-
راهنما سالنامه لیست اعضا جستجو
 
پاسخ گوی آنلاین سؤالات شرعی


زمان کنونی: 20-05-2012, 04:07 PM درود مهمان گرامی! (ورودثبت نام)


اطلاعیه های تالار

یا صاحب الزمان کی شود پشت به خانه کعبه دهی وبانگ انا المهدی سر دهی؟؟؟

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
گوشه ای از عقاید مسیحیان و یهودیان و نقد آن
نویسنده پیام
uosef-madani آفلاین
عضو کوشا
***

ارسال‌ها: 198
تاریخ عضویت: Mar 2010
اعتبار: 2
ارسال: #1
گوشه ای از عقاید مسیحیان و یهودیان و نقد آن
عقايد مسيحيت

1- توحيد : قرآن در باب توحيد و بيان آن دعوت مسيح عليه السلام را چنين بيان مي كند ((و لمّا جاء عيسي بالبيّنات قال قد جئتكم بالحكمه ولابيّن لكم بعضالذي تختلفون فيه، فاتّقو الله و اطيعون،ٍ اِنّ الله هو ربّي و ربّكم فاعبدوه هذا صراط مستقيم)) ؛ هنگامي كه عيسي بادردست داشتن معجزات آشكاروآيات روشن(به پيش بني اسرائل)آمد ، گفت: من شريعت حكيمانه اي را(درباره ي مبدأ و معاد ونيازهاي زندگي بشر)براي شما آورده ام ، و آمده ام تا برايتان برخي از امور(ديني)را روشن گرداندم گه در آنها اختلاف مي وزيد . پس از خدا بترسيد و از من پيروي كنيد.بطور قطع خداوند پروردگار من و پروردگار شما است،پس او را پرستش كنيد،راه راست اين است . در باره ي صفات خداوند متعال مسيحيت با مذاهب و اديان آسماني ديگر تفاوت چناني ندارد ولي در مورد تصور خداوندمتعال تعبيرها و مفاهيم دشواري مطرح كرده است كه فهم آن دنياي مسيحيت راسرگردان ومصداق واقعي((ضالين))- گمراهان-قرارداده است . در نزد مسيحيت خدا عبارت از اقنوم(شخص)است.(1)اقنوم پدر(2)اقنوم فرزند(3)اقنوم روح القدس و به اين عقيده،تثليت مي گويند.

اقنوم پدر:منظور از اقنوم پدر ذات خداوند است به استثناي صفت كلام و صفت حيات و محبت اقنوم فرزند: منظور از فرزند((صفت كلام خداوند))است البته مانند صفت كلام انسان عرض نيست بلكه جوهر است و عقيده دارند كه همين صفت خداوند در شخصيت انساني عيسي بن مريم حلول كرده است و به همين سبب عيسي مسيح را فرزند خدا ميدانند.

روح القدس: منظور از روح القدس((صفت محبت))پدر و فرزند است كه بوسيله آن((ذات خدا))با ((صفت كلام)) خود محبت مي كند و فرزند باپدر محبت مي كند و اين صفت نيز مانند صفت كلام وجود جوهري دارد،چنانچه درانجيل آمده است:((واما عيسي چون تعميد يافت فوراً از آب بر آمد كه در ساعت،آسمان بر وي گشاده شد و روح خدا را ديد كه مثل كبوتري نزول كرده بر وي آمد.))

خلاصه اينكه خدا برسه اقنوم پدر(ذات خدا)،فرزند(صفت كلام خدا)و روح القدس(صفت محبت خدا)مشتمل است،و هر كدام يك خدا است ولي هر سه با هم جمع شوند سه خدانمي شوند بلكه باز هم يك خدا است.(هر كدام يك خداولي مجموعاً سه خدا نيست بلكه مجموع يك خدا!!!).

اين معما ي (( توحيد در تثليث )) مسيحيت را در باب توحيد با اختلافات زياد مواجه و براي حل آن كوششهاي بي دريغي شد و در نتيجه ي آن مسيحيت به فرقه ها وگروه هاي متعددي تقسيم شد و همه اين گروه هاچون درحل اين مسئله با نظريه كليساي روم (كاتوليك ها)اختلاف داشتند مبتدع وملحدقرار داده شده اند.

سؤال اينجاست كه كليساي روم (كاتوليك ها) خود چه راه حلي براي اتحاد يك و سه داشت؟در پاسخ به اين پرسش مولانا محمد تقي عثماني (حفظه الله) نويسنده كتاب ((ماهي النصرانيه)) مي نويسد : (( تا جاييكه ما مطالعه كرده ايم اكثريت علماي كاتوليك از گشودن اين گره به صراحت انكار كرده اند و گفته اند كه((سه را يك و يك را سه))قرار دادن يك راز(رمز)سر بسته است كه ماتوان فهميدن آنرا نداريم.))، و در حاشيه ي كتاب اضافه مي كنند كه ((عده اي از علماي مسيحي ساكن هندوستان براي سرگردان كردن مسلمانان،از اين عقيده به((متشابهات))تعبير كرده اند ولي بنابر چند علت اين تعبير غلط است.

اولاً:آنچه در آيات متشابه مخفي است پي بردن به آن،جزو عقايد بنيادي اساسي نيست كه مدارنجات برآن باشد.برخلاف تثليث جزو كه اولين پايه ي عقيده است وبدون ايمان آوردن به آن نجات ممكن نيست،اگرعقيده ي تثليث جزو متشابهات باشدمعنايش اينست كه خداوند انسان را مكلف به فهميدن امري كرده است كه قدرت درك آنرا ندارد.در حالي كه اگر كسي در تمام زندگي از متشابهات بي خبر باشد هيچ تفاوتي در ايمانش ايجاد نمي شود.

ثانياً:متشابهات اموري هستندكه عقل آنها را درك نمي كند(ماوراي عقل هستند)ولي خلاف عقل نيستند و متشابهات دو نوع اند:نوع اول:متشابهاتي كه هيچ مطلبي از آنها درك نمي شود،مثل حروف مقطعات.و نوع دوم آنكه مفهوم ظاهري آنها فهميده مي شود ولي آن مفهوم خلاف عقل است لذاگفته مي شوداين معناي ظاهري مرادنيست ومفهوم اصلي آن معلوم نيست،مثل((الرحمن علي العرش استوي))كه در آن معناي ظاهري مراد نيست.واضح است كه تثليث در نوع اول داخل نيست چون معناي ظاهري آن معلوم است لذا اگر دنيا مسيحيت بگويد كه معناي ظاهري كه خلاف عقل است منظور نظر ما نيست بلكه معنايي ديگر مراد است اشكالي نبود ولي مذهب مسيحي مي گويد معناي ظاهري(مفهوم ظاهري)مراد است و هر نفر عيسوي بايدبگويد:((خداسه اقنوم است وسه يك است.))

درباب توحيد مسيحيت اين چنين از خدادور شد.قرآن كريم در بيان كفر آنها مي فرمايد : ((لقد كفر الذين قالوا ان الله هو المسيح بن مريم...لقد كفر الذين قالوا ان الله ثالث ثلاثه...)) ؛ بي گمان كساني كافرند كه مي گويند: (خداوند در عيسي حلول كرده است و)خدا همان مسيح پسر مريم است...بي گمان كساني كافرند كه مي گويند:خداوند يكي از سه خدا است!

(2)نبوت(حضرت مسيح عليه السلام) قرآن مجيد مي فرمايد: ((ما المسيح بن مريم الا رسول قد خلت من قبله الرسل وامه صديقه كانا ياْكلان الطعام،انظر كيف نبين لهم الايات ثم انظر اني يوْفكون)) ؛ مسيح پسر مريم جز پيغمبري نبود.پيش ازاو هم پيغمبراني(چون او انسان وبرگزيده ي يزدان بوده اند و به ميان مردمان روانه شده اند و پس از روزگاري از دنيا ) رفته اند،ومادرش نيز زن بسيار راستكار وراستگويي بود.هم عيسي و هم مادرش(از آنجا كه انسان بودند)غذا مي خوردند.بنگر كه چگونه(نشانه هاي انساني آن دورا بر مي شماريم و)آيات (خود)را براي آنان (عيسي ومادرش را خدا مي دانند!)توضيح و تبيين مي كنيم؟دوباره بنگر كه چگونه ايشان (ازحق با وجود اين همه روشني)باز داشته مي شوند؟!وليب مسيحيت در مورد حضرت مسيح مي گويد كه صفت كلام خدا(اقنوم فرزند)براي فلاح انسانهادروجودحضرت مسيح حلول كرد و تا زمانيكه حضرت مسيح در دنيا بود اقنوم خدايي در جسمش بود،تا اينكه او را به دارزدند،اقنوم خدايي ازجسمش جداشد و پس ازرسه روزدومرتبه زنده شدوبه حواريين(ياران خودش)راهنماييهايي كردو به آسمان رفت و به سبب اين دار زدنش همه گناهان پيروان حضرت مسيح كه در اثر نافرماني حضرت آدم در فطرت آنها سرايت كرده بودوآنها مرتكب شده بو دند بخشيده شد . وعقده ي شان در مورد حضرت مسيح مشتمل برچهار بخش است:

1-حلول و تجسم2-به صليب زده شدن3-زنده شدن مجدد4-كفاره

كليساي كاتوليك براي اثبات بخش اول ازعقيده ي خودازانجيل يوحنا استدلال مي كند در جايي كه آمده: ((در ابتداءكلمه بود و كلمه نزد خدا بود و كلمه خدا بود)) سپس در ادامه مي گويد: ((و كلمه جسم گرديدو ميان ما ساكن شد،پس از فيض و راستي و جلال او را ديديم جلالي شايسته پسر يگانه پدر.)) مطلب اين نيست كه فرزند خدايي را ترك كرد و انسان شد بلكه ابتداء فقط خدا بود و اكنون انسان نيزشد پس حضرت مسيح دريك لحظه هم خدا بودو انسان هم بود.چنانچه ازحيثيت انساني حضرت مسيح رتبه اش ازخداكمتر است و دريوحنا آمده است: ((پدر از من بزرگ است)) واز حيث خدايي با خدا برابر است چنانكه مي گويد: ((من و پدر يكي هستيم))

و آگوستين – دانشمند و فيلسوف مسيحي كه در قرن سوم ميلادي مي زيسته است – مي نويسد: (( علي هذا القياس بنابر حيثيت خدايي او انسان را آفريده و بنابرحيثيت انساني خودش آفريده شد.)) ولي اين سؤال مطرح است كه چطور ممكن است كه يك شخص هم خدا باشد و هم انسان؟ هم خالق باشد وهم مخلوق؟ هم برتر وهم كهتر؟ اين سؤال نيز مانند مسئله تثليث ساليان سال مورد بحث بوده و در جواب آنها به قدري كتاب نوشته شده كه در عالم مسيحيت Christology(مسيح شناسي)بنياد گذاري شده است.حل اين مسئله گروههاي متعددي رادردنيا مسيحيت بوجودآورده است كه هميشه در مقابل هم بوده اند به عنوان مثال:

1-فرقه آريوس:كه قايل به توحيد محض بود و مي گفت عيسي عليه السلام عبدٌ مخلوقٌ- بنده ي مخلوق است- و او آن كلمه الله است كه به وسيله ي او و آسمانها و زمين را خلق نمود.))

2-نسطوريه:اين گروه مي گويد: ((حضرت عيسي عليه السلام و مادرش به غير از الله تعالي دو خداهستند البته مريم خدا را متولدنكرد بلكه انسا را متولد كردوالله عزوجل انسان را متولد نكرد بلكه خدا را متولد كرد.))

3- يعقوبيه:اين گروه كه به يعقوب برزغاني منسوبند مي گويند:((مسيح خودش خداهست وبا كفر عظيم مردم خدا مرد وبه دار زده شد وقتل شد،عالم وفلك سه روز بدون مدبربودن پس ازمردن،همان خدا بلندشد و همچنان شد كه قبلاً بود. خدا حادث شده بود و حادث قديم شده بود و هم همان خدا در شكم مريم به صورت حمل بود.))

و گروههاي ديگري نيز به وجود آمدند كه كليساي روم همه را بدعتي وملحد قرار داد و بنيانگزاران گروههاي مذكور را تبعيد نمودند

به اشكال مختلفي شكنجه دادند.اماكليساي كاتوليك درحل اين مهمابيشتربه عبارتهاي انجيل يوحنامتكي است ودلايل عقلي خيلي كم و سخيفي را ارايه مي دهند كه ابطال آنها براي هر ذي شعوري سهل است.علاوه بر اين بسياري از انصاري نيز هم اين عقيده را رد مي كنند،چنانكه((ريورند)) رئيس دانشگاه پن هال آكسفورد مي گويد: (( جناب مسيح نه به معناي جسماني ادعاي ابن الله نمود آن گونه كه از داستان بدون پدر متولد شدن استنباط كرده مي شود و نه به معناي روحاني چنين ادعايي داشت چنانكه مجلس نيقيه اين

ادعا را رد كرد . ايشان (مسيح ) به معناي اخلاقي خودشان را فرزند خدا قرار دادند،چنانكه هر انسان مي تواند ادعا بكند يعني در ميان انسان وخدا اين نسبت فرزندي و پدري چنان ظاهر مي شود كه انسان چنان اخلاقي ازخودش بدهد كه اخلاق خدايي باشد))(1)



عقيده ي به صليب كشيده شدن مسيح

در زمينه ي به صليب زدن حضرت مسيح اناجيل اربعه به تفصيل سخن گفته اند . خلاصه بحث اين است كه مي گويند بنا برحكم پينطيس پلاطيس رو مي ، يهود اورا بر دار زدند واو وفات يافت.اما قرآن مجيد در يك آيه همه افترائهارا بر ملا مي كند ‌((وما قتلوه وما صلبوه ولكن شبه لهم))(2)؛نه او را كشتند نه او را بدار آويختند .وليكن كار بر آنان متشبه شد و(متردد گرديدند كه آيا عيسي يا ديگري را كشته اندو در اين باره با همديگر اختلاف نظر پيدا كردند).
*******************
1و2)مائده:46

وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ
(آخرین ویرایش در این ارسال: 04-05-2011 09:34 AM، توسط naser66.)
20-04-2010 08:03 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
uosef-madani آفلاین
عضو کوشا
***

ارسال‌ها: 198
تاریخ عضویت: Mar 2010
اعتبار: 2
ارسال: #2
حلال کردن خوردن گوشت خوک

مستشار محمد الطهطاوی می‌گوید: امپراطور قسطنطنیه بعد از اینکه مسیحیت را قبول کرد و وارد آن شد یهودی‌ها را بسیار آزار داد و به آن‌ها ظلم و ستم کرد. به همین خاطر آن‌ها نیز مسیحی شدند، ولی مسیحی‌ها در مسیحی بودن آن‌ها شک و گمان داشتند، بطریک(1 ) قسطنطنیه به امپراطور قسطنطنیه پیشنهاد کرد که آنها رابه وسیله‌ی خوردن گوشت خوک امتحان کند. چون خوردن گوشت خوک در تورات حرام شده است و یهودی‌ها آنرا نمی‌خورند، پس دستور بده که خوک‌ها را ذبح کنند و گوشت آن را بپزند و از آن بخورند، هر کس نخورد روشن می‌شود که اوهمچنان بر یهودیت خود پابرجاست. ولی امپراطور پیشنهاد بطریک را قبول نکرد و به او گفت: اگر گوشت خوک در تورات حرام شده است پس چطور برای ما درست است گوشت آن را بخوریم و آن را به مردم بدهیم!. ولی اصرار بیش از حد بطریک باعث شد که امپراطور متقاعد شود و گوشت خوک را حلال بداند. بطریک به او گفت: حضرت عیسی ؛ آن چه را که در تورات بوده ابطال کرده است وتورات جدیدی را نازل کرده که انجیل نام دارد. داستانی را از پولس برای امپراطور نقل کرد که محتوای آن این بود: پطرس خوابی می‌بیند که این خواب علامت و نشانه‌ی حلال بودن است و با همین خواب گوشت خوک را حلال می‌کنند.
در بحث اعمال الرسل اصلاح شده‌ی دهم شماره‌های 9 الی 15 آمده است: (فردای آن روز که آن‌ها مسافر بودند و به شهر نزدیک شدند پطرس تقریباً ساعت شش بر روی بام رفت تا نماز بخواند، خیلی گرسنه بود، دوست داشت چیزی بخورد، زمانی که مشغول بودند چیزی را برای او آماده کنند، غایب شد. دید که آسمان برایش باز شده و ظرفی بسیار بزرگ که چهار طرفش چیزی دور آن پیچیده و به زمین بسته شده است برایش نازل گردید. که در آن ظرف تمام جنبده‌های زمین و حیوانات وحشی و انواع خزندگان و پرنده‌های آسمانی وجود دارد. ندایی از آسمان او را صدا زد ای پطرس بلند شو، ذبح کن و بخور، پطرس گفت: نه، هرگز، ای پروردگارم این کار را انجام نمی‌دهم! چون هرگز چیزی را که ناپاک و کثیف باشد نخورده‌ام. برای بار دوّم این صدا آمد و گفته شد: آن چه خدا آن را پاک کرده است شما آن را ناپاک مکن.(2 )
توجه کنید چگونه حکم حلال و حرام کردن نزد مسیحی‌ها با یک رؤیا ثابت می‌شود، با این ادعا که از طرف روح القدس الهام شده است. روشن است که شریعت و احکام دینی با خواب و رؤیا منسوخ نخواهد شد.
خود حضرت مسیح ؛ درانجیل متی اصلاح شده‌ی پنجم شماره 17 و ما بعد آن می‌گوید: (گمان نکنید که من آمده‌ام تا دین پیامبران دیگر را باطل و نقض کنم، نیامده‌ام آن‌ها را منسوخ کنم، بلکه آمده‌ام آن‌ها را کامل‌تر کنم. آن چه حق است برای شما خواهم گفت، تا زمان نابودی زمین و آسمان یک حرف و یک نقطه از دین و آیین نابود نخواهد شد و اگر چنان چه نابود شود همه‌ی دین از بین خواهد رفت، هر کس یکی از این توصیه‌های کوچک را به جا نیاورد و آن را باطل کند ومردم را همان طور یاد دهد، در ملکوت آسمان ها کوچک‌تر و حقیرتر فراخوانده می‌شود.( 3)
تورات در مبحث سفر اللاوبین تصحیح یازدهم شماره 7 با نص صریح بیان می‌کند که تمام گوشت خوک حرام است(4و5)

***********************************
( 1) بطریک روحانی طراز اول مسیحی‌ها است.
( 2) العهدالجدید، ص 271 و 272.
( 3) العهدالجدید، ص 10.
(4) النصرانیه و الإسلام، ص 78.
(5) قرآن کریم نیز صراحتاً خوردن گوشت خوک را حرام اعلام می‌کند: (بقره: 173) «آن چه را که مشرکان و یهودیان و دیگران حرام می‌دانند حرام نیست بلکه) خداوند تنها مُردار و خون و گوشت خوک و آن چه نام غیر خدا (هنگام ذبح) بر آن گفته شود (و به نام بتها و شبیه آن‌ها سر بریده می‌شود) بر شما حرام کرده است. ولی آن کسی که مجبور شود (به خاطر حفظ جان از اشیاء حرام بخورد) در صورتیکه علاقه‌مند (به خوردن و لذت بردن از چنین چیزهایی نباشد.) و متجاوز از حدّ (سدّ جوع هم) نباشد گناهی بر او نیست، بی‌گمان خداوند بخشنده و مهربان است.

وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ
04-11-2010 04:51 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
sina178s آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 113
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 0
ارسال: #3
RE: گوشه ای از عقاید مسیحیان و نقد آن
با سلام
براي يافتن پاسخ به شبهات در زمينه عقايد مسيحي مربوط به تثليث و پسر خدا بودن مسيح و نظاير آن به مبحث مسيحيت و تثليث مراجعه نمائيد

و الحال اين سه چيز باقي است:
ايمان و اميد و محبت
اما بزرگتر اينها محبت است
(( پولس رسول ))
14-12-2010 11:47 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
uosef-madani آفلاین
عضو کوشا
***

ارسال‌ها: 198
تاریخ عضویت: Mar 2010
اعتبار: 2
ارسال: #4
RE: گوشه ای از عقاید مسیحیان و نقد آن
(14-12-2010 11:47 PM)sina178s نوشته شده توسط:  با سلام
براي يافتن پاسخ به شبهات در زمينه عقايد مسيحي مربوط به تثليث و پسر خدا بودن مسيح و نظاير آن به مبحث مسيحيت و تثليث مراجعه نمائيد

اگر بحث و یا اشکالی راجع به این نوشته ها دارید لطفا همین جا بیان نمایید تا پاسخی در خور و شایسته دریافت کنید
با تشکر

وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ
15-12-2010 12:42 AM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
بشير آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 96
تاریخ عضویت: Jun 2010
اعتبار: 2
ارسال: #5
RE: گوشه ای از عقاید مسیحیان و نقد آن
سلام بر آقاي يوسف المدني
من با نظر جناب سينا موافقم اگر مبحث تثليث را بخوانيد بد نيست بالاخره ايشان اعتقاداتشان را در باره مطالبي كه شما ميفرماييد در آنجا نوشته اند كه به نظرم خالي از لطف نباشد سري هم به آنها بزنيد
موفق باشيد

بشير, proud to be a member of تالارهای گفتمان کشف الیقین since Jun 2010.
15-12-2010 07:18 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
uosef-madani آفلاین
عضو کوشا
***

ارسال‌ها: 198
تاریخ عضویت: Mar 2010
اعتبار: 2
ارسال: #6
RE: گوشه ای از عقاید مسیحیان و نقد آن
نفی شریعت در مسیحیت کنونی

موضوع «شریعت زدایی» که در فلسفة مسیحیّت آمده به هیچ‌وجه قابل دفاع نیست. اگر گمان کنیم که: خالق گیتی، چون دید آدمیان نمی‌توانند از راه «عمل به احکام شریعت» رستگار شوند ناگزیر «ایمان به پسرش» را جانشین آن ساخت! دچار خطایی بس روشن شده‌ایم زیرا خود مسیح علیه سلام شریعت زدایی را باطل شمرده و بنابر گزارش متّی فرموده است: «پس هرگاه کسی حتّی کوچکترین احکام شریعت را بشکند و به دیگران چنین تعلیم دهد، در پادشاهی آسمانی، پست‌ترین فرد محسوب خواهد شد حال آنکه هر کس شریعت را رعایت کند و به دیگران چنین تعلیم دهد در پادشاهی آسمانی بزرگ خوانده خواهد شد» . (منبع:متّی، باب 5، شماره 19. )
آری، این پولس بود که قید شریعت را از مسیحیان برداشت و آشکارا گفت: «اکنون از قید شریعت آزاد شده‌ایم»(منبع:نامه پولس به رومیان، باب 7، شماره 6. ) ! امّا مسیح علیه سلام و حواریّون چنین تعلیمی را نیاوردند. پولس می‌گوید: «هیچ کس با اجرای مقررّات شریعت در حضور خدا کاملاً نیک محسوب نمی‌شود بلکه فقط بر اثر ایمان به عیسی مسیح، نیک محسوب می‌گردد. ما خود نیز به مسیح عیسی ایمان آورده‌ایم تا بوسیلة ایمان – و نه با اجزای شریعت – نیک شمرده شویم. نه فقط ما بلکه هیچ بشری از راه انجام احکام شریعت نمی‌تواند نیک محسوب شود»! (منبع:نامه پولس به غلاطیان، باب 2 شماره 16. )
در حالی که یعقوب – برادر مسیح – گفته است: «انسان از اعمال، عادل شمرده می‌شود نه از ایمان تنها» !(منبع:رساله یعقوب، باب 2، شماره 24. ) و باز می‌گوید: «ای برادران من! چه سود اگر کسی بگوید ایمان دارم وقتی که عمل ندارد»؟ (منبع:رساله یعقوب، باب 2، شماره 14. )
راستی اگر آدمی از عمل به شریعت در پیشگاه خدا رستگار نگردد، پس تکلیف پیامبران پیش از مسیح و پیروان آنها چه می‌شود؟ مگر نه اینکه ایشان علاوه بر ایمان بخدا، دستورات او را نیز اجراء کردند و از راه «ایمان و عمل» به رستگاری پیوستند؟ بنابراین، طرفداران پولس چه می‌گویند؟ آیا آنها عقیده دارند که خدای سبحان رأی خود را در مورد نجات بشر – که از امور اساسی در دعوت پیامبران شمرده می‌شود – تغییر داده و راه حلّ بهتری در این باره کشف کرده است؟! در حقیقت این پندار نادرست بدین نتیجه می‌انجامد که پولسی‌ها مبدء هستی و بخشندة همة کمالات را موجودی ناقص فرض می‌کنند و او را همچون پدیده‌های گیتی «قابل تکامل» می‌انگارند و پیدا است اکه این گمان، به «خداناشناسی» می‌پیوندد؟
تعلیم پولس موجب شد که ارزش و اهمّیّت عمل – در میان مسیحیان – رو به کاهش نهد و روشن است هنگامی که عمل، اعتبار خود را از دست دهد، بی‌بندوباری و لاابالیگری جای آن را می‌گیرد و کار به فساد کشیده می‌شود.

وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ
19-12-2010 10:26 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
شیعه آفلاین
عضو کوشا
***

ارسال‌ها: 226
تاریخ عضویت: Feb 2010
اعتبار: 3
ارسال: #7
RE: گوشه ای از عقاید مسیحیان و نقد آن

با سلام و تشکر از همه دوستان

خیلی وقت صرف جواب به این دوستمان نکنید زیرا جواب آخرش اینست :

اگر به سير نگارش مطالب توجه شود تمام اين نويسندگان يا يك فرد واحد هستند و يا چنان در هماهنگي با هم هستند كه خصومت آنها با يهود و مسيحيت آشكار است و غاقل از اينكه كينه و دشمني چنان چشمانشان را گرفته كه بي توجه به متن آيات قران تك زده و بر شاخه نشسته و بن ميبرند !!!!!!


بله اینست جواب ایشان ! من و جناب یوسف المدنی و جناب بشیر و .... همه یکنفر هستیم ، احتمالا مثل پدر و پسر و روح القدس !!!!!!



اگر خواهان بحثی منطقی و بدور از مغلطه هستید بسم الله وگرنه ما وقت اضافه نداریم .

اللهم اجعل عاقبة امرنا خیرا
20-12-2010 08:39 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
بشير آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 96
تاریخ عضویت: Jun 2010
اعتبار: 2
ارسال: #8
RE: گوشه ای از عقاید مسیحیان و نقد آن
(20-12-2010 08:39 AM)شیعه نوشته شده توسط:  
اگر خواهان بحثی منطقی و بدور از مغلطه هستید بسم الله وگرنه ما وقت اضافه نداریم .

سلام بر دوست عزيز آقاي شيعه
فكر كنم يكي از مهمترين وظايف يك شيعه و مسلمان واقعي تبليغ و رساندن حقيقت دين و ولايت اميرالمومنين به مردم دنيا باشد
و اگر نه فقط وقتهاي اضافي خود بلكه تمامي عمر تان را هم به اين امر اختصاص دهيد در روز قيامت نزد آن حضرت و تمامي ائمه و پيامبران الهي سربلند خواهيد بود
صبور باشيد و اميدوار كه خداوند به شما توان و توفيق دهد تا بتوانيد حقايق اسلام و تشيع را همانگونه اي كه در اصل بوده و نه آنگونه كه به اشتباه رايج شده بيان كنيد كه تبليغ دين شغل انبياء است
موفق باشيد

بشير, proud to be a member of تالارهای گفتمان کشف الیقین since Jun 2010.
26-12-2010 06:27 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
شیعه آفلاین
عضو کوشا
***

ارسال‌ها: 226
تاریخ عضویت: Feb 2010
اعتبار: 3
ارسال: #9
RE: گوشه ای از عقاید مسیحیان و نقد آن
نقل قول: سلام بر دوست عزيز آقاي شيعه
فكر كنم يكي از مهمترين وظايف يك شيعه و مسلمان واقعي تبليغ و رساندن حقيقت دين و ولايت اميرالمومنين به مردم دنيا باشد
و اگر نه فقط وقتهاي اضافي خود بلكه تمامي عمر تان را هم به اين امر اختصاص دهيد در روز قيامت نزد آن حضرت و تمامي ائمه و پيامبران الهي سربلند خواهيد بود
صبور باشيد و اميدوار كه خداوند به شما توان و توفيق دهد تا بتوانيد حقايق اسلام و تشيع را همانگونه اي كه در اصل بوده و نه آنگونه كه به اشتباه رايج شده بيان كنيد كه تبليغ دين شغل انبياء است
موفق باشيد

با سلام وتشکر

قال تعالی :اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لَا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ

إِنَّ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآَيَاتِنَا وَاسْتَكْبَرُوا عَنْهَا لَا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَلَا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِيَاطِ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُجْرِمِينَ


دوست فرزانه : امر به معروف ونهی از منکر در جایی واجب است که حداقل ، احتمال تاثیر را بدهید وگرنه خدای متعال به اشرف مخلوقاتش میگوید که توی پیامبرهم اگر برای اینان 70 بار دعا و استغفار کنی خداوند ایشان را نیامرزد ....وبه بهشت داخل نشوند مگر اینکه شتر از سوراخ سوزن در آید !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!



بنابراین گاهی اوقات از طرزبیان و مطالب افراد میتوان به عمق عناد واستکبار آنان نسبت به اسلام ومسلمین پی برد(وَلَنْ تَرْضَى عَنْكَ الْيَهُودُ وَلا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ ) و لازمست که در نهایت محبتی که اسلام دارد گاهی نیز قوت و غلظت مسلمین را درک کنند همچنانکه رسول رحمت للعالمین فرمود : قل یا ایها الکافرون ....

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آَمَنُوا الْيَهُودَ ...

اللهم اجعل عاقبة امرنا خیرا
(آخرین ویرایش در این ارسال: 27-12-2010 08:43 AM، توسط شیعه.)
27-12-2010 08:41 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
uosef-madani آفلاین
عضو کوشا
***

ارسال‌ها: 198
تاریخ عضویت: Mar 2010
اعتبار: 2
ارسال: #10
RE: گوشه ای از عقاید مسیحیان و نقد آن
مقایسه ی خدای تورات با خدای قرآن

تورات می گوید:« آدم و زنش خویشتن را از حضور خدا در میان باغ پنهان کردند.»( سفر پیدایش/باب2)

قرآن می گوید:« هیچ چیز در زمین و آسمان بر خدا پنهان نمی شود.»( آل عمران/آیه5)
***

تورات می گوید:« خدا آدم را بصورت خود آفرید.»( سفر پیدایش/باب1)

قرآن می گوید:«هیچ چیز مانند خدا نیست.» ( شوری/11)

***

تورات می گوید:« در شش روز خدا آسمان ها و زمین را ساخت و در روز هفتم به استراحت پرداخت.»( سفر خروج/باب31)

قرآن می گوید:« در شش روز آسمان ها و زمین و هر چه میان آنهاست را آفریدیم و خستگی به ما نرسید.»( ق/38)

***


حال دیدید خدای یهودیت را؟

وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ
03-05-2011 10:18 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن: