-
راهنما سالنامه لیست اعضا جستجو
 
پاسخ گوی آنلاین سؤالات شرعی


زمان کنونی: 23-05-2012, 07:05 PM درود مهمان گرامی! (ورودثبت نام)


اطلاعیه های تالار

یا صاحب الزمان کی شود پشت به خانه کعبه دهی وبانگ انا المهدی سر دهی؟؟؟

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
کنکاشی در کتب شیعه و سنی در مورد ثواب گریه . عزاداری بر امام حسین
نویسنده پیام
محمد آسیابانی آفلاین
سرپرست کل سایت
*******

ارسال‌ها: 369
تاریخ عضویت: Sep 2009
اعتبار: 9
ارسال: #1
کنکاشی در کتب شیعه و سنی در مورد ثواب گریه . عزاداری بر امام حسین
در كتب تاريخ شيعه و اهل سنّت آمده است كه عزاداري از ابتداء با دستور و تأكيد و توصية پيامبر اسلام (ص) شكل گرفته است و رفته رفته در ميان امت به صورت يك سنّت ديني در آمده است. ابن هشام در كتاب السيرة النبويه ميگويد: "وقتي رسول خدا ( بعد از جنگ احد و شهادت حضرت حمزه ) وارد مدينه شدند صداي زنان بني عبد الاتسهل (از انصار مدينه) را شنيدند كه بر كشتگان خود گريه ميكردند پس چشمان مبارك رسول خدا پر از اشك شد و گريه كردند و فرمودند: امّا براي حمزه كسي گريه نميكند! پس از شنيدن اين سخن سعد بن معاذ و اسيد نب حُفير (دو تن از بزرگان انصار) به خانه هاي انصار رفته و دستور دادند زنهاي انصار براي عموي پيامبر گريه كنند هنگامي كه رسول اكرم گريه هاي آنان را شنيد در حق آنها دعا كرد."1
طبري2 و ابن اثير3 و ديگر مورخان كه نام حمزه را برده اند به اين موضوع اشاره ميكنند يعقوبي درتاريخ خود نقل ميكند كه: پيامبر اكرم از شنيدن شهادت جعفر سخت بيتاب شد و گفت: علي مثل جعفر فلتب البواكي" بر مانند جعفر، بايد زنان نوحه گر گريه كنند."4
ابن هشام5 محمد بن عمر واقدي6 ابن اثير،7 و... اين واقعه را نقل ميكنند. واقعاً جاي تعجب است كه بگوئيم پيامبر از گريه كردن نهي كرده باشد در صورتي كه در داستان يوسف و يعقوب در قرآن ميخوانيم كه:
حضرت يعقوب براي مفارقت يوسف آن قدر گريه كرد تا چشمهاي او بينور شد و حضرت يوسف نيز در زندان آن قدر گريه كرد كه اهل زندان ناراحت شده و قرار گذاشتند يك روز گريه كنند و روز ديگر آرام بگيرد.1"خليفة دوّم گريه بر مردگان تازه گذشته را تحريم كرد تا جايي كه وقتي عايشه براي مرگ پدرش ابوبكر مجلس عزا گرفت شخصاً آمد در خانه و زنان را از گريه كردن نهي كرد آنان اعتنا نكردند به هشام دستور داد وارد خانه شود و عايشه را احضار كند. عائشه چون شنيد به هشام گفت اجازه نميدهم وارد خانه شوي، عمر گفت وارد شو من به تو اجازه دادم چون هشام وارد شد، خواهر ابيبكر، امام فروه جلو آمد. عمر هم بدون معطلي با تازيانه او را زد و زنان چون اين وضع را شنيده و ديدند پراكنده و متفرق شدند."2
در زمان حيات رسول خدا، رقيه دختر حضرت از دنيا رفته بود زنها بر مرگش گريه ميكردند عمر در حضور پيامبر اسلام تا تازيانه به آنان ميزد و ميگفت صدا نكنيد. حضرت فرمود: "به آنها چه كار داري، بگذار گريه كنند و بعد خود حضرت كنار قبر نشسته و فاطمه زهرا پهلوي پدر سر قبر خواهر گريه ميكرد و رسول خدا او را دلداري ميداد و از روي مهرباني اشك چشمش را پاك ميكرد."3 و يا "جنازه اي را كه بستگانش بر او گريه ميكردند به قبرستان ميبردند و عمر آنان را نهي كرد. رسول خدا فرمود: رهايشان كن، آدم مصيبت زده دلش ميسوزد و اشك او جاري ميشود."4
علامة بزرگوار اميني در كتاب پرارزش خود "سيرتنا و سنتنا" به موارد زيادي اشاره ميكند كه از طريق راويان موثّق سنّت به طرق گوناگون بيان شده است. كه به چند مورد از آن اشاره ميكنيم: "از حاكم صاحب مستدرك نقل ميكند كه: هر زمان حسين نزد پيامبر ميرفت پيامبر او را در بغل ميگرفت و گريه ميكرد و خبر از قتل او ميداد."5 و باز نقل ميكند كه: "چون امام حسين به دو سالگي رسيدند حضرت براي سفري از شهر خارج شدند و چون به محلي رسيدند ايستادند و چشمان آن حضرت از اشك پر شد اصحاب علّت اين كار را سؤال كردند حضرت فرمودند: جبرئيل به من خبرداد كه در كربلاء فرزندم حسين كشته ميشود ... و بعد از برگشتن به منبر رفتند و داستان را نقل كردند... قال: فصبج الناس في المسجد بالبكاء"6
و از ابن البرقي حديثي از عايشه نقل ميكند كه مضمون آن چنين است: "جبرئيل بر نبي اكرم نازل شد و به او خبر شهادت امام حسين را داد و سپس مقداري از خاك كربلاء را به آن حضرت داد و فرمود در اين سرزمين فرزند تو شهيد ميشود و چون جبرئيل رفت هنوز خاك در دست پيامبر بود پس حضرت شروع به گريه كردند و فرمودند: اي عايشه جبرئيل به من خبر داد كه فرزندم حسين در سرزمين طف به شهادت ميرسد. و سپس آن حضرت خارج شدند و اصحاب آن حضرت از جمله علي ، ابوبكر، عمر، حذيفه، عمار و ابوذر آن حضرت را ديدند در حالي كه آن حضرت گري ميكرد و..."1 اين واقعه از عايشه، امام سلمه، زينب بنت حجش و.... نقل شده است كه براي روشن شدن مطلب به كتاب نامبرده رجوع شود. هنگامي كه رسول خدا خبر شهادت امام حسين و مصائبي كه به آن حضرت وارد ميشود را براي حضرت فاطمه ـ سلام الله عليها ـ بيان كرد، حضرت فاطمه ـ سلام الله عليها ـ گرية شديدي نمود بعد از پيامبر اساسي سؤال نمود، پدرم اين واقعه در چه زماني است؟ پيامبر فرمودند: در زماني اين حادثه واقع ميشود كه من و تو و علي نيستيم. گرية حضرت فاطمه ـ سلام الله عليها ـ بيشتر شد و فرمود: پدرم پس چه كسي بر حسينم گريه خواهد كرد؟ و چه كسي مجلس عزا براي پسرم برپا ميكند. رسول خدا فرمود: اي فاطمه زنان امتم بر زنان اهلبيت من گريه ميكنند و مردان امتم بر مردان اهلبيت من، و اين عزاداري را هر سال به پا ميكنند. و روز قيامت تو براي زنان امتم شفاعت ميكني و من هم براي مردان و هر كساني كه از امت من بر مصيبت حسين گريه كند، دست او را ميگيريم و او را داخل بهشت مي كنيم. فاطمه جان روز قيامت هر چشمي گريان است مگر ديدهاي كه در مصيبت و عزاي حسين گريسته باشد كه آن چشم در روز قيامت خندان است و به نعمتهاي بهشتي مژده داده ميشود."2


"والسّلام"


1 - السيدة النبويه، ابن هشام، دارالقلم بيروت، ج 3، ص 105، 104.
2 - تاريخ طبري، بان جرير طبري، دارالكتب العلميّه، بيروت، ج 2، ص 74.
3 - الكامل في التاريخ، ابن اثير، دارالاحياء التراث بيروت، ج 2، ص 558.
4 - تاريخ يعقوبي، ترجمه، محمد ابراهيم آيتي، شركت انتشارت علميو فرهنگي، چ اوّل، ج 1، ص 427.
5 - السيدة النبويه، ابن هشام، ج 4، ص 22.
6 - مغازي، محمد بن عمر واقدي، ترجمة دكتر مهدوي دامغاني، مركز نشر دانشگاهي، ج 2، ص 585 ـ 584.
7 - الكامل في التاريخ، ابن اثير، ج 1، ص 609.
1 - مجمع البيان، طبرسي، دارالمعرفة، بيروت، ج 6ـ 5، صص 235 ـ 257.
2 - تاريخ طبري، ج 2، ص 349، (در حوادث سنة 13 وفات ابيبكر).
3 - مسند احمد بن حنبل، جزء اوّل، ص 235.
4 - مسند احمد بن حنبل، جزء 2، ص 333.
5 - سيرتنا و سنتنا، علامة اميني، ص 43.
6 - همان منبع، ص 47.
1 - همان منبع، ص 65.
2 - بحارالانوار، علامة مجلسي، ج 44، ص 293.

[تصویر:  images?q=tbn:ANd9GcTsfC38M6WeQhQf1tulVxm...dXMldv_RpA]
23-12-2009 12:23 AM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن: