تالارهای گفتمان کشف الیقین

نسخه کامل: بغض‌هاي شقشقيه؛ شعري براي امام زمان عليه السلام
شما در حال مشاهده نسخه متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
[تصویر:  A0790073.jpg]
خبرگزاري فارس: اسماعيل محمدپور به مناسب روزهاي مبارك ربيع الاول و شروع امامت امام زمان (عج) شعري با عنوان بغض‌هاي شقشقيه سروده است.
به گزارش خبرگزاري فارس، اسماعيل محمدپور به مناسب روزهاي مبارك ربيع الاول و شروع امامت امام زمان (عج) شعري با عنوان بغض‌هاي شقشقيه سروده است. اين شعر به شرح زير است:

اين روزها اندوه ما پايان ندارد
دارد زمين مي‌ميرد از بس جان ندارد

از بس كه ويران كرد ما را خشكسالي
ديگر زمين هم طاقت باران ندارد

آقا!تمام سفره‌ها خالي‌ست، برخيز
تا نان نباشد هيچ كس ايمان ندارد

سرمشق‌هاي تازه -قرصي نان- بياور
نگذاز بنويسيم« بابا نان ندارد»

تا چند دست رد زدن برسينه هم؟
تا چند بايد گفت «نه، امكان ندارد»؟

تا چند رنج سنگ بستن بر شكم‌ها
«دارا» ندارد اين و «سارا» آن ندارد؟

اين جا تمام دشمني‌ها آشكار است
تيغي كسي در آستين پنهان ندارد

حال تمام كوفيان خوب است، آقا!
تا ذوالفقارت تندر و توفان ندارد

مي‌جويمت در كوچه‌ها آقا! كجايي؟
مثل هميشه ناشناس كوچه‌هايي

ماندم تمام لحظه‌ها در انتظارت
آقا چه داري در ميان كوله‌بارت؟

مولا! چه شد بغض دل آواره‌ات، كو؟
كو وصله‌هاي كفش‌هاي پاره‌ات، كو؟

اين جا قلم‌ها هم‌زباني لال دارند
چشم طمع بر شمع بيت‌المال دارند

رهوار ، هي كن! كوفه- بازار است اينجا
چون ابن ملجم، ساده، بسيار است اينجا

خاموش شد تا ذوالفقارت، درد رو شد
دست پليدمردي نامرد رو شد

حرف از تو مي‌شد نخل‌هامان دار مي‌شد
هرجا زبان‌ها «ميثم تمّار» مي‌شد

چيزي نماند از ما پس از تو جز تقيّه
تنها شدن با بغض‌هاي شقشقيّه

مولا كجا هستي؟ زمين سرد است آقا!
خنجر به خنجر ، كوفه نامرد است آقا!

مهميز كش! مگذار شب بيدار باشد
تا كي يتيم كوفه بي‌افطار باشد؟

برخيز تا اندوه‌مان پايان بگيرد
يك بار ديگر ،سفره بوي نان بگيرد

تا ذوالفقارت هست، آري غم نداريم
ما باتو تا دنياست چيزي كم نداريم
خیلی بده که نو کر اربابشو نبینه حتی واسه یه لحظه کنارش ننشینه
خیلی بده که نوکر اربابشو نبینه بدتر اونه که ارباب نخواد اونو ببینه
خیلی وقت است که انگار همه چیز یکرنگ شده است
دیگر کمتر از شور و عشق با قی مانده است
گویی فاصله ها روز به روز بیشتر می شود فاصله هایی که من ان را بر می دارم
قدم هایی که مرا از تو دور می کند ..دور کرده ...تو را گم کردم
خیلی وقت است که تو را گم کردم
تو درلایه لای روزهای هفته غریب بودی و جمعه که می شد
شاید .. اگر ... نمی دانم شاید انروز به یاد تو بودیم
اما دیگر جمعه ها هم انگار برایمان با دیگر روزهای هفته فرقی ندارد
آقا ...آقا تو را گم کرده ایم ..تورا لابه لای گناهانمان که ما را از تو جدا کرده
لابه لای روز مرگی هایمان گم شده ایم
و هیچ خیالمان هم نیست!!!
چه روزها که فریاد می زنیم اللهم عجل لولیک الفرج
اما دروغ می گوییم .. قسم به حضرت زهرا دروغ می گوییم
نمی دانم این همه دروغ در همه ی این سال ها که تو غایب هستی را چگونه تاب اورده ای؟!!
خیلی سخت است خیلی که بگویند تو را دوست دارند و اما عمل نه.. چگونه تاب اوردی و میاوری؟
خیلی سخت است مولا..
پسر فاطمه عمریست بیابانگرد است...
آقا آمده ایم که بگوییم خطا کردیم بگوییم که اگر چه از تو دور شدیم تو ما را رها نکن و از ما دور نشو
می دانم این عادت کریم نیست آنقدر مهربانی که اگر دعای تو نبود......خودم میدانم..خیلی چیزها از دعای توست
جمعه ها آقا.. دیگر مثل قبل نیست
می دان که شاید عهد ها را فراموش کردیم ...شاید هم شکستیم..
اما اقا با همه ی بدی هایمان ...با همه ی بی وفایی هایمان ...با همه ی اینها ..تو را دوست داریم
این را که نمی توانی بگویی نه!!!
می دانم ..می دانم دوست داشتن کافی نیست ..تنها به زبان نیست
اما دعایمان کن که همانی شویم که لبخند رضایت تو را ببینیم
آقا دیگر هیچ چیز مثل قبل نیست
این روزها درد غریبی مارا بیچاره کرده است
دیگر در کوچه و خیابان احساس آشنایی ندارم
همه چیز و همه کس غریبه اند همه چیز نا آشناست
آقا انگار همه تو را فراموش کرده اند ..خود را فراموش کرده اند
خیلی دنیا را جدی گرفته اند برای آن میخندند و برای از دست دادنش اشک می ریزند ..
آقا..آقا ..حرف های ما که تمامی ندارد..مانند غریبی تو!
دعایمان کن ...که قدمی بر داریم برای دولت کریمه ات
اول از خود شروع کنیم..دعایمان کن که از شر نفس و شیطان بر آییم.
تا مهدوی شویم.
لینک مرجع