-
راهنما سالنامه لیست اعضا جستجو
 
پاسخ گوی آنلاین سؤالات شرعی


زمان کنونی: 23-05-2012, 06:07 PM درود مهمان گرامی! (ورودثبت نام)


اطلاعیه های تالار

یا صاحب الزمان کی شود پشت به خانه کعبه دهی وبانگ انا المهدی سر دهی؟؟؟

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مناظره هشام بن حکم با عمرو بن عبید در باب امامت
نویسنده پیام
محمد آسیابانی آفلاین
سرپرست کل سایت
*******

ارسال‌ها: 369
تاریخ عضویت: Sep 2009
اعتبار: 9
ارسال: #1
مناظره هشام بن حکم با عمرو بن عبید در باب امامت
يونس بن يعقوب می گوید گروهى از اصحاب حضرت صادق عليه السّلام خدمت آن جناب بودند كه هشام بن حكم و حمران بن اعين و مؤمن طاق و هشام ابن سالم و طيار از آن جمله بشمار مى‏آمدند هشام بن حكم هنوز جوانى بود.
حضرت صادق عليه السّلام باو فرمود هشام جريان مناظره خود را با عمرو بن عبيد برايم نقل نميكنى كه چگونه او را مجاب كردى؟! عرضكرد: آقا من از شما خجالت ميكشم و در مقابل شما نميتوانم زبان درازى كنم عظمت مقام شما مرا مانع است از سخن گفتن.
حضرت صادق فرمود هر گاه دستورى بشما ميدهيم در انجام آن تأخير روا نداريد.
هشام گفت شنيدم عمرو بن عبيد در مسجد بصره مى ‏نشيند و مردم را گرد خود جمع ميكند و آنها را گمراه مى ‏نمايد خيلى بر من دشوار آمد بالاخره بجانب بصره رهسپار شدم و روز جمعه ‏اى بود كه وارد بصره شدم و به مسجد رفتم. گروه زيادى در مسجد اجتماع داشتند عمرو بن عبيد كه پارچه‏اى پشمين و سياه رنگ بر كمر بسته بود و يك پارچه نيز بر شانه داشت در ميان جمع نشسته بود مردم از او سؤال ميكردند.
من جمعيت را گشوده پيش رفتم دو زانو در يك كنار نشستم بعمرو بن عبيد گفتم آقاى دانشمند من مردى غريبم اجازه ميفرمائى يك سؤال از تو بكنم گفت بگو.
گفتم تو چشم دارى.
عمرو بن عبيد گفت: اين چه سؤالى است.
هشام- سؤالهاى من همين طورى است.
عمرو- بپرس گر چه سؤالى احمقانه باشد.
هشام- جواب مرا بده.
عمرو- سؤال كن.
هشام- چشم دارى؟
عمرو- آرى.
با چشم چه ميكنى؟
عمرو- رنگ ‏ها و اشخاص را مى‏بينم.
هشام- بينى دارى؟
آرى؟
هشام- با آن چه ميكنى.
عمرو- بوئي ‏ها را با آن استشمام ميكنم‏
هشام- زبان دارى؟.
عمرو- آرى.هشام- با آن چه ميكنى.
عمرو- طعم و مزه اشياء را ميچشم.
گوش دارى؟
آرى.
با آن چه ميكنى.
صداها را ميشنوم.
آيا دست دارى؟
آرى.
با دستهايت چه ميكنى؟.
اشياء را ميگيرم و خشونت و زبرى آنها را تشخيص ميدهم.
تو پا هم دارى؟
آرى.
با دو پايت چه ميكنى؟
بوسيله آن‏ ها از اين مكان بمكان ديگر ميروم.
هشام- مغز و مخ دارى؟
آرى.
هشام- با آن چه ميكنى.
عمرو- هر چه بر اين اعضا و جوارح و حواس وارد مى‏ شود بوسيله او تشخيص مى ‏دهم.
هشام- مگر اين اعضا و جوارح و حواس نميتوانند ترا از مخ و مغز بى ‏نياز كنند.
عمرو- نه.
هشام- چرا با اينكه همه صحيح و سالم هستند. عمرو- حواس و جوارح هر گاه در مورد چيزى ترديد داشته باشند آن را مي‏بويند يا مى‏بينند و يا ميچشند و يا ميشنوند و يا لمس ميكنند آنگاه بمغز ميدهند مغز يقين را بوجود مى‏آورد و شك را از ميان بر ميدارد.
هشام- پس خداوند قلب را براى رفع ترديد و شك جوارح قرار داده.
عمرو- آرى.
هشام- اگر مغز نباشد كار حواس و جوارح كامل نميشود؟
عمرو- صحيح است.
هشام- پس معلوم مى ‏شود خداوند عزيز اعضا و حواس ترا وانگذاشته براى آنها راهنمائى قرار داده كه تصحيح مطالب را نمايد و يقين را بوجود آورد و ترديد را از ميان ببرد.
اما بعقيده تو اين مردم را در سرگردانى و شك و اختلاف واگذاشته و امام و پيشوائى قرار نداده كه رفع ترديد و اختلاف از آنها بنمايد.
اما براى اعضا و جوارح تو راهنما قرار داده كه رفع شك و ترديد نمايد.
عمرو- سكوت كرد و هيچ نگفت پس از چند دقيقه رو بجانب هشام نموده گفت تو هشام هستى؟
هشام- نه.
عمرو- با او نشسته ‏اى و مصاحبت داشته ‏اى.
هشام- نه.
پس تو اهل كجائى.
هشام- از اهالى كوفه هستم.
تو همان هشام هستى.
در اين موقع مرا پيش برد و در جاى خود نشاند تا وقتى من آنجا نشسته بودم سخن نگفت.
حضرت صادق عليه السّلام از شنيدن جريان خنديده فرمود چه كسى بتو اين مطالب را آموخت، عرضكردم بزبانم جارى شد.
فرمود: هشام بخدا قسم اين مطالب در صحف ابراهيم و موسى نوشته است.

منبع:ترجمه جلد هفتم بحارالانوار/ بحث امامت

[تصویر:  images?q=tbn:ANd9GcTsfC38M6WeQhQf1tulVxm...dXMldv_RpA]
05-09-2011 12:42 AM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن: