04-09-2011, 12:57 PM
مهدی نصیری (1) : امروز خدشه در احادیث مسلم و محکم اهل بیت علیهم السلام بسی سهلتر از نقد آرای برخی بزرگان اهل فلسفه و عرفان است!
بسیاری از دانش پژوهان اجازه تامل در آرای این بزرگان را به خود نمی دهند. امروز خدشه در احادیث مسلم و محکم اهل بیت علیهم السلام بسی سهلتر از نقد آرای برخی بزرگان اهل فلسفه و عرفان است چرا که آن قدر هیمنه تبلیغی و جوی دارند که کمتر کسی جرات نزدیک شدن به آنان برای نقد و بازخوانی آرای آنها را دارد. و این ضایعه ای بزرگ برای علم و تحقیق و عقلانیت است.
![[تصویر: nasiri2.jpg]](http://www.ebnearabi.com/wp-content/uploads/2011/09/nasiri2.jpg)
قسمتی از مصاحبه ی هفته نامه مثلث با مهدی نصیری :
* در ایران معاصر سه جریان فکری مورد توجه قرار گرفته اند؛ یکی جریان مدرنها و غربگراهاست. جریان دوم، جریان سنتگراهاست با تمام شقوق و انفکاکاتی که دارد؛ از دکتر نصر می توان گستره اش را گرفت تا داخل ایران و جریاناتی در قم. برخی، جریاناتی مثل حدیثگراها را هم داخل در این گروه می دانند. جریان سومی هم وجود دارد که در ایران به جریان تفکیک معروف شده است. اولا آیا شما قائل به این سه جریان هستید و این آسیب شناسی را قبول دارید؟
تقسیم بندی ها چه در مباحث سیاسی و چه در مباحث معرفتی و عقیدتی، اغلب دقیق نیست. گاهی غلط انداز هم است. در مورد این تقسیم بندی که شما گفتید، می شود عنوانی به نام سنتگرایی مطرح کرد و جریاناتی را تحت این عنوان قرار داد ولی حتما این یک عنوان عام و مبهمی است که جریاناتی که زیر پوشش آن قرار می گیرند، ممکن است تفاوت های بسیار اساسی با هم داشته باشند. مثلا شما هم جریان تفکیک را زیر عنوان سنتگرایی آورده اید و هم جریان آقای دکتر نصر را. به یک اعتبار ممکن است این حرف درست باشد، اما می دانید که دکتر نصر به شدت در وجه ایجابی تاکید بر فلسفه و عرفان دارد. در صورتی که جریان تفکیک مخالف فلسفه و عرفان مصطلح است. دکتر نصر وارد مباحث نقد علوم جدید و مدرن می شود، ولی جریان تفکیک اصلا وارد این مقوله نشده است. چه بسا جریان تفکیک در برخورد با علوم و تکنولوژی غربی، به مدرن ها نزدیک باشد.
* شما از یک طرف می گویید عقل مستقل است و مدرکات مستقل دارد و از طرف دیگر می گویید نیازمند وحی است. بالاخره باید تکلیف معلوم شود؛ وحیانی است یا عقلانی، منقول است یا معقول؟
عقلی است و نقلی نیست. مثالی می زنم. بسیاری از قضایا و گزاره هایی که در علم ریاضی مطرح است، عقلانی است؛ ولی می دانیم تا سر کلاس درس استاد ریاضی ننشینیم و معلمی، ریاضی را به ما درس ندهد، با فکر مستقل خودمان نمی توانیم به گزاره های ریاضی برسیم……
* عنوان کردید نیازمند آموزش وحی و انبیا هستیم. در دوران کنونی باید به چه چیزی و چه کسی مراجعه کنیم؟
قرآن و عترت. عترت شامل قول، فعل و تقریر معصومین علیهم السلام است. معنای حدیث ثقلین هم همین است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود؛ بعد از من باید متمسک به این دو باشید و معرفت و حکمت و هدایت را از این دو استخراج نمایید.
* اکنون که ما با معصوم فاصله چند قرنی داریم و مستحدثات گوناگونی هم در جامعه امروزی وجود دارند، در این حالت چه باید کنیم؟
این همان مساله اجتهاد و به تعبیر بهتر تفقه است. درست است دسترسی مستقیم به معصوم علیه السلام نداریم و البته از این حیث در دسترسی به معارف ناب و خالص وحیانی با تنگناها و مشکلاتی رو به رو هستیم؛ اما در عین حال باب هدایت بسته نیست. ما معتقدیم قرآنی که بر رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده، بدون زیاده و نقصان در اختیار ماست. احادیث رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه معصومین علیهم السلام هم در اختیار ماست. فقها و دین شناسان با مراجعه به این دو منبع، معارف اعتقادی و نظری را به مردم می آموزند و احکام عملی را نیز به مقلدانشان ارائه می دهند. مساله حکومت و مسائل اجتماعی و سیاسی نیز با اصل ولایت فقیه سامان خود را پیدا می کند.
* شما خودتان را تداوم کلام شیعی می بینید؟
اساسا ما خودمان را تداوم کلام و فقه و تفسیر و حدیث بزرگان شیعه چون صدوق و مفید و سید مرتضی و شیخ طوسی و علامه حلی و علامه مجلسی می دانیم. اساسا تاریخ شیعه، تاریخ جبهه گیری در برابر فلسفه و عرفان یونانی بوده و عالمان شیعی موافق فلسفه و عرفان در جانب اقلیتی نسبتا ناچیز قرار داشته اند؛ اگر چه در چند دهه اخیر افزایش و تبلیغات و ظهور و بروز بیشتری یافته اند. البته مقصود من این نیست که کسی نمی تواند در برابر این بزرگان ابراز رای و نظر نماید یا آنها را در مواردی نقد کند، هرگز، چون معتقدم باب نقد و ابراز نظر بر اساس برهان و میزان قرآن و عترت همیشه باید مفتوح باشد و هیچ خط قرمزی در بحث و نظر به جز مقام عصمت وجود ندارد. اتفاقا یکی از مشکلات فکری و فرهنگی امروز ما این است که بعضی از بزرگان فکری و علمی ما آن قدر بزرگ شده اند که عرصه را در اذهان برخی حتی بر معصومین علیهم السلام تنگ کرده اند. بسیاری از دانش پژوهان اجازه تامل در آرای این بزرگان را به خود نمی دهند. امروز خدشه در احادیث مسلم و محکم اهل بیت علیهم السلام بسی سهلتر از نقد آرای برخی بزرگان اهل فلسفه و عرفان است چرا که آن قدر هیمنه تبلیغی و جوی دارند که کمتر کسی جرات نزدیک شدن به آنان برای نقد و بازخوانی آرای آنها را دارد. و این ضایعه ای بزرگ برای علم و تحقیق و عقلانیت است. البته این بحث ربطی به مساله پراهمیت ولایت فقیه ندارد چرا که در اینجا بحث تبعیت عملی از فرامین و احکام فقیه جامع الشرایط مطرح است که بر همگان حتی بر مجتهدین نیز لازم و واجب است. بحث ما در حیطه مباحث نظری و اعتقادی و علمی است که تقلیدی نیست، بلکه تحقیقی است.
***************************************************************
1 - مهدی نصیری در سال 1342هجری شمسی در دامغان متولد شد. تحصیل دروس حوزوی را از سال 1354 در حوزه علمیه دامغان نزد پدر (که خود تحصیل کرده حوزه علمیه نجف اشرف و به مقام اجتهاد نایل آمده بود)، و دیگر عالمان آن حوزه آغاز کرد. در سال 1358 برای ادامه تحصیل عازم حوزه علمیه قم شد و تا سال 1366 دروس سطح حوزه را ادامه داد و همزمان در مدرسه علمیه رسالت به تدریس دروس ادبیات و منطق پرداخت. در سال 1365 همکاری با موسسه مطبوعاتی کیهان را در قم آغاز و یک سال بعد برای ادامه همکاری به تهران رفت و به عنوان دبیر سرویس مقالات روزنامه کیهان کار مطبوعاتی را ادامه داد و مقالات متعددی در زمینه مسائل سیاسی و فرهنگی روز نوشت.
در سال 1367 سردبیری روزنامه کیهان به وی محول شد و در سال 1370 با دستور مقام معظم رهبری به عنوان مدیر مسئول روزنامه کیهان منصوب گردید و تا سال 1374 در این سمت فعالیت نمود. در همین سالها با آغاز درس خارج فقه حضرت آیت الله خامنهای به مدت دو سال در این درس شرکت کرد. در نیمه سال 1374 به همکاری با موسسه کیهان پایان داد و در اسفند همان سال نشریه سیاسی فرهنگی صبح را منتشر نمود. حیات این نشریه تا سال 1378 ادامه یافت. نصیری در این سال به قم مراجعت نمود و درس خارج اصول و فقه را در محضر آیات عظام سبحانی و مؤمن ادامه داد. وی در سال 1380 به معاونت سیاسی شورای سیاستگذاری ائمه جمعه سراسر کشور منصوب و تا سال 1384 در این سمت فعالیت کرد و در این سالها نیز دو سال دیگر از درس خارج فقه مقام معظم رهبری بهره برد. در سال 1384 به عنوان معاونت فرهنگی دفتر نمایندگی مقام معظم رهبری در کشور امارات به این کشور رفت و سال 1388 با پایان مأموریت به کشور مراجعت کرد.
مهدی نصیری همچنین انتشار ماهنامه سیاحت غرب برای مرکز پژوهشهای اسلامیصدا و سیما در قم را در کارنامه مطبوعاتی خود دارد که تاکنون هشتاد و یک شماره آن منتشر شده است. مدیریت مسئول انتشارات کتاب صبح که عمدتا به انتشار آثاری در زمینه غرب شناسی میپردازد نیز با مهدی نصیری است. صاحب امتیازی و مدیریت مسئول فصلنامه سمات تازه ترین فعالیت مطبوعاتی وی است.
نصیری علاوه بر نگارش دهها مقاله و گفتگوی مطبوعاتی، سه کتاب با عنوانهای «اسلام و تجدد»، «فلسفه از منظر قران و عترت» و «جایگاه اجتماعی زن از منظر اسلام» تالیف و منتشر کرده است.
متن کامل مصاحبه : اینجا کلیک کنید.
بسیاری از دانش پژوهان اجازه تامل در آرای این بزرگان را به خود نمی دهند. امروز خدشه در احادیث مسلم و محکم اهل بیت علیهم السلام بسی سهلتر از نقد آرای برخی بزرگان اهل فلسفه و عرفان است چرا که آن قدر هیمنه تبلیغی و جوی دارند که کمتر کسی جرات نزدیک شدن به آنان برای نقد و بازخوانی آرای آنها را دارد. و این ضایعه ای بزرگ برای علم و تحقیق و عقلانیت است.
![[تصویر: nasiri2.jpg]](http://www.ebnearabi.com/wp-content/uploads/2011/09/nasiri2.jpg)
قسمتی از مصاحبه ی هفته نامه مثلث با مهدی نصیری :
* در ایران معاصر سه جریان فکری مورد توجه قرار گرفته اند؛ یکی جریان مدرنها و غربگراهاست. جریان دوم، جریان سنتگراهاست با تمام شقوق و انفکاکاتی که دارد؛ از دکتر نصر می توان گستره اش را گرفت تا داخل ایران و جریاناتی در قم. برخی، جریاناتی مثل حدیثگراها را هم داخل در این گروه می دانند. جریان سومی هم وجود دارد که در ایران به جریان تفکیک معروف شده است. اولا آیا شما قائل به این سه جریان هستید و این آسیب شناسی را قبول دارید؟
تقسیم بندی ها چه در مباحث سیاسی و چه در مباحث معرفتی و عقیدتی، اغلب دقیق نیست. گاهی غلط انداز هم است. در مورد این تقسیم بندی که شما گفتید، می شود عنوانی به نام سنتگرایی مطرح کرد و جریاناتی را تحت این عنوان قرار داد ولی حتما این یک عنوان عام و مبهمی است که جریاناتی که زیر پوشش آن قرار می گیرند، ممکن است تفاوت های بسیار اساسی با هم داشته باشند. مثلا شما هم جریان تفکیک را زیر عنوان سنتگرایی آورده اید و هم جریان آقای دکتر نصر را. به یک اعتبار ممکن است این حرف درست باشد، اما می دانید که دکتر نصر به شدت در وجه ایجابی تاکید بر فلسفه و عرفان دارد. در صورتی که جریان تفکیک مخالف فلسفه و عرفان مصطلح است. دکتر نصر وارد مباحث نقد علوم جدید و مدرن می شود، ولی جریان تفکیک اصلا وارد این مقوله نشده است. چه بسا جریان تفکیک در برخورد با علوم و تکنولوژی غربی، به مدرن ها نزدیک باشد.
* شما از یک طرف می گویید عقل مستقل است و مدرکات مستقل دارد و از طرف دیگر می گویید نیازمند وحی است. بالاخره باید تکلیف معلوم شود؛ وحیانی است یا عقلانی، منقول است یا معقول؟
عقلی است و نقلی نیست. مثالی می زنم. بسیاری از قضایا و گزاره هایی که در علم ریاضی مطرح است، عقلانی است؛ ولی می دانیم تا سر کلاس درس استاد ریاضی ننشینیم و معلمی، ریاضی را به ما درس ندهد، با فکر مستقل خودمان نمی توانیم به گزاره های ریاضی برسیم……
* عنوان کردید نیازمند آموزش وحی و انبیا هستیم. در دوران کنونی باید به چه چیزی و چه کسی مراجعه کنیم؟
قرآن و عترت. عترت شامل قول، فعل و تقریر معصومین علیهم السلام است. معنای حدیث ثقلین هم همین است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود؛ بعد از من باید متمسک به این دو باشید و معرفت و حکمت و هدایت را از این دو استخراج نمایید.
* اکنون که ما با معصوم فاصله چند قرنی داریم و مستحدثات گوناگونی هم در جامعه امروزی وجود دارند، در این حالت چه باید کنیم؟
این همان مساله اجتهاد و به تعبیر بهتر تفقه است. درست است دسترسی مستقیم به معصوم علیه السلام نداریم و البته از این حیث در دسترسی به معارف ناب و خالص وحیانی با تنگناها و مشکلاتی رو به رو هستیم؛ اما در عین حال باب هدایت بسته نیست. ما معتقدیم قرآنی که بر رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده، بدون زیاده و نقصان در اختیار ماست. احادیث رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه معصومین علیهم السلام هم در اختیار ماست. فقها و دین شناسان با مراجعه به این دو منبع، معارف اعتقادی و نظری را به مردم می آموزند و احکام عملی را نیز به مقلدانشان ارائه می دهند. مساله حکومت و مسائل اجتماعی و سیاسی نیز با اصل ولایت فقیه سامان خود را پیدا می کند.
* شما خودتان را تداوم کلام شیعی می بینید؟
اساسا ما خودمان را تداوم کلام و فقه و تفسیر و حدیث بزرگان شیعه چون صدوق و مفید و سید مرتضی و شیخ طوسی و علامه حلی و علامه مجلسی می دانیم. اساسا تاریخ شیعه، تاریخ جبهه گیری در برابر فلسفه و عرفان یونانی بوده و عالمان شیعی موافق فلسفه و عرفان در جانب اقلیتی نسبتا ناچیز قرار داشته اند؛ اگر چه در چند دهه اخیر افزایش و تبلیغات و ظهور و بروز بیشتری یافته اند. البته مقصود من این نیست که کسی نمی تواند در برابر این بزرگان ابراز رای و نظر نماید یا آنها را در مواردی نقد کند، هرگز، چون معتقدم باب نقد و ابراز نظر بر اساس برهان و میزان قرآن و عترت همیشه باید مفتوح باشد و هیچ خط قرمزی در بحث و نظر به جز مقام عصمت وجود ندارد. اتفاقا یکی از مشکلات فکری و فرهنگی امروز ما این است که بعضی از بزرگان فکری و علمی ما آن قدر بزرگ شده اند که عرصه را در اذهان برخی حتی بر معصومین علیهم السلام تنگ کرده اند. بسیاری از دانش پژوهان اجازه تامل در آرای این بزرگان را به خود نمی دهند. امروز خدشه در احادیث مسلم و محکم اهل بیت علیهم السلام بسی سهلتر از نقد آرای برخی بزرگان اهل فلسفه و عرفان است چرا که آن قدر هیمنه تبلیغی و جوی دارند که کمتر کسی جرات نزدیک شدن به آنان برای نقد و بازخوانی آرای آنها را دارد. و این ضایعه ای بزرگ برای علم و تحقیق و عقلانیت است. البته این بحث ربطی به مساله پراهمیت ولایت فقیه ندارد چرا که در اینجا بحث تبعیت عملی از فرامین و احکام فقیه جامع الشرایط مطرح است که بر همگان حتی بر مجتهدین نیز لازم و واجب است. بحث ما در حیطه مباحث نظری و اعتقادی و علمی است که تقلیدی نیست، بلکه تحقیقی است.
***************************************************************
1 - مهدی نصیری در سال 1342هجری شمسی در دامغان متولد شد. تحصیل دروس حوزوی را از سال 1354 در حوزه علمیه دامغان نزد پدر (که خود تحصیل کرده حوزه علمیه نجف اشرف و به مقام اجتهاد نایل آمده بود)، و دیگر عالمان آن حوزه آغاز کرد. در سال 1358 برای ادامه تحصیل عازم حوزه علمیه قم شد و تا سال 1366 دروس سطح حوزه را ادامه داد و همزمان در مدرسه علمیه رسالت به تدریس دروس ادبیات و منطق پرداخت. در سال 1365 همکاری با موسسه مطبوعاتی کیهان را در قم آغاز و یک سال بعد برای ادامه همکاری به تهران رفت و به عنوان دبیر سرویس مقالات روزنامه کیهان کار مطبوعاتی را ادامه داد و مقالات متعددی در زمینه مسائل سیاسی و فرهنگی روز نوشت.
در سال 1367 سردبیری روزنامه کیهان به وی محول شد و در سال 1370 با دستور مقام معظم رهبری به عنوان مدیر مسئول روزنامه کیهان منصوب گردید و تا سال 1374 در این سمت فعالیت نمود. در همین سالها با آغاز درس خارج فقه حضرت آیت الله خامنهای به مدت دو سال در این درس شرکت کرد. در نیمه سال 1374 به همکاری با موسسه کیهان پایان داد و در اسفند همان سال نشریه سیاسی فرهنگی صبح را منتشر نمود. حیات این نشریه تا سال 1378 ادامه یافت. نصیری در این سال به قم مراجعت نمود و درس خارج اصول و فقه را در محضر آیات عظام سبحانی و مؤمن ادامه داد. وی در سال 1380 به معاونت سیاسی شورای سیاستگذاری ائمه جمعه سراسر کشور منصوب و تا سال 1384 در این سمت فعالیت کرد و در این سالها نیز دو سال دیگر از درس خارج فقه مقام معظم رهبری بهره برد. در سال 1384 به عنوان معاونت فرهنگی دفتر نمایندگی مقام معظم رهبری در کشور امارات به این کشور رفت و سال 1388 با پایان مأموریت به کشور مراجعت کرد.
مهدی نصیری همچنین انتشار ماهنامه سیاحت غرب برای مرکز پژوهشهای اسلامیصدا و سیما در قم را در کارنامه مطبوعاتی خود دارد که تاکنون هشتاد و یک شماره آن منتشر شده است. مدیریت مسئول انتشارات کتاب صبح که عمدتا به انتشار آثاری در زمینه غرب شناسی میپردازد نیز با مهدی نصیری است. صاحب امتیازی و مدیریت مسئول فصلنامه سمات تازه ترین فعالیت مطبوعاتی وی است.
نصیری علاوه بر نگارش دهها مقاله و گفتگوی مطبوعاتی، سه کتاب با عنوانهای «اسلام و تجدد»، «فلسفه از منظر قران و عترت» و «جایگاه اجتماعی زن از منظر اسلام» تالیف و منتشر کرده است.
متن کامل مصاحبه : اینجا کلیک کنید.