-
راهنما سالنامه لیست اعضا جستجو
 
پاسخ گوی آنلاین سؤالات شرعی


زمان کنونی: 20-05-2012, 04:20 PM درود مهمان گرامی! (ورودثبت نام)


اطلاعیه های تالار

یا صاحب الزمان کی شود پشت به خانه کعبه دهی وبانگ انا المهدی سر دهی؟؟؟

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بی ارزش بودن عقل در مسلک صوفیه
نویسنده پیام
naser66 آفلاین
کارشناس اخلاق
*****

ارسال‌ها: 728
تاریخ عضویت: Sep 2009
اعتبار: 3
ارسال: #1
بی ارزش بودن عقل در مسلک صوفیه
به نام خدا
****
جلال الدین محمد بلخی(مولوی) شاعر شهیر ایران که یکی از اکابر صوفیه نیز می باشد، شعری دارد راجع به تقابل عشق و عقل. می گوید:

پای استدلالیان چوبین بود
پای چوبین سخت بی تمکین بود

گر کسی از عقل با تمکین بدی
فخر رازی راز دار دین بدی
**********
مرحوم میرداماد( از فلاسفه بزرگ تشیع در عهد صفوی) که به معلم ثالث نیز معروف است در نقد شعر فوق، شعری سروده است. می گوید:

ای که گفتی پای چوبین شد، دلیل
ورنه، بودی فخر رازی بی دلیل

فهم ناکرده میان « عقل» و «وهم»
طعنه بر برهان مزن ای کج بفهم!

هست در تحقیق،برهان اوستاد
داده خاک خرمن شبهت بباد

در کتاب حق« اولو الالباب» بین
وان تدبر را که کرده آفرین

ز آهن تثبیت فیاض مبین
پای استدلال کردم آهنین
****
سید قطب( از دیگر اکابر صوفیه) می گوید: چون این ابیات را در پشت کتاب قبسات دیدم غیرتم به هیجان آمد! و در جواب آن گفتم:

بشنوید ای سالکان از من جواب
کان بود در نهج حق فصل الخطاب

ای که طعنه می زنی بر مولوی
ای که محرومی ز فیض مثنوی

گر تو فهم مثنوی می داشتی
کی زبان طعنه می افراشتی

گرچه سستیهای استدلال عقل
مولوی در مثنوی کرده است نقل

لیک مقصودش نبوده عقل کل
زانکه او هادیست در کل سبل

بلکه قصدش عقل جزیی فلسفی است
زانکه آن بی نور حسن یوسفی است
********
آیت الله مکارم(دامت برکاته) در جواب این شعر سید قطب و در نتیجه در دفاع از شعر میرداماد در رد شعر مولوی می فرمایند:

سالکا! این نکته را می دار گوش
از کلام غیر حق چشمت بپوش!

گر که هستی سالک راه صواب
اندکی آهسته تر، کم کن شتاب

سالک آن نبود که بر مردان حق
می زند از روی « غیرت» طعن و دق

جوشش غیرت لجاج است و عناد
این لجاجت بر کسی سودی نداد

سالک آن نبود که بی چون و چرا
می شود با هر صدایی هم صدا

زنگ خود بینی ز قلبت دور کن
چشم دل از حرف حق پر نور کن

لوح دل را از تعصب پاک کن
جامه تقلید بر تن چاک کن

حق اگر خواهی بسان آفتاب
بشنو از قرآن که شد فصل الخطاب

« عقل» را بستوده در قرآن بسی
حق« تدبر» خواسته از هر کسی

حق نموده مدح« برهان» بی شمار
« صدق» را دانسته بر آن استوار

نیست در قرآن سخن از « عقل کل»
نی سخن از « هادی کل سبل»

او « اولواالا لباب » را شرح و بیان
کرده، خواهی سوره عمران بخوان

بشنو این گفتار می ترس از خدا
تا نبندی بر خدایت افترا
***************************************
شرح بیان پاسخ های شعری متن بالا بدین صورت است که جماعت صوفی مسلک نعمت عقل را در رسیدن به خدا و در کل در طول زندگی بی چیز دانسته و فقط بر نعمت عشق و حس پای بندند. همان طور که در اشعار مولوی و سید قطب مشهود است. اما در دین اسلام برای رسیدن به حق به استفاده از هر دو اشاره شده است، چنانچه در اشعار مرحوم میرداماد و آیت الله مکارم شیرازی مشهود است.
حال قضاوت با خوانندگان

\[تصویر:  images?q=tbn:ANd9GcTsfC38M6WeQhQf1tulVxm...dXMldv_RpA]
14-10-2009 10:50 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن: