنبه‌های مادی و معنوی دارد، نادیده گرفته باشد و جامعة انسانی را از این موهبت بزرگ محروم سازد!

ابوعلی سینا در كتاب «شفاء» با عباراتی كوتاه و تشبیهی جالب به این حقیقت اشاره می‌كند:
«احتیاج به بعثت پیامبران برای بقای نوع انسان و تحصیل كمالات وجودی او از روییدن موهای مژه، ابرو، و فرورفتگی كف پا (كه راه رفتن و ایستادن را برای انسان آسان می‌سازد) و امثال این منافع بیش‌تر است؛ بنابراین ممكن نیست عنایت ازلی الهی آن منافع را ایجاب كرده باشد و بعثت پیامبران را كه اساس زندگی انسان است ایجاب نكند.»[3]
مشابه این استدلال را «هشام بن حكم» شاگرد معروف امام صادق ـ علیه السّلام ـ برای «عمرو بن عبید» دانشمند معروف اهل سنّت بیان كرده است.[4]
علاوه بر دلایل فوق و دلایل عقلی دیگر كه به جهت اختصار ذكر نشد لازم به تذكر است، تمسك به آیات قرآن و روایات پیشوایان دین در این موضوع و دیگر موضوعات از باب تعبد و استدلال به دلایل نقلی نیست؛ بلكه گاه می‌توان از این آیات و روایات براهین عقلی استخراج كرد؛ به عبارت دیگر با نگاه بیرون دینی به قرآن نیازمندی به پیامبر را به صورت عقلی می‌پذیریم، قرآن از زوایای گوناگونی، بعثت انبیا را ضروری شمرده است و مسائلی چون تثبیت و تكمیل توحید، امیدواری به قیامت، رفع اختلاف، فصل خصومت، اجرای عدالت در جامعة بشری، اتمام حجت، تزكیه و تعلیم كتاب و حكمت را به عنوان فلسفة بعثت پیامبران بیان نموده است.[5]
در نتیجه بعثت انبیا برای هدایت انسان‌ها امری است كه هم عقل و هم شرع و هم فطرت سلیم آن را لازم و ضروری می‌داند.
***********************
[1] . مصباح یزدی، محمد تقی، راهنماشناسی، قم، انتشارات مركز مدیریت حوزه علمیه، چاپ اوّل، 1367، فصل اوّل ضرورت نبوت؛ و آموزش عقاید، انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ نهم، 1372، ج2، درس بیست و دوّم.
[2] . مكارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، مدرسة امام علی بن ابیطالب ـ علیه السّلام ـ چاپ سوم، 1375، ج 7، ص41 ـ 44.
[3] . ر.ک: مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، ج7، ص 46، به نقل از: ابن سینا، حسین، شفاء، الهیات، مقاله دهم، فصل دوم.
[4] . کلینی، محمد بن یعقوب، اصول كافی، كتاب الحجة، باب الاضطرار الی الحجة، ج 1، حدیث 3.
[5] . خسروپناه، عبدالحسین، قلمرو دین، مركز مطالعات و پژوهش‌های فرهنگی حوزه علمیه، چاپ اوّل، 1381.

[تصویر:  images?q=tbn:ANd9GcTsfC38M6WeQhQf1tulVxm...dXMldv_RpA]
31-08-2010 01:05 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
محمد آسیابانی آفلاین
سرپرست کل سایت
*******

ارسال‌ها: 369
تاریخ عضویت: Sep 2009
اعتبار: 9
ارسال: #13
RE: علت و معلول
شبهه:نقض قانون علیت در داستان گلستان شدن آتش بر حضرت ابراهیم علی نبینا و آله و علیه سلام الله

می دانیم که در داستان حضرت ابراهیم (ع) آتش او را نسوزاند، بلکه تبدیل به گلستان شد. از طرفی قانون علیت کلی بوده و در همه موارد کاربرد دارد. با توجه به این که ذات آتش علت در سوزانندگی است، چگونه قانون علیت در این مورد نقض شده است؟ آیا از لحاظ علمی توجیهی برای این موضوع می توان یافت؟
به طور اختصار جوابی که به شبهه فوق می توان داد این است که علیت هر موضوعی برای موضوع دیگر، وابسته به خواصی است که در موضوع اول قرار دارد و اگر خواص آن به طریق طبیعی و یا اعجاز تغییر یابد، طبیعتا دیگر نمی تواند علت برای موضوع دوم باشد.

آتش ابراهیم نیز با اعجاز خداوند دچار تغییر و تحولاتی شده و تبدیل به گلستان شد و بر همین اساس، ویژگی های قبلی خود را از دست داد. بر این اساس، جای تعجب نیست که ابراهیم (ع) در گلستانی که قبلا آتش بوده، سالم مانده و دچار سوختگی نشود.

[تصویر:  images?q=tbn:ANd9GcTsfC38M6WeQhQf1tulVxm...dXMldv_RpA]
22-02-2011 08:02 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
محمد آسیابانی آفلاین
سرپرست کل سایت
*******

ارسال‌ها: 369
تاریخ عضویت: Sep 2009
اعتبار: 9
ارسال: #14
RE: علت و معلول
در روایات اهل بیت علیهم السلام به قانون علیت و این که هر معلولی احتیاج به علتی دارد اشاره شده است که به برخی از آن ها اشاره می شود:

امیرالمومنین علیه سلام فرمودند:
«و آیا بنایی بدون بنّا یا جنایتی بدون جانی خواهد بود؟»( نهج البلاغه خطبه 185)

و یا در جایی امام صادق علیه سلام فرمودند:
« سنت خداوند بر این تعلق گرفته که هر چیزی را از راه سبب جاری سازد، پس برای هر چیزی سببی قرار داده، و برای هر سببی شرحی، و برای هر شرحی کلیدی، و برای هر کلیدی علمی، و برای هر علمی بابی گویا قرار داد. هر کس آن را شناخت خدا را شناخته، و هر کس آن را انکار کند خدا را انکار کرده است.»( بصائر الدرجات/ص26)

[تصویر:  images?q=tbn:ANd9GcTsfC38M6WeQhQf1tulVxm...dXMldv_RpA]
10-07-2011 01:55 AM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن: