آيه 30 معراج و آيه 6 سوره مومنون هر دو زنهاي برده را به گونه ي نا محدود براي مالكانشان مجاز مي شمارد
آيه 6 سوره مومنون در اين بار ميگويد :
... و يا كنيزان ملكي متصرفي آنها كه هيچ نوع ملامتي در مباشرت اين زنان براي مردان وجود ندارد .
اگر مي ترسيد كه نتوانيد در مورد دختران يتيم [ در صورت ازدواج با آنان ] عدالت ورزيد ، بنابراين از [ ديگر ] زنانى كه شما را خوش آيد دو دو و سه سه و چهار چهار به همسرى بگيريد. پس اگر مي ترسيد كه با آنان به عدالت رفتار نكنيد ، به يك زن يا به كنيزانى كه مالك شده ايد [ اكتفا كنيد ] ; اين [ اكتفاى به يك همسر عقدى] به اينكه ستم نورزيد و از راه عدالت منحرف نشويد ، نزديك تر است (3نساء(
]ازدواج با ] زنان شوهردار [ بر شما حرام شده است ] مگر زنانى كه [ به سبب جنگ با شوهران كافرشان از راه اسارت ] مالك شده ايد ; [ اين احكام ] مقرّر شده خدا بر شماست . و زنان ديگر غير از اين [ زنانى كه حرمت ازدواج با آنان بيان شد ] براى شما حلال است ، كه آنان را با [ هزينه كردن ] اموالتان [ به عنوان ازدواج ] بخواهيد در حالى كه [ قصد داريد با آن ازدواج ] پاكدامن باشيد نه زناكار . و از هر كدام از زنان بهره مند شديد ، مهريه او را به عنوان واجب مالى بپردازيد ، و در آنچه پس از تعيين مهريه [ نسبت به مدت عقد يا كم يا زياد كردن مهريه ] با يكديگر توافق كرديد بر شما گناهى نيست ; يقيناً خدا همواره دانا و حكيم است .(24نسا)
رواياتى در ذيل آيه (والمحصنات من النساء الا ما ملكت ايمانكم (
و در كافى و تفسير عياشى از محمد بن مسلم روايت شده كه گفت : من از امام باقر (عليه السلام ) از معناى كلام خداى عزوجل پرسيدم ، كه فرمود: "المحصنات من النساء الا ما ملكت ايمانكم"، فرمود: به اينكه انسان به برده خود كه كنيزش همسر او است بگويد: از همسر خودت كناره گيرى كن ، و ديگر با او نزديكى نكن ، آنگاه خود او كنيزش را از دسترس غلام دور نگه بدارد، تا حيض شود بعد از آن كه پاك شد خودش با او نزديكى كند، سپس اگر خواست دوباره او را در اختيار غلام بگذارد، بعد از آنكه حيض شد او را به غلام برمى گرداند، بدون اينكه حاجت به عقد نكاح داشته باشد.
......
مؤ لف قدس سره : و اين معنا: به غير اين دو طريق به طرق ديگر اهل سنت روايت شده ، و ليكن آنچه از طرق ائمه اهل بيت (عليهم السلام ) روايت شده خلاف اين است ، و كتاب هم ، موافق با روايت شيعه است .
و در الدرالمنثور است كه طيالسى ، و عبدالرزاق ، و فريابى ، و ابن ابى شيبه ، و احمد، و عبد بن حميد، و مسلم ، و ابو داود، و ترمذى و نسائى ، و ابويعلى ، و ابن جرير، و ابن منذر و ابن ابى حاتم ، و طحاوى ، و ابن حيان ، و بيهقى (در كتاب سنن )، همگى از ابى سعيد خدرى روايت كرده اند كه گفت : رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) در روزى كه جنگ حنين پيش آمد لشگرى به طرف اوطاس روانه كرد، و اين لشگر به قشون دشمن برخوردند و با آنان كار زار آغاز نموده در آخر شكستشان دادند، و اسيرانى از آنان گرفتند، بعضى از ياران رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) كه كنيزى از آن مردم نصيبش شده بود از همخوابگى با آن كنيز به خاطر اينكه شوهر دارد و شوهرش هم اكنون در بين مشركين و از مشركين است ، كراهت داشت ، خداى تعالى در اين باره اين آيه را نازل فرمود: ((و المحصنات من النساء الا ما ملكت ايمانكم ))، يكى ديگر از زنانى كه ازدواج با آنان حرام است زن شوهردار است ، مگر برده اى كه در جنگ به چنگ شما آمده ،
این هم ادامه تفسیر
http://www.ghadeer.org/site/thekr/tafsir...tm#link273
بد نيست ببينيد!
با توجه به تفسير به ايه و تفسيري كه اورده ام چگونه اين امر را توجيه ميكنيد؟ چرا امامان به عنوان منادیان دین داشتن هرگونه کنیز رو برخود حرام نکردند؟فكر نكنم جايي براي توجيه باشد