-
راهنما سالنامه لیست اعضا جستجو
 
پاسخ گوی آنلاین سؤالات شرعی


زمان کنونی: 23-05-2012, 06:29 PM درود مهمان گرامی! (ورودثبت نام)


اطلاعیه های تالار

یا صاحب الزمان کی شود پشت به خانه کعبه دهی وبانگ انا المهدی سر دهی؟؟؟

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امیتازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بیان انحرافات و نقد مولوی - مولوی و سماع
نویسنده پیام
vahid2451 آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 122
تاریخ عضویت: Aug 2010
اعتبار: 2
ارسال: #1
بیان انحرافات و نقد مولوی - مولوی و سماع
تعدادی از بزرگان صوفیه هستند که به شدت شیفته سماع بوده و آنرا یکی از برترین اعمال یا حتی بهترین عمل نزد خداوند می دانند.
مولوی،شمس،فخرالدین عراقی،اوحد الدین کرمانی و روزبهانی بغلی شیرازی از این دسته اند.

[تصویر:  sema.jpg]

مولوی میگوید:پس غذای عاشقان باشد سماع
که در او باشد خیال اجتماع

وی حتی سماع را برتر از نماز میداند. افلاکی شاگرد مولوی در مناقب العارفین مینویسد:
روزی در حضور مولانا رباب (یک نوع آلت موسیقی) میزدند و مولانا ذوقها میکرد.از ناگاه عزیزی (یکی از مریدان) در آمد که نماز دیگر (اذان) میگویند. مولوی لحظه ای تن زد (صبر کرد) و فرمود: نی نی آن (اذان) نماز دیگر و این سماع نماز دیگر . هر دو داعیان حقند. یکی (اذان و نماز) ظاهر را به خدمت میخواهد واین دیگر (سماع) باطن را به محبت حق میخواند. ( مناقب العارفین ص ۳۴۲)

در جایی دیگر در مقابل حدیث حضرت رسول که می فرمایند:حبب الی من الدنیا النسا والطیب و قرة عینی الصلوه
مولوی میگوید:ما از این عالم سه چیز را اختیار کردیم:یکی سماع ویکی فقاع (آبجو) و یکی حمام (مناقب العارفین ص ۴۰۶ ومولانا جلال لدین ص ۳۴۲).

فرزند خلف مولوی نیز میگوید : انبیا توجه و رویکرد به خدا را در قالب نماز به مردم می رساندند اما اولیاء (صوفیه) آن نماز حقیقی را به صورت سماع به عالمیان رساندند. (ولد نامه ۱۱۲ ومناقب العارفین ص۳۹۴)

این جمله از فرزندش سلطان ولد در ولد نامه امده است :
روز و شب در سماع رقصان شد
بر زمین همچون چرخ گردان شد

نجم الدین کبری می گوید: شیخ جنید بغدادی در سماع حاضر بود و سماع در نمی گرفت ، شیخ فرمود :بنگرید که هیچ عامی در میان ما هست؟
(منظور غیر صوفی) نیافتند و … شیخ فرمود : بهتر طلب کنید ، چون طلب کردند کفش عامی با کفش صوفی عوض شده بود وبه این دلیل در نمی گرفت . (اندر غزل خویش نهان خواهم گشتن ص ۲۳)

و باز از قول مولوی می نویسد: العشق یزید بالسماع . سماع عشق آفرین است . ص ۴۳۶٫


مشاهده می شود کسی را که پدر عرفان امروزی می خوانند!! چگونه سماع و رقاصی را بر نماز نازل شده بر پیامبر اکرم (ص) ترجیح می دهد. مولوی به عنوان یکی از صوفیان سنّی افراطی است که متاسفانه امروزه در جامعه تشیع تا جایی مورد احترام قرار می گیرد که به عنوان عارفی بزرگ از او نام برده می شود!!

[تصویر:  emza.jpg]
www.ebnearabi.com
(آخرین ویرایش در این ارسال: 16-09-2011 09:10 PM، توسط هم ولایتی.)
16-09-2011 08:06 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
vahid2451 آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 122
تاریخ عضویت: Aug 2010
اعتبار: 2
ارسال: #2
بیان انحرافات و نقد مولوی - مولوی و سماع " 2 "
بیان انحرافات و نقد مولوی - مولوی و سماع " 2 "
[تصویر:  sema2.gif]
مولوی به گواه تاریخ یکی از شخصیتهای افراطی و پر حرص در عرصه ی سماع است.یکی از نویسندگان علاقه مند به مولوی مینویسد :

مولانا عاشق سماع و رقص بوده و آهنگهایی که (مطربان و نوازندگان) هنگام سماع (برای وی) مینواخته اند غالبا شاد و شفاف و پرجنبش و پویا بوده است.1

مکتب و طریقه ی مولوی در تاریخ تصوف و عرفان نیز به عنوان مکتب "وجد و سماع و عشق و ترانه" شناخته شده است.

وی در این راه از هر فرصت و موقعیتی برای برپایی بساط سماعاستفاده میکرد:

شب2 ، روز ، خانه ، مدرسه3 ، کوچه ، بازار4 ، حمام 5، بیابان 6، عروسی ، عزا 7،وقت نماز 8،و.... برای او فرق نمیکرد!

سلطان ولد – فرزند و شاهد گویای حالات مولوی – وضعیت مولوی را بعد از فراق شمس تبریزی چنین تصویر میکند :

یک نفس بی سماع و رقص نبود

روز و شب لحظه ای نمی آسود 9

خلاصه از مراسم ختنه ی فرزندش تا مراسم تشییع جنازه ی خلیفه اش (صلاح الدین زرکوب) ، پهنه ی سماع مولوی بوده است.

مولوی ، ابوسعید ابوالخیر (صوفی سده ی 4 و 5 ) را که هم مسلک وی در رقص و سماع و پایکوبی است ، می ستاید و او را سعادتمندی شایسته ی اقتدا میداند:

این سعادتهای دنیا هیچ نیست

آن سعادت جو که دارد بو سعید 10

مولوی سماع را "قضای جان عاشقان" ، "نماز عشاق" ، "آرام جان" ، "پیغام پنهانیان دل" ، "برتر از هر دو جهان" ، "نردبان آسمان" ، "رحیق حلال" و .... معرفی میکند :

پس غذای عاشقان آمد سماع

که درو باشد خیال اجــــــــتماع 11

*********************

ســــــماع آرام جان زندگان است

کسی داند که او را جانِ جانست 12

*********************

اگر چه بلنــــــد است بام هفتم چـــرخ

گذشته است از این بام نردبان سماع 13

*********************

برون ز هر دو جهانی چو در سماع درآیی

برون ز هر دو جهانست این جهان سماع 14

*********************

سماع چیست ز پنهانیان دل پیغام

دل غریب بیابد ز نــــــامه شان آرام 15

*********************

تن و دلی که بنوشید از این رحیق حلال

بر آتش غم هجران حرام گشت حــــــرام 16

______________________________________________________________________________

1) موسیقی شعر ص 401

2) مناقب العارفین 471

3) همان 471 و 557 و 216

4) همان 356

5) همان 294

6) همان 436

7) همان 231 و 233

8) همان 395

9) مولانا جلال الدین ، 149 و 150

10 ) کلیات شمس تبریزی ، ط نگاه ، 336

11) مثنوی ، ط وزارت ارشاد 552

12) کلیات شمس تبریزی ، ط نگاه ، غزل 339

13) همان غزل 1295

14) همان غزل 1295

15) همان غزل 1734

16) همان غزل 1734

[تصویر:  emza.jpg]
www.ebnearabi.com
17-09-2011 10:10 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
vahid2451 آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 122
تاریخ عضویت: Aug 2010
اعتبار: 2
ارسال: #3
RE: بیان انحرافات و نقد مولوی - مولوی و سماع
بیان انحرافات و نقد مولوی – مولوی و سماع ” ۳ “

سماع در تاریخ تصوف سابقه ی چندصد ساله داشت اما مولوی چنان معرکه هایی از ساز و آواز و پای بازی در قونیه برپا می کرد که تاریخ صوفی گری کمتر به یاد داشت! ۱۷
انرژی جنبشی و حرص و ولعِ سیر نشدنیِ وی به سماع ، برخی صوفیان و هم مسلکان وی را نیز به سماع وا میداشت! حتی دست آموزان و مریدان وی از همراهی با او عاجز می ماندند!
نوازندگان و خوانندگان – همه ی کثرت و تعدد آنها – از نفس می افتادند ۱۸، اما مولوی همچنان میچرخیدند!
مولوی در سماع بارگی از استاد خویش “شمس تبریزی” نیز پیشی گرفته بود.یک روز و دو روز و بیش تر و – به تعبیرهای اغراق آمیز افلاکی – گاهی تا یک هفته ۱۹ و یک ماه ۲۰ سماع مولوی ادامه میافت.
آوازه خوانیِ تنها(همراه با رقص) ، اشتهای مولوی را سیر نمیکرد ، “طبل” ۲۱ ، “نی” ۲۲ ،دایره”،بویژه “رباب” (شبیه طنبور) باید ، تا مرغِ جان وی در آسمان تصوف و عرفان به پرواز درآید. او مرده و کشته ی “رباب” ۲۳ بود ، برای آن شعر میگفت و غزل می سرایید ، تعظیم و تقدیسش میکرد ، با آنان که به رباب بی حرمتی میکردند ستیزه و تندی میکرد. ۲۴
چنان در سماع و چرخ و رقص غرق میشد که گاهی “تنها لباسِ او” ار بدنش بیرون می آمد و وی متوجه نمی شد!! ۲۵
معرکه ای داغ بود و پرهیجان! مولوی پای بر زمین میکوبید و نعره ها میزد، شعر میگفت و غزل می سرایید ، داغ میشد و خیره خیره نگاه می کرد.گاه سنایی را در قیافه ی قوٌالان (آوازه خوانان) مجسم میدید ، گاه حسام الدین را در آغوش می کشید و مغازله گرانه می گفت :
بیا دین من! بیا ایمان من! بیا جانِ من! بیا سلطان من! ۲۶
باری گویا محفل “دیثی رامب” ۲۷ بود و “آپولو” (الهه ی موسیقی) از کوه های “پارناس” ۲۸ یونان پایین آمده و در سرزمین روم و شهر قونیه ظهور کرده بود:۲۹
امروز سماعـــست و سماعـــست و ســـــــماع
نور است و شعاع است و شعاع است و شعاع ۳۰
*******************************
صــــلا ای صـــوفیان کــــامروز باری
سماعست و نشاط و عیش و آری ۳۱

مولوی خود را “سماع باره” ، “رقصان دین” ، “رقاص ترین درخت” و … میخواند!

قومی شده رقصــان دین با صــد هزاران آفرین
قومی دگر منکر چنین اندر سَفَه رقصان شده ۳۲
*******************************
رقصـــان تر درخت درین باغـــــها منم
زیرا درخت بختم و اندر سرم صباست ۳۳
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ​ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱۷) مناقب العارفین ، ۸۹٫ مولوی با هیجان و حرارت خاصی می چرخید و می رقصید و می گفت:
چون بهشتِ جمله خوبان،شب و روز پایکوبان
ســــر و آســـــتین فشانان،ز نشاط بی قراری (همان غزل ۲۸۴۹)
*******************************************
ما میوه های خامـــیم در تاب آفتابـت
رقصی کنیم رقصی ، زیرا تو میپزانی (همان غزل ۲۹۶۰)
۱۸) مناقب العارفین ۴۰۶
۱۹) افلاکی مینویسد : …بعد از آن به سماع مشغول شد تا نه شبانه روز…. . مناقب العارفین ۴۸۷
۲۰) همان ۲۹۴
۲۱) همان ۲۱۱
۲۲) همان ۴۹۰
۲۳) همان ۴۸۴
۲۴) مولوی به نقل از افلاکی – در پاسخ اعتراض علما ، به علاقه ی مفرط وی به رباب ، می گفت :”والله ثم والله سر گورشان رباب خواهند زد”. مناقب العارفین ۵۶۲٫
۲۵) روزی در مدرسه ی مبارک تواجد نموده در سماع مست شده بود و تمامتِ جامها(جامه ها) به گویندگان(آوازه خوانها) بخشیده با تای پیراهن ، عریان رقص می کرد.از ناگاه گرِهِ آزار(شلوار – لنگ) گشوده شد ، همانا که حضرت چلپی حسام الدین چست (چالاک) برجست و حضرت مولانا رادر کنار گرفته ، فرجی(نوعی لباس) در (وی) پوشانید و به سماع شروع فرمود. مناقب العارفین ۶۰۲٫
۲۶) ….آن شب حضرت مولانا شورهای عظیم میکرد و نعره های پیاپی میزد…همچنان حضرت مولانا به سوی چلپی حسام الدین نگران (نظاره گر) گشته ، فرمود : بیا دین من! بیا ایمان من! بیا جانِ من! بیا سلطان من! پادشاه حقیقی و حضرت چلپی نعره ها میزد و اشکها می ریخت… مناقب العارفین ۱۰۰
۲۷) دیثی رامب Dithyramb در زبان یونانی به معنای آواز و رقص شوریده و دیوانه واری است که در جشنواره های مذهبی یونانیان کهن به افتخار “دیونوسِ” خدا برگزار میشده است.
۲۸) پارناس نام کوهی است که بنا به اسطوره های یونان قدیم ، آپولُن خداوند شعر و نُه خواهری که فرشتگان نگهبان هنرهای زیبا بودند در آن زندگی می کردند (فرهنگ اصطلاحات ادبی ص ۵۳).
۲۹) موسیقی جادوی عشق و عرفان مولوی بود. حتی اگر موسیقی نواز ، ارمنی شراب خوار بود ، مستحق لطف و عطای وی بود.همه نوع هم رقص و هم سماع داشت: پیر مردان ، جوانان و حتی به نقل افلاکی مجلس سماع زنانه نیز داشت و کنیزکانِ آوازه خوان (در آن مجلس) موسیقی و سرود عرفانی مینواختند و میخواندند(مناقب العارفین ۴۹۰ ). اگر هنگام نماز بود و صدای مؤذن به الله اکبر بلند ، (گاه) مولوی –به نقل افلاکی- در گرماگرم رقص بود و بی اعتنا به دعوت مؤذن ، که : سماع داعی جان است و اذان (نماز) داعی جسم!!!(همان ۳۹۵). اگر فقیهان و صوفیانِ معتدل ، فریاد اعتراض بر می آوردند ، باکی نداشت و میگفت : والله آهن سرد می کوبند! (همان ۵۶۲).
۳۰) کلیات شمس تبریزی ، ط نگاه ،۱۳۶۱
۳۱) همان غزل ۲۶۶۵
۳۲) همان غزل ۱۲۴۲
۳۳) همان غزل ۲۰۷

[تصویر:  emza.jpg]
www.ebnearabi.com
(آخرین ویرایش در این ارسال: 19-09-2011 09:15 PM، توسط vahid2451.)
19-09-2011 09:02 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
vahid2451 آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 122
تاریخ عضویت: Aug 2010
اعتبار: 2
ارسال: #4
RE: بیان انحرافات و نقد مولوی - مولوی و سماع
بیان انحرافات و نقد مولوی – مولوی و سماع ” ۴ “ – ارکستر مولوی


مولوی برای بساط سماع – و به قول “لویی ماسینیون” کنسرت روحانی- خود یک “ارکستر” * کامل تشکیل داده بود تا بتواند اشتهای جوشان خویش را اشباع کند.

“خوانندگان” ، “نوازندگان” ، از “طبّالان” (طبل زنان) ، “دفّافان” (دایره زنان) ، نی نوازان – به اضافه ی مریدانِ هم سماع و پر حرارات – همه دست به دست هم می دادند و بزم عرفانی مولوی را هر چه بیشتر داغ می کردند!

نام تعدادی از اعضای ارکستر مولوی در تاریخ زندگانی وی – بویژه در کتاب مناقب العارفین – بصورت پراکنده آمده است.

“شرف الدین عثمان” :خواننده و نوازنده ، که مناقب العارفین مهارت او را در حدّ “عبدالمومن” موسیقی دان معرفی میکند و می گوید: “…ندیم خاص حضرت (مولانا) بود و انگشت نمای جهان ، و ملوک زمانِ مَرَدَه (مریدان) ، صحبت (همنشینی) او بودند.” (مناقب العارفین ۴۸۶ ، رساله سپهسالار ، تعلیقات ۳۴۱).

(عبدالمومن موسیقی دان یکی از موسیقی دانان مشهور و صاحب نظر و دارای تالیف در فن موسیقی است.وی در قرن هفتم میزیسته است.)
در دیوان شمس آمده است :
آمد عثمان شهاب دین هین
واگــــو غـــــزل را مکـــــــرر

“کمال قوّال” : که – به قول افلاکی – مصنّف شهر و استاد دهر بود (مناقب العارفین ۴۵۴ ).

“زکی قوّال” : که مولانا (درباره ی او) فرمود: …حالیا ، فتوحاتِ زکی (منظور اینجا خوانندگی با حالِ وی است) به از فتوحات مکیست (یعنی بهتر از فتوحات مکیه ی ابن عربیست) و به سماع شروع فرمود.( مناقب العارفین ۴۷۰) .

همچنین : “حمزه ی نای زن” نی نواز ، “سراج الدین” مثنوی خوان و ….( مناقب العارفین ۲۷۲).

آلات موسیقی مولوی نیز متنوع بود : “طبل” (همان ۲۱۱) ، “دفّ” (دایره) (گزیده ی غزلیات مولانا ، ص۱۴۶ از مناقب العارفین ۴۹۰) ، “نِی” (مناقب العارفین ۴۹۰) و بویژه “رَباب” (یکی از آلات موسیقی شبیه طنبور) که شیفته و دلباخته ی آن بود و در ستایش آن سخنها (غزل و…) گفته است(همان ۴۸۴) .

مولوی میگوید :
رباب مشرب عشق است مونس اصحاب
کــه ابــــر را عـــربان کـــــترده اند رباب
چنانــکه ابــر سقای گل و گلــستان است
رباب قــــوت ضمیـــرست و ساقـــی اَلباب… (کلّیات شمس ، غزل ۳۱۳ )

جلال الدین شخصا و به ابتکار خود فرمود که رباب را شش خانه ساختند ، چه از عهد قدیم رباب عرب چهارسو بوده…( مناقب العارفین ۸۸).

گروهی از صاحب نظران معتقدند که مولوی خود “موسیقی دان” و “موسیقی نواز” بوده است. (مولوی نامه،۵۹۶،موسیقی شعر،۴۰۳).


آقای همایی در مولوی نامه می نویسد : وی (مولوی) در فن موسیقی و ضرب اصول و الحان ، وقوف کامل داشته و خودِ او سازِ رباب را بسیار خوش و استادانه می زده است.(مولوی نامه ۵۹۶)
________________________________________________________________
* گروه نوازندگان ، با مجموعه ی سازها که با همکاری ، قطعه ای را اجرا کنند.

[تصویر:  emza.jpg]
www.ebnearabi.com
21-09-2011 04:33 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
kabutar غایب
کاربر تازه وارد
*

ارسال‌ها: 53
تاریخ عضویت: Sep 2010
اعتبار: 0
ارسال: #5
RE: بیان انحرافات و نقد مولوی - مولوی و سماع
و خدايي كه در اين نزديكي است...
"قسمتي از بیانات مقام معظم رهبري در ديدار شاعران
14 رمضان 1429
يك بخش مهمى از شعر آئينى ما می‌تواند متوجه مسائل عرفانى و معنوى بشود. و اين هم يك درياى عظيمى است. شعر مولوى را شما ببينيد. اگر فرض كنيد كسى به ديوان شمس به خاطر زبان مخصوص و حالت مخصوصش دسترسى نداشته باشد كه خيلى از ماها دسترسى نداريم و اگر آن را كسى يك قدرى دوردست بداند، مثنوى، مثنوى؛ كه خودش می‌گويد: و هو اصول اصول اصول الدين. واقعاً اعتقاد من هم همين است. يك وقتى مرحوم آقاى مطهرى از من پرسيدند نظر شما راجع به مثنوى چيست، همين را گفتم. گفتم به نظر من مثنوى همين است كه خودش گفته: و هو اصول ... . ايشان گفت كاملاً درست است، من هم عقيده‌ام همين است"
به نظر شما آيا مقام عظماي ولايت از كتاب شخصي كه به عقيده شما تا اين حد منحرف است و ... اين گونه دفاع مي كنند؟... فكر نمي كنيد بايد نگاهتان را نسبت به آن چه مي خوانيد عوض كنيد؟ ... قطعا مي دانيد كه امام خامنه اي در زمينه ي شعر و ادب بسيار كارشناسانه اظهار نظر مي فرمايند...

بي وفايي هم رسم بعضي هاست ... مهم نيست!
22-09-2011 01:02 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
naser66 آفلاین
کارشناس اخلاق
*****

ارسال‌ها: 728
تاریخ عضویت: Sep 2009
اعتبار: 3
ارسال: #6
RE: بیان انحرافات و نقد مولوی - مولوی و سماع
سلام علیکم
جلال الدین بلخی معروف به مولوی از شاعران سرآمد و ماهر و متبحر در امر شعر فارسی موزون هستند و به نظر بنده فاتح قله غزل می باشند.اما این بدین معنی نمی باشد که مولوی را عالم دینی، بزرگ دینی و ...( همان طور که برخی از بزرگان چنین تعبیری دارند) بدانیم و او را همچون علمای بزرگ دینی مان بشماریم.بلکه مولوی شاعر متبحری بود که در امر شعر فارسی کوشش های فراوانی کرد و ... بعضا پندهای اخلاقی هم در شعرهایش دیده می شود.
در ضمن مولوی به علت سنی و صوفی بودنش هیچ گاه نمی تواند اعتقادات اصیل شیعه را داشته باشد.

\[تصویر:  images?q=tbn:ANd9GcTsfC38M6WeQhQf1tulVxm...dXMldv_RpA]
22-09-2011 02:12 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
vahid2451 آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 122
تاریخ عضویت: Aug 2010
اعتبار: 2
ارسال: #7
انحرافات و نقد مولوی – مولوی و سماع ” ۶ “ – سمـــــــاعِ زنانــــــــه !
انحرافات و نقد مولوی – مولوی و سماع ” ۶ “ – سمـــــــاعِ زنانــــــــه !


پدیده شگفت‌تری از سماع مولوی برپایی «سماع زنانه» با حضور و توسط مولوی است! در این مراسم (یعنی مراسم سماع صوفیانه – زنانه)، مولوی خود ستاره اصلی رقص و وجد عرفانی است و زنان – که برخی از آن‌ها از شاهزادگان و اشراف هستند- بر گرد او پروانه‌وار حلقه می­زنند و بعد از ایراد سخنانی توسّط مولوی، مراسم چرخ و رقص با خوانندگی کنیزکان خواننده و نوازنده درباری آغاز می‌شود و تا نیمه­های شب ادامه می­یابد.

اینک متن یکی از گزارش­های «سماع زنانه» مولوی برای آگاهی بیشتر از موضوع درج می‌شود:
« از کـُمَّلِ [= بـزرگان] اصحاب مـنقول است که: هـر شب آدینه، مجموعه خواتین اَکابر [= همسران بزرگان] قونیه پیش خاتون [= همسر] امین­الدّین­میکائیل، که نایب خاص سلطان بود، جمع می­آمدند و لابه‌ها[۱] می‌کردند که البته [از] حضرت خداوندگار [= مولوی]، [برای برپایی مراسم سماع] دعوت کند. چه، حضرتش را بدان خاتون آخرت، از حد بیرون التفات و عنایت‌ها بود و او را شیخ خواتین می­گفت. و چون آن جماعت [= زنان] جمع شدندی… بعد از نمازعشاء، حضرت مولانا، بی‌زحمت [= بی‌مزاحمت و] تنها و تنها [= به تنهایی] پیش ایشان رفتی و در میانه ایشان [= زنان] نشسته، هَمَشان [= همه آنـها] گرد آن قُطب [= مولوی] حلقه گشتندی و بر او گشتندی… و حضرتش در میان گل و گلاب غرق عرق گشته تا نصف­اللیل به معانی و اسرار و نصایح مشغول شدی. آخرالامر کنیزکان گوینده [= آوازه‌خوان] و دفّافانِ [= دایره‌زنان] نادِر و نای‌زنان [= نی زنان]، از [گروه] زنان، [به خوانندگی و نوازندگی] سرآغاز کردندی و حضرت مولانا به سماع شروع فرمودی و آن جماعت به حالی می­شدند که سر از پا و کلاه از سر ندانستندی…» (مناقب­العارفین، ص۴۹۰).
کتاب مولانا­ جلال­الدّین نیز این داستان را نقل کرده است.

مورد دیگر از سماع زنانه، برپایی سماع در خانه مریده، «نظام­خاتون» است که در همان مدرک آمده است (مناقب­العارفین، ص ۶۰۱).

البته برپایی سماع با حضور زنان در میان صوفیه، کم و بیش وجود داشته است. علاءالدّوله­ سمنانی در «چهل­مجلس» (ص، ۲۵۸) و دیگران اشاره­هایی به این مطلب دارند. در مفتاح­ الجنّات آمده است: «… و وقت باشد که مستورات [= زنان] نیز درآرند برخی به نظاره و برخی خود دعوی کنند که ما عین کاریم و مردان و زنان به هم در یک خانه آیند و خود را محرم یکدیگر دانند…(مقدمه­مفتاح­الجنّات، ص ۴۴)».

اوردالاحباب از قول یکی از مشایخ تصوّف می­نویسد: « من که ابوطالب­ام، مروان قاضی را دریافتم، او را کنیزکان بودند مُغَنّیَه [= آوازه خوان] که به جهت اهل تصوّف آماده داشته بود، هر وقت اهل تصوف را جمع کردی و سماع دادی. »

آنچه موجب امنیت خاطر و جرأت مولوی در برپایی محافلِ سماعِ اینچنینی و زیاده روی در این موضوعِ نه چندان خوشایند در ذائقه ی مسلمانان می شد (جدا از اعتقاد و عقاید وی) حمایت همه جانبه ی حکم رانان و امیران سلجوقی ، بخصوص “معین الدوله پروانه” حاکم واقعی و پرقدرت و همه کاره ی قونیه و روم بود.
معین الدوله خود گرایش صوفیانه داشت و مشایخ تصوف ، چون فخرالدین عراقی ، صدرالدین قونوی ، مولوی و دیگران را مورد حمایت قرار میداد.
بخش زیادی از مخارج مولوی و یاران وی (همچنین هزینه ی محافل سِماع) نیز ، از کمکهای پروانه و شخصیتهای دیگری چون امیر معتزّ خراسانی ، همسر سلطان سلجوقی ، علم الدین قیصر و … تأمین می شد.



[۱] – لابه‌ها = التماس‌ها

منبع : سایت ابن عربی - پژوهشی درباره ابن عربی ، عرفان و تصوف

[تصویر:  emza.jpg]
www.ebnearabi.com
01-10-2011 06:44 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن: