-
راهنما سالنامه لیست اعضا جستجو
 
پاسخ گوی آنلاین سؤالات شرعی


زمان کنونی: 23-05-2012, 10:26 AM درود مهمان گرامی! (ورودثبت نام)


اطلاعیه های تالار

یا صاحب الزمان کی شود پشت به خانه کعبه دهی وبانگ انا المهدی سر دهی؟؟؟

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
فرق امام و پیغمبر
نویسنده پیام
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #1
فرق امام و پیغمبر
ممكن است كسى بگويد: بنابراينكه امام نيز با عالم غيب ارتباط داشته باشد و به وسيله الهام حقائقى را دريافت كند، پس بين پيغمبر و امام چه فرقى است؟ بعلاوه، در بعض روايات وارد شده كه با مرگ پيغمبر وحى منقطع گشت، اينگونه روايات با سخنان گذشته سازگار نيست . مثلا. على عليه السلام فرمود: خدا پيغمبرش را در زمان انقطاع پيامبران و اختلاف مردم فرستاد، به وسيله او رسالت تمام شد و وحى خاتمه يافت. (1)

حضرت على عليه السلام فرمود: پدر و مادرم به فدايت يا رسول الله! بواسطه مرگ تو چيزى قطع شد كه بواسطه مرگ ديگران قطع نشده بود، زيرا به مرگ تو نبوت و پيمبرى و اخبار آسمانى منقطع گشت. (2)

گرچه در روايات فراوان الهام و ارتباط با جهان غيب براى امامان اثبات شده ليكن در خود همان احاديث فرقهايى براى امام و پيغمبر بيان شده است:

فرق اول: از اخبار استفاده مى‏شود كه امام تشريع كننده نيست. احكام و قوانين شريعت و حلال و حرام به او وحى نمى‏شود. بلكه احكام و قوانين دين بطور كامل بر پيغمبر اكرم نازل شده و آن حضرت هم بعض آنها را كه لازم بوده در اختيار مسلمانان قرار داده اما همه آنها را بطور كلى تعليم على بن ابى طالب (ع) نمود. حضرت على هم تمامى آنها را كتبى و شفاهى در اختيار امام بعد از خودش قرار داد. و به همين كيفيت از هر امامى به امام ديگر انتقال يافت تا كنون كه در اختيار امام دوازدهم مى‏باشد.

بنابراين، امامان اگر احكام حلال و حرام را مى‏گفتند به نحو استقلال نبود بلكه در اين موارد تابع و پيرو رسول اكرم بودند، مسائلى را بيان مى‏كردند كه به عنوان ارث به آنان رسيده بود، يا از قرآن استفاده مى‏شد. لذا مى‏فرمودند: ما گنجينه علوم نبوت هستيم، ما وارث علوم پيغمبر هستيم، علوم پيغمبر در كتاب يا كتابهايى نوشته شده و در اختيار ما قرار گرفته است. ما از شأن نزول آيات و تفسير و تأويل قرآن و ناسخ و منسوخ و عام و خاص آيات كاملا اطلاع داريم. و مى‏فرمودند: احاديث ما احاديث پدرانمان و احاديث پدران ما احاديث رسول خدا است. و مى‏فرمودند: ما اگر از پيش خودمان فتوا بدهيم از هلاك شدگان خواهيم بود، مطالبى را كه مى‏گوييم از رسول خدا به ما ارث رسيده است.

فرق دوم: از احاديث استفاده مى‏شود كه گر چه بر امام نيز الهام مى‏شود و با عالم غيب ارتباط دارد ليكن اين وحى و الهام با وحى انبيا فرق دارد، پيغمبر رسما با عالم غيب تماس مى‏گيرد و فرشته وحى را مشاهده مى‏نمايد و ملكوت جهان هستى را رؤيت مى‏كند ليكن ارتباط امام به چنين مرتبه نيست.

امام فرشته را مشاهده نمى‏كند، بلكه مطالب در دلش القا مى‏شود، يا صداى فرشته وحى به گوشش مى‏رسد، و بدينوسيله حقائق و واقعيات را درك مى‏كند. وحى امام نظير وحى همنشين حضرت سليمان و رفيق حضرت موسى و ذوالقرنين و مادر حضرت موسى بود.

فرق سوم: پيمبران مستقيما با جهان غيب تماس مى‏گرفتند و حقائق را دريافت مى‏نمودند، و در اين باره، به تأييد و راهنمايى ديگران نيازى نداشتند، ليكن ائمه اطهار به تأييدات و تقويت و راهنمايى پيمبر احتياج داشتند. تأييدات معنوى و اشارات مرموز پيمبر بود كه قلب امام را تابناك و براى افاضات و اشراقات پروردگار جهان آماده مى‏كرد، و هزاران در علم را بر رويش مى‏گشود. پيمبر بود كه سرچشمه علوم را به امام نشان مى‏داد و چشم بصيرتش را روشن مى‏نمود تا در هنگام احتياج بدانجا مراجعه كند و كسب فيض نمايد.

هر چه به اما افاضه مى‏شود از طريق پمبر است. حتى مطالب تازه‏اى كه بر امام القا مى‏شود، اولا بر پيغمبر عرضه مى‏گردد، سپس بر امام بعد از او، تا نوبت به امام حاضر برسد. بدين طريق امام كسب فيض مى‏كند.

شاهد سخن
مى‏توانيد مطالب مذكور را از احاديث گذشته استفاده نماييد ليكن از باب نمونه به احاديث زير توجه فرماييد:

1 ـ حضرت صادق (ع) فرمود: ما فقط مى‏توانيم احكام حلال و حرام را براى شما بيان كنيم اما پيغمبر نيستيم. (3)

2 ـ حارث بن مغيره مى‏گويد حضرت باقر (ع) فرمود: على (ع) محدث بود. من عرض كردم: مى‏گويى : على پيغمبر بود؟ حضرت دست مباركش را حركت داد و فرمود: على مانند همنشين حضرت سليمان و همنشين حضرت موسى و مانند ذوالقرنين بود. آيا نشنيدى كه پيغمبر فرمود: در بين شما هم مانند او هست. (4)

3 ـ بريد بن معاويه مى‏گويد به حضرت باقر و صادق عليهما السلام عرض كردم: منزلت شما چيست و از گذشتگان به چه كسى شباهت داريد؟ فرمود: به همنشين حضرت موسى و ذوالقرنين شباهت داريم، آنان عالم بودند ولى پيمبر نبودند. (5)

4 ـ محمد بن مسلم مى‏گويد از حضرت صادق (ع) شنيدم فرمود: ائمه به منزله رسول خدا هستند ليكن پيغمبر نيستند، و به آن تعدادى كه پيمبر مى‏توانست زن بگيرد بر آنان حلال نيست . اما غير از اينها در ساير چيزها به منزله رسول خدا صلى الله عليه و اله هستند. (6)

5 ـ ديلمى مى‏گويد به حضرت صادق (ع) عرض كردم: فدايت شوم بارها از شما شنيدم كه مى‏فرموديد : اگر بر علم ما اضافه نشود تمام مى‏شود؟ فرمود: اما حلال و حرام پس همه را خدا به پيمبر نازل كرده، و در مورد حلال و حرام بر علم امام چيزى اضافه نمى‏شود. گفتم: پس افزايش علم شما در كجاست؟ فرمود: در ساير چيزها، غير از حلال و حرام (7)

6 ـ عبد الله بن عجلان روايت كرده كه حضرت باقر (ع) در قول خدا: «اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولى الامر منكم» فرمود: اين آيه درباره على (ع) و ساير ائمه نازل شده. خدا آنان را به منزله پيمبران قرار داده الا اينكه چيزى را حلال و حرام نمى‏كنند. (

7 ـ سدير مى‏گويد به امام صادق (ع) عرض كردم: گروهى خيال مى‏كنند شما خدا هستيد و در اين باره استدلال مى‏كنند: «و هو الذى فى السماء اله و فى الارض اله» فرمود: اى سدير ! گوش و چشم و پوست و گوشت و خون و موى من از اين گروه بيزار است. اينان بر دين من و پدرانم نيستند. به خدا سوگند خدا در قيامت ما را با آنان جمع نمى‏كند مگر اينكه بر آنان غضبناك است.

سدير گفت: گروه ديگرى شما را رسول مى‏دانند و بدين آيه تمسك مى‏جويند: «يا ايها الرسول كلو من الطيبات و اعملوا صالحا انى بما تعملوا عليهم» فرمود اى سدير گوش و چشم و مو و پوست و گوشت و خون من از اين گروه بيزار است، خدا و رسول هم از آنان بيزار مى‏باشند . اينان بر دين من و دين پدرانم نيستند، به خدا سوگند خدا در قيامت ما را جمع نمى‏كند جز اينكه بر آنان خشمناك خواهد بود. سدير گفت: پس شما چه هستيد؟ فرمود: ما خزينه‏دار علوم الهى و بيان كننده دستورات خدا هستيم. ما از گناه معصوم مى‏باشيم، خدا اطاعت ما را واجب نموده و از مخالفت ما نهى كرده است، ما حجت بر اهل آسمان و زمين هستيم. (9)

8 ـ حضرت صادق (ع) فرمود: هيچ افاضه‏اى از پروردگار عالم نمى‏شود جز اينكه اولا بر رسول خدا بعدا بر امير المؤمين عرضه مى‏شود. و به همين كيفيت به هر يك از ائمه القا مى‏شود، تا اينكه آخرين امام ما از نخستين امام عالم‏تر نباشد. (10)

9 ـ محمد بن مسلم مى‏گويد: نزد حضرت صادق (ع) صحبت از محدث به ميان آمد، فرمود: محدث صداى فرشته را مى‏شنود ولى خودش را نمى‏بيند. محمد بن مسلم عرض كرد: از كجا مى‏فهمد كلام فرشته است؟ فرمود: به واسطه آرامش خطار و وقارى كه در آن حال پيدا مى‏كند. (11)

10 ـ حضرت صادق (ع) فرمود: رسول خدا هزار باب علم به على تعليم نمود كه از هر بابى هزار باب مفتوح شد. (12)

در خاتمه لازم است بدين نكته توجه كنيد كه تعليم رسول خدا هزار باب علم را به حضرت على (ع) و تعلم و ياد گرفتن او از تعليم و تعلم‏هاى معمول و متعارف بين مردم نبوده زيرا اين مطلب معقول نيست كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در يك جلسه در مدت چند دقيقه يا ساعت محدود، به طريق متعارف هزار باب علم را براى على بگويد كه از هر بابى هزار باب مفتوح گردد، و على هم با همان طريق معروف آنها را ياد بگيرد.

لذا بايد گفت: اين تعليم و تعلمها به طريق متعارف نبوده بلكه به صورت و كيفيت ديگرى بوده است. شايد اين كار با يك تصرف تكوينى و هدايت باطنى انجام گرفته باشد و شايد به وسيله نيروى نبوت و پرتوى از جهان غيب، قلب و دل على را صيقل داده و راه كشف حقائق را برايش گشوده باشد.

منابع:

.1 قال على (ع) : ارسله على حين فترة من الرسل و تنازع من الالسن فقضى به الرسل و ختم به الوحى ـ نهج البلاغة ج 2 ص .22

.2 قال على (ع) : بابى انت و امى يا رسول الله لقد انقطع بموتك مالم ينقطع بموت غيرك من النبوة و الانباء و اخبار السماء ـ نهج البلاغة خطبة .230

.3 اصول كافى ج 1 ص 268 ـ قال ابو عبدالله (ع) : انما الوقوف علينا فى الحلال و الحرام فاما النبوة فلا.

.4 اصول كافى ج 1 ص 269 ـ حارث بن مغيرة قال قال ابو جعفر (ع) ان عليا كان محدثا. فقلت فتقول: نبى؟ قال فحرك بيده هكذا ثم قال: او كصاحب سليمان او كصاحب موسى او كذى القرنين . او ما بلغكم انه قال و فيكم مثله؟

.5 اصول كافى ج 1 ص 269 ـ بريد بن معاوية عن ابى جعفر و ابى عبد الله عليهما السلام قال قلت له: ما منزلتكم و من تشبهون ممن مضى؟ قال: صاحب موسى و ذوالقرنين. كانا عالمين و لم يكونا نبيين.

.6 اصول كافى ج 1 ص .270

.7 بحار الانوار ج 26 ص .92

.8 اثبات الهداة ج 3 ص .48

.9 اصول كافى ج 1 ص .269

.10 بحار الانوار ج 26 ص .92

.11 بحار الانوار ج 26 ص .68

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
11-12-2009 11:53 AM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
naser66 آفلاین
کارشناس اخلاق
*****

ارسال‌ها: 728
تاریخ عضویت: Sep 2009
اعتبار: 3
ارسال: #2
RE: فرق امام و پیغمبر
اگر بخواهیم فرق بین پیامبر به طور عام و امام را بدانیم باید بین اقسام هدایت تفاوت قائل شویم. به طور اجمالی هدایت بر دو نوع است:
1) هدایت به معنای ارائه طریق
2) هدایت به معنای ایصال به مطلوب
که اولی همان وظیفه پیامبران بود و دومی همان وظیفه امام( که وظیفه امام مهمتر و سخت از وظیفه پیغمبر می باشد)

\[تصویر:  images?q=tbn:ANd9GcTsfC38M6WeQhQf1tulVxm...dXMldv_RpA]
07-08-2011 11:02 AM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن: