-
راهنما سالنامه لیست اعضا جستجو
 
پاسخ گوی آنلاین سؤالات شرعی


زمان کنونی: 22-05-2012, 01:12 PM درود مهمان گرامی! (ورودثبت نام)


اطلاعیه های تالار

یا صاحب الزمان کی شود پشت به خانه کعبه دهی وبانگ انا المهدی سر دهی؟؟؟

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امیتازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چرا مسيحي هستم و به‌آن افتخار مي كنم؟
نویسنده پیام
Artin آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 90
تاریخ عضویت: Oct 2009
اعتبار: 0
ارسال: #1
چرا مسيحي هستم و به‌آن افتخار مي كنم؟
مقدمه :

در این دنیایی که پر از ادیان مختلف است و اکثر مردم در همان دینی که متولد شده اند میمیرند و اکثرا یا به همان دین می مانند یا جذب دنیایی بی دین و ماتریالیسم (ماده پرست) می گردند.

آیا همه دینها خوب هستند و همه آنها وسیله ای برای رسیدن به خدا هستند؟

آیا مسیحیت نیز مثل سایر دینها که ادعای برتری دین خود را دارند ، تنها ادعای تو خالی و مغرور گونه مطرح می کند؟

آیا واقعا حقیقت دست یافتنی است و ما می توانیم بدانیم از کجا آمده ایم و چگونه باید زندگی کنیم و بعد از مرگ چه می شود؟

قبل از شروع می خواهم دو چیز بگویم .

1- کتاب مقدس می گوید :"بچشید و ببینید که من نیکو هستم." یعنی خدای مسیحیت همه را دعوت می کند که خودشان بیازمایند و ببینند کدام دین بهتر است. البته مسیحیت دین نیست بلکه یگانه راه راستی و حقیقت است.

2- مسیحیت ارثی نیست بلکه انتخاب کردنی است یعنی آنهایکه در خانواده مسیحی متولد می شوند ، اگر خودشان آنرا با ایمان نپذیرند مسیحی نیستند ، حتی اگر به ظاهر آن را به عنوان میراث خانوادگی اطاعت کنند.

امروز من می خواهم در 7 قسمت دلایل شخصی خودم مبنی بر مسیحی بودنم را ارائه دهم.

1- تنها خدای واقعی و حقیقی (یعنی تنها خدای خلق کننده جهان)

2- تنها خدای نجات دهنده

3- تنها خدای زنده

4- شخصیت عیسی مسیح

5- شخصیت روح القدس

6- دلایل علمی ، باستانشناسی ، تاریخی ، پیشگویها و تجارب مسیحیان

7- تجربه شخصی خودم



بخش اصلی:



1-تنها خدای واقعی و حقیقی (یعنی تنها خدای خلق کننده جهان) :

شناخت خدای حقیقی ، خدای که واقعا او جهان را خلق کرده و دانستن خواسته او و خصوصیات او از مهمترین سئوالات بشر است. امروزه ادیان و فلاسفه مختلف خداهای مختلف با راههای مختلف و خواسته های مختلف را معرفی می کنند ولی مسیح گفت :"من راه و راستی و حیات هستم."

ادیان دیگر آمدند تا راه را ، حقیقت را و راستی را نشان دهند و بگویند که ما چکارهای بکنیم که به آن برسیم ولی در مسیحیت یگانه راه راست حقیقت عیسی مسیح است . به نظر من دیوانگی است که انسان بوجود خدای واقعی اعتقاد داشته باشد ولی بر طبق معیارهای آن زندگی نکند.



2-تنها خدای نجات دهنده:

مسیحیت یک فرق اساسی و بسیار بزرگ با تمام ادیان ، راهها و فلسفه ها دارد و آن این است که در تمام ادیان و راههای دیگر انسان بسوی حقیقت و خدا حرکت می کند ولی در مسیحیت خدا بسوی انسان آمد.

تمام ادیان این فاصله و دوری را بین خالق و مخلوق قبول دارند ، فاصله ای که از ابتدا اراده خدا نبود ولی بخاطر گناه و نا اطاعتی انسانها از خدا بوجود آمد. فاصله ای که میان خدای قدوس و انسان گناهکار وجود دارد ، هیچ انسانی ، هیچ مکتبی ، هیچ دینی و هیچ فلسفه ای نمی تواند پر سازد. انسانها همه گناهکارند و طبق عدالت خدا همه باید بمیرند. حتی بنیانگذاران ادیان دیگر هم بارها از خدا طلب آمرزش می کردند و آنها هم بدون گناه نبودند. تنها کسی که می تواند این فاصله و شکاف را از بین ببرد ، عیسی مسیح است. او بعنوان خدای کامل و انسان کامل ،خدا را به انسان و انسان را به خدا نزدیک کرد. او بعنوان یگانه انسان بی گناه به نمایندگی از طرف همه انسانها مجازات مرگ را پذیرفت تا با خون خود ما را نجات بخشد.

نام او عیسی یعنی نجات دهنده است.



من مسیحی هستم ، چون تنها با مسیحی بودن است که انسان مطمئن است که حیات جاودان دارد . چون با تلاشهای انسانی هرگز نمی توان به خدا رسید.

مسیح بخاطر من نالایق مرد تا من از گناه ، لعنت ، مرگ و جهنم آزاد گردم و فرزند او گردم و وارث حیات جاودان و نعمتهای فراوان او گردم . او مرا آزاد کرد و من اکنون متعلق به او هستم و هیچ قدرتی نه در این دنیا و نه در دنیای دیگر قادر نیست مرا از خداوند جدا کند.



3-تنها خدای زنده :

اگر مسیح واقعا قیام کرده است ، هر شخص عاقلی از او پیروی خواهد کرد و مهمترین دلیل برای مسیحی بودن من این است که 100% از این حقیقت آگاهم و خدا را چشیده ام.

اناجیل در مورد عیسی صحبت می کنند که 2000 سال پیش زندگی می کرد ، مصلوب شدو قیام کرد. (13 نویسنده عهد جدید در زمانها و مکانهای مختلف این حقیقت را بطور یکسان در انجیل منعکس کرده اند.)

حتی تاریخ و تاریخ نویسان غیر مسیحی مثل یوسفوس ، تاسیوس ، پلینی و لوسیان در قرون اول و دوم میلادی وجود ، مصلوب شدن ، خداوندی و قیام او را گزارش کرده اند.

حتی علم نیز دلایل محکمی در قیام مسیح دارد .

پیدا نشدن جسد او ، مطابقت کامل کفن او با شرح مصلوب شدن او در اناجیل و قبر خالی او امروز دعوتی است از همه حقجویان تا جواب همه سئوالات مهم زندگی را در مسیح عیسی و مسیحیت بیابند.

امروزه در دنیا در هر روز حدود 200 هزار نفر می میرند . قیام مسیح تنها امید و تسلی واقعی برای این افراد است . پولس رسول وقتی از قیام مسیح صحبت می کند می گوید 500 نفر او را دیده اند.

شهادت و شجاعت مسیحیان اولیه نشان می داد که مسیح زنده را ملاقات کرده بودند و مسیح امروز هم زنده است . امروز در نام او هزاران زندگی عوض می شود ، مریضان بسیاری شفا می یابند ، دعاهای بسیاری جواب داده می شود و ملیونها نفر پر از روح القدس و عطایا می گردند .

اگر ما هدفمان رسیدن به خدا و حقیقت است و دو راهنما داشته باشیم که یکی از آنها مرده و دیگری زنده باشد با کدامیک خواهیم رفت . تمام بنیانگذاران ادیان و فلاسفه مرده اند ولی مسیح زنده است و او راه و راستی و حیات است ، او قیامت و حیات است . اوست تنها کسی که می تواند ما را با خدا و خدا را با ما آشتی دهد.

من مسیحی هستم و تا آخر مسیحی می مانم چون مسیح زنده است . او برای من مرد و حال برای من زنده است ، او در کنار من است و همیشه با من است. آیا می شود آدم چنین خدای را بشناسد و بچشد و اطاعت نکند.



4-شخصیت عیسی مسیح:

من مسیحی هستم چون پیشرو و هدایت کننده دین من (عیسی مسیح) از تمام جهات برتر از همه آدمیان است.

هر شخص با انصافی اگر زندگینامه افراد مختلف را بخواند خواهد فهمید که مسیح برترین در بین همه است.

1- نامهای مسیح نشاندهنده استثنایی بودن او هستند . او عیسی (نجات دهنده) خوانده شده چون تنها منجی جهان اوست در غیر از نام او نجاتی نیست . او عمانوئیل (خدا با ما) خوانده شده است چون در او خدا در میان آدمیان زیست. او مسیح (مسح شده) نامیده شد چون مسح شده بود تا مثل پادشاه اقتدار داشته باشد ، مثل نبی پیام نجات و ملکوت خدا را برساند و مثل کاهن شفاعت کند. او اول و آخر نامیده شده ، چون او همان است که در ابتدا قبل از هرچیز ، قبل از زمان وجود داشت و تا ابد خواهد بود. او بره خداست چون برای گناهان نالایقانی مثل من مصلوب گشت. و خیلی صفات دیگر . اشعیای نبی 700 قبل از میلاد مسیح درباره او می گوید :"او پدر سرمدی ، خدای قدیر و سرور سلامتی است"

2- تولد مسیح عجیب و بی نظیر و استثنایی است . تمام کسانی که تا به حال به دنیا آمده اند دارای پدر و مادر بودند و خودشان در تولدشان نقشی نداشتند. ولی مسیح پدر جسمانی نداشت . 2000 سال پیش خدا تصمیم گرفت که انسان شود تا انسان را نجات دهد ، بنابرین روح القدس بر مریم باکره آمد و مسیح از مریم باکره متولد شد.

3-پیشگویهای در مورد مسیح واقعا خیلی واضح حقانیت مسیحیت را نشان می دهد. من در روزهای اول ایمانم یکی از چیزهای که مرا مطمئن می ساخت همین پیشگویها بود. در مورد مسیح در حدود 330 پیشگویی در عهد عتیق شده است که تنها در روز مصلوب شدن مسیح حدود 22 پیشگویی انجام شد. من مسیحی هستم چون مسیحیت را منطقی ترین و عاقلانه ترین روش برای زندگی می دانم.

4- بی گناه بودن مسیح در دنیا بی نظیر بود. هیچ انسانی در روی زمین نبوده که احتیاج به توبه نداشته باشد ، هیچ انسانی نیست که مرتکب گناه یا اشتباه نشده باشد. ولی حتی دشمنان مسیح نتوانستند در او گناهی بیابند. بنابرین چون مسیح تنها شخص بدون گناه است ، تنها شخصی است که می تواند به ما کمک کند تا ما هم زندگی مقدس و بدون گناهی داشته باشیم. او تنها شخصی است که بطور کامل می تواند الگوی ما باشد.

5-محبت مسیح بی مانند است. افراد نیکو طبعا از بدی متنفرند ، ولی مسیح از گناه متنفر بود ولی گناهکاران را دوست داشت . او دوست گناهکاران نامیده شده است. زنان و مردان بسیار گناهکار در طول تاریخ زندگیهایشان بوسیله این منبع محبت الهی لمس شده و عوض شده اند. کلام خدا می گوید هیچ چیز نمی تواند ما را از محبت خدا جدا سازد . آیا ما نباید پیرو چنین خدای باشیم که عاشق ماست و برای ما مرد.

6-قدرت و اقتدار مسیح در بخشایش گناهان بی نظیر است. ما احتیاج داریم بخشیده شویم و از بخشیده شدنمان اطمینان حاصل کنیم و مسیح تنها شخصی است که بخشش الهی و اطمینان پذیرفته شدن از طرف خدا را به ما می دهد.

7-معجزات مسیح : مسیح تنها شخص است که تا حالا هم در نام او معجزات می شود . او خدای معجزات است . او خدای قادر مطلق است

8- تعالیم مسیح امروز بعنوان بهترین الگوهای زندگی و سعادت از طرف همه انسانهای صادق پذیرفته می شود . تعالیم مسیح راه واقعی سعادت ، خوشبختی و موفقیت را به انسانها نشان داد.

9-فقر و فروتنی مسیح :او پاههای شاگردانش را شست ، او جای برای سر نهادن نداشت . او واقعا برای ما فقیر شد تا ما در او در امور روحانی ثروتمند گردیم

10 – مرگ مسیح زنجیرهای ظلمت ، گناه و مرگ را در ما شکست. چون مسیح برای من مرده من برای او زندگی می کنم . هیچ کس دیگری برای من نمرده تا من برای زندگی کنم.

11- مسیح زنده است و الان در آسمان برای من شفاعت دائمی می کند . ما چطور می توانیم پیرو شخص مرده باشیم که خودش الان نمی تواند هیچ کاری بکند.

12- مقام مسیح استثنایی است . او بعنوان خالق و ناجیم تنها کسی است که شایسته است تا برای او زندگی کنم.

13- نفوذ فوق العاده او در جهان استثنایی بودن او را نشان می دهد. امروز حدود حداقل 1 ملیارد نفر صادقانه عیسی را دوست دارند و هر روزه برای او زندگی می کنند و کلام او را مرتب می خوانند. زندگیهای خیلی عوض شده و خیلیها حاضرند برای مسیح حتی تا مرگ بروند.

امروزه انجیل او به 2000 زبان دنیا ترجمه شده و تمام افراد کره زمین نام او را شنیده اند.

تمام مورد بالا در عیسی مسیح مهمترین دلیل برای مسیحی بودن ما می تواند باشد.

5-شخصیت روح القدس:

مسیحیت تنها دینی است که به سکونت خدا در بین تمام ایمانداران واقعی به انجیل معتقد است . همان خدای که در ابتدا در روی سطح آبها بود ، همان خدای که بر انبیا کلام وحی را رساند ، همان روح القدس خدای که به شکل کبوتر بر مسیح قرار گرفت و همان روح القدسی که با زبانهای آتش در روز پنطیکاست به شاگردان قوت بخشید و همان روح القدسی که در تاریخ 2000 ساله کلیسا با کلیسا و درون کلیسا بوده است ، امروز در ما کار می کند .

اگر مردم دنیا می دانستند که مسیحیت چقدر دلپذیر است ، حتما با تمام دل توبه می کردند و به انجیل ایمان می آوردند و من امروز این چیزها را به شما می گویم چون ایمان آوردم و نیکوی خدا را چشیده ام و به شما می گویم هیچ کس از مسیحی بودن خود پشیمان نخواهد شد.


6-دلایل علمی ، باستانشناسی ، تاریخی ، پیشگویها و تجارب مسیحیان:

1- کتاب مقدس کروی بودن زمین را اعلام می کند. (اشعیا 40:21.22)

2- مسیح گردش زمین را اعلام کرد ، وقتی گفت که در موقع آمدن او یکجا روز خواهد بود و یکجا شب (لوقا 17: 30-34)

3-کتاب مقدس به برق یا الکتریسیته برای رساندن صدا از جای به جای دیگر اشاره می کند. (ایوب 38:35 می گوید : آیا برقها را می فرستی تا روانه شوند و به تو بگویند اینک حاضرم؟)

4- کتاب مقدس می دانست که در مرکز زمین آتش است . (ایوب 25:5)

5-کتاب مقدس می دانست که زمین بر نیستی آویزان است. (ایوب 26:7)

6- کتاب مقدس اختراع تلویزیون را پیشگویی کرده ، وقتی می گوید همه مردم مرگ دو شاهد را خواهند دید. (مکاشفه 11)

7-کتاب مقدس با باستانشناسی هماهنگی خاصی دارد بیش از 25 هزار محل در سرزمینهای مربوط به کتاب مقدس پیدا شده و باستانشناسی معروف 1947 دریای مرده حقانیت و عدم تحریف کلام خدا را ثابت کرد.

8- کتاب مقدس در مطالب تاریخی بسیار قابل اعتماد است و هماهنگی خاصی با تاریخ دارد.

و نهایتا تجارب مسیحیان زیادی از نجات ، شفا ، پری روح القدس ، عطایای روح القدس ، آرامش و شادی و دگرگون شدن زندگیها و جواب ملیونها دعا و ملیونها معجزه همه و همه حقانیت مسیحیت را ثابت می کنند.



7- تجربه شخصی خودم:

هر مسیحی تجربه شخصی دارد که برای او دلیل محکمی برای مسیحی بودن است . من در 15 سالگی در حالیکه غرق در گناه و زندگی بی هدف بودم کلام خدا را شنیدم و بعد آنرا خواندم و به حقیقی بودن آن پی بردم و توبه کردم و به مسیح ایمان آوردم، اولین باری که به کلیسا آمدم برای دختر بود و خلاء من تشنه محبت شدن بود ولی خدا را شکر که مسیح را یافتم و مسیح مرا یافت و خلاء زندگیم را برای همیشه پر کرد . در طی این 12 سال شاهد معجزات عظیم بوده ام. خداوند مرا بینهایت بلند کرد . خداوند به من عطای زبانها را داد . مرا برای خدمتش بکار برد . من شاهد تغیر افراد زیادی و شفای مریضان زیادی بوده ام و بنابرین می گویم می دانم به که ایمان آورده ام و خدا را شکر می کنم که من مسیحی هستم چون او خواست مرا نجات دهد.



نتیجه :

مسیحیت تنها پاسخ به همه سئوالات اساسی عالم است. مسیحیت حقیقت است . تمام کسانی که آنرا چشیده اند اینرا خوب می فهمند.

من پیام امروز را گفتم تا 1- شما اگر تا حالا مسیحی واقعی نبوید با توبه و ایمان به مسیح حیات جاودان و تولد تازه یابید ، همچنین 2- اگر در شک بودید تا دلهای شما مستحکم گردد که بدانید چیزی را که انتخاب کرده اید درست ترین تصمیم شما در زندگیتان بوده است و 3- تا پیغام خوش انجیل را به گوش دیگران هم برسانید تا همه در این برکات واقعی و عالی سهیم گردند . دعا کنیم.

Artin, proud to be a member of تالارهای گفتمان کشف الیقین since Oct 2009.
31-10-2009 11:48 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #2
RE: چرا مسيحي هستم و به‌آن افتخار مي كنم؟
سلام هم ولایتی بر شما دوست محترم

قطعا نمی توان اینگونه راجع به پست شما نظر داد . بنده هم به شخصه به دلایلی بیشمارتر از آنچه شما در این یک صفحه ذکر نمودید و قطعا بیشتر از این هم نخواهد بود دلایل برای مسلمان بودنم دارم .

برادر گرامی راه و روش ما مغالطه و ابهام نگاری نیست . روش ما روشی منطبق بر منطق و دلایل متقن است . بنده کاری به این ندارم که شما چی دوست دارید یا تجربه شخصیتون چیه . بنده به اسناد و دلایل شما کار دارم .

دلایل کافی و متقن بر مسلک خود بیاوریذ تا بر آن بحث کنیم .

مطلب شما بدین صورت فقط امروز باقی می ماند و فردا ویرایش شده و به صورتی محدودتر مورد بررسی قرار خواهد گرفت .

موفق باشید

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
31-10-2009 12:01 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
Artin آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 90
تاریخ عضویت: Oct 2009
اعتبار: 0
ارسال: #3
RE: چرا مسيحي هستم و به‌آن افتخار مي كنم؟
اگر واقعا ديدگاه شما نقادانه است نبايد مطالب مرا سانسور يا حذف كنيد . اگر شما مسيحيت را نقد مي كنيد من به عنوان يك مسيحي اجازه جواب دادن دارم وگرنه يكطرفه به قاضي رفتن كه فايده اي ندارد.
شما مي تونيد دلايل مرا يكي يكي جواب دهيد و بحث كنيم.

Artin, proud to be a member of تالارهای گفتمان کشف الیقین since Oct 2009.
01-11-2009 10:00 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #4
RE: چرا مسيحي هستم و به‌آن افتخار مي كنم؟
(01-11-2009 10:00 AM)Artin نوشته شده توسط:  اگر واقعا ديدگاه شما نقادانه است نبايد مطالب مرا سانسور يا حذف كنيد . اگر شما مسيحيت را نقد مي كنيد من به عنوان يك مسيحي اجازه جواب دادن دارم وگرنه يكطرفه به قاضي رفتن كه فايده اي ندارد.
شما مي تونيد دلايل مرا يكي يكي جواب دهيد و بحث كنيم.

سلام

ماشاالله نه اینکه همه سوالات ما را تا به حال مرتب و دقیق و منطقی و متقن جواب دادید این سوالات و مبحث فعلا جواب لازم ندارند . باشه من مورد به مورد با شما بحث می کنم و اگر جوابها را بدون دلیل منطقی و عقلی بدهید ناچارم اعمال ویرایش انجام دهم .

موفق باشید

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
(آخرین ویرایش در این ارسال: 15-11-2009 11:40 AM، توسط هم ولایتی.)
01-11-2009 12:52 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #5
RE: چرا مسيحي هستم و به‌آن افتخار مي كنم؟
(31-10-2009 11:48 AM)Artin نوشته شده توسط:  قبل از شروع می خواهم دو چیز بگویم .

1- کتاب مقدس می گوید :"بچشید و ببینید که من نیکو هستم." یعنی خدای مسیحیت همه را دعوت می کند که خودشان بیازمایند و ببینند کدام دین بهتر است. البته مسیحیت دین نیست بلکه یگانه راه راستی و حقیقت است.

2- مسیحیت ارثی نیست بلکه انتخاب کردنی است یعنی آنهایکه در خانواده مسیحی متولد می شوند ، اگر خودشان آنرا با ایمان نپذیرند مسیحی نیستند ، حتی اگر به ظاهر آن را به عنوان میراث خانوادگی اطاعت کنند.

خوب مواردی که ذکر کردید تفاوت دین شما را نمی رساند بلکه این موارد جزو آموزه های اسلام نیز هست . همانگونه که خدای شما می گوید بگردید و بچشید اسلام نیز انسان را در انتخاب خودش برای یافتن دین آزادی داده که اگر این آزادی نباشد نظام جزا و پاداش معنایی ندارد . اگر دینتان این را خلاف بداند جای تعجب است . بله اسلام هم یگانه راه رسیدن به کمال است . قل هو الله احد - صراط المستقیم - ابتدایی ترین مواردی است که در کمال یافتگی دین اسلام می توان ذکر نمود .
اما شما می گویید مسیحیت یگانه راه رسیدن به سعادته . خوب من از شما می پرسم که چگونه دینی که نسبت به آئین پس از خود ناقص است، در رساندن انسان به کمال و قرب الهی که هدف اساسی ادیان است، می تواند موفق باشد ؟ در دین مسیحیت فعلی ، ما با احکام و تکالیف چندانی برخورد نمی کنیم، همه چیز در آن به آسانی حل می شود و با تسامح و تساهل از کنار هر چیزی می گذرد اما آیا مسیحیت واقعی چنین است؟ آیا آن چه را که حضرت عیسی به پیروان خود گفته بود، این است که شما بدون سعی و تلاش می توانید به کمال و قرب الهی برسید؟ ایا برخلاف حکم الهی در قرآن سخن گفته است که می فرماید: "لیس للانسان الا ما سعی؛ (1) برای هیچ انسانی نیست مگر به همان اندازه که کوشش و تلاش نموده است"؟ واقعیت این است که این مسئله برخلاف تعالیم حضرت مسیح و برخلاف عقل سلیم است.
چیزی که به نام مسیحیت امروز وجود دارد، جز فاصله گرفتن از پیام پیامبر آسمانی نیست.
حضرت مسیح فرمود که من نیامده ام تا تورات را باطل سازم، بلکه می خواهم آن را به کمال برسانم. این نکته حتی در انجیل وجود دارد. بدین ترتیب تمام آن چه از احکام و تکالیف در دین یهود وجود داشته، در مسیحیت وجود دارد، به اضافه تکالیفی که حضرت مسیح فرموده است. هنگامی که به تکالیف دینی یهود نگاه می کنیم، متوجه می شویم که وظایف سنگین در آن فراوان است، که به عنوان نمونه می توان به موارد ذیل اشاره کرد: سنگسار در ازای عبادت شرک آلود، کشتن تمامی افراد بیگانه، کشته شدن در ازای بی احترامی به پدر و مادر، کشته شدن در ازای کار کردن در روز شنبه و...
در دین مسیحیت همه این احکام معتبر است، به اضافه چیزهایی مانند رهبانیت و ترک ازدواج که منطقی نبوده و اصولا به طور عام قابل پیاده شدن نیست.
اما امروزه در دنیای مسیحیت این احکام و تکالیف به کلی نادیده گرفته می شود و یا فقط عده ای خاص که تارک دنیا و راهب شده اند، به این تکالیف توجه نموده و عمل می کنند و در واقع مسیحیان واقعی چنین افرادی هستند.

***
آموزه های اسلام انسان را از دین به ارث بردن نهی نموده و دین را در قبول اصولش اکتسابی می داند . خداوند را نمی توان ارثی قبول کرد همینطور امامت عدل و ... را . همه این موارد باید به یقین و از طریق کسب معرفت و شهود و آگاهانه به انسان به اثبات برسد .


[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
(آخرین ویرایش در این ارسال: 01-11-2009 02:18 PM، توسط هم ولایتی.)
01-11-2009 01:05 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #6
RE: چرا مسيحي هستم و به‌آن افتخار مي كنم؟
(31-10-2009 11:48 AM)Artin نوشته شده توسط:  امروز من می خواهم در 7 قسمت دلایل شخصی خودم مبنی بر مسیحی بودنم را ارائه دهم.

1- تنها خدای واقعی و حقیقی (یعنی تنها خدای خلق کننده جهان)

2- تنها خدای نجات دهنده

3- تنها خدای زنده

رو اینا فعلا بحث می کنیم و باقی را برای بعد می گذاریم .

1. منظور شما از تنها خدای واقعی و حقیقی کیست و چیست و چه مشخصاتی دارد ؟ لطفا به دور از منابع نقلیتان و از روی منطق و عقل بحث کنید . منابع نقلی تان را بعدا مورد بحث قرار خواهیم داد .

2. وقتی می گویید تنها خدای زنده ، تنها خدای نجات دهنده ، تنها خدای واقعی ذهن ناخود آگاه به سمت خدای مرده ، خدای قاتل و خدای دروغین می رود . لطفا مراد از بحثتان را شفاف نمایید . آیا در شخصیت حقیقی خدایتان شخصیت خدای دیگری نیز حلول دارد ؟

3. اگر خدای شما تنها خدای نجات دهنده است چرا نتوانست خودش را از مصلوب شدن نجات دهد ؟ و اگر خدایتان تنها خدای زنده است پس الان کجاست ؟ و اگر می گویید تنها خدای واقعی می توانید آن را اثبات نمایید ؟

فعلا منتظر جواب هستم تا بعد .
موفق باشید

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
(آخرین ویرایش در این ارسال: 01-11-2009 01:18 PM، توسط هم ولایتی.)
01-11-2009 01:16 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
Artin آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 90
تاریخ عضویت: Oct 2009
اعتبار: 0
ارسال: #7
RE: چرا مسيحي هستم و به‌آن افتخار مي كنم؟
1-منظورم از خداي واقعي و حقيقي ، خداي است كه خالق جهان و داور انسانها است و خداي است كه از طريق كتاب مقدس و از طريق پسرش عيسي مسيح با ما تكلم نموده است و اگر مي خواهيم ذات و صفات او را بشناسيم بايد به كتاب مقدس رجوع كنيم.


3- مسيح آمده بود تا مصلوب گردد و اين كار را داوطلبانه انجام داد و خود را نجات نداد تا ما نجات يابيم.

من منظورتان را در مورد دوم دقيقا نفهميدم

Artin, proud to be a member of تالارهای گفتمان کشف الیقین since Oct 2009.
02-11-2009 08:05 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #8
RE: چرا مسيحي هستم و به‌آن افتخار مي كنم؟
(02-11-2009 08:05 AM)Artin نوشته شده توسط:  1-منظورم از خداي واقعي و حقيقي ، خداي است كه خالق جهان و داور انسانها است و خداي است كه از طريق كتاب مقدس و از طريق پسرش عيسي مسيح با ما تكلم نموده است و اگر مي خواهيم ذات و صفات او را بشناسيم بايد به كتاب مقدس رجوع كنيم.

سلام بر دوست خوبم

اینکه عیسی مسیح پسر خداست یا نه قطعا برداشته شده از کتاب مقدس شماست .
در جاي جاي انجيلها بر حضرت مسيح کلمه پسر خدا اطلاق شده است از جمله در انجيل يوحنا 1 : 34 «و من ديده شهادت مي دهم که اين است پسر خدا» حضرت مسيح نيز بارها خداوند را با نام پدر خوانده است از جمله انجيل يوحنا 14 : 2 در خانه پدر من منزل بسيار است.
اما آیا واقعا با این دلیل می توان مسیح را خدا دانست ؟

نقد این دلیلتان :
استفاده از کلمه پدر براي خداوند يا استفاده از واژه پسر براي بندگان خاص خداوند در ادبيات کتاب مقدس امري عادي و مرسوم است و به حضرت عيسي اختصاص ندارد از جمله:

پيدايش 6 : 2 « پسران خدا دختران آدميان را ديدند»

خروج 4 : 22: «و به فرعون بگو خداوند چنين مي گويد: اسرائيل پسر من و نخست زاده من است»

مزامير 68 :5 « پدر يتيمان وداور بيوه زنان خداست »

اول تواريخ 28 : 6 «و به من گفت: پسر تو سليمان او است که خانه مرا و صحن هاي مرا بنا خواهد نمود. زيرا که او را برگزيده ام تا پسر من باشد و من پدر او خواهم بود.»

پس مشاهده می کنی که این لقب پسر به جز مسیح برای دیگران نیز استفاده شده است . سوال اینجا است آیا همه آنهایی که مخاطب این کلام و کلمات هستند خدا می باشند ؟

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
02-11-2009 10:23 AM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #9
RE: چرا مسيحي هستم و به‌آن افتخار مي كنم؟
همچنین شما با ذکر این دلیل که حضرت مسيح در مورد خويش مي فرمايد: «من و پدر يک هستيم. »انجيل يوحنا 10 : 30 او را در مقام خداوند می خوانید .

خوب برسیم سر اینکه ببینیم واقعا برداشتی که از متون کردید درست است یا خیر .

گفتم و نقل کردم که حضرت مسیح فرمود : من و پدر یکی هستیم » . ولی آیا این به معنای خداوند بودن او است ؟
از نظر بنده این مورد را نمی توان دلیلی بر خداوند بودن مسیح قلمداد کرد و دليل من بر اين مدعا آن است که اين عبارت در مورد ديگران نيز به کار رفته است . در انجيل يوحنا 17 : 21 حضرت عيسي در مورد شاگردان خويش به خداوند چنين مي گويد: « تا همه يک گردند چنانکه تو اي پدر در من هستي و من در تو تا ايشان نيز در ما يک باشند» . آیا غیر از این است ؟

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
02-11-2009 10:26 AM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #10
RE: چرا مسيحي هستم و به‌آن افتخار مي كنم؟
و اما مورد دیگری که شما قائل به خداوند بودن عیسی هستید و تقریبا هم آن را دلیلی اصلی می دانید این گفته عیسی مسیح است که « در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود» يوحنا 1 : 1 و بنا بع اعتقاد شما اين عبارت از انجيل به صراحت بر الوهيت حضرت مسيح دلالت دارد و اگر جملات قبل به اشاره بود در اينجا تصريح بر الوهيت عيسي شده است.

خوب به نقد این دلیل می پردازم :
قبل از بررسي اين آيه بايد توجه داشت که مسلما اين آيه چنين صراحتي را ندارد و الا فرقه هاي منکر الوهيت مسيح هيچ دستاويز و راه گريزي نخواهند داشت .
از آنجا که ترجمه هاي کتاب مقدس غالبا به صورت سليقه اي ارائه شده است، لازم است به متن اصلي رجوع کنيم.

در متن يوناني انجيل يوحنا از کلمه تئوس استفاده شده و عبارت به اين نحو است:

«و لوگوس (کلمه) پيش تئوس (خدا) بود و لوگوس تئوس بود»در اين عبارت کلمۀ تئوس اول با حرف تعريف آمده بدون شک به معني خداست اما در جمله دوم، اين کلمه بدون حرف تعريف آمده است. در اين گونه موارد ممکن است که اين اسمي که بدون حرف تعريف آمده است را نکره بدانيم.

مجله نشريات کتاب مقدس در اين باره مي نويسد:«عبارتهايي که داراي مسندي بدون حرف تعريف هستند که پيش از فصل مي آيد اصولا معني توصيفي دارند»
اين مجله در مورد آيۀ مذکور مي نويسد: « قدرت توصيفي اين مسند (تئوس دوم) آن قدر زياد است که اين اسم را نمي توان معرفه در نظر گرفت » در نتیجه عبارت انجیل باید چنین معنا بشود که و کلمه خدایی بود ( نه اینکه خودش خدا باشد ) و دقيقا به همين خاطر است که در چاپهاي متعدد کتاب مقدس، آيه مذکور به همين گونه ترجمه شده است از جمله:
۱- « و کلمه خدايي بود » ترجمه اصلاح شده عهد جديد براساس ترجمه جديد اسقف اعظم نيوکام 1808 م

۲ - « وخدايي بود کلمه » ترجمه مؤکد دو زبانه از بنجامين ويلسون 1864م

۳ - « وکلمه وجودي الهي بود » کتاب مقدس سانته نيز انجيل يوحنا از موريس گوگل 1928 م

۴ - « وکلمه الهي بود » ترجمه ج. اسميت و اِ. گودسپيد 1935 م

۵ - « واز نوعي الهي بود کلمه » عهد جديد ترجمه لودويک تيمه 1946م

۶ - « و کلمه خدايي بود » ترجمه دنياي جديد از نوشته هاي مقدس يوناني مسيحي 1950 م

۷ - « وکلمه خدايي بود » ترجمه جيمز تومانِک 1958 م

۸ - « وخدايي بود کلمه » انجيل يوحنا ترجمه زيگفريد شولتس 1975 م

۹ - « و از نوع خدا گونه بود لوگوس » انجيل يوحنا ترجمه يوهانس شنايدر 1978 م

آري مترجمين عهد جديد براي تطبيق دادن اناجيل با عقايد خويش ترجمه ها را به گونه اي کاملا سليقه اي ارائه داده اند.

البته آنچه ما را به یقین می رساند که ترجمه های کنونی سلیقه ای است این است که اگر چنین آیه ی واضحی در کتاب مقدس وجود داشت دیگر اینهمه اختلافات بین مسیحیان معنی نداشت آیا در شورای نیقیه با وجود چنین ایه ای اینهمه اختلاف وجود داشت ؟

بدون شک جواب منفی است

موفق باشی

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
02-11-2009 10:38 AM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن: