-
راهنما سالنامه لیست اعضا جستجو
 
پاسخ گوی آنلاین سؤالات شرعی


زمان کنونی: 20-05-2012, 04:57 PM درود مهمان گرامی! (ورودثبت نام)


اطلاعیه های تالار

یا صاحب الزمان کی شود پشت به خانه کعبه دهی وبانگ انا المهدی سر دهی؟؟؟

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امیتازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مسيحيت : جهنم ( آیا جهنم وجود دارد ؟ )
نویسنده پیام
sina178s آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 113
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 0
ارسال: #1
مسيحيت : جهنم ( آیا جهنم وجود دارد ؟ )
بی شک یکی از آموزه هایی که اغلب مورد بحث و تردید قرار میگیرد معاد ( روز بازپسین ) و به تبع آن بهشت و جهنم است . در این صفحه سعی بر گردآوری تعالیم مربوط به جهنم و ریشه یابی این آموزه الهیاتی است . امید است که با همکاری دوستان تعالیم مختلف ادیان و استدلالات منکرین وجود جهنم منعکس شده و موجب تضارب آرا و افزایش آگاهی خوانندگان این صفحه گردد.

هاویه یا جهنم کلماتی نسبتا نو در الهیات هستند این کلمات و اموزه ها در متن کتب مقدسه یهود یافت نمی شوند چرا که در میان انبیا یهود هیچگاه سخنی از زندگی پس از مرگ در میان نبوده است. برای بررسی بیشتر و بهتر لازم است کمی در باره جهان بینی رایج در تورات بیان نماییم.

در این زمینه تعالیم تورات شباهت زیادی با تعالیم اسلامی دارد چرا که عمده کارشناسان بررسی کننده متون دینی معتقد به کپی برداری ازاد قران از متون تورات هستند که تفاوت های این دو را نیز به موقع بیان خواهیم کرد.

بر اساس تصویری که تورات از جهان هستی به ما میدهد زمین بر پهنای صاف گسترده شده که با آبهای ازاد ( اقیانوس ها و دریاها ) محدود شده است خورشید هر روز از مشرق طلوع ( متولد ) و در مغرب غروب ( مرگ ) می کند – مرکز دنیا اورشلیم سماوی ( سرزمین موعود ) است خیمه ای را تصور کنید که ستون مرکزی آن در معبد سلیمان ( قدس الاقداس ) در اورشلیم ( در اسلام کعبه در شهر مکه ) برپا شده است . و سقف و دیواره خیمه به شکل مخروطی ( در اسلام به شگل نیمه گنبد ) افراشته شده است ستون این خیمه که نادیدنی است مسیر بالا و پائین رفتن فرشتگان خدا است و در قسمت فوقانی این خیمه عرش خدا قرار دارد . برای رسیدن به عرش خدا باید از آسمانهای پنجم و ششم گذشت جایی که محل سکونت پریان و فرشتگان است . اسمانهای اول و دوم و سوم در زیر زمین قرار دارند که به ترتیب دنیای مردگان – دنیای جن و ارواح شریر و در نهایت منزل گاه موعود ابلیس است.

ستارگان از سقف این خیمه اویزان هستند آنها گلوله های منور و آتشین هستند که خدا برای تزئین سقف خیمه استفاده کرده است تا بازرگانان در تاریکی شب راه خود را گم نکنند و تعداد محدودی از این ستارگان به فرمان خداوند ( نظیر خورسید – ماه – زهره – مریخ ) در حال حرکت هستند و بقیه ثابت هستند خداوند ضمن هدایت و نظم دادن به این ستارگان حرکت ابرها را نیز کنترل میکند – اگر دیواره این خیمه به خواست خداوند سوراخ شود باران می بارد – کوه ها همچون میخ ها و ستون هایی سقف آسمان را نگه داشته و حرکت آنها موجب زلزله میشود گاهی اوقات یکی از ستاره ها به طرف زمین سقوط میکنند اما خدا همیشه مواظب است که همه انها روی زمین سقوط نکنند و موجب ویرانی زمین نشوند چرا که اسمان عرش خدا و زمین پا انداز اوست به همین دلیل خدا نسبت به کسانی که بر زمین فساد میکنند خشمناک میشود و آنان را مجازات میکند – و کسانی که عدالت را بجا آورند و از دستورات او اطاعت کنند پاداش میدهد انسانها پس از مرگ دفن شده و به عالم مردگان نزول میکنند تنها دریچه ای که به سوی اسمان وجود دارد همان قدس الاقداس در وسط معبد سلیمان در شهر اورشلیم است ( در اسلام کعبه در شهر مکه ) و فرشتگان برای رفت و آمد ناچار از این راه عبور میکنند و در این نقطه زمین به اسمان میرسد لذا این مکان مقدس است . در اسلام ابتدا این راه در اورشلیم بود و محمد از این راه به معراج رفت اما بعدا با انتقاد و تمسخر یهودیان قبله عوض شد و کعبه جایگزین قدس الاقداس شد – در خاتمه جهان خورشید و سایر ستارگان تاریک شده و به زمین سقوط خواهند کرد و مردگان از گور های خود خارج شده و ترس و وحشت همه جا را خواهد گرفت . (( برای روان بودن این تصور از ذکر آیات خود داری نمودم ))

بر این اساس اگر انسانی میمرد به هاویه که محل سکونت و آرمیدن مردگان بود میرفت و انسانها اگر کار ثوابی که همان اطاعت از فرامین خدا بود انجام میدادند پاداش ان که برکت خدا بود در همین زندگی دنیایی خود میدیدند و چیزی بنام قیامت در کار نبود.
این طرز فکر در میان قوم یهود و تا حدود 250 سال قبل از مسیح اعتقاد غالب بود اما در این زمان اتفاقی افتاد که قوم یهود را به تفکر و چالش کشید.

قوم یهود پس از باز گشت از اسارت بابل که آن را مدیون کورش هخامنشی پادشاه ایران میدانستند معبد خود را با هدایای پادشاه ایران دوباره بنا کردند اما با شکست ایران از روم منطقه شرقی مدیترانه تماما به حاکمیت یونان در آمد و فرمانداران نظامی یونان بر ان حاکم بودند.

این نوع از حقارت و فرمانبری از یونانی ها که بت پرست بودند موجب شورشهایی میشد که همواره سرکوب میشدند یکی از این شورشها قیام مذهبیونی به نام مکابیها بود آنان افرادی مذهبی و کاملا متعصب بودند که از نظر قوانین شرعی افرادی پایبند محسوب میشدند –اما قبل از مکابیها شورشهای دیگری که با شعار های دینی همراهی میشد که در جهت رهایی یهود بود و در مدتی کوتاه به سختی و با کشتار زیاد سرکوب می شد – این وقایع سوالی ایجادمی کرد که اگر این افراد عادل بودند و برای خدا جنگ کردند و مزد اطاعت خود از خدا را نگرفتند آیا با پدران خود که برای خدا جنگ نکرده بودند و غالبا نسبت به خدا نافرمان هم بودند با هم یکسان خواهند بود؟ پس باید جایی دگر به این موضوع رسیدگی شود زیرا عدالت خدا با بدان و نیکان یکسان عمل نمیکند.

لذا اعتقادی دیگر شکل گرفت که همه در آن یک نظر و هم رای نبودند یک گروه از روحانیون یهودی که صدوقیان نامیده میشدند و کار آنان کتابت و نسخه برداری از تورات و سایر متون دینی و تعلیم آنها بود منکر معاد و فرشتگان و موجودات غیبی بودند و گروهی دیگر از روحانیان که فریسی نامیده میشدند و عمده کار آنها کهانت و دعا بود بر نظریه زندگی پس از مرگ و وجود فرشتگان و عالم غیب معتقد شدند.
برای اینکه از بحث هاویه و جهنم دور نشویم این بحث را در این قسمت خاتمه داده و به ریشه های آموزه جهنم می پردازیم.

در مبحث قبلی به دو مسئله اشاره کردیم اول اینکه همه مردگان به دنیای زیر زمین می رفتند ( عالم مردگان ) و دوم اینکه پس از قیام مسلحانه مکابیها یک سوال الهیات یهود را به چالش کشید که آیا انسانهای خوب و بد همه در یک جا و ان هم در عالم اموات ساکن میشوند و این برخلاف عدالت است.
لذا این تصور و انتظار پیش آمد که افراد گناهکار که در این دنیا بدون کیفر می مانند لازم است در آن دنیا تنبیه شوند

و افراد نیکوکار که در این دنیا پاداش خود را نگرفته اند باید در آن دنیا پاداش دریافت کنند اما چگونه؟
یهودیان قبل از آنکه در الهیات و تعلیمات دینی با کلمه جهنم آشنا شوند با خود جهنم آشنا بودند.
در سالهایی که قوم بنی اسرائیل به رهبری موسی از مصر خارج شدند و راه اورشلیم را در پیش گرفتند – همان شهری که خدا به آنان وعده داده بود – چهل سال در راه بودند بطوری که از همه قوم فقط یک نفر و آن هم یوشع ابن نون وارد سرزمین موعود شد و همه آنها پس از نافرمانی های بسیار که بر علیه موسی نمودند از دیدن ارض موعود محروم شده و در بین راه چه در جنگ و چه به مرگ طبیعی مردند.

فاصله مصر تا اورشلیم تا این حد دور نیست که چهل سال طول کشد اما قوم بنی اسرائیل برای رسیدن به ارض موعود ناچار بودند بسیاری از مناطق را دور زنند یا متوقف شوند و یا بجنگند چرا که قبایل ساکن در این مناطق اجازه عبور به قوم بنی اسرائیل را نمی دادند.

مشکل ترین قسمت راه در مراحل پایانی راه بود چرا که این قسمت در اشغال بخشی از سامریان بود که بت پرست بودند و آنان به این راحتی حاضر به ترک اراضی خود نبودند لذا قوم بنی اسرائیل که گاها در جنگ ها بسیار ضعیف میشد بناچار با اقوام نزدیک خود صلح میکرد تا بتواند تجدید قوا کند این گونه صلح گاهی به ماه ها سکونت قوم می انجامید و جوانان بنی اسرائیل شدیدا در محدودیت آداب و رسوم خود بودند و باید از گناه به دور میماندند اما وقتی با جوانان بت پرست و همسایه خود دوست میشدند و در مراسمات آنها که معمولا با باده گساری و بی بندباری همراه بود شرکت می کردند و کم کم از یهوه خدای اسرائیل رو گردان شده و به بت پرستی رو می آوردند و این خود موجب کاهش توان قوم و انگیزه رسیدن به سرزمین موعود می شد.

این اتفاقات پی در پی برای قوم بنی اسرائیل پیش می آمد تا اینکه سران قوم تصمیم گرفتند چنین روابطی را برای همیشه پایان دهند وحشتناک تر اینکه جوانانی که به بت پرستی روی می آوردند گاها در مراسمات دینی بت پرستان شرکت می کردند که بسیار کفر آلود و غیر قابل تحمل بود.

در این مراسمات بغیر از بساط میگساری و شهوت رانی مراسمات دیگری به عنوان عبادت و پرستش بت ها انجام میشد و در آن قربانی برای خدایان انجام میگرفت- کسانی که از بت ها حاجتی مطالبه میکردند و یا گمان میکردند حاجت خود را از بت ها دریافت کرده اند گاها فرزندان خود را در این مراسم قربانی میکردند – برای آنکه مادران فریاد و ناله فرزندان خود را نشنوند و یا مادرن شیون و زاری نکنند خادمه های بتکده با صدای بلند اواز و وردهای پرستشی برای بت ها می خواندند و خادمان دیگر بر طبل ها و سنج های پر صدا می کوبیدند و برای آنکه دود و بوی بد سوختن بچه ها را حس نکنند آتش های بسیار با وسایل خوش بو کننده روشن میکردند و این بو ها در هم می آمیخت .
در این مراسم ها عده ای با رقص های وحشیانه از خود بی خود شده و برای بت ها نبوت کرده و مطالبه قربانی های بیشتر و یا اعمالی سرشار از فحشا و بی بندباری می کردند و این دقیقا در تضاد کامل با اعتقادات دینی بنی اسرائیل بود.

تمامی این مراسم بین قبایل بت پرست مشترکا در محلی به نام وادی گهنون انجام میشد دره گهنون در بیست و پنج کیلومتری جنوب اورشلیم ( بیت المقدس ) واقع است

لذا بزرگان بنی اسرائیل تصمیم گرفتند آنان را قتل عام نموده و برای اینکه دیگر قبایل بت پرست نتوانند این معبد را احیا کنند آنجا را ویران نموده و به محلی برای سوزاندن حیوانات مرده – ضایعات کشاورزی و زباله ها تبدیل نمودند.

با گذشت چندین سال این دره ( وادی گهنون – دره جهنم ) به محلی بسیار بد بو – پر از مردار جانوران – محل سوزاندن زباله ها – جایی که اتش آن خاموش نمیشد – متعفن و پر از حیوانات موذی و مواد و اجساد کرم افتاده و غیر قابل تحمل تبدیل شده بود

اگر افرادی برای رسیدن به اورشلیم که این وادی بر سر راه آنان بود بناچار کیلومتر ها راه خود را دور کرده و از مسیری دیگر عبور میکردند بسیاری از جزامیان که از شهر ها ترد میشدند به آنجا میرفتند و دزدان و قاتلین برای فرار از دست ماموران و تعقیب کنندگان به سمت این دره متواری می شدند جزامیان و مترودین از مانده زباله ها و یا غذا هایی که افراد خاص حمل زباله به آنجا می اوردند ارتزاق نموده و در کل بدترین جایی بود که میشد تصور کرد.

با آنچه که گفته شد کم کم مردم وقتی کسی را لعن میکردند و یا قصد تحقیر داشتند برای طرف مقابلشان این مکان را برای مجازات آرزو میکردند و این اعتقاد بوجود آمد که بدکاران پس از مرگ به جایی بدتر یا مثل گهنون خواهند رفت.
اینگونه بود که کلمه گهنون ( در عبری و معادل آن جهنم در زبان عربی ) با سایر خصوصیات آن وارد ادبیات شعری – پرستشی و محاوره ای مردم شد . وادی سایه موت در مزمور بیست و سوم داوود یکی از نمونه های کارکرد گهنون در ادبیات دینی قوم یهود است .

(( خداوند شبان من است محتاج به هیچ چیز نخواهم شد .... چون در وادی سایه موت نیز راه روم نخواهم ترسید ....... مزمور 23 داوود ))
به هنگام شروع ماموریت عیسی مسیح گهنون ( جهنم – دوزخ – هاویه ) به همراه خصوصیات دره گهنون - که اشاره آن رفت - بطور کامل وارد لغتنامه باور های مردم شده بود که در اناجیل بارها از آن یاد شده و توصیف تکامل یافته آن را میتوان در مکاشفات یوحنای رسول دید.
امروزه این آموزه را در همه ادیانی که به نوعی به معاد و روز حسابرسی اعتقاد دارند میتوان یافت – خصوصیاتی نظیر آتش سوزنده – غیر قابل تحمل – دائم با جانورانی ترسناک و تهوع آور – غذای بسیار بد بو و بد مزه از مردار از خصوصیات مشترک جهنم در این ادیان است.

هدف از نگارش این مکتوب :
هدف من از نوشتن این جستار بیان یک واقعیت از هزاران واقعیتی است که ما با آنها روبرو هستیم ولی چون خواستگاه اصلی این کلمات را نمیدانیم در نهایت دچار خطا و گمراهی میشویم به عنوان مثال وقتی مردم یهود در آن دوره کلمه جهنم را میشنیدند این کلمه برای آنان قابل فهم و لمس بود میدانستند منظور گوینده چیست و خود گوینده هم میدانست در مورد چه چیزی سخن میگوید – اما در مورد ما چه میتوان گفت ؟ یقینا نه کسانی که در مورد جهنم و بهشت سخن می گویند درک درستی از این وازه ها دارند و نه ما که شنونده آنها هستیم توان فهم واقع بینانه ای داریم – در مورد کلمه بهشت انحراف بیش از جهنم است – در انجیل پاداش مومنین و نیکوکاران فردوس به معنی ملکوت خداست ملکوت خدا نیز اصطلاحی قابل درک بود ملکوت خدا ( پادشاهی خدا ) برای مردم یادآور پادشاهی دوران طلایی داوود و فرزندش سلیمان بود که در حکومت آنان به کسی ستم نمیشد و اگر میشد حاکم دادگر حق مظلوم می ستاند – نعمت و ثروت و امنیت و صلح حکمفرما بود و مردم در آرامش به کسب و کار خویش مشغول بودند هنر و نوآوری و سازندگی رونق داشت مردم به مناسبتهای مختلف جشن های باشکوه برپا می کردند گروه نوازندگان و ترانه سرایان برای خداوند – پادشاه – سرداران و قهرمانان و محبوبان خود می سراییدند و رقص و شادی از خصوصیات بارز آن بود

لذا وقتی عیسی مسیح میگفت ای پدر آسمانی ما ... ملکوت تو بیاید ....و یا ما را در آزمایش میاور و از شریر رهایی ده .... خود او میدانست در باره چه موضوعی سخن میگوید و مردم هم همان مفهوم و منظور او را درک میکردند اما وقتی این اصطلاحات وارد الهیات سایر اقوام میشد که پیش زمینه فکری – تاریخی و فرهنگی یهود را نداشتند دچار انحراف شده و انچه باید موجب امید به آینده – صلح بین مردم با مردم و مردم با خدا و نیکی آنان با هم نوعان میشد به جنگ ها – تنفر – کشتار و تجاوز می انجامید و خدا پرستی به شرک تبدیل میشد و بت پرستی جای خدا پرستی را می گرفت.

وقتی الهیات یهودی و مسیحی را با الهیات اسلامی مقایسه میکنیم به میزان این اختلاف بیشتر پی می بریم – و تفاوت برداشت به حدی زیاد است که تقریبا بر تمام بنیاد های دینی سایه انداخته است.

برای کسی که در فرهنگ و تعالیم عربی - اسلامی رشد کرده و ساختار های فکریش در این دین شکل گرفته است وقتی سخن از فرزند خدا به میان می آید بلافاصله در فکر وی پدر – مادر – آمیزش جنسی ( در بهترین وجه ایمان یعنی معجزه بکرزایی ) متصور می شود در حالیکه ریشه فکری آن نزد یهود و مسیحیان بسیار متفاوت است . یا وقتی سخن از نبوت است بلافاصله در ذهن یک مسلمان فرشته ای بنام جبرئیل ظاهر میشود که مدام در حال بالا و پائین رفتن است تا وحی را از خدا به پیامبر برساند در حالیکه برای یک یهودی و مسیحی نبی تعریف و مشخصه ای کاملا مغایر با این طرز فکر دارد و وقتی سخن از نبوت است در ذهن یک مسلمان جملاتی مجسم میشوند که از دهان خدا خارج شده و توسط جبرئیل به عنوان پیک و محمد به عنوان مامور ابلاغ به مردم اعلام میشود در حالیکه در بین یهودیان یا مسیحیان چنین باوری نه فقط شرک آلود بلکه نوعی حماقت محسوب میشود.
آنچه در این بازار کج فهمی ها بیش از هر چیزی آزار دهنده است تمامی این سو برداشت ها به لحاظ عدم امکان توجیه به موضوع تحریف تورات و انجیل منتهی میشود و تمام در ها به سوی یک تعامل سازنده بسته میشود.
منتظر نظرات و انتقادات دوستان هستم - با سپاس

و الحال اين سه چيز باقي است:
ايمان و اميد و محبت
اما بزرگتر اينها محبت است
(( پولس رسول ))
30-11-2010 09:53 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
saghii آفلاین
عضو کوشا
***

ارسال‌ها: 203
تاریخ عضویت: May 2010
اعتبار: 1
ارسال: #2
RE: مسيحيت : جهنم ( آیا جهنم وجود دارد ؟ )
با عرض سلام خدمت شما
می توانم از شما بپرسم که آیا در تورات و انجیل سخنی از معاد به میان آمده است یا خیر؟
سوال بعدی من این است که تعریف یهود و مسیحیت از پیامبر بودن چیست؟که اعتقادات مسلمانان در این زمینه را شرک آلود و حماقت می شمارند؟در ضمن تعریف آن ها از شرک چیست که اعتقاد به وحی در نزد اسلام را شرک می دانند؟
ممنونم

[تصویر:  8f6868c6e06546889274.gif]
(آخرین ویرایش در این ارسال: 01-12-2010 11:48 AM، توسط saghii.)
01-12-2010 11:46 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
sina178s آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 113
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 0
ارسال: #3
RE: مسيحيت : جهنم ( آیا جهنم وجود دارد ؟ )
با سلام
1 - در تورات هیچ تعلیمی در باره معاد نیامده و نتیجه اطاعت از خدا در همین زندگی دیده میشود و البته این بحث در مقیاس قومی می باشد - اما در انجیلی بحث معاد بارها و به شکل های مختلف مطرح است
2 - دوست عزیز در الهیات یهود و مسیح پیامبر مفهومی ندارد بلکه از دیگر به مفهوم نبی یا همان صاحب خبر استفاده میشود - انبیا یا در اثر تعلیم مفاهیم دینی و تاریخی و تجارب دینداران ریش سفید به درجه ای میرسند که میتوانند اراده خدا را در باره مسائل مختلف بدانند و بازگو کنند
و یا اینکه در خواب و رویا به انان الهاماتی میشود که نظیر رویا ها صادقه بتوانند از آینده و یا نتیجه بعضی از امور خبر دهند.
با توجه به مطلب فوق میبینید که بنظر خیلی ها بتوانند نبوت کنند - اما اگر نبوت یک نبی درست از آب در نمی آمد کشته میشد و جزو انبیای کذبه به حساب می آمد
3 - حال وقتی که تعریف نبوت تا این حد بالا میرود که حامل آن جبرئیل است ولی محتوای آن نظیر آیات 52 الی اخر احزاب سخیف - این نوع نبوت در اسلام نزد یهود و مسیحیان شرک آلود میشود یعنی دروغ بستن به خدا یا کسی دیگر را به جای خدا عامل و منشاوحی دانستن نظیر بعل در عهد عتیق
امیدوارم در بحث دیگری که نبوت در کتب مقدسه می باشد جامع تر توضیح دهم

و الحال اين سه چيز باقي است:
ايمان و اميد و محبت
اما بزرگتر اينها محبت است
(( پولس رسول ))
01-12-2010 03:06 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
صمد2 آفلاین
کاربر تازه وارد
*

ارسال‌ها: 10
تاریخ عضویت: Nov 2010
اعتبار: 0
ارسال: #4
RE: مسيحيت : جهنم ( آیا جهنم وجود دارد ؟ )
(30-11-2010 09:53 PM)sina178s نوشته شده توسط:  در این صفحه سعی بر گردآوری تعالیم مربوط به جهنم و ریشه یابی این آموزه الهیاتی است . امید است که با همکاری دوستان تعالیم مختلف ادیان و استدلالات منکرین وجود جهنم منعکس شده و موجب تضارب آرا و افزایش آگاهی خوانندگان این صفحه گردد.
. . .
در این زمینه تعالیم تورات شباهت زیادی با تعالیم اسلامی دارد چرا که عمده کارشناسان بررسی کننده متون دینی معتقد به کپی برداری ازاد قران از متون تورات هستند که تفاوت های این دو را نیز به موقع بیان خواهیم کرد.
. . . .
وقتی الهیات یهودی و مسیحی را با الهیات اسلامی مقایسه میکنیم به میزان این اختلاف بیشتر پی می بریم – و تفاوت برداشت به حدی زیاد است که تقریبا بر تمام بنیاد های دینی سایه انداخته است.
برای کسی که در فرهنگ و تعالیم عربی - اسلامی رشد کرده و ساختار های فکریش در این دین شکل گرفته است وقتی سخن از فرزند خدا به میان می آید بلافاصله در فکر وی پدر – مادر – آمیزش جنسی ( در بهترین وجه ایمان یعنی معجزه بکرزایی ) متصور می شود در حالیکه ریشه فکری آن نزد یهود و مسیحیان بسیار متفاوت است . یا وقتی سخن از نبوت است بلافاصله در ذهن یک مسلمان فرشته ای بنام جبرئیل ظاهر میشود که مدام در حال بالا و پائین رفتن است تا وحی را از خدا به پیامبر برساند در حالیکه برای یک یهودی و مسیحی نبی تعریف و مشخصه ای کاملا مغایر با این طرز فکر دارد و وقتی سخن از نبوت است در ذهن یک مسلمان جملاتی مجسم میشوند که از دهان خدا خارج شده و توسط جبرئیل به عنوان پیک و محمد به عنوان مامور ابلاغ به مردم اعلام میشود در حالیکه در بین یهودیان یا مسیحیان چنین باوری نه فقط شرک آلود بلکه نوعی حماقت محسوب میشود.
آنچه در این بازار کج فهمی ها بیش از هر چیزی آزار دهنده است تمامی این سو برداشت ها به لحاظ عدم امکان توجیه به موضوع تحریف تورات و انجیل منتهی میشود و تمام در ها به سوی یک تعامل سازنده بسته میشود.
منتظر نظرات و انتقادات دوستان هستم - با سپاس
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام -
در این باب در کنار مطالبی که درباره جهنم در مسیحیت نوشته شده است، اظهارات غلطی درباره قرآن کریم شده است.
قرآن کریم از ابتدای نزول به عنوان یک کتاب منسجم مورد توجه پیامبر خدا و همه مسلمانان بوده و با دقت گرداوری و ضبط و منتشر شده است به طوری که اگر تحقیقاتی درباره احتمال تغییر ناخواسته در برخی آیات و کلمات آن صورت گرفته است ، هرگز به منزله شبه در اصل این سند الهی و تاریخی نیست.
لذا آزاد اندیشان و صالحانی که در پی نزدیک شدن به خالق جهان هستند از این منشاء فیض الهی بهره می برند.
نسخه های تورات و انجیلی که امروز در دست هستند یافته های کهن ترجمه شده از نوشته های پیروان پیامبران الهی هستند و با تورات و انجیلی که خداوند در قرآن کریم ذکر می فرماید کاملا متفاوت هستند و لذا اصلا بحث تحریف درباره آنها موضوعیت ندارد . البته مطالبی که از اصل تورات و انجیل با برداشتها و حافظه ها و ترجمه ها و اغراض افراد مختلف در کتابهای فعلی آورده شده است قطعا کم یا زیاد تغییر یافته اند که کارشان از تحریف وحی الهی گذشته است. همچنین ما مسلمانان باید متوجه باشیم که با توضیح فوق، اهل کتاب به درست، اعتقادی به وحیانی و الهی بودن کتابهای مقدس خود ندارند.
مبلغان اهل کتاب برای حفظ پیروان خود به ایشان می گویند که قرآن کریم کپی برداری آزاد از کتب مقدس است! به این نظام عریض و طویل کنترل و ارزیابی و رده بندی صحت اسناد اسلامی و راویان و نویسندگان اعتنا ندارند و اسناد چند صد سال تا بیش از هزار سال قبل از اسناد اسلامی را که از اصل زیر سوال هستند (تا حدی که اصل وجود حضرت عیسی را حتی قطعی نمی دانند) ملاک بحث قرار می دهند. اکر تصریح قرآن کریم درباره پیامبران گذشته نبود، امروز نه مسلمان و نه سایرین به ادیان الهی گذشته جز خرافه ای بیش نظر نمی کردند.
متاسفانه به بهانه بررسی نظرات مسیحیت درباره یک موضوع، (که خود امری کاملا کارشناسانه بوده و باید نظرات متخصصین و محققین در کتب مقدس ارائه شود) اظهارات بی پایه و بسیار دور از منطق و واقعیت درباره اسلام بیان می شود که از طرفی چون بسیار پرت است و ربطی هم به موضوع بحث ندارد ارزش پاسخ گویی ندارد و از طرفی هم نباید بی پاسخ بماند.

صمد2, proud to be a member of تالارهای گفتمان کشف الیقین since Nov 2010.
01-12-2010 06:58 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
sina178s آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 113
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 0
ارسال: #5
RE: مسيحيت : جهنم ( آیا جهنم وجود دارد ؟ )
جناب آقای صمد 2
از نظر لطف شما سپاسگزارم

و الحال اين سه چيز باقي است:
ايمان و اميد و محبت
اما بزرگتر اينها محبت است
(( پولس رسول ))
01-12-2010 07:18 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
saghii آفلاین
عضو کوشا
***

ارسال‌ها: 203
تاریخ عضویت: May 2010
اعتبار: 1
ارسال: #6
RE: مسيحيت : جهنم ( آیا جهنم وجود دارد ؟ )
(01-12-2010 03:06 PM)sina178s نوشته شده توسط:  با سلام
1 - در تورات هیچ تعلیمی در باره معاد نیامده و نتیجه اطاعت از خدا در همین زندگی دیده میشود و البته این بحث در مقیاس قومی می باشد - اما در انجیلی بحث معاد بارها و به شکل های مختلف مطرح است

درود بر شما
یعنی نگارنده تورات در کل اصل معاد را قبول ندارد و یا اینکه موضوعات دیگری مطرح است؟
چرا با وجود قبول داشتن خدا سخنی از معاد به میان نیاورده اند؟
و در انجیل در کدام انجیل و کدام باب سخن از معاد به میان آورده است و این سخن به میان آوردن به چه صورت است؟ آیا به اثبات لزوم بودن معاد پرداخته شده است و یا زندگی پس از مرگ در این دنیا؟ لطفا اگر امکان دارد کمی توضیح دهید(با ذکر منبع از کتاب مقدس)


(01-12-2010 03:06 PM)sina178s نوشته شده توسط:  2 - دوست عزیز در الهیات یهود و مسیح پیامبر مفهومی ندارد بلکه از دیگر به مفهوم نبی یا همان صاحب خبر استفاده میشود - انبیا یا در اثر تعلیم مفاهیم دینی و تاریخی و تجارب دینداران ریش سفید به درجه ای میرسند که میتوانند اراده خدا را در باره مسائل مختلف بدانند و بازگو کنند
و یا اینکه در خواب و رویا به انان الهاماتی میشود که نظیر رویا ها صادقه بتوانند از آینده و یا نتیجه بعضی از امور خبر دهند.

در زبان کتب مقدس آیا تفاوتی بین نبی و رسول وجود دارد؟

(01-12-2010 03:06 PM)sina178s نوشته شده توسط:  انبیا یا در اثر تعلیم مفاهیم دینی و تاریخی و تجارب دینداران ریش سفید به درجه ای میرسند که میتوانند اراده خدا را در باره مسائل مختلف بدانند و بازگو کنند
انبیا چگونه فهمیده اند که باید مفاهیم دینی و تاریخی را به مردم تعلیم دهند؟ اصلاً آن ها چگونه به خود اجازه می دادند که این گونه مسائل را آن ها تعلیم دهند و منبع تعلیمات آن ها چگونه بوده است؟ یعنی چه کسی به آن ها تدریس می کرد و آن ها به مردم متون فراگرفته شده را برای مردم تعلیم می دادند؟
و اگر معلم آن ها دین داران ریش سفید باشد آن ها چگونه مسائل دینی را تعلیم گرفته اند؟ آیا در این بین دوری پیش نمی آید؟


(01-12-2010 03:06 PM)sina178s نوشته شده توسط:  با توجه به مطلب فوق میبینید که بنظر خیلی ها بتوانند نبوت کنند - اما اگر نبوت یک نبی درست از آب در نمی آمد کشته میشد و جزو انبیای کذبه به حساب می آمد

این درست از آب درآمدن نبوت به چه معناست؟ آیا همان پیش گویی است؟ در کتب مقدس آیا به این موضوع پرداخته شده است که نبوت برخی درست از آب در نیامده باشد و او را کشته باشند؟


(01-12-2010 03:06 PM)sina178s نوشته شده توسط:  3 - حال وقتی که تعریف نبوت تا این حد بالا میرود که حامل آن جبرئیل است ولی محتوای آن نظیر آیات 52 الی اخر احزاب سخیف - این نوع نبوت در اسلام نزد یهود و مسیحیان شرک آلود میشود یعنی دروغ بستن به خدا یا کسی دیگر را به جای خدا عامل و منشاوحی دانستن نظیر بعل در عهد عتیق
امیدوارم در بحث دیگری که نبوت در کتب مقدسه می باشد جامع تر توضیح دهم

پس شرک از نشر یهود و مسیحیت به معنای دروغ بستن به خدا تعبیر می شود؟
حال درباره ی آیات 52 به بعد سوره احزاب در جای خودش بحث می شود و شما نباید یک طرفه به قاضی روید و آن را سخیف شمارید.در قسمت پاسخ به شبهات قرآنی آن را مطرح می کنم به زودی

[تصویر:  8f6868c6e06546889274.gif]
01-12-2010 11:49 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
sina178s آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 113
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 0
ارسال: #7
RE: مسيحيت : جهنم ( آیا جهنم وجود دارد ؟ )
با سلام
1 - دوست گرامی اولا الهیات و مفاهیم آن یک دفعه از غیب ظاهر نشده اند و اگر تاپیک خدای تارخی را بخوانید رشد خداشناسی تدریجی است البته در خود اسلام هم چنین بوده - یعنی در ابتدا اسلام این بود بگویید خدایی نیست جز الله و رستگار شوید - اما بتدریج دین کامل شد
این که معاد در یهود نیست دلیلی بر غلط بودن آن نیست
2 - نبوت و رسالت در عهد عتیق کاربردی متفاوت دارند در عهد عتیق کار رسالت مقطعی و برای ماموریت خاص است نظیر شمشون و یوشع
3 -مگر کار تعلیم به دیگران نیاز به مجوز دارد؟؟؟؟ انبیا یعنی کسانی که خبر دار هستند از امور و وقایع ((( نبا = خبر ))) انبیا همیشه در جامعه وجود داشته اند و از کسی هم اجازه نمیگرفتند بلکه اعتبار آنها به اساتید و مرشدان آنان بود
4 - انبیا اگر از طرف یهوه بودند یا معجزه داشتند و یا پیشگویی میکردند و بر همین اساس مردم به انان اعتماد میکردند و کشتن انبیای کذبه و جادوگران یکی از قوانین یهود بوده است

و الحال اين سه چيز باقي است:
ايمان و اميد و محبت
اما بزرگتر اينها محبت است
(( پولس رسول ))
02-12-2010 01:40 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
saghii آفلاین
عضو کوشا
***

ارسال‌ها: 203
تاریخ عضویت: May 2010
اعتبار: 1
ارسال: #8
RE: مسيحيت : جهنم ( آیا جهنم وجود دارد ؟ )
(02-12-2010 01:40 PM)sina178s نوشته شده توسط:  با سلام
1 - دوست گرامی اولا الهیات و مفاهیم آن یک دفعه از غیب ظاهر نشده اند و اگر تاپیک خدای تارخی را بخوانید رشد خداشناسی تدریجی است البته در خود اسلام هم چنین بوده - یعنی در ابتدا اسلام این بود بگویید خدایی نیست جز الله و رستگار شوید - اما بتدریج دین کامل شد
این که معاد در یهود نیست دلیلی بر غلط بودن آن نیست

با عرض سلام
البته کامل شدن دین به این معنا نیست که ابتدا دین ناقص بر مردم نازل شده باشد و سپس به تدریج کامل شود،بلکه دین ابتدا کامل است و به تدریج بر مردم نازل می شود.طبق فهم مردم ابتدا از خداشناسی آغاز و سپس در آخر به احکام و مسائل اجتماعی می رسد.


(02-12-2010 01:40 PM)sina178s نوشته شده توسط:  این که معاد در یهود نیست دلیلی بر غلط بودن آن نیست
خوب چطور است که معاد در مسیحیت هست ولی در یهود نیست؟پس حتماً نقصی در مسیحیت است که معاد را در خود گنجانیده(اگر معاد صحیح نباشد) و اگر صحیح باشد پس نقصی در یهودیت است که معاد را در خود نگنجانیده است.این دو چگونه با هم جمع می شوند؟


(02-12-2010 01:40 PM)sina178s نوشته شده توسط:  3 -مگر کار تعلیم به دیگران نیاز به مجوز دارد؟؟؟؟ انبیا یعنی کسانی که خبر دار هستند از امور و وقایع ((( نبا = خبر ))) انبیا همیشه در جامعه وجود داشته اند و از کسی هم اجازه نمیگرفتند بلکه اعتبار آنها به اساتید و مرشدان آنان بود

و اگر معلم انبیا دین داران ریش سفید باشد آن ها چگونه مسائل دینی را تعلیم گرفته اند؟ آیا در این بین دوری پیش نمی آید؟بالاخره باید برای قطع دور یکی از مرشدان و ریش سفیدان تعالیم دینی را از یکی(غیر از خودشان) فرا گرفته باشند؟این طور نیست؟
و این خبردار بودن انبیا چگونه است؟
آیا در خواب دیده اند و به آن ها الهام شده است؟
چه سندی از کتاب مقدس برای این حرفتان می توانید بیاورید؟(کدام انجیل و کدام باب و کدام آیه؟)



(02-12-2010 01:40 PM)sina178s نوشته شده توسط:  انبیا اگر از طرف یهوه بودند یا معجزه داشتند و یا پیشگویی میکردند و بر همین اساس مردم به انان اعتماد میکردند و کشتن انبیای کذبه و جادوگران یکی از قوانین یهود بوده است


این یهوه چگونه با انبیا ارتباط برقرار می کرد؟ و این معجزه شان آیا با موازین علمی و طبیعی سازگار بود؟ بدرستی که معجزه نمی تواند با موازین طبیعی سازگار باشد زیرا اگر این طور بود مردم به آنان اعتماد نمی کردند؟
حال شما که معجزه را قبول دارید روی چه حسابی آن را تا به حال قبول کرده اید؟




سپاس فراوان

[تصویر:  8f6868c6e06546889274.gif]
(آخرین ویرایش در این ارسال: 03-12-2010 10:29 AM، توسط saghii.)
02-12-2010 02:38 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
sina178s آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 113
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 0
ارسال: #9
RE: مسيحيت : جهنم ( آیا جهنم وجود دارد ؟ )
با سلام
1 - نه عزیز برادر دین بسته به این دارد که برای چه کسی اورده شودمثل درس در مدرسه - کودکی که کارنامه قبولی در کلاس اول را میگیرد علامه دهر نیست اما در حد خود آن کودک قبول است - ایا یاسر و سمیه که کشته شدند میدانستند امامت چیست؟؟؟؟؟

2 - بودن معاد در مسیحیت به خاطر کامل شدن راه رستگاری در عیسای مسیح است چون اینبار دیگر خدا به واسطه پیامبران سخن نگفت بلکه به واسطه پسر خود - راه نجات را بر صلیب هموار کرد - بی شک تاریخ فردی چون مسیح را به خود ندیده است نه در تعالیم و نه در معجزات و نه در ادعا - یحیی در باره عیسی گفت کسی که در میان شما ایستاده از من بزرگتر است که لایق باز کردن بند نعلین او نیستم - و این شامل تمامی انبیا الهی است - عیسای مسیح کار نجات را بر روی صلیب تمام کرد
3 - هم خواب دیده اند هم الهام شده است و هم از انبیای قبل یاد گرفته اند مثلا الیشع شاگرد ایلیا بود

4 - معجزه نشان از ناتوانی مردم در امری خاص نسبت به نبی است که ماموریت نبی را اشکار میکند هر نبی معجزه خاص خود را داشته و در ضمن اگر یک نبی - نبوت فردی دیگر را تائید میکرد او نیز نبی خوانده میشد - هر چند معجزه نداشته باشد
بند آخر سوال شما را متوجه نشدم
با سپاس

و الحال اين سه چيز باقي است:
ايمان و اميد و محبت
اما بزرگتر اينها محبت است
(( پولس رسول ))
04-12-2010 10:30 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
سینا2 آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 69
تاریخ عضویت: Dec 2010
اعتبار: 1
ارسال: #10
RE: مسيحيت : جهنم ( آیا جهنم وجود دارد ؟ )
درود بر sina178s بزرگوار

گفته شما:چون اینبار دیگر خدا به واسطه پیامبران سخن نگفت بلکه به واسطه پسر خود - راه نجات را بر صلیب هموار کرد - بی شک تاریخ فردی چون مسیح را به خود ندیده است نه در تعالیم و نه در معجزات...


بنده چند سوال دارم...اگر وقتتان کفایت می کند از جواب دریغ نفرمایید...
آیا عیسی مسیح پیامبر از جانب خدا نبوده است و صرفاً پسر او( از هر لحاظ) بوده است؟

راه نجات را بر صلیب هموار کرد یعنی چه؟ می توانید کمی توضیح دهید؟

قدرت معجزات پیامبران از کجا امده است؟
رستاخیز و معاد در الهیات مسیحی چگونه به تصویر کشیده شده است؟


سایت های پاسخ گوی سوالات دینی شما:

www.jawab.ir

http://porseman.org

www.urd.ac.ir

http://pasokhgoo.ir
(آخرین ویرایش در این ارسال: 07-12-2010 12:48 AM، توسط سینا2.)
07-12-2010 12:46 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن: