<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[تالارهای گفتمان کشف الیقین - همه انجمن ها]]></title>
		<link>http://forum.msadra.ir/</link>
		<description><![CDATA[تالارهای گفتمان کشف الیقین - http://forum.msadra.ir]]></description>
		<pubDate>Sat, 13 Mar 2010 10:07:23 +0330</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[نصایح حضرت آیت الله احدی نژاد در درس اخلاق این هفته]]></title>
			<link>http://forum.msadra.ir/showthread.php?tid=326</link>
			<pubDate>Sat, 13 Mar 2010 02:15:31 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.msadra.ir/showthread.php?tid=326</guid>
			<description><![CDATA[1- نفس را مغلوب کنید، او را در راستای آیات خدا مغلوب کنید.<br />
<br />
2- نفس را از فریب دادن تصفیه کنید. نگویید این هفته دعای کمیل حال کردم و بعدش بروید گناه کنید. فریبش ندهید.<br />
<br />
3- همکاری زیبایی با نفس داشته باشید. زیرا کشیدن بار سنگین اطاعت از خداوند به این آسانی نیست. اگر با مال و زبان و خواسته ها با نفس خوب همکاری نکنید نفس شکست خواهد خورد.<br />
<br />
4- حق را عملا در درونش قرار دهید. اگر این کار را کردید دیگر مذنب و کافر نمی شود. <br />
<br />
5- او را از دست ظالم سفیه بی خرد آزادش کنید و او را به کارهای خوب مامور کنید. (برای همین است که می گوییم ظلمت نفسی)<br />
<br />
6- از همان اوایل جوانی شروع به مغلوب کردن نفس کنید. هر چقدر آواز گوش کنید به جایی نمی رسید. <br />
<br />
7- والله اگر مسخره ام نکنند ، صوفی ام نخوانند توی نماز می افتم ، می خواهم جیغ بزنم، می خواهم داد بزنم، می خواهم بگویم ایاک نعبد در حالیکه الّا انت هم نعبد. <br />
<br />
8- وابستگی خود را به عالم ماده کم کنید. به خدا بسته شوید تا دلهایتان صفا گیرد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[1- نفس را مغلوب کنید، او را در راستای آیات خدا مغلوب کنید.<br />
<br />
2- نفس را از فریب دادن تصفیه کنید. نگویید این هفته دعای کمیل حال کردم و بعدش بروید گناه کنید. فریبش ندهید.<br />
<br />
3- همکاری زیبایی با نفس داشته باشید. زیرا کشیدن بار سنگین اطاعت از خداوند به این آسانی نیست. اگر با مال و زبان و خواسته ها با نفس خوب همکاری نکنید نفس شکست خواهد خورد.<br />
<br />
4- حق را عملا در درونش قرار دهید. اگر این کار را کردید دیگر مذنب و کافر نمی شود. <br />
<br />
5- او را از دست ظالم سفیه بی خرد آزادش کنید و او را به کارهای خوب مامور کنید. (برای همین است که می گوییم ظلمت نفسی)<br />
<br />
6- از همان اوایل جوانی شروع به مغلوب کردن نفس کنید. هر چقدر آواز گوش کنید به جایی نمی رسید. <br />
<br />
7- والله اگر مسخره ام نکنند ، صوفی ام نخوانند توی نماز می افتم ، می خواهم جیغ بزنم، می خواهم داد بزنم، می خواهم بگویم ایاک نعبد در حالیکه الّا انت هم نعبد. <br />
<br />
8- وابستگی خود را به عالم ماده کم کنید. به خدا بسته شوید تا دلهایتان صفا گیرد.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[امامت در منظر شیعه و اهل سنت]]></title>
			<link>http://forum.msadra.ir/showthread.php?tid=325</link>
			<pubDate>Fri, 12 Mar 2010 12:04:44 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.msadra.ir/showthread.php?tid=325</guid>
			<description><![CDATA[تفاوت دیدگاه اهل سنت در تصور امامت ، نه تنها تفاوتی آشکار ، که اساس اختلاف آنان در مسائل مهمی از قبیل چگونگی نصب امام ، ضرورت و عدم ضرورت عصمت ، ویژگی های امام و مانند اینهاست . <br />
به نظر می رسد امامت در نگاه متکلمان شیعی و سنی ، دو هویت کاملا متخالف دارد که از مدلول مطابقی الفاظ نمی توان به آن رسید . بنابراین اختلاف شیعه و سنی در مسائل امامت ، به تباین تصویر واقعی آنها از حقیقت امامت باز می گردد ، یعنی آنان در تعریف و حقیقت امامت ، دارای دو اختلاف اساسی هستند :<br />
1. کلامی بودن امامت نزد شیعه و فقهی بودن آن نزد اهل سنت .<br />
2. در نزد شیعه ، نصب امام از افعال واجب خدا است ، اما در نزد اهل سنت از افعال واجب بندگان خدا و مسلمانان است .<br />
پاسخ شیعه به پیروی از مکتب اهل بیت (علیهم السلام) در برابر این پرسش که پس از ختم نبوت و انقطاع وحی ، دو وظیفه دیگر رسول خدا ( تبیین وحی – ریاست و اداره امور امت اسلامی) را چه کسی عهده دار است ، این است که عهده دار این مقام ، کسی است که از سوی خدا تعیین می شود . اهل سنت با این پاسخ مخالفند و چنان که ابن خلدون گزارش می کند ، معتقدند که امامت از مصالح همگانی است که به نظر خود امت وانهاده شده است . هر کس را تعیین کردند ، او پیشوا خواهد بود . (1)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">تعیین امام</span><br />
با این اوصاف باید دید امت چگونه امام واجب الاطاعه را تعیین می کند ؟ از آراء و دیدگاههای فقیهان و متکلمان اهل سنت چنین به دست می آید که در این باره ، نظریه یکسان و قابل پذیرشی برای همه آنان وجود ندارد . برای نمونه ماوردی انتصاب امام پیشین و انتخاب اهل حل و عقد ( صاحب نظران و معتمدان) را دو شیوه مشروع تعیین امام می داند و تصریح می کند که در شیوه گزینش امام به دست ارباب حل و عقد و صاحب نظران ، اتفاق نظر وجود ندارد . گروهی معتقدند امامت جز با حضور و موافقت همه ارباب حل و عقد از هر شهر و دیاری تعیین نمی شود . گروهی دیگر کمترین تعداد دخیل در گزینش امام را پنج تن از اهل حل و عقد می دانند و ... وگروهی امامت را حتی با گزینش یک نفر نیز محقق می دانند . (2)<br />
در کنار این آراء نظری نیز وجود دارد که معتقد است امامت با اعمال زور و قدرت نیز حاصل می گردد و نیاز به گزینش و بیعت ندارد . چنین امامی امیرالمومنین خوانده می شود و فرمانش بر همگان نافذ است . (3)<br />
<br />
اما شیعه در برابر این پرسش اینگونه اعتقاد خود را بیان می دارد که اگر امام نقش پیامبرگونه داشته باشد و رسالت وی مانند رسالت پیامبران تلقی گردد ، راهی نمی ماند جز اینکه تعیین و انتصاب امام باید طبق نص دینی یا هر امر الهی دیگر باشد که حاکی از انتصاب الهی است .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">ضرورت امامت در دیدگاه نقل</span><br />
در این قسمت نمی خواهم به آن بخش از مباحث کتاب و سنت بپردازم که امامت انتصابی را به صورت کلی اثبات می کند بلکه درصدد آن هستم تا مصداق یا مصادیق امامت انتصابی را از منظر کتاب و سنت به اختصار بیان کنم . بنابراین قلمرو بحث در این گفتار ، « امامت خاصه» است ؛ یعنی مطالعه درباره این پرسش که قران و سنت چه کسانی را پس از پیامبر خدا به عنوان مرجع دینی و سیاسی مردم معرفی کرده اند ؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">قرآن کریم</span><br />
از قرآن کریم به آیات بسیاری استشهاد شده است که به گونه ای بر مرجعیت دینی و سیاسی خاندان پیامبر و علی بن ابیطالب (ع) دلالت دارد . اما آنچه بیشتر مورد توجه قرار گرفته ، آیه 55 سوره مائده معروف یه آیه ولایت است : « انما ولیکم اله و رسوله والّذین امنوا الذین یقیمون الصلوه و یوتون الزکوة و هم راکعون » .<br />
در این آیه به دلالت حرف حصر « انّما» تنها ولی مومنان ، خدا و رسول و ایمان آورندگانی هستند که اقامه نماز می کنند و در حال رکوع زکات می دهند . در عرف زبان شناسان ، ولی به کسی گفته می شود که متولی و سرپرست امور کسی است . (4)<br />
براساس این آیه ، ولایت مطلقه بر مومنان ، پس از خدا و رسول خدا ، از آن کسانی است که دارای صفات یاد شده باشند . معنا و مفهوم این عبارت آن است که ولایت رسول خدا و این مومنان ، منسوب به ولایت خدا و منوط به جعل و نصب اوست .<br />
تا اینجا امامت در قرآن با آنچه عقلانی است منطبق است . حال به مطالبی می پردازم که ما را به سمت امامت خاصه سوق می دهد .<br />
<br />
در میان صحابه ، عبدالله بن عباس، ابوذر غفاری، ابورافع ، علی بن ابی طالب، انس بن مالک، جابربن عبدالله ، سلمه بن کهیل، عبدالله بن سلام، عمار یاسر و مقداد از راویان شأن نزول این آیه به شمار می روند و از مفسران و حافظان حدیث کسانی چن ثعلبی ، ابن کثیر ، سیوطی، ابن عساکر ، محمد بن جریز طبری، احمد طبری و ... این روایات را در آثارشان ثبت کرده اند . روایات رسیده از طریق ائمه اهل بیت ( علیهم السلام) درباره شأن نزول این آیه متواتر است . (5)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">سنت پیامبر</span><br />
مقصود از سنت پیامبر در این مبحث ، آن بخش از سخنان پیامبر (ص) است که در سند و صدورشان ، در میان محققان جای مناقشه نیست و جامع اند . به عقیده شیعه ، دلالت این روایات نیز مانند سندشان گویاست و مرجعیت دینی و امامت گروه خاص یا عدد آنان را اثبات می کند . در اینجا به نقل چهار حدیث بسنده می کنم .<br />
حدیث ثقلین<br />
مراجعه به اسناد این حدیث متواتر صدور آن را از پیامبر قعی می سازد . سید هاشم بحرانی در کتاب غایة المرام ، آن را از محدثان اهل سنت با 39 سند و از شیعه با 82 سند نقل می کند . (6)<br />
میر حامد حسین هندی این حدیث را از 35 صحابی پیامبر با اسناد بسیار در دو مجلد نخست کتاب عقبات الانوار نقل کرده است . (7)<br />
متن حدیث براساس یکی از نقلها چنین است : « یا ایها الناس انّی ترکت فیکم ما ان اخذتم به لن تضلّوا ، کتاب الله و عترتی اهل بیتی » (8)<br />
ای مردم ، به راستی که من چیزی را در میان شما به یادگار می گذارم که اگر آن را برگرفتید ، هرگز گمراه نخواهید شد : کتاب خدا و خاندان اهل بیتم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">حدیث غدیر</span><br />
حدیث و حادثه غدیر از احادیث و حوادث مسلم تاریخ صدر اسلام است . در میان احادیث اسلامی ، کمتر حدیثی از نظر سند و اعتبار به پایه آن می رسد . در میان مورخان ، محمد بن جریر طبری درباره این حادثه کتابی نوشت و نام آن را « حدیث الولایة » نهاد . از گزارشهای محمد بن احمد ذهبی و ابوالفداء ابن کثیر دانسته می شود که این کتاب تا قرن هشتم بر جای بوده است . ذهبی می نویسد : <br />
« او اسناد حدیث غدیر خم را در 4 جلد فراهم آورد و من بخشی از آن را دیدم. فراوانی و گسردگی روایات غدیر مرا مبهوت ساخت و به واقعیت آن جزم پیدا کردم ». (9)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">حدیث منزلت</span><br />
حدیثی که در آن ، پیامبر اسلام (ص) منزلت علی (ع) نسبت به خودش را به منزلت هارون نسبت به موسی تشبیه کرده است . این حدیث با مین مضمون به طرق گوناگون و با عبارات مختلف از رسول خدا (ص) در بسیاری از منابع حدیثی و غیر آن با اسناد فراوان نقل شده است . از این رو صاحب نظران ، این حدیث را به لحاظ سند از صحیح ترین و محکم ترین احادیث نبوی به شمار آورده اند . (10)<br />
براساس یکی از روایات ، پیامبر (ص) به علی (ع) فرمود: <br />
« تو نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسی هستی ، جز آنکه پس از من پیامبری نیست . » (11)<br />
با بررسی داستان موسی و هارون و مقایسه آن با این حدیث در می یابیم که رسول خدا نیز علی (ع) را به خلافت ، وصایت و وراثت خود منصوب نمود .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">منابع:</span><br />
1. العبر ، ص 241<br />
2. ابوالحسن ماوردی ، الاحکام السلطانیه ص 8-6<br />
3. محمد بن الحسین الفراء ، الاحکام السلطانیه ص 20 / محمد بن احمد قرطبی ، الجامع لاحکام القرآن ج 1 ص 269<br />
4. شیخ مفید ، رسالة فی معنی المولی ص 20-16<br />
5. عبدالحسین شرف الدین ، المراجعات ص 230<br />
6. غایة المرام ج 1 باب 16 ص 305-268<br />
7. حسین راضی ، سبیبل النجاة فی تتمه المراجعات ص23-12<br />
8. همان ص 12<br />
9. سیر اعلام النبلاء ج 14 ص 277<br />
10. عبدالحسین رف الدین ، المراجعات ص 212-201 / حسین راضی ، سببل النجاة فی تتمه المراجعات ص 122-117<br />
11. همان]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[تفاوت دیدگاه اهل سنت در تصور امامت ، نه تنها تفاوتی آشکار ، که اساس اختلاف آنان در مسائل مهمی از قبیل چگونگی نصب امام ، ضرورت و عدم ضرورت عصمت ، ویژگی های امام و مانند اینهاست . <br />
به نظر می رسد امامت در نگاه متکلمان شیعی و سنی ، دو هویت کاملا متخالف دارد که از مدلول مطابقی الفاظ نمی توان به آن رسید . بنابراین اختلاف شیعه و سنی در مسائل امامت ، به تباین تصویر واقعی آنها از حقیقت امامت باز می گردد ، یعنی آنان در تعریف و حقیقت امامت ، دارای دو اختلاف اساسی هستند :<br />
1. کلامی بودن امامت نزد شیعه و فقهی بودن آن نزد اهل سنت .<br />
2. در نزد شیعه ، نصب امام از افعال واجب خدا است ، اما در نزد اهل سنت از افعال واجب بندگان خدا و مسلمانان است .<br />
پاسخ شیعه به پیروی از مکتب اهل بیت (علیهم السلام) در برابر این پرسش که پس از ختم نبوت و انقطاع وحی ، دو وظیفه دیگر رسول خدا ( تبیین وحی – ریاست و اداره امور امت اسلامی) را چه کسی عهده دار است ، این است که عهده دار این مقام ، کسی است که از سوی خدا تعیین می شود . اهل سنت با این پاسخ مخالفند و چنان که ابن خلدون گزارش می کند ، معتقدند که امامت از مصالح همگانی است که به نظر خود امت وانهاده شده است . هر کس را تعیین کردند ، او پیشوا خواهد بود . (1)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">تعیین امام</span><br />
با این اوصاف باید دید امت چگونه امام واجب الاطاعه را تعیین می کند ؟ از آراء و دیدگاههای فقیهان و متکلمان اهل سنت چنین به دست می آید که در این باره ، نظریه یکسان و قابل پذیرشی برای همه آنان وجود ندارد . برای نمونه ماوردی انتصاب امام پیشین و انتخاب اهل حل و عقد ( صاحب نظران و معتمدان) را دو شیوه مشروع تعیین امام می داند و تصریح می کند که در شیوه گزینش امام به دست ارباب حل و عقد و صاحب نظران ، اتفاق نظر وجود ندارد . گروهی معتقدند امامت جز با حضور و موافقت همه ارباب حل و عقد از هر شهر و دیاری تعیین نمی شود . گروهی دیگر کمترین تعداد دخیل در گزینش امام را پنج تن از اهل حل و عقد می دانند و ... وگروهی امامت را حتی با گزینش یک نفر نیز محقق می دانند . (2)<br />
در کنار این آراء نظری نیز وجود دارد که معتقد است امامت با اعمال زور و قدرت نیز حاصل می گردد و نیاز به گزینش و بیعت ندارد . چنین امامی امیرالمومنین خوانده می شود و فرمانش بر همگان نافذ است . (3)<br />
<br />
اما شیعه در برابر این پرسش اینگونه اعتقاد خود را بیان می دارد که اگر امام نقش پیامبرگونه داشته باشد و رسالت وی مانند رسالت پیامبران تلقی گردد ، راهی نمی ماند جز اینکه تعیین و انتصاب امام باید طبق نص دینی یا هر امر الهی دیگر باشد که حاکی از انتصاب الهی است .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">ضرورت امامت در دیدگاه نقل</span><br />
در این قسمت نمی خواهم به آن بخش از مباحث کتاب و سنت بپردازم که امامت انتصابی را به صورت کلی اثبات می کند بلکه درصدد آن هستم تا مصداق یا مصادیق امامت انتصابی را از منظر کتاب و سنت به اختصار بیان کنم . بنابراین قلمرو بحث در این گفتار ، « امامت خاصه» است ؛ یعنی مطالعه درباره این پرسش که قران و سنت چه کسانی را پس از پیامبر خدا به عنوان مرجع دینی و سیاسی مردم معرفی کرده اند ؟<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">قرآن کریم</span><br />
از قرآن کریم به آیات بسیاری استشهاد شده است که به گونه ای بر مرجعیت دینی و سیاسی خاندان پیامبر و علی بن ابیطالب (ع) دلالت دارد . اما آنچه بیشتر مورد توجه قرار گرفته ، آیه 55 سوره مائده معروف یه آیه ولایت است : « انما ولیکم اله و رسوله والّذین امنوا الذین یقیمون الصلوه و یوتون الزکوة و هم راکعون » .<br />
در این آیه به دلالت حرف حصر « انّما» تنها ولی مومنان ، خدا و رسول و ایمان آورندگانی هستند که اقامه نماز می کنند و در حال رکوع زکات می دهند . در عرف زبان شناسان ، ولی به کسی گفته می شود که متولی و سرپرست امور کسی است . (4)<br />
براساس این آیه ، ولایت مطلقه بر مومنان ، پس از خدا و رسول خدا ، از آن کسانی است که دارای صفات یاد شده باشند . معنا و مفهوم این عبارت آن است که ولایت رسول خدا و این مومنان ، منسوب به ولایت خدا و منوط به جعل و نصب اوست .<br />
تا اینجا امامت در قرآن با آنچه عقلانی است منطبق است . حال به مطالبی می پردازم که ما را به سمت امامت خاصه سوق می دهد .<br />
<br />
در میان صحابه ، عبدالله بن عباس، ابوذر غفاری، ابورافع ، علی بن ابی طالب، انس بن مالک، جابربن عبدالله ، سلمه بن کهیل، عبدالله بن سلام، عمار یاسر و مقداد از راویان شأن نزول این آیه به شمار می روند و از مفسران و حافظان حدیث کسانی چن ثعلبی ، ابن کثیر ، سیوطی، ابن عساکر ، محمد بن جریز طبری، احمد طبری و ... این روایات را در آثارشان ثبت کرده اند . روایات رسیده از طریق ائمه اهل بیت ( علیهم السلام) درباره شأن نزول این آیه متواتر است . (5)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">سنت پیامبر</span><br />
مقصود از سنت پیامبر در این مبحث ، آن بخش از سخنان پیامبر (ص) است که در سند و صدورشان ، در میان محققان جای مناقشه نیست و جامع اند . به عقیده شیعه ، دلالت این روایات نیز مانند سندشان گویاست و مرجعیت دینی و امامت گروه خاص یا عدد آنان را اثبات می کند . در اینجا به نقل چهار حدیث بسنده می کنم .<br />
حدیث ثقلین<br />
مراجعه به اسناد این حدیث متواتر صدور آن را از پیامبر قعی می سازد . سید هاشم بحرانی در کتاب غایة المرام ، آن را از محدثان اهل سنت با 39 سند و از شیعه با 82 سند نقل می کند . (6)<br />
میر حامد حسین هندی این حدیث را از 35 صحابی پیامبر با اسناد بسیار در دو مجلد نخست کتاب عقبات الانوار نقل کرده است . (7)<br />
متن حدیث براساس یکی از نقلها چنین است : « یا ایها الناس انّی ترکت فیکم ما ان اخذتم به لن تضلّوا ، کتاب الله و عترتی اهل بیتی » (8)<br />
ای مردم ، به راستی که من چیزی را در میان شما به یادگار می گذارم که اگر آن را برگرفتید ، هرگز گمراه نخواهید شد : کتاب خدا و خاندان اهل بیتم .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">حدیث غدیر</span><br />
حدیث و حادثه غدیر از احادیث و حوادث مسلم تاریخ صدر اسلام است . در میان احادیث اسلامی ، کمتر حدیثی از نظر سند و اعتبار به پایه آن می رسد . در میان مورخان ، محمد بن جریر طبری درباره این حادثه کتابی نوشت و نام آن را « حدیث الولایة » نهاد . از گزارشهای محمد بن احمد ذهبی و ابوالفداء ابن کثیر دانسته می شود که این کتاب تا قرن هشتم بر جای بوده است . ذهبی می نویسد : <br />
« او اسناد حدیث غدیر خم را در 4 جلد فراهم آورد و من بخشی از آن را دیدم. فراوانی و گسردگی روایات غدیر مرا مبهوت ساخت و به واقعیت آن جزم پیدا کردم ». (9)<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">حدیث منزلت</span><br />
حدیثی که در آن ، پیامبر اسلام (ص) منزلت علی (ع) نسبت به خودش را به منزلت هارون نسبت به موسی تشبیه کرده است . این حدیث با مین مضمون به طرق گوناگون و با عبارات مختلف از رسول خدا (ص) در بسیاری از منابع حدیثی و غیر آن با اسناد فراوان نقل شده است . از این رو صاحب نظران ، این حدیث را به لحاظ سند از صحیح ترین و محکم ترین احادیث نبوی به شمار آورده اند . (10)<br />
براساس یکی از روایات ، پیامبر (ص) به علی (ع) فرمود: <br />
« تو نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسی هستی ، جز آنکه پس از من پیامبری نیست . » (11)<br />
با بررسی داستان موسی و هارون و مقایسه آن با این حدیث در می یابیم که رسول خدا نیز علی (ع) را به خلافت ، وصایت و وراثت خود منصوب نمود .<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">منابع:</span><br />
1. العبر ، ص 241<br />
2. ابوالحسن ماوردی ، الاحکام السلطانیه ص 8-6<br />
3. محمد بن الحسین الفراء ، الاحکام السلطانیه ص 20 / محمد بن احمد قرطبی ، الجامع لاحکام القرآن ج 1 ص 269<br />
4. شیخ مفید ، رسالة فی معنی المولی ص 20-16<br />
5. عبدالحسین شرف الدین ، المراجعات ص 230<br />
6. غایة المرام ج 1 باب 16 ص 305-268<br />
7. حسین راضی ، سبیبل النجاة فی تتمه المراجعات ص23-12<br />
8. همان ص 12<br />
9. سیر اعلام النبلاء ج 14 ص 277<br />
10. عبدالحسین رف الدین ، المراجعات ص 212-201 / حسین راضی ، سببل النجاة فی تتمه المراجعات ص 122-117<br />
11. همان]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[چاپ کتاب موهن "اسرار اعدام صدام حسین" در فرانسه]]></title>
			<link>http://forum.msadra.ir/showthread.php?tid=324</link>
			<pubDate>Fri, 12 Mar 2010 11:49:35 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.msadra.ir/showthread.php?tid=324</guid>
			<description><![CDATA[به گزارش خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا ـ اخیرا در پاریس کتابی منتشر شده که در آن آخرین لحظات مرگ صدام را به صورت لحظه به لحظه گزارش کرده است.<br />
<br />
 خلیل الدلیمی نویسنده کتاب و وکیل صدام حسین رئیس‏جمهور معدوم عراق، در ابتدای این کتاب آورده: «به همه دوستداران و علاقمه‏مندان پرزیدنت صدام حسین این آرامش خاطر را می‏دهم که او به طور دفعه‏ای و بدون درد و ناراحتی و در حالی که حلق‏آویز شده بود، درگذشت!!!»<br />
<br />
الدلیمی در این کتاب مملو ازدروغ و اتهام خود، حکومت جدید و شیعی عراق به رهبری نوری المالکی را متهم به عدم رعایت اخلاقیات در حق صدام و در زمان بازداشت او کرده است. وکیل صدام در کتاب خود آورده که وقتی صدام اعدام شد و اجلش فرا رسید، تعدادی از کسانی که در آنجا وظیفه حلق‏آویز کردن او را داشتند، اقدام به ضرب وشتم جنازه صدام کردند!<br />
<br />
همچنین در این کتاب آمده است که تعدادی از پزشکان متخصص در رشته‏های گوناگون پیش از اعدام صدام<br />
<br />
او را معاینه کردند که همگی از سلامتی کامل او خبر دادند؛ به خصوص پزشک مغز و اعصاب صدام از آمادگی و هوشیاری بالای دیکتاتور سابق عراق ابراز تعجب کرده بود. به نوشته الدلیمی، این مسأله نشان از شجاعت مثال‏زدنی صدام در هنگام مرگ دارد!<br />
<br />
الدلیمی در بخش دیگری از ادعای دروغ و کاذب خود آورده که صدام در لحظاتی که نفسهای پایانی خود را می‏کشید، لبخند بر لب داشت. الدلیمی چنین استنباط می‏کند که صدام در این لحظه آماده دیدار با پروردگار خود بود!<br />
<br />
وکیل صدام در دادگاه بررسی جنایات او مدعی شده است : «آمریکاییها صدام را پیش از اعدام به دست تعدادی از نیروهای مقتدا صدر می‏سپارند تا آنها با او هرچه می‏خواهند بکنند! مقتدا صدر نیز در اتاق اعدام حاضر می‏شود و به او با حالت تمسخرآمیزی می‏گوید: "در چه حالی هستی ای کافر و ملعون!" در مقابل نیز صدام نه تنها جوابی به مقتدا نمی‏دهد که حتی با نگاهی تحقیرآمیز در او می‏نگرد! بعد از این حرکت صدام، مقتدا صدر به شدت عصبانی می‏شود. یکی از محافظان مقتدا نیز پس از این رفتار صدام، به او حمله کرده و ضربات محکمی بر سر و بدن صدام وارد می‏کند! به حدی که تعدادی از آمریکاییها اقدام به دور کردن این محافظ مقتدا از اتاق اعدام می‏کنند!».<br />
<br />
گفتنی است خلیل الدلیمی نویسنده کتاب و وکیل صدام حسین رئیس‏جمهور معدوم عراق در حالی این اکاذیب را در کتاب خود منتشر می کند که منابع مستقل اخیرا از ترس و اظطراب شدید صدام حسین در هنگام اعدام خبر داده بودند و اینکه او برای رهایی از اعدام ملتمسانه از محافظان آمریکایی خود کمک می خواسته است .]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[به گزارش خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا ـ اخیرا در پاریس کتابی منتشر شده که در آن آخرین لحظات مرگ صدام را به صورت لحظه به لحظه گزارش کرده است.<br />
<br />
 خلیل الدلیمی نویسنده کتاب و وکیل صدام حسین رئیس‏جمهور معدوم عراق، در ابتدای این کتاب آورده: «به همه دوستداران و علاقمه‏مندان پرزیدنت صدام حسین این آرامش خاطر را می‏دهم که او به طور دفعه‏ای و بدون درد و ناراحتی و در حالی که حلق‏آویز شده بود، درگذشت!!!»<br />
<br />
الدلیمی در این کتاب مملو ازدروغ و اتهام خود، حکومت جدید و شیعی عراق به رهبری نوری المالکی را متهم به عدم رعایت اخلاقیات در حق صدام و در زمان بازداشت او کرده است. وکیل صدام در کتاب خود آورده که وقتی صدام اعدام شد و اجلش فرا رسید، تعدادی از کسانی که در آنجا وظیفه حلق‏آویز کردن او را داشتند، اقدام به ضرب وشتم جنازه صدام کردند!<br />
<br />
همچنین در این کتاب آمده است که تعدادی از پزشکان متخصص در رشته‏های گوناگون پیش از اعدام صدام<br />
<br />
او را معاینه کردند که همگی از سلامتی کامل او خبر دادند؛ به خصوص پزشک مغز و اعصاب صدام از آمادگی و هوشیاری بالای دیکتاتور سابق عراق ابراز تعجب کرده بود. به نوشته الدلیمی، این مسأله نشان از شجاعت مثال‏زدنی صدام در هنگام مرگ دارد!<br />
<br />
الدلیمی در بخش دیگری از ادعای دروغ و کاذب خود آورده که صدام در لحظاتی که نفسهای پایانی خود را می‏کشید، لبخند بر لب داشت. الدلیمی چنین استنباط می‏کند که صدام در این لحظه آماده دیدار با پروردگار خود بود!<br />
<br />
وکیل صدام در دادگاه بررسی جنایات او مدعی شده است : «آمریکاییها صدام را پیش از اعدام به دست تعدادی از نیروهای مقتدا صدر می‏سپارند تا آنها با او هرچه می‏خواهند بکنند! مقتدا صدر نیز در اتاق اعدام حاضر می‏شود و به او با حالت تمسخرآمیزی می‏گوید: "در چه حالی هستی ای کافر و ملعون!" در مقابل نیز صدام نه تنها جوابی به مقتدا نمی‏دهد که حتی با نگاهی تحقیرآمیز در او می‏نگرد! بعد از این حرکت صدام، مقتدا صدر به شدت عصبانی می‏شود. یکی از محافظان مقتدا نیز پس از این رفتار صدام، به او حمله کرده و ضربات محکمی بر سر و بدن صدام وارد می‏کند! به حدی که تعدادی از آمریکاییها اقدام به دور کردن این محافظ مقتدا از اتاق اعدام می‏کنند!».<br />
<br />
گفتنی است خلیل الدلیمی نویسنده کتاب و وکیل صدام حسین رئیس‏جمهور معدوم عراق در حالی این اکاذیب را در کتاب خود منتشر می کند که منابع مستقل اخیرا از ترس و اظطراب شدید صدام حسین در هنگام اعدام خبر داده بودند و اینکه او برای رهایی از اعدام ملتمسانه از محافظان آمریکایی خود کمک می خواسته است .]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[اين شادي پايدار نخواهد ماند]]></title>
			<link>http://forum.msadra.ir/showthread.php?tid=322</link>
			<pubDate>Fri, 12 Mar 2010 11:45:55 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.msadra.ir/showthread.php?tid=322</guid>
			<description><![CDATA[<img src="http://www.shia-news.com/files/fa/news/1388/12/20/4687_134.jpg" border="0" alt="[تصویر: 4687_134.jpg&#93;" /><br />
اهانت یک یهودی به بانوی مسلمان در فلسطین اشغالی]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img src="http://www.shia-news.com/files/fa/news/1388/12/20/4687_134.jpg" border="0" alt="[تصویر: 4687_134.jpg]" /><br />
اهانت یک یهودی به بانوی مسلمان در فلسطین اشغالی]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[از ممنوعیت حجاب تا تخریب مساجد در کشوری با 96 درصد جمعیت مسلمان]]></title>
			<link>http://forum.msadra.ir/showthread.php?tid=321</link>
			<pubDate>Fri, 12 Mar 2010 11:39:40 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.msadra.ir/showthread.php?tid=321</guid>
			<description><![CDATA[به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از مهر ، مردم مسلمان جمهوری آذربایجان در طول سال‌ها، به دلیل روی کارآمدن نظام‌های مختلف، شرایط فرهنگی، مذهبی و اجتماعی متفاوتی را تجربه کرده‌اند. جمهوری آذربایجان با مساحت 600/86 کیلومتر مربع یکی از سه جمهوری تشکیل‌دهنده قفقاز جنوبی است که در شمال ایران واقع شده است و حدود 700 کیلومتر با جمهوری اسلامی ایران مرز مشترک دارد. جمهوری خودمختار نخجوان که توسط جمهوری ارمنستان از آن جدا می‌شود و منطقه خودمختار قره‌باغ کوهستانی که محل مناقشه و درگیری این کشور با ارمنستان است، نیز در ترکیب جمهوری آذربایجان قرار دارند.<br />
<br />
جمهوری آذربایجان دومین کشور شیعی بعد از جمهوری اسلامی ایران است که 96% مردم این کشور مسلمان هستند که از این تعداد، 75% شیعه‌ اثنی عشری هستند.<br />
 <br />
جمعیت این کشور طبق اطلاعات اعلام شده از سوی کمیته دولتی آمار این کشور، تا اواخر سال 2009 میلادی 9 میلیون نفر است که حدود 30% از این تعداد ـ یک چهارم جمعیت کشور- در پایتخت آن یعنی شهر باکو ساکن هستند. جمهوری آذربایجان دومین کشور شیعی بعد از جمهوری اسلامی ایران است که 96% مردم این کشور مسلمان هستند که از این تعداد، 75% شیعه‌ اثنی عشری هستند.<br />
<br />
 <br />
<br />
<br />
<br />
زیارتگاه بی بی حکیمه (از فرزندان امام موسی کاظم ع ) در نزدیکی باکو<br />
<br />
آنچه که در جامعه امروز آذربایجان با کمی دقت و تأمل قابل فهم و درک است اینکه مردم این کشور و به خصوص روشن‌فکران و صاحب‌نظران آن بعداز سپری کردن دوران شیفتگی و خودباختگی در برابر غرب و شعارهای پوچ و توخالی آن که در اوایل استقلال این کشور از اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی به یأس و سرخوردگی مبدل شد، به سرچشمه نورانی و نجات‌بخش اسلام روی می‌آوردند.<br />
<br />
برخی مغرضان و دشمنان سرسخت اسلام در این کشور، تقویت اسلام در آذربایجان را با مسائل اقتصادی در ارتباط می‌دانند. آنها مدعی اند که مشکلات اقتصادی و بی‌عدالتی اجتماعی موجود در جامعه آذربایجان موجب می‌شود اسلام رادیکالی در جامعه رشد کند و تقویت شود و زمینه را برای انفجار مهیا کند.<br />
<br />
گسترش گرایشات اسلامی در جمهوری آذربایجان آن چنان بالا گرفته است که شبکه‌های تلویزیونی این کشور که اکثرشان بلندگوی غرب و صهیونیسم در این کشور مسلمان هستند، ناگزیر به اعتراف این موضوع  شده‌اند.<br />
 <br />
بیداری اسلامی در بین مردم مسلمان جمهوری آذربایجان و روی آوردن بیش از پیش آنان به چشمه زلال و حیات‌بخش اسلام، معاندان اسلام و جیره‌خواران مسیحیت متعصب و خشک و صهیونیسم شیطانی را در این کشور عصبانی کرده و به خشم آورده است که آثار و علایم این عصبانیت و کینه و عداوت را به راحتی می‌توان در لابه‌لای حوادثی که اخیرا در این کشور رخ داده است مشاهده کرد.  گسترش گرایشات اسلامی در جمهوری آذربایجان آن چنان بالا گرفته است که شبکه‌های تلویزیونی این کشور که اکثرشان بلندگوی غرب و صهیونیسم در این کشور مسلمان هستند، ناگزیر به اعتراف این موضوع  شده‌اند.<br />
 <br />
ممنوعیت حجاب و نماز در ادارات دولتی<br />
<br />
دولت جمهوری آذربایجان نه تنها برای این شرایطی را فراهم نکرده ، بلکه چند وقت پیش استفاده از هر گونه نشانه های  اسلامی  از جمله قران، تسبیح، مهر، عکس و غیره را در ادارات دولتی ممنوع اعلام کرده است.<br />
 <br />
در هر صورت، علاقه مردم به ویژه جوانان به ارزش‌های اسلامی به تدریج افزایش می‌یابد. این عامل به نوبه خود ایجاب می‌کند که در همه ادارات اعم از دولتی و غیردولتی، سازمان‌ها، شرکت‌های محلی و خارجی و غیره شرایط لازم برای کارکنان متدین و مؤمن فراهم شود تا بتوانند وظایف شرعی خود را به جا آورند. ولی دولت جمهوری آذربایجان نه تنها برای این شرایطی را فراهم نکرده ، بلکه چند وقت پیش استفاده از هر گونه نشانه های  اسلامی  از جمله قران، تسبیح، مهر، عکس و غیره را در ادارات دولتی ممنوع اعلام کرده است. این وضعیت برای افراد متدین در ادارات غیر دولتی کمی بهتر است  و افراد دیندار وقت نماز اگر چه مکانی را  برای ادای نماز در اختیار ندارند  ولی حد اقل می توانند زمانی برای نماز داشته باشند و این زمان از طرف مسئولین ادارات غیر دولتی در اختیار آنها قرار داده می شود تا آنها در مدت زمان معلومی به نزدیکترین مسجد و یا خانه آشنایان برود و نمازش را در آنجا ادا کند. <br />
<br />
اگر سرآغاز فشارها و تضییق های مختلف بر مردم دیندار جمهوری اذربایجان را 13 فوریه سال 2010 ، روزی که تنی چند از جوانان متدین این کشور قصد داشتند به مناسبت رحلت رسول اکرم (ص) به زیارت خیابان شهدای شهر باکو بروند و با برخورد شدید پلیس مواجه شدند و موجب درگیری میان پلیس و جوانان شد بدانیم ، اشتباه خواهیم کرد. درست است که در این روز پلیس با  جوانان متدین درگیر شد، جوانان کتک خوردند، سرو کله شان خونی شد و به زندان افتادند ولی  این نوع رفتار ادامه جریانی است که در طول چند سال متوالی در این کشور در حال به وقوع پیوستن است.<br />
<br />
پخش آذان از بلندگوهای مساجد ممنوع شد. بهانه اش هم «ناراحتی » مردم شهر باکو به خاطر پخش آذان از بلندگوهای مساجد اعلام شد. آنهم کشوری که 96 درصد جمعیت آن مسلمان هستند!<br />
 <br />
شاید هم خیلی ها حوادث ماه می سال 2007 میلادی در جمهوری آذربایجان را به فراموشی سپرده اند. ولی بنظر  می رسد محض سه سال پیش یعنی ماه می سال 2007  بود که حوادث 13 فوریه سال 2010 پایه گذاری شد.  سه سال پیش در ماه می سال 2007 برای آولین بار جرقه ممنوعیتها در این کشور روشن شد یعنی پخش آذان از بلندگوهای مساجد ممنوع شد. بهانه اش هم «ناراحتی » مردم شهر باکو به خاطر پخش آذان از بلندگوهای مساجد اعلام شد. آنهم کشوری که 96 درصد جمعیت آن مسلمان هستند!<br />
<br />
در آن زمان این کار دولت با اعتراضهای مختلف اقشار جامعه روبرو شد و مردم مسلمان توانستند تا حدودی ممنوعیت پخش آذان را برطرف کنند. ولی این ممنوعیتها هنوز هم در این کشور هر روز از زاویه های مختلف بروز می کند. بعضا این ممنوعیتها همانند آتش فشانی فواران می زند و بعضا خاموش می ماند ، ولی خاموشیی که هر آن می تواند فواران بزند. این کار نشاندهنده آن بود که در آن دوران یک تحمل ناپذیری نسبت به  دینداری و مسلمانی در دولتمردان جمهوری اذربایجان ظهور پیدا کرد. جالب اینجا است که این کم تحملی 16 سال پس از استقلال جمهوری اذربایجان ظهور پیدا می کند و از آن جالبتر این که پخش آذان از بلندگوهای مساجد در عرض 16 سال موجب «ناراحتی» مردم نشده بود ولی یکباره در تابستان سال 2007 این ناراحتی احساس شد. معلوم است که این ناراحتی علل دیگری داشت.<br />
<br />
<br />
در جمهوری اذربایجان شرایطی به وجود آمده است که مسئولین  مراکز تحصیلی، کارخانه ها و شرکتها جمهوری اذربایجان (البته دولتی) هر آن می توانند خانمهای محجبه را از کار خودشان برکنار کند.<br />
 <br />
به گزارش خبرگزاری مهر، پس از آن بود که مسئله حجاب و ممنوع شدن آن در مراکز تحصیلی جمهوری اذربایجان آغاز شد. معلمین و طلبه های محجبه از مراکز تحصیلی اخراج شدندو با آنها بدرفتاری آغاز شد. این بار نیز مردم متدین و مومن جمهوری اذربایجان نسبت به این ممنوعیت جدید دولت اعتراضات خودشان را کردند. به مراکز و ادارات مختلف مراجعه کردند، مسئله حقوق بشر مطرح شد. اگر بگوییم ممنوعیتها و بدرفتاری ها برداشته نشد، درست نیست ولی اینکه بگوییم  تمام حقوق خانمهای محجبه در جمهوری اذربایجان احقاق شد ، این هم درست نخواهد بود.  در حال حاضر در جمهوری اذربایجان شرایطی به وجود آمده است که مسئولین  مراکز تحصیلی، کارخانه ها و شرکتها جمهوری اذربایجان (البته دولتی) هر آن می توانند خانمهای محجبه را از کار خودشان برکنار کند و هیچ کس هم به آنها «روی چشمت ابرو است» نمی تواند بگوید.  البته مومنین خواستار احقاق حقوق خود خواهند بود ولی تا چه اندازه موفق خواهند بود ، کمی مشکل است.<br />
<br />
این ممنوعیتها فقط در شهر باکو نبود بلکه در مناطق دیگر جمهوری اذربایجان نیز بوقوع می پیوست. به عنوان مثال می شود به حوادث  روز عاشورا  در دسامبر سال 2009 در روستای بنان یار  جمهوری خود  مختار نخجوان اشاره کرد که در آن روز پلیس با عزاداران حسینی درگیر شد و در نتیجه  چند نفر زخمی  و چند نفر نیز حبس شدند. مقامات رسمی جمهوری خودمختار نخجوان سعی کردند این حادثه را نیز به «دینداران رادیکال» نسبت دهند و در برخی مواقع وقوع چنین حادثه ای را انکار کردند.<br />
در ادامه فشارها ماموران دولتی این بار مسجد « داداش» را هدف  قرار دادند . از کمیته دولتی امور دینی جمهوری آذربایجان با امام جماعت مسجد «داداش» حاج شاهین حسنلی  تماس تلفنی گرفته شد و به آن در مورد اینکه نباید در حیات مسجد و کوچه های اطراف آن نماز جماعت برپا شود اخطار داده شد.  مسجد داداش یکی از پر جمعیتترین مساجدی است که در روزها جمعه  در شهر باکو در آن نماز جمعه برگزار می شود و حدودا 2000 تا 2500 نفر در این مسجد حضور پیدا می کند.<br />
<br />
با توجه به مساحت کوچک مسجد مردم متدین مجبور می شوند در خیابانها اطراف مسجد نماز برگزار کنند. بنظر می رسید که هدف کمیته دولتی در مرحله اول کم کردن تجمع مردم متدین و جلوگیری از حضور آنان در این مسجد می باشد. ولی  از آنجا که  امام جماعت مسجد به این اخطار کمیته دولتی توجه نکرد یکی از مسئولین این کمیته دولتی اهداف اصلی این اخطار را  در مصاحبه خود با خبرگزاری آپا اعلام کرد.  گوندوز اسماعیل اف مدیر یکی از شعبات کمیته دولتی امور دینی جمهوری اذربایجان در گفتگو با این خبرگزاری اعلام کرد که « اطلاعاتی در مورد اقدامات تخریباتی در این مسجد به کمیته وارد شده» و کمیته بر این اساس به امام جماعت مسجد اخطار داده است!<br />
<br />
از ممنوعیت شوروی ها تا تخریب مستقل ها!<br />
<br />
پس از ممنوعیت اذان و حجاب  و ممنوعیت دیگر نوبت به اقدامات عملی رسید. این بار ماموران دولتی کاری را که ماموران زمان شوروی سابق که ادعای به بی خدایی و بی دینی سرلوحه و شعارشان بود و جرئت اعمال آنرا نداشتند ، انجام دادند. اگر کمونیستها و بلشویکها مساجد را به کتابخانه و انبار تبدیل کرده بودند در جمهوری آذربایجان مستقل ماموران مساجد را تخریب کرده با خاک یکسان کردند.<br />
<br />
اول مسجد حضرت محمد (ص) در منطقه یاسامال شهر باکو تخریب شد، سپس مسجدی که در حوزه نفتی «نفت داشلاری» بود تخریب شد تا نوبت به مسجد حضرت فاطمه زهرا (س) در منطقه گونشلی شهر باکو رسید.<br />
 <br />
<br />
در مرحله اول مسجد حضرت محمد (ص) در منطقه یاسامال شهر باکو تخریب شد، سپس مسجدی که در حوزه نفتی «نفت داشلاری» بود تخریب شد تا نوبت به مسجد حضرت فاطمه زهرا (س) در منطقه گونشلی شهر باکو رسید و احتمال اینکه تعداد این مساجد هر روز افزایش پیدا بکند هنوز هم وجود دارد. ماموران دولتی در پاسخ سوال مردم مومن و متدین که می پرسیدند «آخر دلیل تخریب مساجد ما چیست؟» پاسخهای مضحک مختلفی از جمله  اینکه این مسجد بصورت غیر قانونی ساخته شده، موقع بنا کردن مسجد اشتباهات مهندسی رخ داده است و غیره می شنیدند.<br />
 <br />
رسانه های جمهوری آذربایجان  و  مردم مسلمان<br />
<br />
در این میان نمی شود از کنار  چشم پوشیها و موضع گیریهای متعمدانه رسانه های جمهوری آذربایجان پیرو موضوعات و مشکلات مردم متدین  این کشور گذشت. در حادثه روستای بنان یار ، رسانه ها جز یکی دو خبر که از سوی مقامات دولتی در تکذیب و یا محکوم کردن حوادث این روستا بود را پوشش خبری ندادند.  در همین حادثه اخیر 13 فوریه سال جاری میلادی ، خبر برخورد پلیس با تنی چند از دینداران و جوانان متدین شهر باکو نیز فقط از طرف دو – سه تا سایت اینترنتی اسلامی جمهوری آذربایجان منتشر شد و رسانه های دیگر نسبت یه این حادثه سکوت اختیار کردند.<br />
<br />
شبکه های تلویزیونی که از دزدیده شدن یک گاو در نقاط دور دست کشور نیز خبر تهیه می کنند ، این بار به حادثه ای  که در مرکز شهر باکو پایتخت رخ داده بود سکوت اختیار کردند. در عوض پس از دو روز از این حادثه «تظاهرات بدون اجازه دینداران رادیکال» را محکوم کردند! رسانه ها حوادث را وارونه مطرح کردند و سعی کردند این راهپیمایی را - که جوانان دیندار با هماهنگی خودشان به صورت خودجوش راه اندازی کرده بودند - به کشورهای اسلامی دیگر نسبت بدهند و آنها را «دینداران رادیکال» نشان دهند. ماهیت اصلی راهپیمایی آن روز جوانان متدین برای عمومی مردم جمهوری اذربایجان آشکار نبود و رسانه های جمهوری اذربایجان هم سعی کردند عموم مردم را به این باور برسانند که این دیندارها یک مشت «رادیکال» هستند که به کشورهای اسلامی دیگر وابسته هستند. رسانه ها سعی کردند مردم متدین را با عموم مردم رودررو کنند. همه این برنامه ریزی ها را به ایران نسبت دادند و برای اثبات ادعای خودشان از هر گونه اظهار نظر دروغ و کذب هیچ ابایی نکردند.<br />
<br />
صهیونیست ها و وهابی ها آزادند ؛ مسلمانان تحمل می شوند!<br />
<br />
وقتی مقامات بلند پایه جمهوری آذربایجان ادعا می کنند که  «جمهوری آذربایجان یک کشور تحمل پذیر است» ، باید پرسید آیا تحمل پذیری یعنی آزادی فرقه های مختلف در این کشور و محدودیت برای دین اساسی 96 درصد مردم یعنی اسلام؟!<br />
 <br />
به گزارش خبرگزاری مهر ، امروز در جمهوری آذربایجان وضعیتی بوجود آمده است که برای مردم مسلمان خوشایند نیست. با استفاده از طرق مختلف از برگزاری آیینهای مختلف دینی متدینین در این کشور جلوگیری می شود. تاسف بار است که برخی از مقامات رسمی کشور نیز از این اقدامات حمایت می کنند. وقتی مقامات بلند پایه جمهوری آذربایجان ادعا می کنند که  «جمهوری آذربایجان یک کشور تحمل پذیر است» ، یک سوال پیش می آید و آن اینکه آیا تحمل پذیری یعنی آزادی فرقه های مختلف در این کشور و محدودیت برای دین اساسی 96 درصد مردم یعنی اسلام؟!  چطور می شود که یهودی ها ، مسیحی ها از تحمل پذیری دینی در کشور خیلی خوب فایده می برند ولی مسلمانها حقوقشان پایمال می شود؟<br />
<br />
 <br />
<br />
<br />
<br />
استکبار و در رأس آنها آمریکا و اسرائیل و نیز، اذناب و مزدوران آنها در داخل جمهوری آذربایجان، با احساس ترس و نگرانی از گسترش اسلام راستین و فرهنگ تشیع در این کشور و برای مقابله با این جریان، سعی در ایجاد جریانات اسلامی منحرف نظیر سلفی‌گری (وهابی‌ها)، نورچی‌ها و ... می‌نماید. چنان که به قول «القار ابراهیم اوغلو» رئیس مرکز دفاع از آزادی اعتقادات دینی در جمهوری آذربایجان، "در آذربایجان برخی مسؤلان شرایط لازم را برای اشاعه وهابی‌گری فراهم کرده‌اند." رئیس مرکز دفاع از آزادی اعتقادات دینی جمهوری آذربایجان با اشاره به برخوردهای بیرحمانه و مشکلات عمدی ایجاد شده برای دینداران جمهوری اذربایجان گفت: «ولی برای تشکل‌های افراطی که فعالیتشان به وجهه دین اسلام لطمه می‌زند هرگونه شرایط لازم فراهم می‌شود».<br />
<br />
به نظر حاج‌القار، برخی نیروهای خارجی برای جلوگیری از نشر اسلام واقعی در آذربایجان تلاش می‌کنند: «آنها می‌خواهند رویارویی‌های ایجاد شده میان مسلمانان در عراق و سایر کشورهای اسلامی را به آذربایجان نیز منتقل کنند». علاوه بر این، گسترش گرایشات اسلامی در این کشور شیعی، اسلام آمریکائی و دیگر مذاهب اسلامی و کشورهای حامی آنها را حساس کرده تا تور خویش را پهن کنند و از این خوان گسترده بهره و طعمه خویش را صید نمایند.<br />
<br />
یهودی ها سه برابر مسلمانان از شهرداری غرامت می گیرند!<br />
<br />
در عین حال حتی مبلغی که شهروندان مسلمان آذری در مقابل تخریب منازل خود از شهرداری باکو دریافت می کنند بسیار کمتر از مبلغ پرداخت شده به یهودیان این منطقه است. بر اساس گزارش روزنامه ینی مساوات، بعد از دیدار اخیر سمیون ایخیلوف رئیس جمعیت یهودیان کوهستانی مقیم باکو با مسئولان دولتی شهرداری باکو برای ساکنین یهودی در مقایسه با ساکنان آذری حدود سه برابر بیشتر غرامت می‌پردازد.<br />
<br />
پرداخت این مبلغ به یهودیان آغاز شده و به آنها اکیدا توصیه شده است که این موضوع را از ساکنان آذربایجانی مخفی نگه دارند . پیش از این نیز اعطای امتیازهای ویژه به یهودیان در جمهوی آذربایجان موجب ناخرسندی عمومی شده است.<br />
<br />
اقدام اخیر شهرداری باکو در شرایطی است که نهادهای دولتی باکو تا کنون به شکایت مردم درباره تصاحب غیرقانونی سی هکتار از اراضی این منطقه توسط استنلی اسکودرو سفیر سابق آمریکا رسیدگی نکرده اند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از مهر ، مردم مسلمان جمهوری آذربایجان در طول سال‌ها، به دلیل روی کارآمدن نظام‌های مختلف، شرایط فرهنگی، مذهبی و اجتماعی متفاوتی را تجربه کرده‌اند. جمهوری آذربایجان با مساحت 600/86 کیلومتر مربع یکی از سه جمهوری تشکیل‌دهنده قفقاز جنوبی است که در شمال ایران واقع شده است و حدود 700 کیلومتر با جمهوری اسلامی ایران مرز مشترک دارد. جمهوری خودمختار نخجوان که توسط جمهوری ارمنستان از آن جدا می‌شود و منطقه خودمختار قره‌باغ کوهستانی که محل مناقشه و درگیری این کشور با ارمنستان است، نیز در ترکیب جمهوری آذربایجان قرار دارند.<br />
<br />
جمهوری آذربایجان دومین کشور شیعی بعد از جمهوری اسلامی ایران است که 96% مردم این کشور مسلمان هستند که از این تعداد، 75% شیعه‌ اثنی عشری هستند.<br />
 <br />
جمعیت این کشور طبق اطلاعات اعلام شده از سوی کمیته دولتی آمار این کشور، تا اواخر سال 2009 میلادی 9 میلیون نفر است که حدود 30% از این تعداد ـ یک چهارم جمعیت کشور- در پایتخت آن یعنی شهر باکو ساکن هستند. جمهوری آذربایجان دومین کشور شیعی بعد از جمهوری اسلامی ایران است که 96% مردم این کشور مسلمان هستند که از این تعداد، 75% شیعه‌ اثنی عشری هستند.<br />
<br />
 <br />
<br />
<br />
<br />
زیارتگاه بی بی حکیمه (از فرزندان امام موسی کاظم ع ) در نزدیکی باکو<br />
<br />
آنچه که در جامعه امروز آذربایجان با کمی دقت و تأمل قابل فهم و درک است اینکه مردم این کشور و به خصوص روشن‌فکران و صاحب‌نظران آن بعداز سپری کردن دوران شیفتگی و خودباختگی در برابر غرب و شعارهای پوچ و توخالی آن که در اوایل استقلال این کشور از اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی به یأس و سرخوردگی مبدل شد، به سرچشمه نورانی و نجات‌بخش اسلام روی می‌آوردند.<br />
<br />
برخی مغرضان و دشمنان سرسخت اسلام در این کشور، تقویت اسلام در آذربایجان را با مسائل اقتصادی در ارتباط می‌دانند. آنها مدعی اند که مشکلات اقتصادی و بی‌عدالتی اجتماعی موجود در جامعه آذربایجان موجب می‌شود اسلام رادیکالی در جامعه رشد کند و تقویت شود و زمینه را برای انفجار مهیا کند.<br />
<br />
گسترش گرایشات اسلامی در جمهوری آذربایجان آن چنان بالا گرفته است که شبکه‌های تلویزیونی این کشور که اکثرشان بلندگوی غرب و صهیونیسم در این کشور مسلمان هستند، ناگزیر به اعتراف این موضوع  شده‌اند.<br />
 <br />
بیداری اسلامی در بین مردم مسلمان جمهوری آذربایجان و روی آوردن بیش از پیش آنان به چشمه زلال و حیات‌بخش اسلام، معاندان اسلام و جیره‌خواران مسیحیت متعصب و خشک و صهیونیسم شیطانی را در این کشور عصبانی کرده و به خشم آورده است که آثار و علایم این عصبانیت و کینه و عداوت را به راحتی می‌توان در لابه‌لای حوادثی که اخیرا در این کشور رخ داده است مشاهده کرد.  گسترش گرایشات اسلامی در جمهوری آذربایجان آن چنان بالا گرفته است که شبکه‌های تلویزیونی این کشور که اکثرشان بلندگوی غرب و صهیونیسم در این کشور مسلمان هستند، ناگزیر به اعتراف این موضوع  شده‌اند.<br />
 <br />
ممنوعیت حجاب و نماز در ادارات دولتی<br />
<br />
دولت جمهوری آذربایجان نه تنها برای این شرایطی را فراهم نکرده ، بلکه چند وقت پیش استفاده از هر گونه نشانه های  اسلامی  از جمله قران، تسبیح، مهر، عکس و غیره را در ادارات دولتی ممنوع اعلام کرده است.<br />
 <br />
در هر صورت، علاقه مردم به ویژه جوانان به ارزش‌های اسلامی به تدریج افزایش می‌یابد. این عامل به نوبه خود ایجاب می‌کند که در همه ادارات اعم از دولتی و غیردولتی، سازمان‌ها، شرکت‌های محلی و خارجی و غیره شرایط لازم برای کارکنان متدین و مؤمن فراهم شود تا بتوانند وظایف شرعی خود را به جا آورند. ولی دولت جمهوری آذربایجان نه تنها برای این شرایطی را فراهم نکرده ، بلکه چند وقت پیش استفاده از هر گونه نشانه های  اسلامی  از جمله قران، تسبیح، مهر، عکس و غیره را در ادارات دولتی ممنوع اعلام کرده است. این وضعیت برای افراد متدین در ادارات غیر دولتی کمی بهتر است  و افراد دیندار وقت نماز اگر چه مکانی را  برای ادای نماز در اختیار ندارند  ولی حد اقل می توانند زمانی برای نماز داشته باشند و این زمان از طرف مسئولین ادارات غیر دولتی در اختیار آنها قرار داده می شود تا آنها در مدت زمان معلومی به نزدیکترین مسجد و یا خانه آشنایان برود و نمازش را در آنجا ادا کند. <br />
<br />
اگر سرآغاز فشارها و تضییق های مختلف بر مردم دیندار جمهوری اذربایجان را 13 فوریه سال 2010 ، روزی که تنی چند از جوانان متدین این کشور قصد داشتند به مناسبت رحلت رسول اکرم (ص) به زیارت خیابان شهدای شهر باکو بروند و با برخورد شدید پلیس مواجه شدند و موجب درگیری میان پلیس و جوانان شد بدانیم ، اشتباه خواهیم کرد. درست است که در این روز پلیس با  جوانان متدین درگیر شد، جوانان کتک خوردند، سرو کله شان خونی شد و به زندان افتادند ولی  این نوع رفتار ادامه جریانی است که در طول چند سال متوالی در این کشور در حال به وقوع پیوستن است.<br />
<br />
پخش آذان از بلندگوهای مساجد ممنوع شد. بهانه اش هم «ناراحتی » مردم شهر باکو به خاطر پخش آذان از بلندگوهای مساجد اعلام شد. آنهم کشوری که 96 درصد جمعیت آن مسلمان هستند!<br />
 <br />
شاید هم خیلی ها حوادث ماه می سال 2007 میلادی در جمهوری آذربایجان را به فراموشی سپرده اند. ولی بنظر  می رسد محض سه سال پیش یعنی ماه می سال 2007  بود که حوادث 13 فوریه سال 2010 پایه گذاری شد.  سه سال پیش در ماه می سال 2007 برای آولین بار جرقه ممنوعیتها در این کشور روشن شد یعنی پخش آذان از بلندگوهای مساجد ممنوع شد. بهانه اش هم «ناراحتی » مردم شهر باکو به خاطر پخش آذان از بلندگوهای مساجد اعلام شد. آنهم کشوری که 96 درصد جمعیت آن مسلمان هستند!<br />
<br />
در آن زمان این کار دولت با اعتراضهای مختلف اقشار جامعه روبرو شد و مردم مسلمان توانستند تا حدودی ممنوعیت پخش آذان را برطرف کنند. ولی این ممنوعیتها هنوز هم در این کشور هر روز از زاویه های مختلف بروز می کند. بعضا این ممنوعیتها همانند آتش فشانی فواران می زند و بعضا خاموش می ماند ، ولی خاموشیی که هر آن می تواند فواران بزند. این کار نشاندهنده آن بود که در آن دوران یک تحمل ناپذیری نسبت به  دینداری و مسلمانی در دولتمردان جمهوری اذربایجان ظهور پیدا کرد. جالب اینجا است که این کم تحملی 16 سال پس از استقلال جمهوری اذربایجان ظهور پیدا می کند و از آن جالبتر این که پخش آذان از بلندگوهای مساجد در عرض 16 سال موجب «ناراحتی» مردم نشده بود ولی یکباره در تابستان سال 2007 این ناراحتی احساس شد. معلوم است که این ناراحتی علل دیگری داشت.<br />
<br />
<br />
در جمهوری اذربایجان شرایطی به وجود آمده است که مسئولین  مراکز تحصیلی، کارخانه ها و شرکتها جمهوری اذربایجان (البته دولتی) هر آن می توانند خانمهای محجبه را از کار خودشان برکنار کند.<br />
 <br />
به گزارش خبرگزاری مهر، پس از آن بود که مسئله حجاب و ممنوع شدن آن در مراکز تحصیلی جمهوری اذربایجان آغاز شد. معلمین و طلبه های محجبه از مراکز تحصیلی اخراج شدندو با آنها بدرفتاری آغاز شد. این بار نیز مردم متدین و مومن جمهوری اذربایجان نسبت به این ممنوعیت جدید دولت اعتراضات خودشان را کردند. به مراکز و ادارات مختلف مراجعه کردند، مسئله حقوق بشر مطرح شد. اگر بگوییم ممنوعیتها و بدرفتاری ها برداشته نشد، درست نیست ولی اینکه بگوییم  تمام حقوق خانمهای محجبه در جمهوری اذربایجان احقاق شد ، این هم درست نخواهد بود.  در حال حاضر در جمهوری اذربایجان شرایطی به وجود آمده است که مسئولین  مراکز تحصیلی، کارخانه ها و شرکتها جمهوری اذربایجان (البته دولتی) هر آن می توانند خانمهای محجبه را از کار خودشان برکنار کند و هیچ کس هم به آنها «روی چشمت ابرو است» نمی تواند بگوید.  البته مومنین خواستار احقاق حقوق خود خواهند بود ولی تا چه اندازه موفق خواهند بود ، کمی مشکل است.<br />
<br />
این ممنوعیتها فقط در شهر باکو نبود بلکه در مناطق دیگر جمهوری اذربایجان نیز بوقوع می پیوست. به عنوان مثال می شود به حوادث  روز عاشورا  در دسامبر سال 2009 در روستای بنان یار  جمهوری خود  مختار نخجوان اشاره کرد که در آن روز پلیس با عزاداران حسینی درگیر شد و در نتیجه  چند نفر زخمی  و چند نفر نیز حبس شدند. مقامات رسمی جمهوری خودمختار نخجوان سعی کردند این حادثه را نیز به «دینداران رادیکال» نسبت دهند و در برخی مواقع وقوع چنین حادثه ای را انکار کردند.<br />
در ادامه فشارها ماموران دولتی این بار مسجد « داداش» را هدف  قرار دادند . از کمیته دولتی امور دینی جمهوری آذربایجان با امام جماعت مسجد «داداش» حاج شاهین حسنلی  تماس تلفنی گرفته شد و به آن در مورد اینکه نباید در حیات مسجد و کوچه های اطراف آن نماز جماعت برپا شود اخطار داده شد.  مسجد داداش یکی از پر جمعیتترین مساجدی است که در روزها جمعه  در شهر باکو در آن نماز جمعه برگزار می شود و حدودا 2000 تا 2500 نفر در این مسجد حضور پیدا می کند.<br />
<br />
با توجه به مساحت کوچک مسجد مردم متدین مجبور می شوند در خیابانها اطراف مسجد نماز برگزار کنند. بنظر می رسید که هدف کمیته دولتی در مرحله اول کم کردن تجمع مردم متدین و جلوگیری از حضور آنان در این مسجد می باشد. ولی  از آنجا که  امام جماعت مسجد به این اخطار کمیته دولتی توجه نکرد یکی از مسئولین این کمیته دولتی اهداف اصلی این اخطار را  در مصاحبه خود با خبرگزاری آپا اعلام کرد.  گوندوز اسماعیل اف مدیر یکی از شعبات کمیته دولتی امور دینی جمهوری اذربایجان در گفتگو با این خبرگزاری اعلام کرد که « اطلاعاتی در مورد اقدامات تخریباتی در این مسجد به کمیته وارد شده» و کمیته بر این اساس به امام جماعت مسجد اخطار داده است!<br />
<br />
از ممنوعیت شوروی ها تا تخریب مستقل ها!<br />
<br />
پس از ممنوعیت اذان و حجاب  و ممنوعیت دیگر نوبت به اقدامات عملی رسید. این بار ماموران دولتی کاری را که ماموران زمان شوروی سابق که ادعای به بی خدایی و بی دینی سرلوحه و شعارشان بود و جرئت اعمال آنرا نداشتند ، انجام دادند. اگر کمونیستها و بلشویکها مساجد را به کتابخانه و انبار تبدیل کرده بودند در جمهوری آذربایجان مستقل ماموران مساجد را تخریب کرده با خاک یکسان کردند.<br />
<br />
اول مسجد حضرت محمد (ص) در منطقه یاسامال شهر باکو تخریب شد، سپس مسجدی که در حوزه نفتی «نفت داشلاری» بود تخریب شد تا نوبت به مسجد حضرت فاطمه زهرا (س) در منطقه گونشلی شهر باکو رسید.<br />
 <br />
<br />
در مرحله اول مسجد حضرت محمد (ص) در منطقه یاسامال شهر باکو تخریب شد، سپس مسجدی که در حوزه نفتی «نفت داشلاری» بود تخریب شد تا نوبت به مسجد حضرت فاطمه زهرا (س) در منطقه گونشلی شهر باکو رسید و احتمال اینکه تعداد این مساجد هر روز افزایش پیدا بکند هنوز هم وجود دارد. ماموران دولتی در پاسخ سوال مردم مومن و متدین که می پرسیدند «آخر دلیل تخریب مساجد ما چیست؟» پاسخهای مضحک مختلفی از جمله  اینکه این مسجد بصورت غیر قانونی ساخته شده، موقع بنا کردن مسجد اشتباهات مهندسی رخ داده است و غیره می شنیدند.<br />
 <br />
رسانه های جمهوری آذربایجان  و  مردم مسلمان<br />
<br />
در این میان نمی شود از کنار  چشم پوشیها و موضع گیریهای متعمدانه رسانه های جمهوری آذربایجان پیرو موضوعات و مشکلات مردم متدین  این کشور گذشت. در حادثه روستای بنان یار ، رسانه ها جز یکی دو خبر که از سوی مقامات دولتی در تکذیب و یا محکوم کردن حوادث این روستا بود را پوشش خبری ندادند.  در همین حادثه اخیر 13 فوریه سال جاری میلادی ، خبر برخورد پلیس با تنی چند از دینداران و جوانان متدین شهر باکو نیز فقط از طرف دو – سه تا سایت اینترنتی اسلامی جمهوری آذربایجان منتشر شد و رسانه های دیگر نسبت یه این حادثه سکوت اختیار کردند.<br />
<br />
شبکه های تلویزیونی که از دزدیده شدن یک گاو در نقاط دور دست کشور نیز خبر تهیه می کنند ، این بار به حادثه ای  که در مرکز شهر باکو پایتخت رخ داده بود سکوت اختیار کردند. در عوض پس از دو روز از این حادثه «تظاهرات بدون اجازه دینداران رادیکال» را محکوم کردند! رسانه ها حوادث را وارونه مطرح کردند و سعی کردند این راهپیمایی را - که جوانان دیندار با هماهنگی خودشان به صورت خودجوش راه اندازی کرده بودند - به کشورهای اسلامی دیگر نسبت بدهند و آنها را «دینداران رادیکال» نشان دهند. ماهیت اصلی راهپیمایی آن روز جوانان متدین برای عمومی مردم جمهوری اذربایجان آشکار نبود و رسانه های جمهوری اذربایجان هم سعی کردند عموم مردم را به این باور برسانند که این دیندارها یک مشت «رادیکال» هستند که به کشورهای اسلامی دیگر وابسته هستند. رسانه ها سعی کردند مردم متدین را با عموم مردم رودررو کنند. همه این برنامه ریزی ها را به ایران نسبت دادند و برای اثبات ادعای خودشان از هر گونه اظهار نظر دروغ و کذب هیچ ابایی نکردند.<br />
<br />
صهیونیست ها و وهابی ها آزادند ؛ مسلمانان تحمل می شوند!<br />
<br />
وقتی مقامات بلند پایه جمهوری آذربایجان ادعا می کنند که  «جمهوری آذربایجان یک کشور تحمل پذیر است» ، باید پرسید آیا تحمل پذیری یعنی آزادی فرقه های مختلف در این کشور و محدودیت برای دین اساسی 96 درصد مردم یعنی اسلام؟!<br />
 <br />
به گزارش خبرگزاری مهر ، امروز در جمهوری آذربایجان وضعیتی بوجود آمده است که برای مردم مسلمان خوشایند نیست. با استفاده از طرق مختلف از برگزاری آیینهای مختلف دینی متدینین در این کشور جلوگیری می شود. تاسف بار است که برخی از مقامات رسمی کشور نیز از این اقدامات حمایت می کنند. وقتی مقامات بلند پایه جمهوری آذربایجان ادعا می کنند که  «جمهوری آذربایجان یک کشور تحمل پذیر است» ، یک سوال پیش می آید و آن اینکه آیا تحمل پذیری یعنی آزادی فرقه های مختلف در این کشور و محدودیت برای دین اساسی 96 درصد مردم یعنی اسلام؟!  چطور می شود که یهودی ها ، مسیحی ها از تحمل پذیری دینی در کشور خیلی خوب فایده می برند ولی مسلمانها حقوقشان پایمال می شود؟<br />
<br />
 <br />
<br />
<br />
<br />
استکبار و در رأس آنها آمریکا و اسرائیل و نیز، اذناب و مزدوران آنها در داخل جمهوری آذربایجان، با احساس ترس و نگرانی از گسترش اسلام راستین و فرهنگ تشیع در این کشور و برای مقابله با این جریان، سعی در ایجاد جریانات اسلامی منحرف نظیر سلفی‌گری (وهابی‌ها)، نورچی‌ها و ... می‌نماید. چنان که به قول «القار ابراهیم اوغلو» رئیس مرکز دفاع از آزادی اعتقادات دینی در جمهوری آذربایجان، "در آذربایجان برخی مسؤلان شرایط لازم را برای اشاعه وهابی‌گری فراهم کرده‌اند." رئیس مرکز دفاع از آزادی اعتقادات دینی جمهوری آذربایجان با اشاره به برخوردهای بیرحمانه و مشکلات عمدی ایجاد شده برای دینداران جمهوری اذربایجان گفت: «ولی برای تشکل‌های افراطی که فعالیتشان به وجهه دین اسلام لطمه می‌زند هرگونه شرایط لازم فراهم می‌شود».<br />
<br />
به نظر حاج‌القار، برخی نیروهای خارجی برای جلوگیری از نشر اسلام واقعی در آذربایجان تلاش می‌کنند: «آنها می‌خواهند رویارویی‌های ایجاد شده میان مسلمانان در عراق و سایر کشورهای اسلامی را به آذربایجان نیز منتقل کنند». علاوه بر این، گسترش گرایشات اسلامی در این کشور شیعی، اسلام آمریکائی و دیگر مذاهب اسلامی و کشورهای حامی آنها را حساس کرده تا تور خویش را پهن کنند و از این خوان گسترده بهره و طعمه خویش را صید نمایند.<br />
<br />
یهودی ها سه برابر مسلمانان از شهرداری غرامت می گیرند!<br />
<br />
در عین حال حتی مبلغی که شهروندان مسلمان آذری در مقابل تخریب منازل خود از شهرداری باکو دریافت می کنند بسیار کمتر از مبلغ پرداخت شده به یهودیان این منطقه است. بر اساس گزارش روزنامه ینی مساوات، بعد از دیدار اخیر سمیون ایخیلوف رئیس جمعیت یهودیان کوهستانی مقیم باکو با مسئولان دولتی شهرداری باکو برای ساکنین یهودی در مقایسه با ساکنان آذری حدود سه برابر بیشتر غرامت می‌پردازد.<br />
<br />
پرداخت این مبلغ به یهودیان آغاز شده و به آنها اکیدا توصیه شده است که این موضوع را از ساکنان آذربایجانی مخفی نگه دارند . پیش از این نیز اعطای امتیازهای ویژه به یهودیان در جمهوی آذربایجان موجب ناخرسندی عمومی شده است.<br />
<br />
اقدام اخیر شهرداری باکو در شرایطی است که نهادهای دولتی باکو تا کنون به شکایت مردم درباره تصاحب غیرقانونی سی هکتار از اراضی این منطقه توسط استنلی اسکودرو سفیر سابق آمریکا رسیدگی نکرده اند.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[روحانیت امروزه در معرض امتحان بزرگی است]]></title>
			<link>http://forum.msadra.ir/showthread.php?tid=320</link>
			<pubDate>Thu, 11 Mar 2010 23:32:55 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.msadra.ir/showthread.php?tid=320</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-size: large;">روحانیت شیعه امروزه در معرض امتحان بزرگ تاریخی قرار دارد که نقش بسیار مهمی را در سرنوشت انسان معاصر و تمام جوامع دارد و آن تلاش در اعتلا و تقویت نظام جمهوری اسلامی به منزله تنها حکومت دینی بر پایه دین الهی و بزرگترین مانع بر سر راه استعمار و چپاول ملل است<br />
مقدمه:<br />
<br />
1- رسالت اساسی حوزه و روحانیت از منظر قرآن کریم انذار و تبشیر مردم است(توبه/122) که به عبارت ساده و خودمانی همان معلّمی است. نقش معلّمی فرد و جامعه و رسالت اجتماعی او امری ضروری و غیر قابل انکار است چرا که هدایتگر و مشعل فروزنده جامعه است.(مائده/99)<br />
<br />
2- اسلام روش معلمی و هدایت گری را تنها در بیان و گفتار خلاصه نمی کند بلکه اولیای دین را سفارش می کند تا با رفتار و منش خود درس آموز و هدایت گر باشند: «کونوا دعاه الناس بغیر السنتکم»<br />
<br />
3- هر رفتاری ریشه در شخصیت و شاکله هر فرد دارد:«قل کل یعمل علی شاکله» و شخصیت و شاکله به تربیت و تهذیب خودآگانه وابسته است بنابراین تهذیب نقش اساسی در شخصیت و شاکله هر فرد دارد که از طریق رفتار و منش نمود می یابد. از سوی دیگر انسان در گرو اعمال و رفتار خویش است(مدثر/38و طور/21) <br />
<br />
4- در جامعه قرآني، فرد فقط در انديشه منافع و مصالح شخصيِ خود نيست و ساير افراد را ابزار تأمين و تحصيل خواسته‌ها و نيازهاي خود نمي انگارد، بلكه ديگران را برادر ايماني، و خود را در برابر آنان مسؤول مي‌داند. بنابراين همه افراد با كمك و هدايت و توصيه يكديگر به «تزكيه»، «تعليم»، «تواصي به حق» و «تواصي به صبر»(عصر/1-3؛ آل عمران/200) مناسبات و ارتباط خويش را در مسير سعادت و پيشرفت قرار مي‌دهند.  بنابراین تأکید قرآن و اولیای دین بر عمل و رفتار مطابق با کرامت انسانها و رعایت اصول خلاقی در تعاملات اجتماعی، نمایانگر میزان اهمیت اخلاق اجتماعی و همزیستی مسالمت آمیز است.<br />
<br />
5- هر پيامبري به منزله معلّم جامعه، در هر جا مبعوث مي‌شود، به زبان و فرهنگ مردم همان سرزمين آشنا و سخن مي‌گويد؛ اين آشنايي باعث شناخت صحيح و متقابل از زبان و فرهنگ و اهداف آن پيامبر در نزد مردم است. اين همزباني بين پيامبر و امت لازمه درمان دردهاي فرهنگي و اجتماعي جامعه و تنظيم روابط اجتماعي افراد مي‌شود. بنابراين خداوند در طليعه سوره ابراهيم تفاهم و هم زباني را از ويژگي مهم انبياء ذكر مي‌كند: «ما هيچ پيامبري را، جز به زبان قومش نفرستاديم؛ تا (حقايق را) براي مردم آشكار سازد.»(ابراهيم/4) از این رو روحانیت باید به مثابه خلفای انبیاء در مسند معلمی جامعه از این هم زبانی و تعامل سازنده برخوردار باشند.<br />
<br />
اخلاق اجتماعی بایسته امروز روحانیت<br />
چنانچه ازمقدمه روشن شد؛ اخلاق اجتماعی و رفتار سازنده ضرورت روحانیت بوده و هست. . بی توجهی به این مهم، آثار فراوانی همچون زیر سئوال رفتن رسالت اصلی حوزه که همان معلّمی و هدایتگری جامعه (انذار و تبشیر) است می شود و از دیگر پیامدهای آن تغییر کارکرد های دین و ایمان و سست شدن پایگاه روحانیت در میان مردم خواهد بود. نگاهی به نقش اخلاق اجتماعی روحانیون، ضرورت آن را بیشتر نمایان می کند. <br />
<br />
 1- در حفظ و تقویت پایگاه دین<br />
یکی از عوامل بسیار مهمی که می تواند جایگاه مذهب را در جامعه تقویت کند رفتار مناسب روحانیون است  چرا که مردم به طور مستقیم با منابع دینی سر و کار ندارند بلکه از طریق این قشر است که با دین رابطه برقرار می سازند. از این رو، آنها دین را در قالب روحانیت می یابند و به الگو پذیری از ایشان در امر دین دین داری می پردازند. بر همین اساس چگونگی تعامل و رفتار روحانیون با اقشار مختلف اجتماع نقش کلیدی را در تقویت کارکردهای دین یا تضعیف آن خواهد داشت.<br />
<br />
2- در تبلیغ<br />
تبلیغ یک مقوله چند عاملی است  و هر عاملی نقش خود را ایفا می کند. ارتباط و تعامل مبلِغ و مبلَغ از عوامل کلیدی و تأثیر گذار در فرآیند تبلیغ و هدایت گری است. ارتباطات کرامت محور با حفظ شخصیت و اقتضائات روحی، بر پایه شناخت ابعاد روحی - روانی و فرهنگی ، اجتماعی مخاطی راز و رمز موفقیت در تلیغ است. اصول اخلاقی اسلام در روابط اجتماعی و مدیریت تبلیغ به خوبی ضرورت اخلاق اجتماعی روحانیون را روشن می سازد. <br />
<br />
3- در مداوای رنج و درد مردم<br />
روحانیت همواره در طول تاریخ مأمن و پناهگاه روحی و اجتماعی مردم بوده اند. مردم در هر مشکل و مصیبتی به نزد عالمان خود می رفتند تا با کسب بهره از نفس رحمانی و نصایح اخلاقی همراه با پیگری و تلاش روحانیت، در مواجهه با مصائب و سختی ها پشتوانه بزرگی را احساس کنند. آنچه سبب شکل گیری این پایگاه مهم شده بود را باید در طهارت نفس و اخلاق اجتماعی و رفتار کریمانه ،رحیمانه آن عالمان خود ساخته جستجو نمود. دنیای امروز عصر اضطراب و بی خانمانگی انسان است. انسان معاصر بیش از هر دوره ای به آن پایگاه معنوی نیازمند است. بنابراین روحانیت وظیفه مهمی را در احیای این پایگاه ضروری و مهم را دارد.<br />
<br />
4- در تقویت نظام خانوادگی<br />
خانواده سنگ زیرین بنای اجتماع است و تزلزل در آن موجب تزلزل در جامعه می گردد. توجه به خانواده و همسر و فرزندان رکن اساسی و مهمی در حیات اجتماعی است. آنچه موجب استحکام خانوده و پیوند مستحکم زناشویی می گرد نحوه رفتار و منش زن و مرد است و تربیت برای زناشویی و رعایت اخلاق و آداب زندگی از ضروریات حیات اجتماعی انسان است. بر همین اساس است که قرآن و روایات توجه فراوانی را به حفظ خانواده و احترام متقابل اعضای آن داشته است. رفتار روحانیون با خانواده خود و احترام متقابل در زندگی زناشویی، هم نشانه ایمان سالم و فهم معارف اسلامی و هم الگوی زندگی موفق و زناشویی متعالی اسلامی است.<br />
<br />
5- در مشارکت سیاسی و حضور فعّال اجتماعی<br />
در نگاه اسلام، مومنان انسانهایی گوشه گیر وانزوا طلب نیستند که در کنج مسجد و مدرسه در پوسته خود بخزند و در امور اجتماعی و سیاسی نقشی نداشته باشند. به واقع می توان گفت روح اسلام اجتماعی و سیاسی است و اسلام راستین در اجتماع و سیاست است که تحقق می یابد. حضور آگاهانه و سازنده در اجتماع و مشارکت در مسئل سیاسی نیازمند سازوکارهای مناسب است که از جمله مهمترین آنها خود سازی و اخلاق سازنده است. از منظر قرآن مومنان در اجتماع نسبت برادری دارند(حجرات/10) و باید رفتار برادرانه و خیرخواهانه داشته باشند. «وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنْ الْمُنْكَرِ وَأُوْلَئِكَ هُمْ الْمُفْلِحُونَ(آل عمران/104) و در یک تعامل صابرانه و چند سویه یک دیگر را به صبر و تحمل(اصول اخلاق اجتماعی) توصیه کنند. «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»(آل عمران/200)<br />
<br />
6- در تقویت حکومت دینی<br />
روحانیت شیعه امروزه در معرض امتحان بزرگ تاریخی قرار دارد که نقش بسیار مهمی را در سرنوشت انسان معاصر و تمام جوامع دارد و آن تلاش در اعتلا و تقویت نظام جمهوری اسلامی به منزله تنها حکومت دینی بر پایه دین الهی و بزرگترین مانع بر سر راه استعمار و چاول ملل است. گره خوردن این نظام سیاسی ، اجتماعی با  روحانیت امری مخفی و پوشیده نیست و اکثر تحلیل گران داخلی و خارجی به این تعامل اذعان دارند. چگونگی تعامل حوزه و حکومت و رفتار و منش اجتماعی روحانیت عامل تعیین کننده ای در میزان اقبال یا ادبار مردم نسبت به حکومت دینی دارد.<br />
<br />
آسیب شناسی اخلاق اجتماعی روحانیون<br />
با توجه به روشن شدن ضرورت و ابعاد اخلاق اجتماعی روحانیون، نگاه آسیب شناسانه به آن موجب شناسایی برخی از کاستی های نظام حوزه و برنامه های آموزشی و فرهنگی روحانیت در امور اجتماعی می شود. که لازم است حوزه نسبت به این امور اهتمام جدی تری داشته باشند:<br />
<br />
1- گسترش مباحث اخلاق حوزه از اخلاق فردی به اخلاق اجتماعی؛ <br />
2- تالیف آثار مکتوب قابل توجه در رابطه با اخلاق اجتماعی؛ <br />
3- تمرکز بر هدف و رسالت اصلی حوزه که همان معلّمی و هدایتگری جامعه است؛ <br />
4- ترویج اخلاق عملی  و الگوهای عملی  و آشنایی با سیره رفتاری نبی اکرم(صلی الله علیه و آله و سلّم) و ائمه معصومین(علیهم السلام) در مواجه با مردم؛ <br />
5- جدایی طلاب جوان در دوره های تحصیلی از جامعه و مردم؛ <br />
<br />
بنابراین با توجه به علل و عوامل برشمرده بر مسئولان مربوطه حوزه و عموم طلاب و روحانیون است که گام های بلندی را در راستای متخلّق شدن به اخلاق اجتماعی بردارند تا موجبات تعالی خود و جامعه را در پرتو معارف ناب اسلامی و آموزه های اهلبیت(علیهم السلام) که بشریت امروز سخت به آنها محتاج است را فراهم آورند.<br />
<br />
<br />
<br />
--------------------------------------------------------------------------------<br />
<br />
<br />
سید مهدی موسوی گروه حوزه علمیه<br />
<br />
<br />
   <br />
 <br />
  </span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-size: large;">روحانیت شیعه امروزه در معرض امتحان بزرگ تاریخی قرار دارد که نقش بسیار مهمی را در سرنوشت انسان معاصر و تمام جوامع دارد و آن تلاش در اعتلا و تقویت نظام جمهوری اسلامی به منزله تنها حکومت دینی بر پایه دین الهی و بزرگترین مانع بر سر راه استعمار و چپاول ملل است<br />
مقدمه:<br />
<br />
1- رسالت اساسی حوزه و روحانیت از منظر قرآن کریم انذار و تبشیر مردم است(توبه/122) که به عبارت ساده و خودمانی همان معلّمی است. نقش معلّمی فرد و جامعه و رسالت اجتماعی او امری ضروری و غیر قابل انکار است چرا که هدایتگر و مشعل فروزنده جامعه است.(مائده/99)<br />
<br />
2- اسلام روش معلمی و هدایت گری را تنها در بیان و گفتار خلاصه نمی کند بلکه اولیای دین را سفارش می کند تا با رفتار و منش خود درس آموز و هدایت گر باشند: «کونوا دعاه الناس بغیر السنتکم»<br />
<br />
3- هر رفتاری ریشه در شخصیت و شاکله هر فرد دارد:«قل کل یعمل علی شاکله» و شخصیت و شاکله به تربیت و تهذیب خودآگانه وابسته است بنابراین تهذیب نقش اساسی در شخصیت و شاکله هر فرد دارد که از طریق رفتار و منش نمود می یابد. از سوی دیگر انسان در گرو اعمال و رفتار خویش است(مدثر/38و طور/21) <br />
<br />
4- در جامعه قرآني، فرد فقط در انديشه منافع و مصالح شخصيِ خود نيست و ساير افراد را ابزار تأمين و تحصيل خواسته‌ها و نيازهاي خود نمي انگارد، بلكه ديگران را برادر ايماني، و خود را در برابر آنان مسؤول مي‌داند. بنابراين همه افراد با كمك و هدايت و توصيه يكديگر به «تزكيه»، «تعليم»، «تواصي به حق» و «تواصي به صبر»(عصر/1-3؛ آل عمران/200) مناسبات و ارتباط خويش را در مسير سعادت و پيشرفت قرار مي‌دهند.  بنابراین تأکید قرآن و اولیای دین بر عمل و رفتار مطابق با کرامت انسانها و رعایت اصول خلاقی در تعاملات اجتماعی، نمایانگر میزان اهمیت اخلاق اجتماعی و همزیستی مسالمت آمیز است.<br />
<br />
5- هر پيامبري به منزله معلّم جامعه، در هر جا مبعوث مي‌شود، به زبان و فرهنگ مردم همان سرزمين آشنا و سخن مي‌گويد؛ اين آشنايي باعث شناخت صحيح و متقابل از زبان و فرهنگ و اهداف آن پيامبر در نزد مردم است. اين همزباني بين پيامبر و امت لازمه درمان دردهاي فرهنگي و اجتماعي جامعه و تنظيم روابط اجتماعي افراد مي‌شود. بنابراين خداوند در طليعه سوره ابراهيم تفاهم و هم زباني را از ويژگي مهم انبياء ذكر مي‌كند: «ما هيچ پيامبري را، جز به زبان قومش نفرستاديم؛ تا (حقايق را) براي مردم آشكار سازد.»(ابراهيم/4) از این رو روحانیت باید به مثابه خلفای انبیاء در مسند معلمی جامعه از این هم زبانی و تعامل سازنده برخوردار باشند.<br />
<br />
اخلاق اجتماعی بایسته امروز روحانیت<br />
چنانچه ازمقدمه روشن شد؛ اخلاق اجتماعی و رفتار سازنده ضرورت روحانیت بوده و هست. . بی توجهی به این مهم، آثار فراوانی همچون زیر سئوال رفتن رسالت اصلی حوزه که همان معلّمی و هدایتگری جامعه (انذار و تبشیر) است می شود و از دیگر پیامدهای آن تغییر کارکرد های دین و ایمان و سست شدن پایگاه روحانیت در میان مردم خواهد بود. نگاهی به نقش اخلاق اجتماعی روحانیون، ضرورت آن را بیشتر نمایان می کند. <br />
<br />
 1- در حفظ و تقویت پایگاه دین<br />
یکی از عوامل بسیار مهمی که می تواند جایگاه مذهب را در جامعه تقویت کند رفتار مناسب روحانیون است  چرا که مردم به طور مستقیم با منابع دینی سر و کار ندارند بلکه از طریق این قشر است که با دین رابطه برقرار می سازند. از این رو، آنها دین را در قالب روحانیت می یابند و به الگو پذیری از ایشان در امر دین دین داری می پردازند. بر همین اساس چگونگی تعامل و رفتار روحانیون با اقشار مختلف اجتماع نقش کلیدی را در تقویت کارکردهای دین یا تضعیف آن خواهد داشت.<br />
<br />
2- در تبلیغ<br />
تبلیغ یک مقوله چند عاملی است  و هر عاملی نقش خود را ایفا می کند. ارتباط و تعامل مبلِغ و مبلَغ از عوامل کلیدی و تأثیر گذار در فرآیند تبلیغ و هدایت گری است. ارتباطات کرامت محور با حفظ شخصیت و اقتضائات روحی، بر پایه شناخت ابعاد روحی - روانی و فرهنگی ، اجتماعی مخاطی راز و رمز موفقیت در تلیغ است. اصول اخلاقی اسلام در روابط اجتماعی و مدیریت تبلیغ به خوبی ضرورت اخلاق اجتماعی روحانیون را روشن می سازد. <br />
<br />
3- در مداوای رنج و درد مردم<br />
روحانیت همواره در طول تاریخ مأمن و پناهگاه روحی و اجتماعی مردم بوده اند. مردم در هر مشکل و مصیبتی به نزد عالمان خود می رفتند تا با کسب بهره از نفس رحمانی و نصایح اخلاقی همراه با پیگری و تلاش روحانیت، در مواجهه با مصائب و سختی ها پشتوانه بزرگی را احساس کنند. آنچه سبب شکل گیری این پایگاه مهم شده بود را باید در طهارت نفس و اخلاق اجتماعی و رفتار کریمانه ،رحیمانه آن عالمان خود ساخته جستجو نمود. دنیای امروز عصر اضطراب و بی خانمانگی انسان است. انسان معاصر بیش از هر دوره ای به آن پایگاه معنوی نیازمند است. بنابراین روحانیت وظیفه مهمی را در احیای این پایگاه ضروری و مهم را دارد.<br />
<br />
4- در تقویت نظام خانوادگی<br />
خانواده سنگ زیرین بنای اجتماع است و تزلزل در آن موجب تزلزل در جامعه می گردد. توجه به خانواده و همسر و فرزندان رکن اساسی و مهمی در حیات اجتماعی است. آنچه موجب استحکام خانوده و پیوند مستحکم زناشویی می گرد نحوه رفتار و منش زن و مرد است و تربیت برای زناشویی و رعایت اخلاق و آداب زندگی از ضروریات حیات اجتماعی انسان است. بر همین اساس است که قرآن و روایات توجه فراوانی را به حفظ خانواده و احترام متقابل اعضای آن داشته است. رفتار روحانیون با خانواده خود و احترام متقابل در زندگی زناشویی، هم نشانه ایمان سالم و فهم معارف اسلامی و هم الگوی زندگی موفق و زناشویی متعالی اسلامی است.<br />
<br />
5- در مشارکت سیاسی و حضور فعّال اجتماعی<br />
در نگاه اسلام، مومنان انسانهایی گوشه گیر وانزوا طلب نیستند که در کنج مسجد و مدرسه در پوسته خود بخزند و در امور اجتماعی و سیاسی نقشی نداشته باشند. به واقع می توان گفت روح اسلام اجتماعی و سیاسی است و اسلام راستین در اجتماع و سیاست است که تحقق می یابد. حضور آگاهانه و سازنده در اجتماع و مشارکت در مسئل سیاسی نیازمند سازوکارهای مناسب است که از جمله مهمترین آنها خود سازی و اخلاق سازنده است. از منظر قرآن مومنان در اجتماع نسبت برادری دارند(حجرات/10) و باید رفتار برادرانه و خیرخواهانه داشته باشند. «وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنْ الْمُنْكَرِ وَأُوْلَئِكَ هُمْ الْمُفْلِحُونَ(آل عمران/104) و در یک تعامل صابرانه و چند سویه یک دیگر را به صبر و تحمل(اصول اخلاق اجتماعی) توصیه کنند. «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»(آل عمران/200)<br />
<br />
6- در تقویت حکومت دینی<br />
روحانیت شیعه امروزه در معرض امتحان بزرگ تاریخی قرار دارد که نقش بسیار مهمی را در سرنوشت انسان معاصر و تمام جوامع دارد و آن تلاش در اعتلا و تقویت نظام جمهوری اسلامی به منزله تنها حکومت دینی بر پایه دین الهی و بزرگترین مانع بر سر راه استعمار و چاول ملل است. گره خوردن این نظام سیاسی ، اجتماعی با  روحانیت امری مخفی و پوشیده نیست و اکثر تحلیل گران داخلی و خارجی به این تعامل اذعان دارند. چگونگی تعامل حوزه و حکومت و رفتار و منش اجتماعی روحانیت عامل تعیین کننده ای در میزان اقبال یا ادبار مردم نسبت به حکومت دینی دارد.<br />
<br />
آسیب شناسی اخلاق اجتماعی روحانیون<br />
با توجه به روشن شدن ضرورت و ابعاد اخلاق اجتماعی روحانیون، نگاه آسیب شناسانه به آن موجب شناسایی برخی از کاستی های نظام حوزه و برنامه های آموزشی و فرهنگی روحانیت در امور اجتماعی می شود. که لازم است حوزه نسبت به این امور اهتمام جدی تری داشته باشند:<br />
<br />
1- گسترش مباحث اخلاق حوزه از اخلاق فردی به اخلاق اجتماعی؛ <br />
2- تالیف آثار مکتوب قابل توجه در رابطه با اخلاق اجتماعی؛ <br />
3- تمرکز بر هدف و رسالت اصلی حوزه که همان معلّمی و هدایتگری جامعه است؛ <br />
4- ترویج اخلاق عملی  و الگوهای عملی  و آشنایی با سیره رفتاری نبی اکرم(صلی الله علیه و آله و سلّم) و ائمه معصومین(علیهم السلام) در مواجه با مردم؛ <br />
5- جدایی طلاب جوان در دوره های تحصیلی از جامعه و مردم؛ <br />
<br />
بنابراین با توجه به علل و عوامل برشمرده بر مسئولان مربوطه حوزه و عموم طلاب و روحانیون است که گام های بلندی را در راستای متخلّق شدن به اخلاق اجتماعی بردارند تا موجبات تعالی خود و جامعه را در پرتو معارف ناب اسلامی و آموزه های اهلبیت(علیهم السلام) که بشریت امروز سخت به آنها محتاج است را فراهم آورند.<br />
<br />
<br />
<br />
--------------------------------------------------------------------------------<br />
<br />
<br />
سید مهدی موسوی گروه حوزه علمیه<br />
<br />
<br />
   <br />
 <br />
  </span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مجموعه مقالات تخصصي ويژه امام حسن عسکري(ع) برروي اينترنت]]></title>
			<link>http://forum.msadra.ir/showthread.php?tid=319</link>
			<pubDate>Thu, 11 Mar 2010 23:12:01 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.msadra.ir/showthread.php?tid=319</guid>
			<description><![CDATA[به همت محققان و پژوهشگران پايگاه مجلات تخصصي نور (نورمگز) مجموعه مقالات تخصصي ويژه يازدهمين اختر تابناک امامت و ولايت حضرت امام حسن عسکري(ع) در دسترس عموم علاقه‌مندان در اينترنت قرار گرفت.<br />
<br />
به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، عناويني از جمله مروري کوتاه بر زندگي امام(ع)، مدت مصاحبت حضرت با امام زمان(عج)، تقويم شمسي تاريخ اسلام، نمايندگان امام(ع)، ولادت و شهادت امام(ع) و... از جمله عناوين اين مجموعه مقالات هستند.<br />
<br />
علاقه‌مندان مي‌توانند با مراجعه به آدرس اينترنتي <a href="http://www.noormags.com" target="_blank">http://www.noormags.com</a> و درج کلمه امام حسن عسکري(ع) به کليه مقالات اين موضوع دسترسي پيدا کنند.<br />
<br />
بر اساس اين گزارش پايگاه مجلات تخصصي نور(نورمگز) به‌عنوان نخستين و بزرگترين پايگاه مجلات تخصصي در کشور يکي از 16 پايگاه مهم مرکز تحقيقات کامپيوتري علوم اسلامي است که طي ماه‌هاي اخير از سوي دانشگاه‌هاي معتبري مانند ترنتو کانادا، آکسفورد و کمبريج در انگلستان مورد استقبال قرار گرفته است.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[به همت محققان و پژوهشگران پايگاه مجلات تخصصي نور (نورمگز) مجموعه مقالات تخصصي ويژه يازدهمين اختر تابناک امامت و ولايت حضرت امام حسن عسکري(ع) در دسترس عموم علاقه‌مندان در اينترنت قرار گرفت.<br />
<br />
به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، عناويني از جمله مروري کوتاه بر زندگي امام(ع)، مدت مصاحبت حضرت با امام زمان(عج)، تقويم شمسي تاريخ اسلام، نمايندگان امام(ع)، ولادت و شهادت امام(ع) و... از جمله عناوين اين مجموعه مقالات هستند.<br />
<br />
علاقه‌مندان مي‌توانند با مراجعه به آدرس اينترنتي <a href="http://www.noormags.com" target="_blank">http://www.noormags.com</a> و درج کلمه امام حسن عسکري(ع) به کليه مقالات اين موضوع دسترسي پيدا کنند.<br />
<br />
بر اساس اين گزارش پايگاه مجلات تخصصي نور(نورمگز) به‌عنوان نخستين و بزرگترين پايگاه مجلات تخصصي در کشور يکي از 16 پايگاه مهم مرکز تحقيقات کامپيوتري علوم اسلامي است که طي ماه‌هاي اخير از سوي دانشگاه‌هاي معتبري مانند ترنتو کانادا، آکسفورد و کمبريج در انگلستان مورد استقبال قرار گرفته است.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[زيارت امامين عسکريين (ع) بزودي]]></title>
			<link>http://forum.msadra.ir/showthread.php?tid=318</link>
			<pubDate>Thu, 11 Mar 2010 23:06:39 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.msadra.ir/showthread.php?tid=318</guid>
			<description><![CDATA[زيارت بارگاه امامين عسکريين (ع) در شهر سامرا بزودي براي زائران ايراني مهيا مي شود .<br />
معاون عتبات عاليات سازمان حج و زيارت در حاشيه همايش روحانيان عتبات عاليات منطقه قم به خبرنگار ما گفت : از 19 فروردين سال 1389 زائران با يک شب اقامت در بغداد يا کاظمين براي زيارت آستان مقدس امام علي النقي (ع) و امام حسن عسکري (ع) به شهر سامرا عزيمت خواهند کرد .<br />
حسين اکبري در خصوص سفرهاي هوايي عتبات عاليات هم گفت : در يکسال گذشته و هر هفته 2 پرواز از شهرهاي زاهدان ، بندرعباس و مشهد به مقصد عراق صورت گرفته است .<br />
وي افزود : سازمان حج و زيارت درصدد واقعي کردن قيمت بليط سفرهاي هوايي عتبات عاليات است .<br />
معاون عتبات عاليات سازمان حج و زيارت تصريح کرد : برخي شرکت هاي خصوصي ، سفرهاي هوايي عتبات عاليات را با قيمت آزاد حتي تا يک ميليون تومان انجام مي دهند در حالي که قيمت واقعي اين سفرها 220 دلار اعلام شده است .<br />
وي اعلام کرد : در صورت ابلاغ تصميم سازمان هواپيمايي کشور سفرهاي هوايي عتبات عاليات تا 6 پرواز در هفته به مقصد شهرهاي بغداد و نجف انجام خواهد شد . <br />
<span style="font-weight: bold;">منبع:واحد مركزي خبر</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[زيارت بارگاه امامين عسکريين (ع) در شهر سامرا بزودي براي زائران ايراني مهيا مي شود .<br />
معاون عتبات عاليات سازمان حج و زيارت در حاشيه همايش روحانيان عتبات عاليات منطقه قم به خبرنگار ما گفت : از 19 فروردين سال 1389 زائران با يک شب اقامت در بغداد يا کاظمين براي زيارت آستان مقدس امام علي النقي (ع) و امام حسن عسکري (ع) به شهر سامرا عزيمت خواهند کرد .<br />
حسين اکبري در خصوص سفرهاي هوايي عتبات عاليات هم گفت : در يکسال گذشته و هر هفته 2 پرواز از شهرهاي زاهدان ، بندرعباس و مشهد به مقصد عراق صورت گرفته است .<br />
وي افزود : سازمان حج و زيارت درصدد واقعي کردن قيمت بليط سفرهاي هوايي عتبات عاليات است .<br />
معاون عتبات عاليات سازمان حج و زيارت تصريح کرد : برخي شرکت هاي خصوصي ، سفرهاي هوايي عتبات عاليات را با قيمت آزاد حتي تا يک ميليون تومان انجام مي دهند در حالي که قيمت واقعي اين سفرها 220 دلار اعلام شده است .<br />
وي اعلام کرد : در صورت ابلاغ تصميم سازمان هواپيمايي کشور سفرهاي هوايي عتبات عاليات تا 6 پرواز در هفته به مقصد شهرهاي بغداد و نجف انجام خواهد شد . <br />
<span style="font-weight: bold;">منبع:واحد مركزي خبر</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[اطلاعات کتابخانه آیت‌الله مرعشى‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نجفى در اینترنت قرار گرفت]]></title>
			<link>http://forum.msadra.ir/showthread.php?tid=316</link>
			<pubDate>Thu, 11 Mar 2010 22:55:27 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.msadra.ir/showthread.php?tid=316</guid>
			<description><![CDATA[به گزارش خبرگزاری اهل‏بیت(ع) ـ ابنا ـ  به دلیل سابقه و گستره این کتابخانه در زمینه علوم انسانی، عضویت این کتابخانه از اهمیت بسزایی برخوردار است.<br />
<br />
با توجه به اقبال روزافزون کتابخانه‌های مختلف کشور، هم‌اکنون 31 کتابخانه تخصصی و 36 کتابخانه دانشگاهی و 113 کتابخانه عمومی به عضویت درآمده‌اند. اطلاعات این کتابخانه‌ها با بیش از چهار میلیون و 700 هزار کتاب از طریق این پایگاه در دسترس کاربران قرار گرفته است.<br />
<br />
عضویت در این پایگاه رایگان بوده و هیچ هزینه‌ای برای اعضا و کاربران نخواهد داشت و این پایگاه در آینده نزدیک به‌ روزرسانی و تغییر اطلاعات مرتبط با هر کتابخانه را با نام کاربری اختصاصی در اختیار مدیران همان کتابخانه‌ها قرار می‌دهد.<br />
<br />
پایگاه اطلاع‌رسانی کتابخانه‌های ایران از 21 آبان‌ماه سال 1387 آغاز به کار کرده که تا به حال میزبانی 180 کتابخانه مختلف کشور را برعهده گرفته است، این کتابخانه‌ها در نزدیک به 90 شهر کشور پراکنده‌اند و پایگاه اطلاع‌رسانی کتابخانه‌های ایران به نشانی <a href="http://www.lib.ir" target="_blank">http://www.lib.ir</a> فعال است.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[به گزارش خبرگزاری اهل‏بیت(ع) ـ ابنا ـ  به دلیل سابقه و گستره این کتابخانه در زمینه علوم انسانی، عضویت این کتابخانه از اهمیت بسزایی برخوردار است.<br />
<br />
با توجه به اقبال روزافزون کتابخانه‌های مختلف کشور، هم‌اکنون 31 کتابخانه تخصصی و 36 کتابخانه دانشگاهی و 113 کتابخانه عمومی به عضویت درآمده‌اند. اطلاعات این کتابخانه‌ها با بیش از چهار میلیون و 700 هزار کتاب از طریق این پایگاه در دسترس کاربران قرار گرفته است.<br />
<br />
عضویت در این پایگاه رایگان بوده و هیچ هزینه‌ای برای اعضا و کاربران نخواهد داشت و این پایگاه در آینده نزدیک به‌ روزرسانی و تغییر اطلاعات مرتبط با هر کتابخانه را با نام کاربری اختصاصی در اختیار مدیران همان کتابخانه‌ها قرار می‌دهد.<br />
<br />
پایگاه اطلاع‌رسانی کتابخانه‌های ایران از 21 آبان‌ماه سال 1387 آغاز به کار کرده که تا به حال میزبانی 180 کتابخانه مختلف کشور را برعهده گرفته است، این کتابخانه‌ها در نزدیک به 90 شهر کشور پراکنده‌اند و پایگاه اطلاع‌رسانی کتابخانه‌های ایران به نشانی <a href="http://www.lib.ir" target="_blank">http://www.lib.ir</a> فعال است.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[آیت‌الله‌العظمی مکارم‌شیرازی: ساخت بارگاه برای اهل بیت، خاری در چشم دشمنان شیعه است]]></title>
			<link>http://forum.msadra.ir/showthread.php?tid=315</link>
			<pubDate>Thu, 11 Mar 2010 22:54:17 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.msadra.ir/showthread.php?tid=315</guid>
			<description><![CDATA[به گزارش خبرگزاری اهل‏بیت(ع) ـ ابنا ـ حضرت آیت‌الله‌ مکارم‌شیرازی در دیدار جمعی از اعضای ستاد عتبات عالیات استان مرکزی با اشاره به فلسفه و اهمیت ساختمان ها و بناهای باشکوه برای قبور ائمه اطهار‌(ع) بویژه عتبات عالیات ،اظهارداشتند: با ساخت بناهای باشکوه برای اهل بیت‌(ع)‌ عصمت و طهارت‌(ع) به واسطه عظمت ظاهری، عظمت واقعی آنها را ارج نهاده و آنان را به جهانیان معرفی کنیم.<br />
<br />
ایشان افزودند: ساختن بناهای با شکوه برای بزرگان و اندیشمندان کاری است که همه دنیا انجام می دهند و کاملا عقلایی است، لذا ما با ساخت بارگاه های باشکوه برای ائمه اطهار‌(ع) عظمت معنوی آنها را در لباس با شکوه ظاهری نشان می‌دهیم و علاقه و احترام ملت‌مان را به اهل بیت‌(ع) اثبات می‌کنیم.<br />
<br />
 حضرت آیت‌الله‌ مکارم‌شیرازی تصریح کردند: آنچه در بقیع رخ داده بوسیله ظالمان صورت گرفته، لذا عظمت ائمه بقیع (ع) را نتوانستیم نشان دهیم، البته در پاسخ به شبهه افرادی که می گویند چرا برای اهل بیت‌(ع) ضریح می‌سازید و می‌بوسید، باید بگوییم در همه جای جهان اسلام برای قرآن مجلدات زیبا درست می‌کنند و خود شما آن را به احترام می‌بوسید هرچند که قران کریم احتیاجی به این زیبایی ها ندارد، ولی به وسیله آن از نظر ظاهری، واقعیت و عظمت درونی قرآن را به تصویر می کشیم.<br />
<br />
ایشان گفتند: سلفی های تکفیری از گسترش فرهنگ تشیع و عظمت شیعیان ناراحت و خشمگین هستند، لذا سامرا را ویران کردند و اگر بتوانند سایر قبور را نیز ویران می کنند، اما نمی‌توانند؛ آنها از عظمت و شکوه شیعه ناراحت هستند.<br />
<br />
حضرت آیت‌الله‌ مکارم‌شیرازی تاکید کردند: در آینده به کوری چشم دشمنان بارگاه‌های عظیم تر و با شکوه‌تری خواهیم ساخت، چون ساخت این بارگاه ها خاری در چشم دشمنان شیعیان است و موجب ناراحتی آنها می‌شود.<br />
<br />
ایشان در پایان با اشاره به برگزاری بزرگداشت مرحوم آیت‌الله ضیاء الدین اراکی خاطرنشان کردند: این مرد بزرگ، استاد مسلم حوزه نجف و بسیاری از مراجع بودند و خود نیز مرجع تقلید بودند و امیدواریم با حضور آیت‌الله دری نجف آبادی در این استان، استاندار و سایر مسئولان بزرگداشت با شکوهی برای ایشان در اراک برگزار شود.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[به گزارش خبرگزاری اهل‏بیت(ع) ـ ابنا ـ حضرت آیت‌الله‌ مکارم‌شیرازی در دیدار جمعی از اعضای ستاد عتبات عالیات استان مرکزی با اشاره به فلسفه و اهمیت ساختمان ها و بناهای باشکوه برای قبور ائمه اطهار‌(ع) بویژه عتبات عالیات ،اظهارداشتند: با ساخت بناهای باشکوه برای اهل بیت‌(ع)‌ عصمت و طهارت‌(ع) به واسطه عظمت ظاهری، عظمت واقعی آنها را ارج نهاده و آنان را به جهانیان معرفی کنیم.<br />
<br />
ایشان افزودند: ساختن بناهای با شکوه برای بزرگان و اندیشمندان کاری است که همه دنیا انجام می دهند و کاملا عقلایی است، لذا ما با ساخت بارگاه های باشکوه برای ائمه اطهار‌(ع) عظمت معنوی آنها را در لباس با شکوه ظاهری نشان می‌دهیم و علاقه و احترام ملت‌مان را به اهل بیت‌(ع) اثبات می‌کنیم.<br />
<br />
 حضرت آیت‌الله‌ مکارم‌شیرازی تصریح کردند: آنچه در بقیع رخ داده بوسیله ظالمان صورت گرفته، لذا عظمت ائمه بقیع (ع) را نتوانستیم نشان دهیم، البته در پاسخ به شبهه افرادی که می گویند چرا برای اهل بیت‌(ع) ضریح می‌سازید و می‌بوسید، باید بگوییم در همه جای جهان اسلام برای قرآن مجلدات زیبا درست می‌کنند و خود شما آن را به احترام می‌بوسید هرچند که قران کریم احتیاجی به این زیبایی ها ندارد، ولی به وسیله آن از نظر ظاهری، واقعیت و عظمت درونی قرآن را به تصویر می کشیم.<br />
<br />
ایشان گفتند: سلفی های تکفیری از گسترش فرهنگ تشیع و عظمت شیعیان ناراحت و خشمگین هستند، لذا سامرا را ویران کردند و اگر بتوانند سایر قبور را نیز ویران می کنند، اما نمی‌توانند؛ آنها از عظمت و شکوه شیعه ناراحت هستند.<br />
<br />
حضرت آیت‌الله‌ مکارم‌شیرازی تاکید کردند: در آینده به کوری چشم دشمنان بارگاه‌های عظیم تر و با شکوه‌تری خواهیم ساخت، چون ساخت این بارگاه ها خاری در چشم دشمنان شیعیان است و موجب ناراحتی آنها می‌شود.<br />
<br />
ایشان در پایان با اشاره به برگزاری بزرگداشت مرحوم آیت‌الله ضیاء الدین اراکی خاطرنشان کردند: این مرد بزرگ، استاد مسلم حوزه نجف و بسیاری از مراجع بودند و خود نیز مرجع تقلید بودند و امیدواریم با حضور آیت‌الله دری نجف آبادی در این استان، استاندار و سایر مسئولان بزرگداشت با شکوهی برای ایشان در اراک برگزار شود.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[محكوميت روحاني شيعه به اتهام توهين به ابن‌تيميه]]></title>
			<link>http://forum.msadra.ir/showthread.php?tid=314</link>
			<pubDate>Thu, 11 Mar 2010 22:50:16 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.msadra.ir/showthread.php?tid=314</guid>
			<description><![CDATA[به گزارش شیعه آنلاین، رسانه‌های خبری جهان عرب اعلام کردند: دادگاه جزايي کشور كويت آیت‌الله سيد «محمد باقر موسوي مهري» روحاني سرشناس و برجسته اين كشور را به اتهام توهين به «ابن تيميه» به پرداخت پنج‏ هزار دينار جريمه نقدي محكوم كرد‏.‏ <br />
<br />
از سوی دیگر دادگاه جزایی کویت روز گذشته سردبير روزنامه كويتي «الوطن» را نيز به دلیل چاپ بيانيه آیت‌الله «مهري» درباره حذف برخي متون درسي كه در آن (بيانيه) به ابن تيميه توهين شده است، به پرداخت پنج‏ هزار دينار محكوم كرد‏.‏ <br />
<br />
این رسانه‌های عربی در ادامه افزودند: آیت‌الله «محمدباقر مهري» در بيانيه خود تحت عنوان «شيوه‌هاي تكفيري را هوادارن ابن تيميه وضع كردند و بايد حذف شود» به اين موضوع پرداخته و در متن آن عباراتي وجود داشته است كه خدشه به وجهه و اعتقادات شخصيت‌هاي مذهبي و مشوق نفرت نسبت به گروهي از اقشار جامعه بوده و سردبير الوطن بدون بررسي دقيق، اجازه چاپ آن را داده است‏.‏ <br />
<br />
شایان ذکر است اين حكم در پي شكايت يكی از وكلای دادگستري در کویت بنام «فهد الرسمان» عليه آیت‌الله «مهري» و روزنامه الوطن صادر شده است‏.‏]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[به گزارش شیعه آنلاین، رسانه‌های خبری جهان عرب اعلام کردند: دادگاه جزايي کشور كويت آیت‌الله سيد «محمد باقر موسوي مهري» روحاني سرشناس و برجسته اين كشور را به اتهام توهين به «ابن تيميه» به پرداخت پنج‏ هزار دينار جريمه نقدي محكوم كرد‏.‏ <br />
<br />
از سوی دیگر دادگاه جزایی کویت روز گذشته سردبير روزنامه كويتي «الوطن» را نيز به دلیل چاپ بيانيه آیت‌الله «مهري» درباره حذف برخي متون درسي كه در آن (بيانيه) به ابن تيميه توهين شده است، به پرداخت پنج‏ هزار دينار محكوم كرد‏.‏ <br />
<br />
این رسانه‌های عربی در ادامه افزودند: آیت‌الله «محمدباقر مهري» در بيانيه خود تحت عنوان «شيوه‌هاي تكفيري را هوادارن ابن تيميه وضع كردند و بايد حذف شود» به اين موضوع پرداخته و در متن آن عباراتي وجود داشته است كه خدشه به وجهه و اعتقادات شخصيت‌هاي مذهبي و مشوق نفرت نسبت به گروهي از اقشار جامعه بوده و سردبير الوطن بدون بررسي دقيق، اجازه چاپ آن را داده است‏.‏ <br />
<br />
شایان ذکر است اين حكم در پي شكايت يكی از وكلای دادگستري در کویت بنام «فهد الرسمان» عليه آیت‌الله «مهري» و روزنامه الوطن صادر شده است‏.‏]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[شيخ الازهر مصر (طنطاوی) درگذشت]]></title>
			<link>http://forum.msadra.ir/showthread.php?tid=313</link>
			<pubDate>Thu, 11 Mar 2010 16:57:32 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.msadra.ir/showthread.php?tid=313</guid>
			<description><![CDATA[شيخ الازهر بر اثر عارضه‌ي قلبي در سن 75 سالگي درگذشت. وي امام جماعت مسجد الازهر و شيخ دانشگاه الازهر مصر بود.<br />
<br />
به گزارش ايسنا، خبرگزاري الشرق‌الاوسط مصر اعلام كرد: محمد سيد طنطاوي، شيخ الازهر، امروز (چهارشنبه) بر اثر يك عارضه‌ي قلبي در عربستان درگذشت.<br />
<br />
وي با هدف حضور در مراسم اهداء جايزه‌ي معروف به "جايزه‌ي ملك فيصل براي خدمت به اسلام" به عربستان رفته بود.<br />
<br />
طنطاوي از اولين علماي الازهر است كه در زمينه علم حديث و تفسير مدرك، دكترا دارد.<br />
<br />
وي در ابتدا به عضويت مؤسسه اديان اسکندر پيوست. وي همچنين در دانشگاه اسلامي ليبي تحصيل کرده ‌است. در دهه 1980 پس از سفر به عربستان سعودي، به رياست بخش تفسير دانشگاه اسلامي مدينه برگزيده شد.<br />
<br />
طنطاوي در سال 1985 به مصر بازگشت. وي در سن 58 سالگي به عنوان مفتي اعظم مصر برگزيده شد. در سال 1996، 10 سال پس از رسيدن طنطاوي به درجه مفتي اعظم، وي از سوي حسني مبارک به عنوان شيخ الازهر انتخاب شد.<br />
<br />
پس از ممنوع شدن پوشش حجاب در مدارس فرانسه، طنطاوي طي فتوايي به دختران اجازه داد تا بتوانند بدون حجاب در کلاس‌هاي درس حضور يابند.<br />
<br />
وي همچنين در فتوايي سقط جنين را براي زنان قرباني تجاوز جنسي مجاز دانست. طنطاوي ختنه زنان را نيز غيراسلامي دانسته‌ است.<br />
<br />
وي در سال 2008 و در حاشيه همايش اديان در نيويورك، با خاخام اعظم اسراييل ديدار كرد و با شيمون پرز رئيس رژيم صهيونيستي نيز دست داد كه اين امر با انتقادهاي گسترده‌اي مواجه شد.<br />
<br />
طنطاوي همچنين ديدارهايي با مقامات ايران از جمله علي لاريجاني و حداد عادل داشته‌ است. وي همچنين با ساخت شعبه الازهر در تهران موافقت کرده ‌است.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[شيخ الازهر بر اثر عارضه‌ي قلبي در سن 75 سالگي درگذشت. وي امام جماعت مسجد الازهر و شيخ دانشگاه الازهر مصر بود.<br />
<br />
به گزارش ايسنا، خبرگزاري الشرق‌الاوسط مصر اعلام كرد: محمد سيد طنطاوي، شيخ الازهر، امروز (چهارشنبه) بر اثر يك عارضه‌ي قلبي در عربستان درگذشت.<br />
<br />
وي با هدف حضور در مراسم اهداء جايزه‌ي معروف به "جايزه‌ي ملك فيصل براي خدمت به اسلام" به عربستان رفته بود.<br />
<br />
طنطاوي از اولين علماي الازهر است كه در زمينه علم حديث و تفسير مدرك، دكترا دارد.<br />
<br />
وي در ابتدا به عضويت مؤسسه اديان اسکندر پيوست. وي همچنين در دانشگاه اسلامي ليبي تحصيل کرده ‌است. در دهه 1980 پس از سفر به عربستان سعودي، به رياست بخش تفسير دانشگاه اسلامي مدينه برگزيده شد.<br />
<br />
طنطاوي در سال 1985 به مصر بازگشت. وي در سن 58 سالگي به عنوان مفتي اعظم مصر برگزيده شد. در سال 1996، 10 سال پس از رسيدن طنطاوي به درجه مفتي اعظم، وي از سوي حسني مبارک به عنوان شيخ الازهر انتخاب شد.<br />
<br />
پس از ممنوع شدن پوشش حجاب در مدارس فرانسه، طنطاوي طي فتوايي به دختران اجازه داد تا بتوانند بدون حجاب در کلاس‌هاي درس حضور يابند.<br />
<br />
وي همچنين در فتوايي سقط جنين را براي زنان قرباني تجاوز جنسي مجاز دانست. طنطاوي ختنه زنان را نيز غيراسلامي دانسته‌ است.<br />
<br />
وي در سال 2008 و در حاشيه همايش اديان در نيويورك، با خاخام اعظم اسراييل ديدار كرد و با شيمون پرز رئيس رژيم صهيونيستي نيز دست داد كه اين امر با انتقادهاي گسترده‌اي مواجه شد.<br />
<br />
طنطاوي همچنين ديدارهايي با مقامات ايران از جمله علي لاريجاني و حداد عادل داشته‌ است. وي همچنين با ساخت شعبه الازهر در تهران موافقت کرده ‌است.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[اهانتی بی‌شرمانه به قرآن مجيددر يوتيوب]]></title>
			<link>http://forum.msadra.ir/showthread.php?tid=312</link>
			<pubDate>Thu, 11 Mar 2010 16:56:06 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.msadra.ir/showthread.php?tid=312</guid>
			<description><![CDATA[در اقدامي بي شرمانه و در تحدي با حرمت و قداست قرآن كريم، اين كلام الهي كه تا روز قيامت نه تحريف و نه تبديل خواهد شد، سايت يوتيوب اقدام به نشر سه كليپ صوتي و تصويري اهانت آميز با " عنوان سوره هايي از قرآن كريم كه اهل سنت آن را حذف نموده اند " كرد.<br />
<br />
سارا مومني نويسنده وبلاگ "در جستجوي حقيقت "، مطلبي را با عنوان " " در وبلاگ شخصي خود منتشر كرده است. <br />
<br />
بر اساس اين گزارش در اين مطلب آمده است: <br />
<br />
روزنامه مصريون معتقد است صوت قاري اين كلامهاي شيطاني نزديك به صوت كشيش مصري " زكريا پطرس " است كه سابقه طعن و اهانت به رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و اله و سلم را نيز در كارنامه سياه خود دارد. <br />
<br />
اين روزنامه مصري مي‌گويد اين گروه جنايتكار كه حتي به ذات باري تعالي نيز اسائه نموده‌اند، تعمد و اصرار داشته اند كه ايات شيطاني از زبان كشيش زكريا پطرس و عده اي مخمور و معتاد بيان شود كما اينكه در كليپ شاهد آن هستيم. <br />
<br />
در لينك‌هاي يوتيوپ سوره "دخان "، " والفجر "، "الشوري " و "الطارق " تحريف شده و نيز سوره مباركه "مريم " مورد اهانت و تمسخر قرار گرفته و بانام سوره " زكريا " از اين سوره ياد شده است.<br />
<br />
سازندگان اين كليپ‌هاي توهين آميز ادعا نموده‌اند كه آن را در پاسخ به كليپ "قتل و ترور در كتاب مقدس مسيحيان "، كه در سايت "صوت الحق " منتشر شده ساخته‌اند در حالي كه چنين كليپي تنها در يوتيوب وجود داشته و در موقع مذكور مشاهده نشده است. <br />
<br />
و بي شك اين كليپ هم ساخته دست همين فتنه‌گران صهيونيست و وهابي، براي جرات جسارت به كلام الهي قرآن، مي‌باشد. زيرا هيچ مسلماني تا كنون به عيسي مسيح عليه السلام و مادر پاكش مريم مقدس كه نام و ياد آنها در قرآن مجيد آمده، توهين ننموده است. <br />
<br />
در سايتي ديگر نيز گزارش برخي سوره‌هاي تحريف شده قرآن به چشم مي‌خورد. <br />
براي مثال در اين سايت آمده كه تارنماي "نادي الفكر العربي " تحت عنوان شعار "آزادي فكر و بيان "، نوشته اي را با عنوان " سوره شجره " منتشر نموده است، اين سايت الكتروني ضمن محكوميت شديد اين عمل توهين آميز به اسم آزادي فكر و بيان، وعده داده اين اهانت را در مقابل شيوخ الازهر و سازمان كنفرانس اسلامي و دكتر يوسف قرضاوي رئيس اتحاديه علماي مسلمين و ساير سازمان‌هاي اسلامي در جهان عرب و اسلامي، براي متوقف نمودن اين جنايت زشت در حق كلام الهي و ذات باري تعالي قرار خواهد داد. <br />
<br />
روزنامه مصري همچنين خواستار قيام مردم مسلمان عليه سايت يوتيوب براي حذف فوري اين كليپ‌هاي توهين آميز و افشاي هويت مجرمان اين قضيه و مكان اقامت آنان آنان شده و همچنين از همه مسلمانان متخصص و متعهد و مومن خواسته تا با بكارگيري دانش و تخصص خود در محو اين كليپ‌ها از روي اينترنت تلاش نمايند و از كاربران اينترنت خواسته تا با مراجعه به سايت مذكور خواستار حذف اين كليپ‌ها شده و در صورت عدم پاسخگويي، دعواي قضايي عليه مديران و مسئولين اين سايت، كه بدون بررسي محتوا اقدام به نشر چنين اهانت‌هايي به كلام و ذات الهي نموده، اقامه نمايند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[در اقدامي بي شرمانه و در تحدي با حرمت و قداست قرآن كريم، اين كلام الهي كه تا روز قيامت نه تحريف و نه تبديل خواهد شد، سايت يوتيوب اقدام به نشر سه كليپ صوتي و تصويري اهانت آميز با " عنوان سوره هايي از قرآن كريم كه اهل سنت آن را حذف نموده اند " كرد.<br />
<br />
سارا مومني نويسنده وبلاگ "در جستجوي حقيقت "، مطلبي را با عنوان " " در وبلاگ شخصي خود منتشر كرده است. <br />
<br />
بر اساس اين گزارش در اين مطلب آمده است: <br />
<br />
روزنامه مصريون معتقد است صوت قاري اين كلامهاي شيطاني نزديك به صوت كشيش مصري " زكريا پطرس " است كه سابقه طعن و اهانت به رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و اله و سلم را نيز در كارنامه سياه خود دارد. <br />
<br />
اين روزنامه مصري مي‌گويد اين گروه جنايتكار كه حتي به ذات باري تعالي نيز اسائه نموده‌اند، تعمد و اصرار داشته اند كه ايات شيطاني از زبان كشيش زكريا پطرس و عده اي مخمور و معتاد بيان شود كما اينكه در كليپ شاهد آن هستيم. <br />
<br />
در لينك‌هاي يوتيوپ سوره "دخان "، " والفجر "، "الشوري " و "الطارق " تحريف شده و نيز سوره مباركه "مريم " مورد اهانت و تمسخر قرار گرفته و بانام سوره " زكريا " از اين سوره ياد شده است.<br />
<br />
سازندگان اين كليپ‌هاي توهين آميز ادعا نموده‌اند كه آن را در پاسخ به كليپ "قتل و ترور در كتاب مقدس مسيحيان "، كه در سايت "صوت الحق " منتشر شده ساخته‌اند در حالي كه چنين كليپي تنها در يوتيوب وجود داشته و در موقع مذكور مشاهده نشده است. <br />
<br />
و بي شك اين كليپ هم ساخته دست همين فتنه‌گران صهيونيست و وهابي، براي جرات جسارت به كلام الهي قرآن، مي‌باشد. زيرا هيچ مسلماني تا كنون به عيسي مسيح عليه السلام و مادر پاكش مريم مقدس كه نام و ياد آنها در قرآن مجيد آمده، توهين ننموده است. <br />
<br />
در سايتي ديگر نيز گزارش برخي سوره‌هاي تحريف شده قرآن به چشم مي‌خورد. <br />
براي مثال در اين سايت آمده كه تارنماي "نادي الفكر العربي " تحت عنوان شعار "آزادي فكر و بيان "، نوشته اي را با عنوان " سوره شجره " منتشر نموده است، اين سايت الكتروني ضمن محكوميت شديد اين عمل توهين آميز به اسم آزادي فكر و بيان، وعده داده اين اهانت را در مقابل شيوخ الازهر و سازمان كنفرانس اسلامي و دكتر يوسف قرضاوي رئيس اتحاديه علماي مسلمين و ساير سازمان‌هاي اسلامي در جهان عرب و اسلامي، براي متوقف نمودن اين جنايت زشت در حق كلام الهي و ذات باري تعالي قرار خواهد داد. <br />
<br />
روزنامه مصري همچنين خواستار قيام مردم مسلمان عليه سايت يوتيوب براي حذف فوري اين كليپ‌هاي توهين آميز و افشاي هويت مجرمان اين قضيه و مكان اقامت آنان آنان شده و همچنين از همه مسلمانان متخصص و متعهد و مومن خواسته تا با بكارگيري دانش و تخصص خود در محو اين كليپ‌ها از روي اينترنت تلاش نمايند و از كاربران اينترنت خواسته تا با مراجعه به سايت مذكور خواستار حذف اين كليپ‌ها شده و در صورت عدم پاسخگويي، دعواي قضايي عليه مديران و مسئولين اين سايت، كه بدون بررسي محتوا اقدام به نشر چنين اهانت‌هايي به كلام و ذات الهي نموده، اقامه نمايند.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[امامان به وسیله پیامبر (ص) تعیین شده اند]]></title>
			<link>http://forum.msadra.ir/showthread.php?tid=310</link>
			<pubDate>Wed, 10 Mar 2010 14:21:13 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.msadra.ir/showthread.php?tid=310</guid>
			<description><![CDATA[پيامبر اسلام (ص) امامان بعد از خود را تعيين فرموده است . در يك جا به طور عموم ، در حديث معروف ثقلين فرموده است.<br />
در صحيح مسلم مى‏خوانيم : پيغمبر اكرم (ص) در سرزمينى ميان مكه و مدينه به نام‏ « خم ‏» برخاست ، خطبه‏اى خواند ، سپس فرمود : « نزديك است كه من از ميان شما بروم انى تارك فيكم الثقلين ، اولهما كتاب الله فيه الهدى و النور... و اهل بيتى ، اذكركم الله فى اهل بيتى ، من دو چيز گرانمايه در ميان شما به يادگار مى‏گذارم نخستين آنها كتاب خداست كه در آن ، نور و هدايت است... و اهل بيتم ، به شما توصيه مى‏كنم كه خدا را درباره اهل بيتم فراموش نكنيد (اين جمله را سه بار تكرار<br />
كرد) » . (1) همين معنى در«صحيح ترمذى‏»نيز آمده و با صراحت مى‏گويد : « اگر دست ‏به دامن اين دو بزنيد هرگز گمراه نخواهيد شد». (2)<br />
اين حديث در سنن دارمى  (3) و خصائص نسائى  (4) و مسند احمد  (5) و غالب كتب معروف و مشهور اسلامى آمده و جاى ترديدى در آن نيست و در واقع جزء احاديث متواتره محسوب مى‏شود كه هيچ مسلمانى نمى‏تواند آن را انكار كند و از روايات استفاده مى‏شود كه پيامبر اسلام (ص) نه يك بار بلكه چندين بار در مواقع مختلف آن را تكرار فرمود.<br />
بديهى است كه تمام اهل بيت پيامبر (ص) نمى‏توانند چنين مقام والايى را در كنار قرآن داشته باشند بنابراين تنها اشاره به امامان معصوم از ذريه پيامبر (ص) است ( فقط در بعضى از احاديث ضعيف و مشكوك به جاى اهل بيتى، سنتى آمده است) .<br />
من به حديث مشهور ديگرى كه در منابع معروف مانند صحيح بخارى ، صحيح مسلم ، صحيح ترمذى ، صحيح ابى داود و مسند حنبل و كتب ديگر آمده است نيز استناد مى‏كنم ، پيغمبر اكرم (ص) فرمود : «لا يزال الدين قائما حتى تقوم الساعة او يكون عليكم اثنتى عشر خليفة كلهم من قريش ، دين اسلام بر پاست تا قيام قيامت و تا اين كه دوازده خليفه بر شما حكومت كنند كه همه از قريشند». (6) ما معتقديم : تفسير قابل قبولى براى اين روايات جز آنچه در عقايد شيعه اماميه مربوط به ائمه دوازده گانه آمده است تصور نمى‏شود ، فكر كنيد آيا تفسير ديگرى مى‏ تواند داشته باشد !<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">منابع:</span><br />
1. صحيح مسلم،جلد 4، صفحه 1873<br />
2. صحيح ترمذى، جلد 5، صفحه 662.<br />
3. سنن دارمى،جلد 2، صفحه 432<br />
4. خصائص نسائى، صفحه 20<br />
5. مسند احمد، جلد 5، صفحه 182 و كتاب كنز العمال، جلد 1،صفحه 185، حديث 945<br />
6. اين تعبير در صحيح مسلم، جلد 3، صفحه 1453 از «جابر بن سمره‏» از پيامبر اكرم (ص) نقل شده است و با تفاوت مختصرى در ساير كتابهايى كه در بالا نام برده شد آمده است ( صحيح بخارى،جلد 3،صفحه 101، صحيح ترمذى، جلد 4، صفحه 501 و صحيح ابى داود، جلد 4، كتاب المهدى) .]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[پيامبر اسلام (ص) امامان بعد از خود را تعيين فرموده است . در يك جا به طور عموم ، در حديث معروف ثقلين فرموده است.<br />
در صحيح مسلم مى‏خوانيم : پيغمبر اكرم (ص) در سرزمينى ميان مكه و مدينه به نام‏ « خم ‏» برخاست ، خطبه‏اى خواند ، سپس فرمود : « نزديك است كه من از ميان شما بروم انى تارك فيكم الثقلين ، اولهما كتاب الله فيه الهدى و النور... و اهل بيتى ، اذكركم الله فى اهل بيتى ، من دو چيز گرانمايه در ميان شما به يادگار مى‏گذارم نخستين آنها كتاب خداست كه در آن ، نور و هدايت است... و اهل بيتم ، به شما توصيه مى‏كنم كه خدا را درباره اهل بيتم فراموش نكنيد (اين جمله را سه بار تكرار<br />
كرد) » . (1) همين معنى در«صحيح ترمذى‏»نيز آمده و با صراحت مى‏گويد : « اگر دست ‏به دامن اين دو بزنيد هرگز گمراه نخواهيد شد». (2)<br />
اين حديث در سنن دارمى  (3) و خصائص نسائى  (4) و مسند احمد  (5) و غالب كتب معروف و مشهور اسلامى آمده و جاى ترديدى در آن نيست و در واقع جزء احاديث متواتره محسوب مى‏شود كه هيچ مسلمانى نمى‏تواند آن را انكار كند و از روايات استفاده مى‏شود كه پيامبر اسلام (ص) نه يك بار بلكه چندين بار در مواقع مختلف آن را تكرار فرمود.<br />
بديهى است كه تمام اهل بيت پيامبر (ص) نمى‏توانند چنين مقام والايى را در كنار قرآن داشته باشند بنابراين تنها اشاره به امامان معصوم از ذريه پيامبر (ص) است ( فقط در بعضى از احاديث ضعيف و مشكوك به جاى اهل بيتى، سنتى آمده است) .<br />
من به حديث مشهور ديگرى كه در منابع معروف مانند صحيح بخارى ، صحيح مسلم ، صحيح ترمذى ، صحيح ابى داود و مسند حنبل و كتب ديگر آمده است نيز استناد مى‏كنم ، پيغمبر اكرم (ص) فرمود : «لا يزال الدين قائما حتى تقوم الساعة او يكون عليكم اثنتى عشر خليفة كلهم من قريش ، دين اسلام بر پاست تا قيام قيامت و تا اين كه دوازده خليفه بر شما حكومت كنند كه همه از قريشند». (6) ما معتقديم : تفسير قابل قبولى براى اين روايات جز آنچه در عقايد شيعه اماميه مربوط به ائمه دوازده گانه آمده است تصور نمى‏شود ، فكر كنيد آيا تفسير ديگرى مى‏ تواند داشته باشد !<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">منابع:</span><br />
1. صحيح مسلم،جلد 4، صفحه 1873<br />
2. صحيح ترمذى، جلد 5، صفحه 662.<br />
3. سنن دارمى،جلد 2، صفحه 432<br />
4. خصائص نسائى، صفحه 20<br />
5. مسند احمد، جلد 5، صفحه 182 و كتاب كنز العمال، جلد 1،صفحه 185، حديث 945<br />
6. اين تعبير در صحيح مسلم، جلد 3، صفحه 1453 از «جابر بن سمره‏» از پيامبر اكرم (ص) نقل شده است و با تفاوت مختصرى در ساير كتابهايى كه در بالا نام برده شد آمده است ( صحيح بخارى،جلد 3،صفحه 101، صحيح ترمذى، جلد 4، صفحه 501 و صحيح ابى داود، جلد 4، كتاب المهدى) .]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[سه عامل افزایش مفاسد و مشکلات اخلاقی در جامعه]]></title>
			<link>http://forum.msadra.ir/showthread.php?tid=309</link>
			<pubDate>Wed, 10 Mar 2010 13:37:17 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.msadra.ir/showthread.php?tid=309</guid>
			<description><![CDATA[آیت الله مکارم شیرازی در دیدار کارشناسان برنامه‌ریزی آموزش‌های تخصصی پژوهشی سازمان تبلیغات گفتند: متأسفانه مشکلات و مفاسد اخلاقی روزافزون شده و اعتیاد، طلاق، رشوه‌خواری و بدحجابی و ... گسترش پیدا کرده است.<br />
<br />
به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از مرکز خبر حوزه، معظم‌له در این دیدار با اشاره به دلایل افزایش مفاسد اخلاقی در جامعه افزودند: علت افزایش مفاسد و مشکلات اخلاقی در جامعه سه عامل مهم است.<br />
ایشان «سیاست‌زدگی» را یکی از دلایل افزایش مفاسد اخلاقی در جامعه برشمرده و گفتند: امروزه مسائل سیاسی روز، فکرها و مغزها را به خود مشغول کرده و مسائل اخلاقی به فراموشی سپرده شده است.<br />
 <br />
این مرجع تقلید افزودند: امیدواریم در اوضاع سیاسی کشور آرامشی کامل پیدا شود تا بتوانیم مشکلات اخلاقی‌، اقتصادی که منشأ مفاسد اخلاقی می‌شود را حل کنیم.<br />
 آیت الله مکارم شیرازی ادامه دادند: عامل دوم افزایش مفاسد اخلاقی این است که بعضی از دولت‌مردان، گویا اهمیتی برای مسائل اخلاقی قائل نیستند و گفته شده، گشت ارشاد تعطیل شود، که در این صورت تشکیلات امر به معروف و نهی از منکر به فراموشی سپرده می‌شود و حتی اخیراً در برخی مطبوعات نقل شد از یکی از مسئولین نیروی انتظامی گفته بود، به ما گفته‌اند دیگر نسبت به مسائل بدحجابی عکس‌العمل نشان ندهید.<br />
 <br />
<br />
معظم‌له افزودند: ‌نمی دانیم به چه دلیل اینها مسائل اخلاقی و اسلامی را کمرنگ می‌کنند. اگر کشور، متعلق به امام زمان (ارواحنا فداه)است و جمهوری اسلامی حاکم است نباید فقط به نام اسلام و امام زمان (ارواحنا فداه) بسنده شود، بلکه باید حقیقتا مسلمان بود و این زمانی محقق می‌شود که اخلاق اسلامی در کشور حاکم گردد.<br />
<br />
حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی، سومین دلیل افزایش مفاسد و مشکلات اخلاقی را تهاجم فرهنگی دشمن دانسته و افزودند: سایت‌های آلوده و شبکه‌های ماهواره‌ای تهاجم شدید اخلاقی را شروع کرده‌اند.<br />
<br />
معظم له افزودند: خودباختگی و غرب‌زدگی بعضی افراد نیز به افزایش مشکلات و مفاسد اخلاقی در جامعه کمک کرده و همه این دلایل دست به دست هم داده تا مسائل اخلاقی در جامعه بسیار کمرنگ شود.<br />
<br />
ایشان در پایان تصریح کردند: اگر در خصوص اخلاق اقدامی نگردد در دیگر مسائل مانند، اقتصاد و سیاست خسارت خواهیم دید، لذا وظیفه حوزه‌های علمیه، مراجع، دولتمردان، رسانه‌ها ، به خصوص رسانه ملی و نیز سازمان تبلیغاتی اسلامی است که به طور جدی در مورد بهبود وضعیت مسائل اخلاقی جامعه اقدام نمایند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[آیت الله مکارم شیرازی در دیدار کارشناسان برنامه‌ریزی آموزش‌های تخصصی پژوهشی سازمان تبلیغات گفتند: متأسفانه مشکلات و مفاسد اخلاقی روزافزون شده و اعتیاد، طلاق، رشوه‌خواری و بدحجابی و ... گسترش پیدا کرده است.<br />
<br />
به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از مرکز خبر حوزه، معظم‌له در این دیدار با اشاره به دلایل افزایش مفاسد اخلاقی در جامعه افزودند: علت افزایش مفاسد و مشکلات اخلاقی در جامعه سه عامل مهم است.<br />
ایشان «سیاست‌زدگی» را یکی از دلایل افزایش مفاسد اخلاقی در جامعه برشمرده و گفتند: امروزه مسائل سیاسی روز، فکرها و مغزها را به خود مشغول کرده و مسائل اخلاقی به فراموشی سپرده شده است.<br />
 <br />
این مرجع تقلید افزودند: امیدواریم در اوضاع سیاسی کشور آرامشی کامل پیدا شود تا بتوانیم مشکلات اخلاقی‌، اقتصادی که منشأ مفاسد اخلاقی می‌شود را حل کنیم.<br />
 آیت الله مکارم شیرازی ادامه دادند: عامل دوم افزایش مفاسد اخلاقی این است که بعضی از دولت‌مردان، گویا اهمیتی برای مسائل اخلاقی قائل نیستند و گفته شده، گشت ارشاد تعطیل شود، که در این صورت تشکیلات امر به معروف و نهی از منکر به فراموشی سپرده می‌شود و حتی اخیراً در برخی مطبوعات نقل شد از یکی از مسئولین نیروی انتظامی گفته بود، به ما گفته‌اند دیگر نسبت به مسائل بدحجابی عکس‌العمل نشان ندهید.<br />
 <br />
<br />
معظم‌له افزودند: ‌نمی دانیم به چه دلیل اینها مسائل اخلاقی و اسلامی را کمرنگ می‌کنند. اگر کشور، متعلق به امام زمان (ارواحنا فداه)است و جمهوری اسلامی حاکم است نباید فقط به نام اسلام و امام زمان (ارواحنا فداه) بسنده شود، بلکه باید حقیقتا مسلمان بود و این زمانی محقق می‌شود که اخلاق اسلامی در کشور حاکم گردد.<br />
<br />
حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی، سومین دلیل افزایش مفاسد و مشکلات اخلاقی را تهاجم فرهنگی دشمن دانسته و افزودند: سایت‌های آلوده و شبکه‌های ماهواره‌ای تهاجم شدید اخلاقی را شروع کرده‌اند.<br />
<br />
معظم له افزودند: خودباختگی و غرب‌زدگی بعضی افراد نیز به افزایش مشکلات و مفاسد اخلاقی در جامعه کمک کرده و همه این دلایل دست به دست هم داده تا مسائل اخلاقی در جامعه بسیار کمرنگ شود.<br />
<br />
ایشان در پایان تصریح کردند: اگر در خصوص اخلاق اقدامی نگردد در دیگر مسائل مانند، اقتصاد و سیاست خسارت خواهیم دید، لذا وظیفه حوزه‌های علمیه، مراجع، دولتمردان، رسانه‌ها ، به خصوص رسانه ملی و نیز سازمان تبلیغاتی اسلامی است که به طور جدی در مورد بهبود وضعیت مسائل اخلاقی جامعه اقدام نمایند.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[لازمه وجود استاد در عرفان]]></title>
			<link>http://forum.msadra.ir/showthread.php?tid=308</link>
			<pubDate>Tue, 09 Mar 2010 12:34:21 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.msadra.ir/showthread.php?tid=308</guid>
			<description><![CDATA[داشتن استاد و راهنما در عرفان , اخلاق و مسیر کمال یک ضرورت است . استاد چندین نقش می تواند ایفا کند: <br />
الف ) در سیر و سلوک اخلاقی انسان با مسائل پیچیده و مشکلی روبه رو می شود که استاد پیوسته بیانگر معضلات و مشکلات راه بوده و سالک را ارشاد می کند; وگرنه چه بسا به صورت عقده هایی در دل بماند و عدم حل آنها به تدریج باعث انحراف یا بی تفاوتی انسان گردد. <br />
ب ) اطلاعات وسیع و تجارب گسترده استاد, می تواند اطلاع و آگاهی انسان را افزون کند. <br />
ج ) وجود استاد و درک محضر او, می تواند ایجاد شوق و انگیزش نماید و هر از چندی انسان شور و نشاط تازه ای پیدا کند. <br />
د ) علاوه بر همه ئ اینها وجود استاد می تواند برای اهداف کمالی انسان تجسأم عینی داشته باشد و این موضوع نقش بسیار حساسی در پرورش و ترقی انسان خواهد داشت ; چون نفس انسان الهام پذیر است و خواه ناخواه رفتار دیگران در او اثر می گذارد; به ویژه اگر کسی مورد علاقه و محبت او باشد این اثر نافذتر است . بر همین اساس بر انتخاب استاد تائکید بسیار شده است . امام صادق (ع ) می فرماید: ((ایاک ان تنصب رجلا" دون الحجه فتصدقه فی کل ما قال ; مبادا بدون داشتن حجت و دلیل , کسی را برای خود شاخص گردانیده و آن گاه هر چه گفت , او را تصدیق کنید)) (وسائل الشیعه , ج 27, ص 126). هم چنین در روایت دیگری از امام صادق (ع ) نقل شده است که : «ایاک ان تدین بما لاتعلم ; بر حذر باشید از این که دیانت خود را بر پایه جهالت قرار دهید» (کافی , ج 1, ص 42). احادیث فراوانی در ضرورت وجود استاد و راهنما وجود دارد که قابل توجه و تأمل است : <br />
الف ) امام سجاد(ع ) می فرماید: ((هلک من لیس له حکیم یرشده ; کسی که حکیم فرزانه ای او را ارشاد نکند, در معرض هلاکت قرار خواهد داشت )). <br />
ب ) امام صادق (ع ) می فرماید: ((من لم یکن له واعظ من قلبه و زاجر من نفسه و لم یکن له قرین مرشد استمکن عدوه من عنقه ; کسی که از قلب خویش واعظی و از نفس خویش بازدارنده ای نداشته باشد و هم چنین در کنار خود ارشاد کننده و راهنمایی نداشته باشد, دشمن خود را بر خویش مسلأط ساخته است )) (من لا یحضره الفقیه , ج 4, ص 402). ((جالس اهل الورع والحکمه واکثر مناقشتهم فانک ان کنت جاهلا" علأموک و ان کنت عالما" ازددت علما" ; با اهل ورع و حکمت مجالست داشته باش و بسیار با آنها به گفت و گو بپرداز که در آن صورت اگر جاهل باشی به تو آموزش خواهند داد و اگر عالم باشی بر میزان معلومات تو افزوده خواهد شد)) (غرر الحکم , ص 429).]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[داشتن استاد و راهنما در عرفان , اخلاق و مسیر کمال یک ضرورت است . استاد چندین نقش می تواند ایفا کند: <br />
الف ) در سیر و سلوک اخلاقی انسان با مسائل پیچیده و مشکلی روبه رو می شود که استاد پیوسته بیانگر معضلات و مشکلات راه بوده و سالک را ارشاد می کند; وگرنه چه بسا به صورت عقده هایی در دل بماند و عدم حل آنها به تدریج باعث انحراف یا بی تفاوتی انسان گردد. <br />
ب ) اطلاعات وسیع و تجارب گسترده استاد, می تواند اطلاع و آگاهی انسان را افزون کند. <br />
ج ) وجود استاد و درک محضر او, می تواند ایجاد شوق و انگیزش نماید و هر از چندی انسان شور و نشاط تازه ای پیدا کند. <br />
د ) علاوه بر همه ئ اینها وجود استاد می تواند برای اهداف کمالی انسان تجسأم عینی داشته باشد و این موضوع نقش بسیار حساسی در پرورش و ترقی انسان خواهد داشت ; چون نفس انسان الهام پذیر است و خواه ناخواه رفتار دیگران در او اثر می گذارد; به ویژه اگر کسی مورد علاقه و محبت او باشد این اثر نافذتر است . بر همین اساس بر انتخاب استاد تائکید بسیار شده است . امام صادق (ع ) می فرماید: ((ایاک ان تنصب رجلا" دون الحجه فتصدقه فی کل ما قال ; مبادا بدون داشتن حجت و دلیل , کسی را برای خود شاخص گردانیده و آن گاه هر چه گفت , او را تصدیق کنید)) (وسائل الشیعه , ج 27, ص 126). هم چنین در روایت دیگری از امام صادق (ع ) نقل شده است که : «ایاک ان تدین بما لاتعلم ; بر حذر باشید از این که دیانت خود را بر پایه جهالت قرار دهید» (کافی , ج 1, ص 42). احادیث فراوانی در ضرورت وجود استاد و راهنما وجود دارد که قابل توجه و تأمل است : <br />
الف ) امام سجاد(ع ) می فرماید: ((هلک من لیس له حکیم یرشده ; کسی که حکیم فرزانه ای او را ارشاد نکند, در معرض هلاکت قرار خواهد داشت )). <br />
ب ) امام صادق (ع ) می فرماید: ((من لم یکن له واعظ من قلبه و زاجر من نفسه و لم یکن له قرین مرشد استمکن عدوه من عنقه ; کسی که از قلب خویش واعظی و از نفس خویش بازدارنده ای نداشته باشد و هم چنین در کنار خود ارشاد کننده و راهنمایی نداشته باشد, دشمن خود را بر خویش مسلأط ساخته است )) (من لا یحضره الفقیه , ج 4, ص 402). ((جالس اهل الورع والحکمه واکثر مناقشتهم فانک ان کنت جاهلا" علأموک و ان کنت عالما" ازددت علما" ; با اهل ورع و حکمت مجالست داشته باش و بسیار با آنها به گفت و گو بپرداز که در آن صورت اگر جاهل باشی به تو آموزش خواهند داد و اگر عالم باشی بر میزان معلومات تو افزوده خواهد شد)) (غرر الحکم , ص 429).]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[اسلام دین شادی و پویایی است]]></title>
			<link>http://forum.msadra.ir/showthread.php?tid=307</link>
			<pubDate>Mon, 08 Mar 2010 13:57:07 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.msadra.ir/showthread.php?tid=307</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-size: medium;"><br />
<br />
دیدن چهره های غمگین، افسرده، عصبانی و اخمو مربوط به امروز و دیروز نیست، که در مورد آن بگوییم و دنیای بدون غم، خشم و جنگ و سرشار از مهربانی و شادی، آرزویی است که ریشه در خلقت و نهاد آدمی دارد. آرزویی که مقدمه غلبه بر تمام ناکامی ها است. شادی، این معجزه درونی، گره گشای بسیاری از رنج ها است که امروزه برای ما مفهوم غریبی است. اصولاً تفریح یکی از نیازهای طبیعی بشر است و یک نظام اجتماعی و مکتب زندگی باید برای ارضای این خواسته طبیعی فکر کند. چه کسی می‌تواند درباره اسلام بگوید اسلام دین غم و اندوه و گریه و زاری و بی‌نشاطی است در حالی که قرآن با صراحت می‌گوید: «قل من حرّم زینة‌الله التی اخرج لعباده و الطّیبات من الرزق، قل هی للذین آمنو فی الحیاة الدنیا خالصة یوم القیامة»( سوره اعراف (7)، آیه 32)<br />
<br />
اسلام دین نشاط است. این آیه قرآن از محکمات قرآن و صریح است. طبیعی است که در این دنیا خداوند نشاط و شادی را با غم همراه قرار داده است. نشاط و شادی خالص در دسترس هیچ کس نیست، ولی در حدودی که قوانین و حق و عدالت اجازه می‌‌‌دهد، مردم با ایمان می‌توانند از آن بهره‌مند شوند و متعلق به آنهاست. «قل هی للذین آمنوا فی الحیاة الدنیا»؛ مال مردم با ایمان. ولی به شما مردمی که علاقه به نشاط دارید می‌گوییم که اگر نشاط خالص در این زندگی دنیا میسّر نیست، در روز رستاخیز، پیش خدا، برای مردم با ایمان پاک عمل، این آرزوی دیرین که در این جهان هیچ دستی به او نمی‌رسد، در آن جهان به او می‌رسد، به شرط ایمان و نیکوکاری. آیا با چنین مطلبی می‌توان گفت که اسلام نشاط را بی‌ارزش تلقی کرده است؟<br />
<br />
لازمه شادی و شاد بودن چیزی نیست جز مثبت اندیشی و جست وجوی خوبی ها و زیبایی ها. انسان با نگرش منفی به دنیا چیزی جز روحیه ای افسرده، چهر ه ای غمگین و حالتی خشمگینانه ندارد و این نگرش منفی، تخریب گر جامعه است. در جامعه غم زده، انرژی افراد صرف برطرف کردن اندوه و ناراحتی شده و دیگر فرصتی برای تولید و توسعه باقی نمی ماند. به تجربه ثابت شده شادی و نشاط، ماده اولیه تغییر جامعه و تحول و تکامل درونی انسان ها است. در جامعه خوشحال و خرسند، تولید بهتر، اشتغال بیشتر و اقتصاد، سالم تر خواهد بود. بدون شک در چنین محیطی امنیت اجتماعی و فردی راحت تر به دست می آید. در محیط شاد، ذهن انسان پویا، زبانش گویا و استعدادش شکوفا می شود<br />
<br />
 شاد بودن جامعه یکی از عوامل بسیار موثر در توسعه اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است و کاهش نابسامانی های خانوادگی، طلاق، افزایش میزان میل و رغبت تحصیلی و دل به کار دادن و افزایش تولید می شود. شمار زیادی از جامعه شناسان براین عقیده اند که جامعه ایرانی شاد نیست و از نبود بسترها و زمینه های لازم برای ابراز شادمانی به شکل جمعی و عمومی رنج می برد. به عبارت دیگر در جامعه، شیوه های شناخته شده و متعارف کمتری برای شادمانی های همگانی وجود دارد و در برخی مواقع این شادمانی عمومی در تعارض با نظم و امنیت اجتماعی قرار می گیرد. آنها معتقدند از پیامدهای خطرناک فقدان یا کمبود شادی و نشاط در جامعه اعتیاد به موادمخدر، انواع و اقسام جرایم و نابهنجارهای اجتماعی در روابط اجتماعی است و افزایش امید به زندگی مطمئنا می تواند در شادی و شادمانی ما تاثیرگذار باشد و متقابلاناامیدی را دور کرده و باعث جلوگیری از منزوی شدن نقش افراد می شود<br />
<br />
اگر شادی های جمعی و غیرمضر انجام شوند، تقویت کننده بعضی از روابط اجتماعی هستند. این نوع شادی ها مانند تمامی اعمالی که در هر جامعه به قوام آن جامعه کمک می کنند، می توانند به روابط آن جامعه نیز کمک کرده و باعث سرخوش شدن افراد جامعه شوند. این از کارکردهای سنتی لازم و ضروری برای جامعه است. ممکن است در طی زمان، بعضی از این کارکردها از بین برود ولی چون جامعه به سمت مقولات خاصی می رود و طالب لذت و رفاه بیشتر است و یک شادی جمعی که از سنت ها استخراج شده باشد، نه تنها برهم زننده نظم و آرامش جامعه نیست بلکه لازمه نظم و قوام اجتماعی نیز است.<br />
<br />
به عقیده کارشناسان فرهنگ شادی در جامعه ما به درستی تبیین نشده است و با اینکه در چند سال اخیر رسانه ها به خصوص صدا و سیما سعی کرده اند فرهنگ شادی را در برنامه هایشان بیش از پیش افزایش دهند، اما هنوز به معنای واحدی از شادی و چگونگی آن دست نیافته اند، حتی خود جوانان در هاله ای از ابهام مانده اند که شادی حقیقی چیست؟ باید گفت شاد بودن تنها یکی از شاخصه های زندگی مطلوب در جامعه است و هر قدر ملتی شادتر باشد، مطمئنا احساس رفاه بیشتری دارد، ممکن است افراد بتوانند تمام نیازهای اساسی و مادی را تهیه کنند و براساس معیارهای مرسوم بگویید یک فرد، گروه یا جامعه در رفاه هستند، اما اگر افراد را از دسترسی به چیزهایی که برای شان واجب است و نیاز دارند- مثلاابراز شادی- بازداریم، خواهیم دید که این جامعه حتی با داشتن تسهیلات مادی فراوان به معنای واقعی در رفاه نیست. <br />
<br />
باید گفت در جوامع شاد افراد معمولانگرش خوش بینانه نسبت به زندگی و امور پیرامون خود و جامعه دارند. در جامعه غم زده افراد مایوس و غمگین زندگی را سیاه و تاریک می بینند و معمولانگرش بدبینانه نسبت به امور دارند. تحقیقات نشان داده است که در تمام جوامع، شاد بودن باعث افزایش کارایی می شودبه همین دلیل همه کشورها سعی می کنند همه عناصر لازم را برای بروز شادی فراهم کنند و اگر نتوانستند، سعی می کنند حداقل ابتکارهایی برای سوق دادن جامعه به سمت شادزیستن انجام دهند.<br />
<br />
<br />
<br />
باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران « ایسکانیوز »  <br />
 </span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-size: medium;"><br />
<br />
دیدن چهره های غمگین، افسرده، عصبانی و اخمو مربوط به امروز و دیروز نیست، که در مورد آن بگوییم و دنیای بدون غم، خشم و جنگ و سرشار از مهربانی و شادی، آرزویی است که ریشه در خلقت و نهاد آدمی دارد. آرزویی که مقدمه غلبه بر تمام ناکامی ها است. شادی، این معجزه درونی، گره گشای بسیاری از رنج ها است که امروزه برای ما مفهوم غریبی است. اصولاً تفریح یکی از نیازهای طبیعی بشر است و یک نظام اجتماعی و مکتب زندگی باید برای ارضای این خواسته طبیعی فکر کند. چه کسی می‌تواند درباره اسلام بگوید اسلام دین غم و اندوه و گریه و زاری و بی‌نشاطی است در حالی که قرآن با صراحت می‌گوید: «قل من حرّم زینة‌الله التی اخرج لعباده و الطّیبات من الرزق، قل هی للذین آمنو فی الحیاة الدنیا خالصة یوم القیامة»( سوره اعراف (7)، آیه 32)<br />
<br />
اسلام دین نشاط است. این آیه قرآن از محکمات قرآن و صریح است. طبیعی است که در این دنیا خداوند نشاط و شادی را با غم همراه قرار داده است. نشاط و شادی خالص در دسترس هیچ کس نیست، ولی در حدودی که قوانین و حق و عدالت اجازه می‌‌‌دهد، مردم با ایمان می‌توانند از آن بهره‌مند شوند و متعلق به آنهاست. «قل هی للذین آمنوا فی الحیاة الدنیا»؛ مال مردم با ایمان. ولی به شما مردمی که علاقه به نشاط دارید می‌گوییم که اگر نشاط خالص در این زندگی دنیا میسّر نیست، در روز رستاخیز، پیش خدا، برای مردم با ایمان پاک عمل، این آرزوی دیرین که در این جهان هیچ دستی به او نمی‌رسد، در آن جهان به او می‌رسد، به شرط ایمان و نیکوکاری. آیا با چنین مطلبی می‌توان گفت که اسلام نشاط را بی‌ارزش تلقی کرده است؟<br />
<br />
لازمه شادی و شاد بودن چیزی نیست جز مثبت اندیشی و جست وجوی خوبی ها و زیبایی ها. انسان با نگرش منفی به دنیا چیزی جز روحیه ای افسرده، چهر ه ای غمگین و حالتی خشمگینانه ندارد و این نگرش منفی، تخریب گر جامعه است. در جامعه غم زده، انرژی افراد صرف برطرف کردن اندوه و ناراحتی شده و دیگر فرصتی برای تولید و توسعه باقی نمی ماند. به تجربه ثابت شده شادی و نشاط، ماده اولیه تغییر جامعه و تحول و تکامل درونی انسان ها است. در جامعه خوشحال و خرسند، تولید بهتر، اشتغال بیشتر و اقتصاد، سالم تر خواهد بود. بدون شک در چنین محیطی امنیت اجتماعی و فردی راحت تر به دست می آید. در محیط شاد، ذهن انسان پویا، زبانش گویا و استعدادش شکوفا می شود<br />
<br />
 شاد بودن جامعه یکی از عوامل بسیار موثر در توسعه اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است و کاهش نابسامانی های خانوادگی، طلاق، افزایش میزان میل و رغبت تحصیلی و دل به کار دادن و افزایش تولید می شود. شمار زیادی از جامعه شناسان براین عقیده اند که جامعه ایرانی شاد نیست و از نبود بسترها و زمینه های لازم برای ابراز شادمانی به شکل جمعی و عمومی رنج می برد. به عبارت دیگر در جامعه، شیوه های شناخته شده و متعارف کمتری برای شادمانی های همگانی وجود دارد و در برخی مواقع این شادمانی عمومی در تعارض با نظم و امنیت اجتماعی قرار می گیرد. آنها معتقدند از پیامدهای خطرناک فقدان یا کمبود شادی و نشاط در جامعه اعتیاد به موادمخدر، انواع و اقسام جرایم و نابهنجارهای اجتماعی در روابط اجتماعی است و افزایش امید به زندگی مطمئنا می تواند در شادی و شادمانی ما تاثیرگذار باشد و متقابلاناامیدی را دور کرده و باعث جلوگیری از منزوی شدن نقش افراد می شود<br />
<br />
اگر شادی های جمعی و غیرمضر انجام شوند، تقویت کننده بعضی از روابط اجتماعی هستند. این نوع شادی ها مانند تمامی اعمالی که در هر جامعه به قوام آن جامعه کمک می کنند، می توانند به روابط آن جامعه نیز کمک کرده و باعث سرخوش شدن افراد جامعه شوند. این از کارکردهای سنتی لازم و ضروری برای جامعه است. ممکن است در طی زمان، بعضی از این کارکردها از بین برود ولی چون جامعه به سمت مقولات خاصی می رود و طالب لذت و رفاه بیشتر است و یک شادی جمعی که از سنت ها استخراج شده باشد، نه تنها برهم زننده نظم و آرامش جامعه نیست بلکه لازمه نظم و قوام اجتماعی نیز است.<br />
<br />
به عقیده کارشناسان فرهنگ شادی در جامعه ما به درستی تبیین نشده است و با اینکه در چند سال اخیر رسانه ها به خصوص صدا و سیما سعی کرده اند فرهنگ شادی را در برنامه هایشان بیش از پیش افزایش دهند، اما هنوز به معنای واحدی از شادی و چگونگی آن دست نیافته اند، حتی خود جوانان در هاله ای از ابهام مانده اند که شادی حقیقی چیست؟ باید گفت شاد بودن تنها یکی از شاخصه های زندگی مطلوب در جامعه است و هر قدر ملتی شادتر باشد، مطمئنا احساس رفاه بیشتری دارد، ممکن است افراد بتوانند تمام نیازهای اساسی و مادی را تهیه کنند و براساس معیارهای مرسوم بگویید یک فرد، گروه یا جامعه در رفاه هستند، اما اگر افراد را از دسترسی به چیزهایی که برای شان واجب است و نیاز دارند- مثلاابراز شادی- بازداریم، خواهیم دید که این جامعه حتی با داشتن تسهیلات مادی فراوان به معنای واقعی در رفاه نیست. <br />
<br />
باید گفت در جوامع شاد افراد معمولانگرش خوش بینانه نسبت به زندگی و امور پیرامون خود و جامعه دارند. در جامعه غم زده افراد مایوس و غمگین زندگی را سیاه و تاریک می بینند و معمولانگرش بدبینانه نسبت به امور دارند. تحقیقات نشان داده است که در تمام جوامع، شاد بودن باعث افزایش کارایی می شودبه همین دلیل همه کشورها سعی می کنند همه عناصر لازم را برای بروز شادی فراهم کنند و اگر نتوانستند، سعی می کنند حداقل ابتکارهایی برای سوق دادن جامعه به سمت شادزیستن انجام دهند.<br />
<br />
<br />
<br />
باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران « ایسکانیوز »  <br />
 </span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[واقعیت زمان]]></title>
			<link>http://forum.msadra.ir/showthread.php?tid=306</link>
			<pubDate>Sun, 07 Mar 2010 23:03:41 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.msadra.ir/showthread.php?tid=306</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: justify;"><span style="font-size: medium;">واقعيت زمان‏ <br />
زمان چيست؟ و چگونه تحقّق مى‏يابد؟ در فلسفه بشرى پاسخهاى گوناگونى به‏اين دو پرسش داده شده است. و هنگامى كه آدمى علم چيزى را كه بدان آگاهى‏كامل ندارد، به دروغ به خود مى‏بندد از راه ترسيم شده از سوى خداوند دورمى‏مانَد. برخى از فلاسفه اصلاً وجود زمان را انكار كرده‏اند و بعضى از آنها زمان راذرّاتى خُرد مى‏دانند كه ديده نمى‏شود و به حس در نمى‏آيد و غير قابل كاوش است‏و اين ذرّات، موجود هستند، مى‏آيند و مى‏روند ولى آدمى آنها را احساس‏نمى‏كند، مگر با نشانه رشد خود، رشد فرزندان خود و طبيعت اطرافش، امّا اگر به‏آنها گفته شود. كنه اين ذرّات چيست، چگونه به ژرفاى انسان در مى‏آيند و از آن‏خارج مى‏شوند؟ پاسخ مى‏دهند كه زمان همچون نهرى است جارى و آدمى در اين‏نهر ايستاده است و زمان بر او جارى مى‏شود چنانكه آب رودخانه بر انسانى جريان‏مى‏يابد كه در آن مشغول شناست.<br />
برخى از آنها زمان را به دو بخش تقسيم كرده و گفته‏اند: يك بخشى از زمان‏مى‏گذرد و همچون آب رود حركت مى‏كند و اين همان زمانى است كه با نشانه‏هاوعلامات آن - همچون رشد - شناخته مى‏شود. بخش دوم همان زمان ته نشين‏شده است، دقيقاً همچون چسبيدن برخى از ذرّات خُرد آب رودخانه به پيكرشناگر، يا خاك و شنى كه در ته رودخانه مى‏مانَد. اين زمان ته نشين شده همان‏زمانى است كه بى هيچ تعييرى باقى مى‏مانَد، امّا اگر به ايشان گفته شود: چگونه‏مى‏توان‏زمانى‏را تصوّر كرد كه‏نَه جريان مى‏يابد ونَه تغيير پيدا مى‏كند واساساً جنبشى‏در آن يافت نمى‏شود؟ پاسخ مى‏دهند كه اين زمان، همان زمان خدايان است.<br />
پوشيده نمانَد كه يونانيان باستان به چندگانگى خدايان قايل بودند و معتقدبودند كه هر چيزى خدايى دارد. خورشيد، ماه، باد، جنگ و عشق خدايى دارند.آنها اين خدايان را رب الانواع مى‏ناميدند، يعنى هر نوعى از انواع موجودات،خدايى دارد كه امورِ آن را مى‏گردانَد و به همين سبب بيش از يك خدا رامى‏پرستيدند و تا هم اينك تنديسهاى خدايان و بتهاى ايشان در معابدوموزه‏هايشان موجود است. به اعتقاد آنها، خدايان، زمان ته نشين شده‏اى دارندكه حركت نمى‏كند، آنها باروشان چنين بود كه اين خدايان نيز دگرگون ناپذيرند.<br />
پس از اين، كارِ آنها به جايى رسيد كه اعتقاد يافتند آدمى مى‏تواند به سطح‏خدايان برسد. اين بر حسب طبيعت آفرينش انسان و يا به سبب گزينش انسان‏است از سوى خدايان و آن هنگامى است كه آدمى به كارهاى سترگى مى‏پردازد كه‏معمولاً از چارچوب توان طبيعى خارج است.<br />
ديدگاه ديگرى با الهام از همين ديدگاهها وجود دارد، كه بر اساس آن، زمان،حركت جوهرى مادّه پديده‏هاست.<br />
پس آدمى دو وجه دارد: نخست - ماده‏اى كه عبارت است از ذرّات تشكيل‏دهنده آن و ديگر - چهره بيرونى او كه آن را مى‏بينيم. هر مادّه‏اى از مواد، خواه‏پيكرى انسانى باشد، يا سنگى سخت، يا گياهى زنده، يا حتّى مواد آسمانى‏وزمينى در ژرفاى وجود خود حركتى دارد كه حركت جوهرى ناميده مى‏شود.<br />
برخى از فلاسفه تلاش كردند اين ديدگاه را اين گونه توضيح دهند كه زمان درصورت مادّه، نمايان مى‏شود. آنها يكبار مى‏گويند كه زمان بر انسان مى‏گذردچنانكه رود بر شناگر مى‏گذرد و گاهى برخى از ذرّات اين زمان به پيكر آدمى‏مى‏چسبد، چنانكه برخى از ذرات آب به پيكر شناگر مى‏چسبد و بار ديگر ادّعامى‏كنند كه انسان همان زمان است و مردم چيزى نيستند جز زمانهاى متحرك،زيرا زمان، جوهر و حركت انسان است و در يك سخن در ميان فلاسفه ديدگاههاى‏گوناگونى پيرامون زمان يافت مى‏شود.</span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: justify;"><span style="font-size: medium;">واقعيت زمان‏ <br />
زمان چيست؟ و چگونه تحقّق مى‏يابد؟ در فلسفه بشرى پاسخهاى گوناگونى به‏اين دو پرسش داده شده است. و هنگامى كه آدمى علم چيزى را كه بدان آگاهى‏كامل ندارد، به دروغ به خود مى‏بندد از راه ترسيم شده از سوى خداوند دورمى‏مانَد. برخى از فلاسفه اصلاً وجود زمان را انكار كرده‏اند و بعضى از آنها زمان راذرّاتى خُرد مى‏دانند كه ديده نمى‏شود و به حس در نمى‏آيد و غير قابل كاوش است‏و اين ذرّات، موجود هستند، مى‏آيند و مى‏روند ولى آدمى آنها را احساس‏نمى‏كند، مگر با نشانه رشد خود، رشد فرزندان خود و طبيعت اطرافش، امّا اگر به‏آنها گفته شود. كنه اين ذرّات چيست، چگونه به ژرفاى انسان در مى‏آيند و از آن‏خارج مى‏شوند؟ پاسخ مى‏دهند كه زمان همچون نهرى است جارى و آدمى در اين‏نهر ايستاده است و زمان بر او جارى مى‏شود چنانكه آب رودخانه بر انسانى جريان‏مى‏يابد كه در آن مشغول شناست.<br />
برخى از آنها زمان را به دو بخش تقسيم كرده و گفته‏اند: يك بخشى از زمان‏مى‏گذرد و همچون آب رود حركت مى‏كند و اين همان زمانى است كه با نشانه‏هاوعلامات آن - همچون رشد - شناخته مى‏شود. بخش دوم همان زمان ته نشين‏شده است، دقيقاً همچون چسبيدن برخى از ذرّات خُرد آب رودخانه به پيكرشناگر، يا خاك و شنى كه در ته رودخانه مى‏مانَد. اين زمان ته نشين شده همان‏زمانى است كه بى هيچ تعييرى باقى مى‏مانَد، امّا اگر به ايشان گفته شود: چگونه‏مى‏توان‏زمانى‏را تصوّر كرد كه‏نَه جريان مى‏يابد ونَه تغيير پيدا مى‏كند واساساً جنبشى‏در آن يافت نمى‏شود؟ پاسخ مى‏دهند كه اين زمان، همان زمان خدايان است.<br />
پوشيده نمانَد كه يونانيان باستان به چندگانگى خدايان قايل بودند و معتقدبودند كه هر چيزى خدايى دارد. خورشيد، ماه، باد، جنگ و عشق خدايى دارند.آنها اين خدايان را رب الانواع مى‏ناميدند، يعنى هر نوعى از انواع موجودات،خدايى دارد كه امورِ آن را مى‏گردانَد و به همين سبب بيش از يك خدا رامى‏پرستيدند و تا هم اينك تنديسهاى خدايان و بتهاى ايشان در معابدوموزه‏هايشان موجود است. به اعتقاد آنها، خدايان، زمان ته نشين شده‏اى دارندكه حركت نمى‏كند، آنها باروشان چنين بود كه اين خدايان نيز دگرگون ناپذيرند.<br />
پس از اين، كارِ آنها به جايى رسيد كه اعتقاد يافتند آدمى مى‏تواند به سطح‏خدايان برسد. اين بر حسب طبيعت آفرينش انسان و يا به سبب گزينش انسان‏است از سوى خدايان و آن هنگامى است كه آدمى به كارهاى سترگى مى‏پردازد كه‏معمولاً از چارچوب توان طبيعى خارج است.<br />
ديدگاه ديگرى با الهام از همين ديدگاهها وجود دارد، كه بر اساس آن، زمان،حركت جوهرى مادّه پديده‏هاست.<br />
پس آدمى دو وجه دارد: نخست - ماده‏اى كه عبارت است از ذرّات تشكيل‏دهنده آن و ديگر - چهره بيرونى او كه آن را مى‏بينيم. هر مادّه‏اى از مواد، خواه‏پيكرى انسانى باشد، يا سنگى سخت، يا گياهى زنده، يا حتّى مواد آسمانى‏وزمينى در ژرفاى وجود خود حركتى دارد كه حركت جوهرى ناميده مى‏شود.<br />
برخى از فلاسفه تلاش كردند اين ديدگاه را اين گونه توضيح دهند كه زمان درصورت مادّه، نمايان مى‏شود. آنها يكبار مى‏گويند كه زمان بر انسان مى‏گذردچنانكه رود بر شناگر مى‏گذرد و گاهى برخى از ذرّات اين زمان به پيكر آدمى‏مى‏چسبد، چنانكه برخى از ذرات آب به پيكر شناگر مى‏چسبد و بار ديگر ادّعامى‏كنند كه انسان همان زمان است و مردم چيزى نيستند جز زمانهاى متحرك،زيرا زمان، جوهر و حركت انسان است و در يك سخن در ميان فلاسفه ديدگاههاى‏گوناگونى پيرامون زمان يافت مى‏شود.</span></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[چرا علم به فلسفه احکام نداریم؟]]></title>
			<link>http://forum.msadra.ir/showthread.php?tid=305</link>
			<pubDate>Sun, 07 Mar 2010 22:54:02 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.msadra.ir/showthread.php?tid=305</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-size: medium;">با سلام  وتحیت<br />
بنده سوالی را می خواستم در اینجا مطرح کنم که روی آن بحث شود. به نظر شما چرا ما علم به فلسفه و علیت احکام نداریم؟ آیا اصلاً احکام دلیل و علتی دارند و چرا بشر نمی تواند اسرار احکام دین را متوجه شود؟</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-size: medium;">با سلام  وتحیت<br />
بنده سوالی را می خواستم در اینجا مطرح کنم که روی آن بحث شود. به نظر شما چرا ما علم به فلسفه و علیت احکام نداریم؟ آیا اصلاً احکام دلیل و علتی دارند و چرا بشر نمی تواند اسرار احکام دین را متوجه شود؟</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[تولید عروسک با حجابی که قرآن تلاوت می‌کند]]></title>
			<link>http://forum.msadra.ir/showthread.php?tid=304</link>
			<pubDate>Sun, 07 Mar 2010 11:01:16 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">http://forum.msadra.ir/showthread.php?tid=304</guid>
			<description><![CDATA[ممکن است که استفاده از این عروسک به یک دیالوگ کودکانه‌ی مذهبی تبدیل شود. اگر معلم کودکستان راجع به آن عروسک و ادیان مختلفی که بچه‌ها در کودکستان دارند، صحبت کند، فکر می‌کنم مشکلی پیش نخواهد آمد.<br />
	<br />
<br />
به گزارش شیعه آنلاین، ورود عروسک‌ها و باربی‌های محجبه به بازار جدید نیست. عروسک‌هایی که گریه کنند، فریاد بزنند و صحبت کنند، جدید نیستند. اما اخیرا یک شرکت بازرگانی، از ترکیه عروسک‌هایی مخصوص بچه‌های مسلمان وارد بازار کرده است. آنها روسری به سر دارند و آیات قرآن می‌خوانند.<br />
<br />
منابع خبری آلمان پس از اعلام این خبر نوشتند: «لا اله الا الله محمد رسول الله. هیچ خدایی به غیر از الله وجود ندارد و حضرت محمد پیامبر اوست. السلام علیکم. اسم من آمنه است و من یک مسلمان هستم.» این عباراتی است که این عروسک باربی آن را بر زبان جاری می‌کند.<br />
<br />
آمنه چشمان بزرگ و قهوه‌ای روشن، و گونه‌هایی صورتی رنگ دارد. لبخندی ملیح هم بر لبانش نقش بسته است. یک روسری بنفش‌رنگ گل گلی هم موهای مشکی‌اش را می‌پوشاند. او یک عروسک ۲۵ سانتی است. وقتی که آدم به کف دستش می‌زند یا پاهایش را فشار می‌دهد، آیه‌های کوتاه از قرآن می‌خواند: "اعوذو بالله من الشيطان الرجيم. یعنی: پناه می‌برم به خدا از دست شیطان رانده شده."<br />
<br />
هدف اصلی این نیست که بچه‌ها فقط با آمنه بازی کنند، بلکه قرار است که این عروسک به آنها کمک کند تا آیه‌ها را حفظ کنند. آمنه حتی معانی آن آیات و دعاها را نیز می‌گوید - اما به زبان انگلیسی. در اصل این عروسک برای بازار کشور انگلیس ساخته شده بود، اما در حال حاضر در آلمان نیز طرفداران بسیاری پیدا کرده است.<br />
<br />
در همین راستا «حسن موسلان» فروشنده‌ی یک مغازه‌ی کالای ترکی در نزدیکی شهر کلن است. او می‌‌گوید که تقاضای این عروسک‌ها بسیار بالاست و او دائما در حال دوباره سفارش دادن است. حسن می‌گوید: از این طریق می‌توان بچه‌ها را بسیار آسان با اسلام آشنا کرد. در زمان کودکی من، چنین چیزی وجود نداشت. من باید قرآن را یاد می‌گرفتم، اما توضیح زیادی درباره‌‌اش به من داده نمی‌شد.  فکر می‌کنم که این نوع یادگیریی به بچه‌های ما کمک می‌کند و اسلام را برایشان جذاب خواهد کرد به این امید که آنها مسلمانان خوبی شوند».<br />
<br />
در مهد کودکی در نزدیکی این مغازه برخی از والدین با حسن هم نظر هستند، مخصوصا والدین مسلمان. به نظر آنان ساخت این عروسک ایده‌ی خوبی بوده است. پدری می‌گوید: به نظر من این مسئله ایرادی ندارد. آدم باید بداند که از کجا می‌آید و اگر عروسکی دراین شناخت انسان سهیم باشد، چرا که نه!<br />
<br />
اما برخی از والدین، مخصوصا آنهایی که مسلمان نیستند، از آمنه چندان استقبال نمی‌کنند. به عقیده‌ی آنان، مذهب یک مسئله‌ی شخصی است و نباید در مهد کودک مطرح شود، زیرا روی بچه‌ها تاثیر می‌گذارد. مادری می‌گوید: درسنین پایین بچه‌ها پذیرایی بیشتری دارند و به همین خاطر باید به فروش چنین عروسک‌هایی انتقادی نگریست.<br />
<br />
از سوی دیگر «میشائل کیفر» اسلام شناس از شهر دوسلدورف، اعتقاد به تاثیر بد این عروسک روی بچه‌ها ندارد: ممکن است که استفاده از این عروسک به یک دیالوگ کودکانه‌ی مذهبی تبدیل شود. اگر  معلم کودکستان راجع به آن عروسک و ادیان مختلفی که بچه‌ها در کودکستان دارند، صحبت کند، فکر می‌کنم مشکلی پیش نخواهد آمد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[ممکن است که استفاده از این عروسک به یک دیالوگ کودکانه‌ی مذهبی تبدیل شود. اگر معلم کودکستان راجع به آن عروسک و ادیان مختلفی که بچه‌ها در کودکستان دارند، صحبت کند، فکر می‌کنم مشکلی پیش نخواهد آمد.<br />
	<br />
<br />
به گزارش شیعه آنلاین، ورود عروسک‌ها و باربی‌های محجبه به بازار جدید نیست. عروسک‌هایی که گریه کنند، فریاد بزنند و صحبت کنند، جدید نیستند. اما اخیرا یک شرکت بازرگانی، از ترکیه عروسک‌هایی مخصوص بچه‌های مسلمان وارد بازار کرده است. آنها روسری به سر دارند و آیات قرآن می‌خوانند.<br />
<br />
منابع خبری آلمان پس از اعلام این خبر نوشتند: «لا اله الا الله محمد رسول الله. هیچ خدایی به غیر از الله وجود ندارد و حضرت محمد پیامبر اوست. السلام علیکم. اسم من آمنه است و من یک مسلمان هستم.» این عباراتی است که این عروسک باربی آن را بر زبان جاری می‌کند.<br />
<br />
آمنه چشمان بزرگ و قهوه‌ای روشن، و گونه‌هایی صورتی رنگ دارد. لبخندی ملیح هم بر لبانش نقش بسته است. یک روسری بنفش‌رنگ گل گلی هم موهای مشکی‌اش را می‌پوشاند. او یک عروسک ۲۵ سانتی است. وقتی که آدم به کف دستش می‌زند یا پاهایش را فشار می‌دهد، آیه‌های کوتاه از قرآن می‌خواند: "اعوذو بالله من الشيطان الرجيم. یعنی: پناه می‌برم به خدا از دست شیطان رانده شده."<br />
<br />
هدف اصلی این نیست که بچه‌ها فقط با آمنه بازی کنند، بلکه قرار است که این عروسک به آنها کمک کند تا آیه‌ها را حفظ کنند. آمنه حتی معانی آن آیات و دعاها را نیز می‌گوید - اما به زبان انگلیسی. در اصل این عروسک برای بازار کشور انگلیس ساخته شده بود، اما در حال حاضر در آلمان نیز طرفداران بسیاری پیدا کرده است.<br />
<br />
در همین راستا «حسن موسلان» فروشنده‌ی یک مغازه‌ی کالای ترکی در نزدیکی شهر کلن است. او می‌‌گوید که تقاضای این عروسک‌ها بسیار بالاست و او دائما در حال دوباره سفارش دادن است. حسن می‌گوید: از این طریق می‌توان بچه‌ها را بسیار آسان با اسلام آشنا کرد. در زمان کودکی من، چنین چیزی وجود نداشت. من باید قرآن را یاد می‌گرفتم، اما توضیح زیادی درباره‌‌اش به من داده نمی‌شد.  فکر می‌کنم که این نوع یادگیریی به بچه‌های ما کمک می‌کند و اسلام را برایشان جذاب خواهد کرد به این امید که آنها مسلمانان خوبی شوند».<br />
<br />
در مهد کودکی در نزدیکی این مغازه برخی از والدین با حسن هم نظر هستند، مخصوصا والدین مسلمان. به نظر آنان ساخت این عروسک ایده‌ی خوبی بوده است. پدری می‌گوید: به نظر من این مسئله ایرادی ندارد. آدم باید بداند که از کجا می‌آید و اگر عروسکی دراین شناخت انسان سهیم باشد، چرا که نه!<br />
<br />
اما برخی از والدین، مخصوصا آنهایی که مسلمان نیستند، از آمنه چندان استقبال نمی‌کنند. به عقیده‌ی آنان، مذهب یک مسئله‌ی شخصی است و نباید در مهد کودک مطرح شود، زیرا روی بچه‌ها تاثیر می‌گذارد. مادری می‌گوید: درسنین پایین بچه‌ها پذیرایی بیشتری دارند و به همین خاطر باید به فروش چنین عروسک‌هایی انتقادی نگریست.<br />
<br />
از سوی دیگر «میشائل کیفر» اسلام شناس از شهر دوسلدورف، اعتقاد به تاثیر بد این عروسک روی بچه‌ها ندارد: ممکن است که استفاده از این عروسک به یک دیالوگ کودکانه‌ی مذهبی تبدیل شود. اگر  معلم کودکستان راجع به آن عروسک و ادیان مختلفی که بچه‌ها در کودکستان دارند، صحبت کند، فکر می‌کنم مشکلی پیش نخواهد آمد.]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>