-
راهنما سالنامه لیست اعضا جستجو
 
پاسخ گوی آنلاین سؤالات شرعی


زمان کنونی: 22-05-2012, 02:12 PM درود مهمان گرامی! (ورودثبت نام)


اطلاعیه های تالار

یا صاحب الزمان کی شود پشت به خانه کعبه دهی وبانگ انا المهدی سر دهی؟؟؟

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
درس ازدواج در مکتب آسمانها
نویسنده پیام
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #1
درس ازدواج در مکتب آسمانها
درس ازدواج در مکتب آسمانها

از ماجرای ازدواج حضرت علی ‌و حضرت فاطمه‌(علیهماالسلام) نکات بسیار جالبی را می‌آموزیم که اگر خواهان سعادت و پیروی راستین اسلام هستیم، بایستی تا مرز توان تلاش کنیم تا مراحل اول ازدواج بر مبنای صحیحی صورت گیرد، و دوم آن که ساده‌ زیستی در تمام شوون زندگی جامعه و بخصوص ازدواج راه یابد، وگرنه قید و بندهای اجتماعی در امر ازدواج که بیشتر نشأت گرفته از فرهنگ غیر اسلامی و یا ساخته و پرداخته ذهن‌های کوتاه مادی و اشرافی است چون غل و زنجیر بر دست و پای جوانان و والدین آنها می‌افتد و هر روز این غل و زنجیر بزرگتر و سنگین‌تر می‌شود، تا جایی که امکان هر نوع حرکت صحیحی را می‌گیرد و حیات جامعه را به سوی نابودی می‌کشاند، و بر فساد و نابسامانی‌های روانی و مشکلات اخلاقی می‌افزاید.

درس‌هایی که از ازدواج حضرت علی و فاطمه زهرا(علیهماالسلام) می‌گیریم از این قرار است:

1- کفو و همتا بودن
یکی از اصول اساسی و رازهای موفقیت ازدواج، کفو و همتا بودن دختر و پسر با هم است، زیرا تنها در صورت همتا و هم‎شأن بودن دو زوج است که درک متقابل آنان از یکدیگر امکان‌پذیر است.

برخی تصور می‌کنند کفویت تنها به شرائط ظاهری از قبیل مسائل نژادی و یا وضعیت مادی و رفاهی بستگی دارد. در صورتی که چنین نیست، بلکه همتایی و هم سویی آرمان‌ها، خواست‌ها و تمایلات روحی و روانی افراد، میزان آگاهی‌های علمی و دینی و میزان تعهد عملی به مکتب و مذهب، و ارزش نهادن به ویژگی‌های اخلاقی و فرهنگی است.

اگر مسئله همتایی نبود، بدون تردید دختران زیبایی در مدینه بودند که از ازدواج با حضرت علی (ع) خرسند می‌شدند. اما او حتی از آنان خواستگاری هم نکرد و برای حضرت فاطمه (س) نیز خواستگاران فراوانی بودند اما حضرت فاطمه(س) و پیامبر(ص) به این وصلت‌ها راضی نشدند.

تنها حضرت فاطمه(س) و روح والای او بود که زیبایی‌ها و شکوه معنوی حضرت علی (ع) را درک می‌کرد. در این مورد پیامبر اکرم(ص) برخی تصور می‌کنند کفویت تنها به شرائط ظاهری از قبیل مسائل نژادی و یا وضعیت مادی و رفاهی بستگی دارد. در صورتی که چنین نیست، بلکه همتایی و هم سویی آرمان‌ها، خواست‌ها و تمایلات روحی و روانی افراد، میزان آگاهی‌های علمی و دینی و میزان تعهد عملی به مکتب و مذهب، و ارزش نهادن به ویژگی‌های اخلاقی و فرهنگی است.

2- خواستگاری بدون واسطه
خواستگاری بدون هیچ تشریفات و حضور واسطه انجام شد و حضرت علی‌(ع) شخصاً به خواستگاری حضرت فاطمه(س) از پیامبر اکرم(ص) اقدام نمود.

3- شرط اول: رضایت دختر
پیامبر گرامی(ص) بدون رضایت دخترش حضرت فاطمه(ع) به خواستگار پاسخ مثبت نداد.

4- قناعت
در تهیه جهیزیه به ضروری‌ترین و ابتدایی‌ترین وسائل زندگی در آن عصر بسنده شد، از سیرت پیامبر اسلام(ص) می‌آموزیم که باید در الگوی مصرف تجدید نظر کنیم و در زندگی فناپذیر و زودگذر دنیا به حداقل ممکن قناعت ورزیم تا از گذرگاه پرهیاهوی زندگی سبکبار بگذریم و تن به بردگی این و آن ندهیم.

مگر حضرت فاطمه(ع) دختر پیامبر(ص) رهبر بی‌نظیر مسلمانان نبود؟ مگر از نژاد بنی‌هاشم یعنی اصیل‌ترین و شریف‌ترین تیره‌های عرب به حساب نمی‌آمد؟ مگر مادرش حضرت خدیجه(س) ثروتمندترین زن عرب در عصر خویش نبود؟ مگر از همه جهات علمی فردی آگاهتر و اندیشمندتر از همگان نبود؟ مگر پیامبر گرامی اسلام(ص) نمی‌توانست جهیزیه زیادی را همراه دخترش کند؟

پاسخ همه این سوالات «مثبت» است اما منش و روش پیامبر عظیم ‌الشأن اسلام(ص) و خاندانش بر ساده‌ زیستی استوار است.(2)

متأسفانه در برخی خانواده‌ها به خصوص قشر مرفه جامعه جهیزیه دخترانشان نمایشگاه بین‌المللی کاملی است از لوازم خانگی داخلی و خارجی که برقش چشم‌های ظاهربین را خیره می‌کند.

5- مهیا کردن خانه برای ورود عروس
اکنون ببینیم علی بن ابیطالب(ع) شهسوار اسلام و محبوب‌ترین مردان و نزدیکترین آنان در نزد خدا و رسول خدا چه داشت و چه تهیه کرد:

ابن شهر آشوب در مناقب نقل می‌کند: که حضرت علی(‌ع) نیز اتاق خود را برای عروسی آماده کرد. بدین ترتیب که:

ابتدا مقداری ماسه کف اطاق پهن کرد و چوبی هم تهیه نمود به دو طرف اتاق وصل کرد تا لباس‌های خود را روی آن بیاندازد، و یک پوست گوسفند هم کف اتاق انداخت، و یک بالش نیز که داخلش را از لیف خرما پر کرده بودند در آنجا نهاد.(3) این بود وسایل شخص دوم جهان اسلام .

منابع:
1- ینابیع الموده، صص 177 و 237.

2- زندگانی فاطمه زهرا(علیهاالسلام) تألیف محمد قاسم‌پور با مقدمه آیت‌الله مرعشی نجفی، ص47.

3- زندگانی حضرت فاطمه(علیها‌السلام) و دختران آن ‌حضرت، مولف سیدهاشم رسولی محلاتی، ص‌56 .

موفق باشید

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
20-11-2009 11:46 AM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
jeyran آفلاین
کاربر تازه وارد
*

ارسال‌ها: 22
تاریخ عضویت: Oct 2009
اعتبار: 0
ارسال: #2
RE: درس ازدواج در مکتب آسمانها
حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:
خیارکم الینکم مناکبة و اکرمهم لنسائهم
بهترین شما کسی است که در برخورد با مردم نرم تر و مهربان تر باشد و ارزشمندترین مردم کسانی هستند که با همسرانشان مهربان و بخشنده اند.


(دلال الامامه و کنزالعمال ، ج‌ 7، ص225)


jeyran, proud to be a member of تالارهای گفتمان کشف الیقین since Oct 2009.
(آخرین ویرایش در این ارسال: 20-11-2009 02:07 PM، توسط jeyran.)
20-11-2009 02:06 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
reyhaneh آفلاین
ريحانه
*

ارسال‌ها: 21
تاریخ عضویت: Oct 2009
اعتبار: 0
ارسال: #3
RE: درس ازدواج در مکتب آسمانها
به نظر من در ازدواج مهمترين اصل همين هم كفو بودن است و بقيه ي مباحث اين‌ها رو در خود جاي مي دهند

يا أيُّها النّاسُ اتّقوا ربكم الّذي خَلقَكم مِن نفسٍ واحدة و خَلقَ منها زوجَها و بَثَّ مِنهُما رِجالاً كثيراً و نِساءً.[/font]
21-11-2009 08:16 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
رضا1389 آفلاین
عضو ارشد سایت
****

ارسال‌ها: 279
تاریخ عضویت: Feb 2010
اعتبار: 2
ارسال: #4
RE: درس ازدواج در مکتب آسمانها
با عرض خسته نباشید
یکی از مسایل مهم که در این روزگار بسیار مطرح میشود (در باب ازدواج) اینست که پانزده سال تمام قمری که بعبارتی چهارده سال و شش ( یا هفت ) ماه و بیست روز شمسی برای پسران است سنی ست که میتوان ازدواج کرد .احکام شرعیه بر چنین فردی واجب میشود و الی آخر.
اما چند مسئله مهم در اینجا وجود دارد.
در هیچ کجای قرآن چنین چیزی وجود ندارد و این پانزده سال قمری و نه سال برای دختران برای زمانی قابل طرح بوده که یک دختر نه ساله یا پسر چهارده ساله توانایی تشکیل خانواده را داشته و گویا در فقه شیعه جعفری به این سن اشاره شده و دیگر فرقه های تسنن سنین دیگری را مد نظر قرار داده اند.
قانون تشکیل خانواده به شانزده سال برای دختران و هجده سال برای پسرها اشاره کرده.
مشکلی که وجود دارد اینست که یک پسر در سن مثلا شانزده سال در چند صد سال پیش از این قدرت و توانایی تشکیل خانواده و اداره آنرا داشته است .اما در دنیای امروز یک پسر شانزده هفده ساله هنوز یک پسر بچه محسوب میشود و توان اداره خودش را هم ندارد چه رسد به تربیت فرزندانش...
تمایل دارم این مطلب به بحث گذاشته شود تا نتایجی کاربردی عاید نویسندگان و خوانندگان شود.
هزار سال پیش دختر نه ساله ای در کشوری گرمسیری بزرگتر از دختری هجده ساله در دنیای امروز بوده و بنابر این با شرایط اشتغال و اقتصاد و جامعه مردسالار و کهن آن زمان هماهنگ بوده و ازدواج مینموده است.
بسیاری از طلاق هایی که امروزه در دادگاهها شاهد بروز انها هستیم بدلیل همین ازدواج دو جوان در سن پایی هستیم.حتی بیست و چند ساله....
جدای از اینکه شرایط امروزه بگونه ای ست که مردان چهل ساله نیز همچنان مجردند.
با درنظر گرفتن این مسایل آیا نباید به این امر بیندیشیم که پسر پانزده ساله قمری و دختر در سن نه سال تمام قمری بسیار بچه تر از آن هستند که اجکام شرعی را بر آنها واجب بدانیم ؟
با تشکر

توکلت علی الله
11-02-2010 02:03 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #5
RE: درس ازدواج در مکتب آسمانها
سلام بر دوست خوبم

مطلب و نظر جالبی بود .

درسته که قرآن به صراحتا سن ازدواج را اشاه نکرده ( به دلایلی که اگر لازم شد عرض خواهم کرد) ولی خود مطلعید که به تعابیری انسان را به حدود آن سن آگاه کرده است . تعابیری همچون « بلوغ » ، « بلوغ نکاح » و « بلوغ اشد» . شاید رساترین آیه در تعیین سن ازدواج آیه 6 سوره نساء می باشد که ترجمه آن آیه شریفه باشد که می فرماید: « و ابتلوا الیتامی حتی إذا بلغوا النکاح فإن آنستم منهم رشداً فادفعوا إلیهم أموالهم» یتیمان را آزمایش کنید تا هنگامی که بالغ شده و به نکاح تمایل پیدا کردند و آنان را به درک مصالح زندگانی خود آگاه یافتید، اموالشان را به آنان بدهید.

اما تفاسیر این آیه چه می گوید ؟ آیا ما را به سن و ملاکی دقیق رهنمون می سازد یا خیر ؟ شیخ طوسی در تفسیر آیه می نویسد: معنای بلوغ نکاح آن است که به مرحله ی توانایی بر همخوابگی و تولید نسل برسند، احتلام فعلی منظور نیست.(1) در تفسیر مراغی آمده است: بلوغ نکاح رسیدن به سنی است که استعداد و آمادگی ازدواج حاصل شود و آن بلوغ حلم است. نوجوان در این حالت میل پیدا می کند همسر و سرپرست خانواده باشد. (2)

با این تعبیر از منظر قرآن سن ازدواج و شاخصه آن برای ازدواج در دو مورد خلاصه می شود : اولا توانایی بر ادواج و تشکیل خانواده و در ثانی توانایی تو لید نسل .

البته روایات اسلامی سنین مختلفی را ذکر کرده اند که با توجه به اینکه مطلب مورد بحث قرآنی است بنده از ذکر آنها صرف نظر می کنم .

منابع:
1. شیخ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج3، ص116
2. تفسیر مراغی، ج4، ص188

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
11-02-2010 04:49 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
رضا1389 آفلاین
عضو ارشد سایت
****

ارسال‌ها: 279
تاریخ عضویت: Feb 2010
اعتبار: 2
ارسال: #6
RE: درس ازدواج در مکتب آسمانها
با عرض احترام خدمت جناب استاد هم ولایتی بزرگوار...
مطلبی که نوشتید در خور تعمق است اما یک نکته را تصور میکنم با ساده انگاری از کنارش رد شدید.با اینکه خود شما بر آن احاطه تام و تمام دارید.بلوغ نکاح یعنی رسدن به سنی که توانایی جنسی وجود داشته باشد.و این امر در سن نوجوانی حاصل میشود.که البته برای ازدواج بسیار زود است.مکررا عرض میکنم که یک نوجوان توانایی جهت اعمال جنسی را دارد اما برای ازدواج بسیار زود است.واقعیت اینست که اینگونه عمل کردن یا به طلاق منجر میشود یا مشکلات دیگری را بهمراه دارد.بحث ازدواج به تولید مثل که ختم نمیشود.مسئله مدیریت خانواده و تربیت فرزند هم وجود دارد.
متاسفانه در مسایل مربوط به ازدواج در رساله ها فقط به تولید مثل و توان جنسی اکتفا میشود و بعدا مطالبی مثل کفو بود و دیگر مسایل ....مطرح میشود که بنابر قدر متیقن بسیار محدود به این امر نگاه شده است.
حتی در مورد واجب شدن احکام شرعی بر افراد " فقط به همین احتلام و تولید مثل و قضایای جنسی اکتفا شده.ابتدای نوجوانی این حقیر با شروع جنگ تحمیلی مصادف بود و بیاد میاورم آن روزگار را که یک نوجوان میبایست همچون یک مرد بزرگسال رفتار کند.و رفتار میکردیم.شرایط آنزمان آنگونه بود یکبار در سن بیست و چهار سالگی از طرف خانواده بمن پیشنهاد شد که با فلان کس ازدواج کنم اما هرگز توانایی فکری و روانی را در آنزمان در خود نمیدیدم.چه رسد به وقتیکه فرضا چهارده پانزده ساله بودم !!!!!با اینکه توان تولید مثل را داشتم.این یک مثال واقعی ست.
در قرآن کریم به توانایی تولید مثل اشاره شده اما...توانایی تشکیل خانواده هم مورد عنایت قرار گرفته و این توانایی لزوما با توانایی جنسی مرتبط نیست.کما اینکه میبینیم از شرایط مقتضی عقد نکاح "رفتار جنسی جزو شروط نیست.گرچه میتواند مبطل عقد ازدواج باشد.
و توانایی تشکیل خانواده در قرآنی که دایما تایید میکند (( برای آنها که تفکر میکنند... برای آنها که میدانند... برای آنها که اهل اندیشه هستند...)) فلذا توانایی تشکیل خانواده به توانایی تفکر در راستای حفظ خانواده و تربیت صحیح فرزندان و درک صحیح از مدیریت خانواده متکی ست.حتی اگر بصراحت بیان نشده باشد.در قرآن کریم بسیاری مسایل بصراحت بیان نشده ولی از کلیت قرآن میتوان دریافت که بر پایه اندیشه صحیح استوار است. نهایتا به دو نتیجه میخواهم برسیم.یکی اینکه توان جنسی دلیلی بر ازدواج نیست و فکری سخته و پخته در پس آن باید حضور داشته باشد که البته در نوجوانی حاصل نمیشود ( و حتی اوایل جوانی ) و دو دیگر اینکه واجب شدن احکام شرعی بنظر این حقیر در دوران معاصر نباید با قرون گذشته یکی انگاشته شود.
شاید بهتر این باشد که سن وجوب احکام شرعی را از پانزده و نه سال به سن هجده یا بیست سالگی یا حتی بالاتر برده شود.
اجازه دهیم نوجوانان ( دختر یا پسر ) نوجوانی کنند و زمانی بر آنها احکام را واجب شمریم که درک صحیحی از دین و مذهب و شریعت و حرمت نهادن کامل بر آن را نه بر اساس اجبار " بلکه بر اساس اندیشه داشته باشند.
از همولایتی بزرگوار و دیگر دوستان درخواست میکنم در این مورد کمی عمیقتر بحث کنیم.
با تشکر فراوان...

توکلت علی الله
12-02-2010 03:09 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #7
RE: درس ازدواج در مکتب آسمانها
سلام هم ولایتی بر برادر عزیزم

ممنون از پاسخ شفافتان

مطابق آنچه می گویید در فقه امامیه وجود دارد . یعنی اینکه به صراحت بیان شده دختر و پسر برای رسیدن به صلاحیت ازدواج علاوه بر موارد یاد شده باید «رشید» هم باشند . یعنی اینکه بتوانند مصلحت خود را تشخیص دهند تا بتوانند مستقلا و به اراده خود و از روی اختیار عقد ازدواج ببندند .

خالی از لطف نیست اگر نظری به افکار شهید مطهری در این زمینه بیندازیم . ایشان در زمینه شرط رشد برای ازدواج اینگونه می نویسد :

در فقه و سنت اسلامی محرز و مسلم است که برای ازدواج تنها عقل و بلوغ کافی نیست، یعنی یک پسر به صرف آنکه عاقل و بالغ است نمیتواند با دختری ازدواج کند، همچنان که برای دختر نیز عاقله بودن و رسیدن به سن بلوغ دلیل کافی برای ازدواج نیست، علاوه بر بلوغ و علاوه بر عقل، رشد لازم است. (1)

بنابراین وقتی از رشید بودن و رشد در ازدواج حرف می زنیم یعنی شایستگی و لیاقت اداره زندگی . اتفاقا شهید مطهری در این زمینه اینگونه می فرمایند که :
منظور (از رشد در مورد ازدواج) تنها رشد جسمانی نیست، منظور این است که رشد فکری و روحی داشته باشند،یعنی بفهمند که ازدواج یعنی چه؟ تشکیل کانون خانوادگی یعنی چه؟ عاقبت این بله گفتن چیست؟ باید بفهمد این بله که میگوید، چه تعهدهایی و چه مسئولیتهایی به عهدهی او میگذارد و باید از انجام این مسئولیتها برآید.(2)

بنابراین شرع اسلام برای ازدواج علاوه بر موارد یاد شده لزوم رسیدن به پختگی لازم جهت اداره زندگی را قرار داده است .

منابع:
1. مرتضی مطهری، امدادهای غیبی در زندگی بشر به ضمیمه چهار مقاله دیگر، (انتشارات صدرا، بیتا)، ص 120 و 153.
2. مرتضی مطهری، امدادهای غیبی در زندگی بشر به ضمیمه چهار مقاله دیگر، (انتشارات صدرا، بیتا)، ص 153 و 154

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
13-02-2010 11:39 AM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #8
RE: درس ازدواج در مکتب آسمانها
اما در مورد اینکه گفتید سن وجوب تکلیف شرعی باید دچار تغییرات شود باید بگویم مسأله تفاوت فرزندان عصر ما با اعصار پيشين، بايد در همه جوانب سنجيده شود؛ مثلاً اگر در گذشته بلوغ جسمى افراد بويژه در مناطق گرمسير، آهنگ تندترى داشته است، امروزه رشد عقلى و فكرى و جنسى جوامع بشرى آهنگ تندترى دارد و در مسأله تكليف پذيرى همه اين جنبه‏ها دخالت دارد.
آنچه فقيه در جست و جوى آن است، يافتن حكم شرعى از طريق نصوص وارده در متون دينى است و آنچه اكثر فقيهان در مورد بلوغ دختر به دست آورده‏اند، شرط اتمام نه سالگى است؛ ليكن اگر در اين سن دختر توان انجام تكليفى مانند گرفتن روزه را نداشت، تدريجا قضاى آن را در شرايط توانمندى به جا مى‏آورد. در عين حال تعداد اندكى از فقيهان نيز رسيدن ايام حيض يا اتمام دوازده سالگى را استنباط نموده‏اند. سن تكليف پسر نيز از زمان بلوغ جنسى؛ يعنى، احتلام است و اگر كسى پيش از پانزده سالگى به طور طبيعى بالغ نشد، بايد اتمام پانزده سال را معيار قرار دهد و در شرايط كنونى اكثر پسران پيش از پانزده سالگى بالغ مى‏شوند. حال اگر مبنا بر تغییر است باید دلایل کافی و متقن به مراجع و فقها برسد تا مبنا ا برحسب شرایط فعلی ( و مصالحی که از متون فقهی برداشت می کنند) تغییر دهند .

امیدوارم توانسته باشم نظر خود را به درستی به شما اعلام کنم .

موفق باشید

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
13-02-2010 11:58 AM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
رضا1389 آفلاین
عضو ارشد سایت
****

ارسال‌ها: 279
تاریخ عضویت: Feb 2010
اعتبار: 2
ارسال: #9
RE: درس ازدواج در مکتب آسمانها
خسته نباشید
با تشکر از اینکه اهمیت میدهید و پاسخ مناسب را بیان میفرمایید.اما..
کتابی از یکی از روحانیون دارم که متاسفانه فی الحال در دسترس نیست ولی در اولین فرصت نام نویسنده و غیره ... آنرا در اختیار شما قرار خواهم داد.نویسنده کتاب که از اساتید میباشند بخوبی توضیح داده اند که :
اتمام نه و پانزده سالگی در شرایط امروز جامعه هیچگونه توانایی به جهت ما نحن فیه ایجاد نمیکند.ناگفته نماند که فقها تنها میتوانند بر آثار گذشتگان تکیه کنند در حالیکه ما رو به آینده داریم.و اسلام دینی ست برای همه زمانها و نسل ها ...صرف اینکه حدیثی باشد در اینمورد که چند صد سال پیش از این چه میتوانسته ایم باشیم هرگز رهگشای نسل امروز و آینده نیست.
چنانچه شما دارای فرزند باشید یا در خانواده و اقوام نزدیک دختر یا پسری نوجوان داشته باشید براحتی متوجه این نکته میتوانید شد که سن مذبور اصلا ایجاد صلاحیت برای تکالیف شرعی را باعث نمیشود.حتی اگر احتلام باشد.بنظر من باید مبنا بر تغیر باشد اما معلوم نیست چه زمانی به این امر اختصاص داده خواهد شد؟آیا صد سال دیگر باید در انتظار بود تا اجماع صورت بگیرد؟
متون فقهی تا آنجا که حقیر مطلعم چیزی در محدوده رساله دمشقیه میباشد که جوابگوی عصر حاضر نیست.
در نهایت یکی از مسایل فعلی جامعه اینست که اشخاص صالح به رسیدگی به اینگونه امور " سیاست را جایگزین همه این اندیشه ها کرده اند.
به امید روزی باید باشیم که تعریف عدالت را در عمل ببینیم: هر چیز در جای خودش .

توکلت علی الله
14-02-2010 01:14 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
نشان صبح آفلاین
کاربر تازه وارد
*

ارسال‌ها: 20
تاریخ عضویت: Aug 2010
اعتبار: 0
ارسال: #10
RE: درس ازدواج در مکتب آسمانها
سلام.
هم کفو بودن طرفین ازدواج و از طرفی رضایت کامل پدر و مادر معیارهای بسیار مهمی در امر ازدواج است.

سوال بنده اینست.
اگر در خانواده ای که به هیچ کدام از آداب مذهبی و احکام پایبند نیستند و اصلا دین برایشان ارزشی ندارد، فرزندی وجود داشته باشد (دختر یا پسر) که کاملا بر خلاف خانواده اش پایبند به مسائل دینی و اجرای 100 درصدی احکام است، آیا این فرزند برای ازدواج مشکل پیدا نمی کند؟
چون فرضا اگر پسر باشد ،خواستار ازدواج با دختری از خانواده ای کاملا مقید و مذهبیست. در حالیکه خانواده اش هرگز حاضر نیستند به عنوان پشتیبانش به خواستگاری بروند.

و فرضا هم که خانواده ی پسر راضی به این خواستگاری شدند. خانواده ی دختر به سختی حاضر می شوند با چنین خانواده ای وصلت کنند.

و باز هم بر فرض که هر دو خانواده راضی شدند ؛ در طی زندگانی این زوج چقدر کشش دارند که اختلاف نظر شدید خانواده هایشان را تحمل کنند .

اگر در خانواده غیر مذهبی مسائل خمس و زکات رعایت نشود و یا اگر بر سر سفره ی آنان نوشیدنی های حرام وجود داشته باشد چطور این زوج می توانند هم حرمت پدر و مادر را نگه دارند و به آنها سرکشی کنند وهم با آنها هم کلام و همراه نشوند؟

برعکس این مورد را هم در نظر بگیرید.
دختری که کاملا مقید به اجرای مذهب است در خانواده ای کاملا بی مذهب. کدام خانواده حاضر می شود به خواستگاری چنین دختری برود حتی اگر پسرشان بخواهد؟ و عواقب زندگی این دو چه می شود؟

با این مسئله چگونه برخورد می کنید؟

(فروغ رجائی)
21-08-2010 04:48 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن: