-
راهنما سالنامه لیست اعضا جستجو
 
پاسخ گوی آنلاین سؤالات شرعی


زمان کنونی: 20-05-2012, 05:17 PM درود مهمان گرامی! (ورودثبت نام)


اطلاعیه های تالار

یا صاحب الزمان کی شود پشت به خانه کعبه دهی وبانگ انا المهدی سر دهی؟؟؟

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
قاتلین امام حسین علیه سلام و شهدای کربلا
نویسنده پیام
saghii آفلاین
عضو کوشا
***

ارسال‌ها: 203
تاریخ عضویت: May 2010
اعتبار: 1
ارسال: #1
قاتلین امام حسین علیه سلام و شهدای کربلا
1- امام حسين(ع): شمربن ذي‏الجوشن، سنان بن انس نخعي، حصين بن نمين، خولي بن يزيد و زرعه بن شريك.
2- علي اكبر(ع) پسر امام حسين(ع): مرة بن منقذ و هميارانش.
3- عبدالله بن حسين پسر شيرخوار امام حسين كه معروف به علي اصغر است: حرملة بن كاهل اسدي.
4- عبدالله بن علي پسر امير المؤمنين(ع): هاني بن ثبيت حضرمي.
5- ابوالفضل العباس بن اميرالمؤمنين: يزيد بن رقاد و حكيم بن طفيل.
6- جعفربن اميرالمؤمنين(ع): هاني بن ثبيت حضرمي.
7- عثمان بن اميرالمؤمنين(ع): خولي بن يزيد و اباني داري.
8- محمدبن اميرالمؤمنين(ع): اباني داري.
9- ابوبكر بن حسن بن علي(ع): عبداله بن عقبه غنوي.
10- عبد الله بن حسن بن علي(عِ: حرملة بن كاهل اسدي.
11- قاسم بن حسن بن علي(ع): عمربن سعد بن نفيل ازدي.
12- عون بن عبدالله بن جعفر طيار: عبدالله بن قطبه بهاني.
13- محمدبن عبدالله جعفرطيار: عامربن نهشل تميمي.
14 جعفربن عقيل بن ابي طالب: بشر همداني.
15- عبدالرحمن بن عقيل بن ابي طالب: عثمان بن خالد جهني.
16- عبدالله بن مسلم بن عقيل بن ابي طالب: عامربن صعصعه.
17- ابوعبيدالله بن مسلم بن عقيل بن ابي طالب: عمروبن صبيح صيدادي.
18- محمدبن ابي سعيد بن عقيل بن ابي طالب: لقيط بن ناشر جهني.
اين تعداد از شهداي كربلا از خاندان ابي طالب هستند و از آن‏جا كه آل ابي طالب و آل علي مقام ولايي در بين مسلمانان داشتند اسامي قاتلان شهداي كربلا از اين خاندان در تاريخ ضبط شده است ولي بيشتر شهداي كربلا قاتلانشان ضبط نشده است.
19- سليمان، آزاد شده امام حسين(ع): سليمان بن عوف حضرمي.
20- مسلم بن عوسجه اسدي: عبدالله ضبابي، عبدالله بن خشكاره و مسلم بن عبدالله ضبابي.
21- زهير بن قين: كثير بن عبدالله و مهاجربن اوس تميمي.
22- حبيب بن مظاهر اسدي: حصين بن نمين، بديل بن صريم و يك مرد تميمي.
23- حربن يزيد رياحي: ايوب بن مسرح و همدستانش.
24- بريربن خضير همداني: بحيربن اوس ضبي.
25- همسر وهب بن عبدالله بن حباب كلبي: غلام شمربن ذي الجوشن.
26- عميربن عبدالله مذحجي: مسلم ضبابي و عبدالله بجلي.
27- هلال بن نافع: شمر بن ذي الجوشن.
28- ابوعمرو نهشلي: عامربن نهشل ثعلبي، (بحارالانوار، ج 45، ص 65 تا ص 73. در اين صفحات زيارت ناحيه مقدسه آمده است و بيشتر شهداي كربلا در اين زيارت نام بردهشده است. و از ص 1 تا ص 64 شهداي ديگري نيز ذكر شده و برخي از قاتلان هم آمده است. و در همين جلد 45 ماجراي مختار و انتقام از قاتلان شهداي كربلا هم آمدهاست).
و صلی الله علی اهل بیت طیبین و طاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین

[تصویر:  8f6868c6e06546889274.gif]
(آخرین ویرایش در این ارسال: 20-05-2011 06:17 PM، توسط naser66.)
04-12-2010 12:33 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #2
RE: قاتلین امام حسین علیه سلام و شهدای کربلا
آشنایی اجمالی با قاتلین امام حسين(ع)

شمربن ذي‏ الجوشن :
نام اصلی او شمرابن فرط ضیابی کلابی، از طایفه بنی کلاب، از فرماندهان جنایتکار و بی رحم سپاه کوفه و از بزرگترین قاتلان تاریخ، قاتل امام سوم شیعیان حسین بن علی علیه السلام و از مسببان شهادت اهل بیت پیامبر اسلام و اصحاب امام حسین علیه السلام است. پدرش "ذی الجوشن" که در آغاز اسلام از مسلمان شدن امتناع کرد و به دعوت پیامبر اعتنایی نکرد،

از مادر "شمر" هم به پست فطرتی و پلیدی یاد شده و چون او دامنش به گناه بی عفتی آلوده شده بود لذا این فرزند (شمربن ذی الجوشن) از راه نامشروع به دنیا آمد.

شمر، مردی زشت رو و پیس و آبله رو، و از روسای هوازن بود. اگر چه اول با امیرالمومنین علی بن ابیطالب بیعت نمود و در جنگ صفین در لشگر آن حضرت بود و ضربتی از سپاه شام خورد و مجروح شد او بعدا به گروه خوارج پیوست و در کوفه مسکن کرد و در آن شهر به روایت حدیث پرداخت. او همیشه کینه آل علی را در دل داشت و منتظر فرصت مناسبی بود تا این کینه و عقده های دلش را بیرون بریزد. سال 61 هجری قمری که حرکت امام حسین علیه السلام به سمت عراق شد، شمر اخبار این حرکت را دقیقا پی گیری می کرد. جاسوسان او مسیر حرکت امام را تا ورود به کربلا، برای او گزارش میدادند. در تاریخ این واقعه عظیم، شمربن ذی الجوشن از طرف دولت وقت و دشمنان اسلام، چند جا نقش اساسی داشت.

1- و از جمله افرادی بود که "عبیدالله بن زیاد" حاکم کوفه، او را برای پراکنده کردن مردم کوفه از اطراف مسلم بن عقیل، یار باوفای حسین بن علی، به دارالاماره فرستاد.

2- زمانی که عمربن سعد، فرمانده لشگر کوفه در نامه ای برای حاکم کوفه نوشت که حسین بن علی حاضر شده که یا برگردد و یا به یکی از سرحدات کشور اسلامی برود "عبیدالله حاکم کوفه" نظر داد که باید پذیرفت ولی وقتی شمر از این نامه مطلع شد، او را منع کرد و گفت که اگر حسین بن علی خود را تسلیم نکند و برود، بعدا قدرتمند می شود. پس بهتر است الان که در چنگ شما گرفتار است، نگذارید برود. عبیدالله هم نظر شمر را قبول کرد او را فرمانده سپاه با 4000 جنگجوی زبده کرد و همراه با نامه ای به طرف عمربن سعد فرمانده کوفه در کربلا فرستاد، تا از حسین بخواهد که یا تسلیم شود و یا به جنگ تن در دهد و به دنبال این نامه، گفت ای عمر سعد، اگر اینکار را انجام نمی دهی از لشگر ما کناره بگیر و لشگر را به شمربن ذی الجوشن واگذار.

3- اوج جنایت و شقاوت این مرد از روز عاشورا دهم محرم سال 61 هجری در کربلا است. در آن روز او فرمانده پیاده های لشگر کوفه بود و جنایات بسیار را مرتکب شد. زمانی هم که بسیاری از اصحاب امام حسین شهید شدند، دشمنان امام، به طرف خیمه ها حمله کردند و شمر فریاد زد که آتش بیاورید تا خیمه ها و اهلش را بسوزانم. در این موقع امام علیه السلام در مقابل شمر فرمود: ای پسر ذی الجوشن، خدا ترا به آتش دوزخ بسوزاند. وای برشما، اگر دین ندارید لااقل آزاد مرد باشید و بعد حضرت خواستند که تا من زنده ام به حرم من تعرض نکنید که شمر از کلام امام شرم کرد و برگشت.

4- این جنایتکار، در آخرین ساعتهای روز دهم محرم، زمانی که امام علیه السلام جراحت های زیادی در سر و بدن داشتند، دستور داد تا حضرت را از پشت، تیرباران کردند و سپس آن خبیث کثیف، با چکمه و خنجر برهنه بر سینه فرزند رسول خدا نشست و سر مقدس حضرت را از تن جدا کرد.

5- او بعد از شهادت امام و همه یاران حضرت، می خواست خیمه گاه خاندان وحی را آتش بزند و علی بن حسین، زین العابدین را به قتل برساند که دیگران مانع شدند.

6- در میان مورخین اتفاق نظر است که کسی که به فرمان عمربن سعد، سرهای مقدس شهداء کربلا را نزد "ابن زیاد" برد، او بود و از طرف ابن زیاد هم، سرهای شهداء را مجددا به همراه چند نفر دیگر، نزد یزید حاکم وقت شام برد.

پایان زندگی شمربن ذی الجوشن
زندگی سراسر ننگین و کثیف این مرد، زمانی که مختار ثقفی در سال 66 هجری برای خونخواهی ابا عبدالله الحسین قیام کرد، شمر از کوفه فرار کرد. یکی از غلامان مختار، به دنبال او رفت ولی شمر با ترفندی او را کشت و بعد به قریه دیگری فرار کرد و از آنجا هم باز به قریه «کلتانیه» تا اینکه سپاهیان مختار در آن جا، او را محاصره کردند. یاران شمر همگی پا به فرار گذاشتند. خود او هم فرصت نکرد تا لباس رزم بپوشد، پارچه ای به خود پیچید و با نیزه در مقابل سپاه مختار ایستاد تا اینکه از پای در آمد. بعضی گویند که جسم او را نزد سگان انداختند و بعضی گویند که او را دستگیر کردند، گردنش را زدند و بر بدنش اسب تاختند و سر او را، مختار نزد "محمد بن حنفیه" فرستاد. اقوال دیگری نظیر اینها هم هست. نام قاتل او "ابن ابی الکنود" است که به زندگی پلید و لعین او در سال 66 هجری قمری خاتمه داد.

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
22-11-2011 04:52 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #3
RE: قاتلین امام حسین علیه سلام و شهدای کربلا
سنان بن انس نخعي :

از فرماندهان سپاه عمر بن سعد در عاشورا (61 هـ.ق) که حضرت حسین بن علی (ع) را به شهادت رساند. او از جانیان بزرگ تاریخ است که در واقعه کربلا در قیام امام حسین (ع)، در شنیع ترین جنایت ها، نامش مطرح است.
زمانی که کوفیان (لشگر عمرسعد) به حسین علیه السلام حمله کردند و هر کسی از یک سو آن حضرت را آماج تیر و نیزه قرار داد تمام مقاتل اتفاق نظر دارند بر اینکه: سنان بن انس در آخرین لحظه، نیزه ای بر پشت آن حضرت زد. و آن حضرت از اسب بر زمین افتاد و نیزه از سینه اش بیرون زد، آن ملعون سپس در گلوی امام علیه السلام، تیری فرو کرد. «لمعات الحسین».

بیشتر مورخین گویند که سنان بن انس، در آخرین لحظات عمر حسین (ع)، بالای سرش ایستاد در حالی که ریش امام را در دست گرفته و با شمشیر به گلوی حضرتش می زد می گفت:
من سر ترا جدا می کنم و میدانم که تو زاده رسول خدا و مادر و پدرت از همه بهترند.
سنان بن انس به دستور عمر بن سعد سر مقدس امام حسین علیه السلام را از بدنش جدا کرد و بر نیزه افراشت.
بعدا به خاطر این جنایت، از «ابن زیاد»، درخواست جایزه کرد. (برخی این جنایت را از شمر یا خولی دانسته اند).

سنان بعد از پایان واقعه تلخ روز عاشورا و شهادت حسین بن علی (ع)، بر در خیمه عمر بن سعد آمد و با صدای بلند فریاد زد: شترم را از سیم و زر (طلا و نقره) بار کن که من پادشاه با منزلت و با فر و شکوهی را کشتم که بهترین پدر، مادر و نسب را داشت. عمربن سعد با عصبانیت به او گفت: گواهی می دهم که تو دیوانه ای و هرگز عاقل نبوده ای. بعد دستور داد او را به درون خیمه آوردند چون سنان وارد خیمه شد با چوبدستی خود چند ضربه به او زد و گفت: ای احمق، اینگونه حرف می زنی؟ به خدا سوگند اگر ابن زیاد این سخن را از تو بشنود، گردنت را خواهد زد!
بعد از این جنابت بزرگ، اطرافیان سنان بن انس و مردم دیگر به او می گفتند: تو حسین پسر علی و پسر فاطمه دختر رسول الله را کشته ای. تو بزرگ ترین و مهم ترین شخص عرب را کشتی. نزد امرای خود برو و پاداش خویش از آنها بخواه، وظیفه است اینکه نعمتی بیکران طلب کنی. اگر آنها تمام خزائن و بیت المال ها را به تو ببخشند، در برابر این قتل که تو انجام داده ای، کم و ناچیز است، و هنوز حق ترا ادا نکرده اند. زیرا تو کار مهمی کردی!
پس از مدتی حجاج ثقفی در زمان خود روزی از اطرافیانش پرسید: هر کس به دولت بنی امیه هر خدمتی کرده، برخیزد. جماعتی برخاستند و خدمتشان را بازگو کردند و سنان بن انس برخاست و گفت: من کشنده حسینم. تا آنجا که توانستم به تنهایی او را تیر و شمشیر زدم تا کشته (شهید) شد. حجاج گفت: نیکوخدمتی است.
چون سنان به منزلش برگشت، زبانش بسته و لال و عقلش زایل و دیوانه شد و تا زمان مردن و هلاک شدنش، در همان جا که نشسته بود، غذا می خورد و تخلی می کرد.

لحظه جدا کردن سر امام حسین (ع) :
صاحب لهوف سيد ابن طاووس مي نويسد: عمر بن سعد به خولي بن يزيد گفت که سر امام را جدا کند ولي دستانش لرزيد و نتوانست و پس از خولي، سنان بن أنس نخعي از اسبش به زير آمد فضربه بالسيف في حلقه الشريف و هو يقول: «والله انيّ لاحترُّ رأسک و أعلم أنّک إبن رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ و خير الناس أباً و أمّاً» ثمّ احترَّ رأسه المقدس المعظَّم: سيد ابن طاووس به صراحت مي گويد: سنان بن أنس (لعنه الله) شمشير خويش را بر گلوي حسين ـ عليه السّلام ـ نهاده و گفت: به خدا سوگند، سر تو را از بدن جدا مي کنم در حالي که مي دانم تو پسر رسول خدا هستي و پدر و مادرت بهترين مردم اند و پس از گفتن اين کلام، سر مقدس آن بزرگوار را از تن جدا کرد. (1)

هلاکت سنان بن انس:
در اینکه پایان کار و سرانجام او چه بوده است، چند نقل وجود دارد:
1- مختار ثقفی، سال 66 هـ.ق، که به خونخواهی حسین بن علی و یارانش (ص)، قیام کرد، و بعضی از قتله کربلا را گرفت و به مجازات رساند، مأمورانش سنان را در شهر بصره، دستگیر کرده خانه اش را ویران نمودند و بند بند انگشتانش را از هم جدا کرد، سپس دست و پایش را بریده و در دیگی از روغن زیتون جوشان انداخت و او دست و پا می زد تا مرد. (لهوف، مثیرالاحزان)

2- زمانیکه مختار ثقفی قیام کرد، به دنبال سنان بن انس فرستاد که می گفت من حسین را کشته ام. ولی او به بصره فرار کرده بود، لذا مأموران مختار نتوانستند بر او دست پیدا کنند و فقط خانه اش را ویران کردند. (نفس المهموم)

3- وی بعد از واقعه کربلا، در زمان قیام مختار و خونخواهی او در نبرد با سپاه ابن زیاد، به رهبری ابراهیم اشتر، اسیر شد. ابراهیم وقتی جنایات سنان بن انس را از زبان خودش شنید. او را با اعمال شاقه مجازات کرد، همین که سنان در آستانه مرگ قرار گرفت سرش را بریدند و بدنش را سوزاندند. (حکایة المختار ص 45)

4- یک نقل هم در لابلای مطالب گذشته مطرح کردیم که در زمان حجاج ثقفی بوده است.

5- سنان بن انس، بعد از کشتن حسین بن علی علیه السلام، نزد عبیدالله بن زیاد رفت و بی آنکه صله و جایزه ای بگیرد به دستور ابن زیاد، گردنش را زدند.


منبع :
1. سيد بن طاووس، لهوف، ترجمه عباس عزيزي، انتشارات صلاة، چاپ اول، 1380ش، ص173

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
(آخرین ویرایش در این ارسال: 22-11-2011 05:00 PM، توسط هم ولایتی.)
22-11-2011 04:56 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #4
RE: قاتلین امام حسین علیه سلام و شهدای کربلا
حصين بن نمين :

یکى از خواص لشکر ابن زیاد بود وى از سران امویان و از قبیله کرزه بود که همواره با آن (امام علیه السلام) دشمنى داشت . در جنگ صفین در سپاه معاویه بود . در ایام یزید نیز، بر عده‏اى از سپاه، فرماندهى داشت . او در دوران قیام مسلم بن عقیل در کوفه، رئیس پلیس ابن زیاد بود . هم او بود که قیس بن مسهر، فرستاده حسین علیه السلام را دستگیر کرد و نزد ابن زیاد فرستاد و قیس به شهادت رسید . او بود به هنگامى که عبدالله بن زبیر در مکه بر ضد یزید، سر به مخالفت‏برداشته بود، بر کوه ابو قیس منجنیق نهاد و کعبه را هدف قرار داد . در دوران یزید، به دستور او در حمله و محاصره مدینه شرکت داشت . او از مخالفان سرسخت‏شیعه بود و در سرکوبى نهضت توابین حضور داشت و سه سال بعد (در سال ۶۷ ق). به دست ابراهیم اشتر کشته شد . وى در حادثه عاشورا از فرماندهان گروه تیرانداز بود که به سپاه امام حسین علیه السلام حمله‏کردند .

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
22-11-2011 05:13 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #5
RE: قاتلین امام حسین علیه سلام و شهدای کربلا
خولي بن يزيد :

از دژخیمان شهر کوفه که سر حضرت حسین بن علی علیه السلام (امام سوم شیعیان) را از کربلا به کوفه برد و در خانه اش پنهان کرد. همچنین از قاتلان عثمان بن علی فرزند امیرالمؤمنین علیه السلام نیز بود.
پدرش: یزید اصبحی نام داشت.
سال 60 هـ ق، زمانی که عبیدالله بن زیاد، برای جنگ با حسین بن علی علیه السلام، سپاهی از کوفه به کربلا فرستاد، خولی با این سپاه همراه شد و در کربلا در روز دهم محرم (عاشورا) در سال 61 هـ ق، در جنگ با سپاه حسینی، شقاوتهایی از خود نشان داد. حساس ترین زمان شقاوت او، آنگاه که امام علیه السلام از اسب به زمین افتاد و به شهادت رسید و دشمنانش، سر مطهر او را از بدنش جدا کردند. خولی از طرف «عمربن سعد» مأمورین یافت تا آن سر را به همراهی حمیدبن مسلم ازدی، برای ابن زیاد، والی کوفه به آنجا ببرد.

اگرچه نقل دیگری است که: او خود، سر آن حضرت را از بدنش جدا نمود، به اینصورت که، در آخرین لحظات حیات حسین بن علی علیه السلام، که دشمنانش او را تیرباران می کردند، «سنان بن انس نخعی» بر او حمله کرد و نیزه ای برآورد که خولی با عجله آمد و از اسبش پیاده شد تا سر آن حضرت را جدا کند، اما بر خود لرزید که «شمربن ذی الجوشن» به او نهیب زد و گفت: خداوند بازویت را سست کند! چرا اینگونه می لرزی؟ و این مرد خبیث سر آن امام عزیز را از تن جدا نمود.

نتیجه اینکه: سر منور حسین بن علی علیه السلام را، خولی به کوفه برد. اما شب شد و دیر به (دارالاماره) قصر عبیدالله بن زیاد، رسید و درب آنجا بسته بود. لذا به خانه اش رفت و سر را در زیر طشتی، و به نقلی در «تنور» پنهان کرد.
خولی دو زن داشت، یکی از قبیله حضرمیان، و یکی از قبیله بنی اسد.
نام انها، نوار و عیوف در تاریخ آمده و پدر یکی از آنها، مالک بن عقرب است. وقتی خولی نزد همسرش به اتاق رفت، همسرش پرسید، با خود چه آورده ای؟ خولی گفت: چیزی آورده ام که برای همیشه ثروتمند و بی نیاز خواهیم بود.
سر حسین بن علی علیه السلام را به خانه آورده ام!
همسر او گفت: وای بر تو! مردم سیم و زر به خانه می برند و تو، سر فرزند رسول خدا آورده ای! به خدا سوگند که هرگز در کنار تو نخواهم ماند.
این را گفت و بلند شد و بیرون آمد و ناگهان نظرش بر نوری عظیم افتاد و دید که: نوری به آسمان می رود و این نور از آن سر منور ساطع است و ملائکه به صورت مرغان سپید، در اطراف آن هستند.

در بعضی اقوال تاریخی است که او شبانه، همسرش را ترک کرد و از آن خانه بیرون رفت.
خولی سر را برای ابن زیاد برد تا جایزه بگیرد.
او بعد از واقعه عاشورا همچنان زنده بود تا سال 65 هـ ق، زمانی که مختار ثقفی به خونخواهی حضرت حسین علیه السلام، قیام کرد و دنبال قاتلان آن حضرت بود، «معاذبن هانی» و «اباعمره کیسان» امیر پاسبانان خاص خودش را به دنبال خولی فرستاد. خولی در خانه اش، در بیت الخلاء (مستراح) پنهان شده بود. یکی از همسرانش که کینه او را از آن زمان که سر بریده حسین علیه السلام را آورده بود به دل داشت و دشمنش شده بود، محل اختفای شوهرش را به مأموران مختار با اشاره دستش، به آنها نشان داد که خولی در کجاست! مأموران او را دستگیر کرده و خبرش را به مختار دادند.

به دستور مختار، او را کشتند و جسدش را سوزانده و خاکسترش را بر باد دادند.

امام زمان علیه السلام در زیارت شهدا از ناحیه مقدسه او را لعنت کرده است آنجا که میفرماید: سلام بر عثمان فرزند امیرالمؤمنین همنام «عثمان بن مظعون»، خداوند تیرزنندگانش «خولی بن یزید» و «ابانی دارمی» را لعنت کند.

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
22-11-2011 05:17 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #6
RE: قاتلین امام حسین علیه سلام و شهدای کربلا
زرعه بن شريك :

راوى گويد: زينب از در خيمه بيرون آمد، در حالى كه صدا مى زد: واى برارم ! واى سرورم ! واى خاندانم ! كاش آسمان بر زمين فرود مى آمد! كاش ‍ كوهها از هم متلاشى مى شدند.
شمر فرياد زد: درباره اين مرد منتظر چه هستيد؟ از هر طرف بر امام حسين عليه السلام حمله ور شدند. زرعه بن شريك ، ضربتى بر كتف او زد. امام هم ضربتى بر او وارد كرد و او را نقش زمين ساخت . مرد ديگرى با شمشير بر گردن مقدس او ضربت زد كه حضرت با صورت به زمين غلتيد و ديگر ناتوان شده بود. روى زانوها نشست . سنان بن انس نيزه اى بر گلوگاهش زد. نيزه رابيرون كشيد و دوباره بر سينه آن حضرت زد. سنان دوباره تيرى در كمان نهاد و بر حنجره حضرت زد.
امام عليه السلام افتاد. دوباره نشست و تير را از گلو بيرون كشيد. دو دست خود را كنار هم زير گلو گرفت
چون پر از خون شد، سر و صورت خويش را به خون رنگين كرد، در حالى كه مى فرمود: (خدا را اين گونه آغشته به خونم ديدار خواهم كرد، در حالى كه حق مرا غصب كرده اند.

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
22-11-2011 05:21 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #7
RE: قاتلین امام حسین علیه سلام و شهدای کربلا
آشنایی اجمالی با قاتلین علي اكبر پسر امام حسين(ع)

مرة بن منقذ :
قاتل حضرت علی ابن الحسین (علی اکبر) روز عاشورا در کربلا از لشگریان عمربن سعد در جنگ با امام حسین علیه السلام. و از طایفه «عبدالقیس» و مردی دلیر و بی باک بود. نام کامل او را «مرة بن منقذ بن نعمان عبدی» گفته اند. در عاشورا سال 61 هـ.ق، آن زمان که حضرت علی اکبر فرزند حسین بن علی علیه السلام، به میدان جنگ رفت و در مقابل سپاه اموی قرار گرفت و تعداد زیادی از دشمنان را کشت و کسی نمی توانست در مقابل او به مبارزه آید مرة بن منقذ، که از دلاوری های آنحضرت، به خشم آمده بود، به میدان آمد و گفت: بزرگترین گناهان عرب بر گردن من که اگر علی اکبر بر من بگذرد و من داغ او را بر دل پدرش نگذارم.

پس همین که آنحضرت بار دیگر با شمشیر به دشمن حمله کرد. مرة، راه را بر او بست و با ضربه ای که به او زد، آنحضرت به زمین بیفتاد. آنگاه مردم اطراف او را گرفتند و با شمشیر پاره پاره اش کردند و فرزند حسین علیه السلام را به شهادت رساندند.

چگونگی شهادت علی اکبر :
نقلهایی است از جمله :
اینکه مره همین که در میدان جنگ مقابل علی اکبر، رسید، ابتدا با نیزه به پشت او زد و بعد با ضربه شمشیر، فرق او را شکافت، آنحضرت دست به گردن اسب خود انداخت، ولی اسب که ظاهرا خون روی چشمانش ریخته بود، او را در میان سپاه دشمن برد و دشمن از هر طرف بر او تاخت و بدن مبارکش را پاره پاره کرد.

برخی گفته اند که دشمن تیری بر گلوی او زد که آن تیر، گلو را شکافت و آنحضرت در خون خود غلتید و به شهادت رسید.

چند سال بعد از واقعه کربلا، سال 64 هـ.ق، مختار به خونخواهی شهیدان کربلا قیام کرد و در این رابطه، بیشتر قاتلان آنها از جمله مرة بن منقذ گرفتار شدند.
مختار، عبدالله بن کامل یکی از سرداران خود را با عده ای مامور دستگیری مره کرد.
این گروه مسلح خانه اش را محاصره کردند و چون او، راه فرار را بر خود بسته دید، سوار بر اسبش شد و نیزه بدست از خانه بیرون آمد و به گروه حمله کرد و نیزه ای بر عبدالله یا «عبیدالله بن ناجیه شبامی» زد و او را به زمین انداخت ولی آسیبی نرسید.
ابن کامل، او را با شمشیر زد و چون او دست چپش را سپر کرده بود، از این رو دستش آسیب دید و از کار افتاد و اسبش با شتاب او را از صحنه بیرون برد و به این ترتیب مره فرار کرد و خود را به بصره رساند و به مصعب بن زبیر، ملحق شد. به روایت دیگر که در کتاب ناسخ التواریخ نقل شده، سعر بن ابی سعر، آن خبیث را گرفت و نزد مختار آورد.
مختار از او پرسید: آیا تو علی بن حسین را کشتی؟ گفت من تنها نبودم بلکه هزار نفر با من بودند مختار دستور داد اول دو دست او را بریدند، بعد زبانش را از دهانش بیرون کشیدند سپس هر دو چشمش و بعد لبانش را بریدند و آخر کار سر از بدنش جدا کرده و بعد تنش را در آتش سوزاندند.

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
26-11-2011 09:22 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #8
RE: قاتلین امام حسین علیه سلام و شهدای کربلا
آشنایی اجمالی با قاتل عبدالله بن حسين (علی اصغر) پسر شيرخوار امام حسين (ع)

[تصویر:  27.jpg]

حرمله :
حرملة بن کاهل اسدی کوفی ، آنکه کودک شیرخوار امام حسین (ع) را ( به نام علی اصغر ، یا عبدالله رضیع ) در آغوش امام یا روی دست وی با تیر به شهادت رساند . (1) سالها پس از حادثه عاشورا ، منهال در سفر حج ، دیداری با امام سجاد (ع) داشت . حضرت پرسید : حال حرمله چگونه است ؟ گفت : در کوفه است و زنده است . امام او را نفرین کرد که :

« أللهُم اَذِقْهُ حَر الحَدیدِ ، أللهُم اَذِقْهُ حَر النارِ »
( خدایا ، سوزش و گرمای آهن و آتش را به او بچشان ) . چون به کوفه برگشت ، در دیدار با « مختار » که خروج کرده بود ، ناگهان دید که حرمله را آوردند و به دستور مختار ، دست و پایش را بریدند و سپس در آتش افکندند . منهال ، ماجرای دیدار خود با امام سجاد و دعای امام را نسبت به حرمله بیان کرد . مختار ، از اینکه خواسته و دعای حضرت به دست او تحقق یافته ، بسیار خوشحال شد . (2)

منابع:
1 - بحارالانوار ، ج 45 ، ص 46 .
2 - سفینة البحار ، ج 1 ، ص 246 ، اثبات الهداة ، ج 5 ، ص 229 .

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
26-11-2011 09:45 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن: